څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

خالیگاه فکری


خالیگاه فکری

نوشته ی محمد اسماعیل یون

برگردان از پشتو به دری: مصطفی عمرزی

یادآوری:

اين نگارش در مجله ي «هيله» - 1381 شمسی به نشر رسيده است. اینک ترجمه ی دری آن تقدیم می شود.

***

در جوامع يا كشور هایي كه ثبات سياسي از ميان برود يا نيرو های مسلح ازهم بپاشند، هرج و مرج عمومي نیز زاده می شود. سياستگران به اين رويداد «خلای قدرت» مي گويند. آنان همواره كوشيده اند چنين خاليگاهي به وجود نيايد.

ده سال پيش از امروز، نمونه ي بالمثل خلای سياسي و نظامي در سرزمين خود ما واقع شد. زماني كه رهبر حكومت طرفدار اتحاد شوروي پيشين، داكتر نجيب الله، از سوي دسته هاي طرفدار پاكستان، ايران و يا هم گونه ی ديگري از گروه هاي طرفدار روس، تحت فشار مضاعف قرار گرفت و مجبور شد از قدرت منصرف شود، براي جلوگيري از به ميان آمدن خاليگاه و بي ثباتي سياسي در كشور، دست به دامان سازمان ملل زد تا با يك تغيير نو، نيروي های نظامي و سياسي تجدید شوند و جامعه از مهار خارج نشود.

داكتر نجيب الله، ساليان زيادي با دسته هاي گونا گون مجاهدین نبرد كرده بود. او از توان و ظرفيت سياسي اكثر آن ها آگاه بود، اما در پايان کارش، همانی شد كه گمان مي كرد. از مصايب ناشي از خلای سياسي، نه تنها جامعه ي افغاني، بل تمام جهانيان، درس عبرت گرفتند؛ ولي اكنون بر عواملی غور نمي شود كه باعث به ميان آمدن خاليگاه سياسي مي شوند.

عوامل اساسي خلای سياسي، تضاد، عدم وحدت، ناتواني و يا هم آن خلای فكري است كه شانس توافق اکثر مردم بر آرمان واحد را از ميان مي برد. در واقع همين خلاست كه جامعه را دچار هرج و مرج سياسي کرده و راه را براي تعدی نظامي ميسر مي كند.

در جوامع با ثبات، باور هايی وجود دارند كه مردم و سیاسیون در محور آن ها قرار مي گيرند و به آن ها احترام مي گذارند. ارزش هاي ملي، سرزميني و عقيده يي، آن باور های بزرگ مي باشند كه باعث تشكیل يك ملت و یک كشور می شوند.

نويسنده گان و شاعران، آن اقشار جامعه را مي سازند كه بيشتر از همه،‌ متعهد به ارزش هاي ملي مي باشند؛ زيرا به آنان چشمان جامعه و به آفرينش آنان وجدان جامعه مي گويند.

براي شاعران و نویسنده گان اجتماعی، زنده گي بی باور، دشوار است. بنابراین آنان نمي توانند بدون آن حيات به سر برند. اگر چنين شود، به اين معني خواهد بود كه پيكر هاي بي روح استند.

متاسفانه شماري از شاعران و نويسنده گان ما با خاليگاه و بحران فکری مواجه اند. آناني كه در گذشته به آرمان و مفكوره اي معتقد بودند، بر اثر وارد شدن ناملايمات، به سختي افسرده اند. سخن درست اين است كه تعدادی از نويسنده گان ما، باور ها و ارزش هاي كوچك سياسی، منطقه يي، قبيله يي و امثال آن را دنبال می کنند. بنابراین با کمرنگ شدن آن ها، يك جا پژمرده مي شوند. دسته اي ديگر را طوفان سياسي و ناهنجاری ها، چنان هراسان کرده اند كه نمي دانند چه کنند و بر كدام آرمانی تكيه زنند؟ چنين نويسنده گاني با نوعی از بحران و خاليگاه فكري روبه رو مي باشند. نگارش هاي آنان نمي توانند بُعد مشخصی را نظارت كنند. در آن ها درونمايه ي ارزشمند نهفته نيست. نوشته هاي آنان عاري از مرام اند. آرمان و مفكوره، مثال روح و روان نويسنده را دارند. نگارش هاي بی روح، حيثيت نوشته هاي مُرده را دارا اند.

معضل نوشته های بي مرام، اين است كه از اشتباهات گوناگون اشباع شده، درونمايه هاي متضادی از آن ها اصدار مي شوند. این محتویات، شخصيت نویسنده گان را دچار زيان مي كنند. در جامعه ي ما بي ثباتي شخصيت كه بيشتر پيوسته به خلای فکری مي باشد، براي موثريت يك اثر، بسيار پُر چالش است.

در جوامع عقب مانده و قبيله يي، معيار هاي اخلاقي و ويژه گي هاي شخصيت بسيار مطرح اند. بنابراین كساني كه خواهان تخلیقات پخته و ماندگار باشند، بايد از توان فکری بهره مند بوده و براي خلق اثر، باور های ماندگار، گسترده و بزرگ انساني را برگزيند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

محمد اسماعیل یون











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us