څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

ابتکارات زشت


ابتکارات زشت

(برای اخذ ویزا)

مصطفی عمرزی

سال ها قبل، وقتی هنوز نمی دانستیم روزی با فیس بوک، حتی به منزل رییس جمهور امریکا خواهیم رفت، دنیای پیرامون ما، فقط همان هایی بودند که در جغرافیای ما بود. پاستوریزه ی اخبار دنیا از ریخت و پاشی به دست می آمد که عمده اش رادیویی بودند. ما در جزایری زنده گی می کردیم که گاه با زورق های رسانه یی، چیز هایی به عنوان کالا های خبری دنیای خارجی را وارد می کردند.

امروز (19 عقرب 1397)، وقتی بار دیگر سهم روزانه ام از هزینه ی فیس بوکی را پرداختم، تصویری ذهنیت ساز شد (کبرا حاتمی) که اگر در بازار آزاد، ادامه یابد، فروش آن، متنوع می شود.

دخترکی با پوشش شبیه زره های پیشین که در جنگ ها، اندام ها را در برابر آدم کشی ها و قصابی های حماسی، حفظ می کرد، با کمال بی خیالی در جاده های کابل، راه افتاده بود و مردم بسیار مراقب گاهی با تمسخر، او را بدرقه می کردند.

متن بعضی از برنامه های سفارشی، انجویی و جلسه یی را خوب می شناسیم که از یک سو، فرصت های کاسبی دارد و از سوی دیگر، اسنادی را تکمیل می کند که بعضی از موسسات خارجی، با کسب آن ها، کمک های خیراتی در افغانستان را کوه می سازند. بنابراین بخشی از پول های به اصطلاح کمک شده را در یک مسیر تجارتی، دوباره به کشور هایی تحویل می دهند که ظاهراً سال ها خبر نداشتند، آیا کشوری به نام افغانستان، نمی تواند حس اخلاقی باشنده گان بی غم کره ی خاکی را برانگیزد تا فقط به نام انسانیت، کمک کنند؟

انواع مختلف کسانی را دیدیم که شماری با جسارت هایی در محافل ساز و آواز، شماری با کاستی و افزودی تن و بدن و شماری با نمایشات اخلاقی و تعلقات دینی خاص، به نان و نوا رسیده اند؛ چه بسا که شماری با ویزا هایی مسافر می شوند که محال است برای کسانی صادر شوند که برای لقمه ای نان، از سفر به دوزخ نیز هراس ندارند.

دخترک با پوشش زرهی که جای سینه هایش، بدتر از ستاره گان پورنوگرافی و محافظ سرین اش، برجسته تر از سرین های نمایشات سکسی، اشتیاق خیابان آزار ها را برمی انگیختند، نه فقط یگانه کسی نیست که از این ابتکارات دارد، بل فقط با تغییر شکل، مسیری را گشوده اند که اگر برای بدبختی ها به مصداق «شکم گرسنه، ایمان ندارد!»، توجیه ببافیم، به جا نیست برای رهایی از فلاکت، نسخه هایی تجویز شوند که در جامعه ای همانند جامعه ی افغانستان، آب را با آتش یک جا کنند و توقع نداشته باشند، دود است یا بخار!

باوجود هیاهو برای الگو هایی که نتیجه ی مدنیت 17 سال بازار آزاد عنوان می کنند و دست آورد ها عنوان می شوند، فقر فرهنگی با میانه ی تهی آن چه که سراپای جامعه را فراگرفته اند، نمونه های بهتر از کسانی ارایه نخواهند کرد که هرچند مجبور اند، اما مثال ها و جسارت های آنان می توانند پی آمد هایی داشته باشند که وقتی خواستند حق انسانی زنان افغان، حقوقی شود، حضور مورد نیاز اجتماعی، مدنی و انسانی آنان را سال ها عقب می اندازند.

این که چرا نمونه های دخترک زره پوش، خارجی اند، شاید توجه بر آرامشگاه هایی باشد که فراتر از بخشی از جغرافیای جهان سوم که افغانستان محصور را در میان دولت ها و کشور های عقب مانده ی همسایه گان، قرار می دهد، راحتی خود شان را در جوامع قانونمند، آزاد، راحت و انسانی اروپا و امریکا، درک می کنند.

تصویر نسل مهاجر که در هر گوشه ای از این کشور، خویش و قوم دارد، رویا هایی را آرمانی می کند که اگر در این جا، همچنان قربانی اندیشه ها، افراد و سیاست هاییم، آسایش ما از مسیر جسارت های بازاری، در راه اخذ ویزا، نویدی زنده گی نو نیز می شوند.

شرایط دشوار، ردیف ناگزیری ها را در برابر مردم قرار می دهد. بنابراین، درک ابتکارات زشت مشکل نیست، اما آن چه اسفبار است، تقابل با باور های جمعی مردم است. اخبار گرایش های افراط مذهبی و مزمت دولتی که مردم سالار عنوان می شود، منوط به سوء رفتار هایی نیز است که از تصادم با فرهنگ عامه، مردم را توهین کرده اند.

تلاش های شماری به اصطلاح اعضای جامعه ی مدنی که خود نیز از تعریف خوب و بد باور ها و فرهنگ ها عاجز اند و بدون احترام به مردم، در حالی به شئونات آنان حمله می کنند که بدیل قابل قبول و جاگزین فرهنگ های محلی، اگر قوانین شهری اند یا مدعای مدنی، نه تطبیق می شوند و نه ادبیاتی دارند تا مردم را به جای باور های خرافی، جلب کنند.

شدت خشونت مردم با شهید فرخنده، تنها مساله ی جهل و احساسات مردانه گی نبود. اخبار ابتکارات زشت فعالان مدنی که در تمام آن ها، گونه ای از هتک حرمت اجتماعی دیده می شوند، مردم را در برابر ارزش های دیموکراتیک، بدون این که ماهیت آن ها را درک کرده باشند، حساس می سازند.

روان شناسی و رفتار شناسی مرتکبان جنایت قتل شهید فرخنده، قبل از این که مظلومیت وی آشکار شود، او را فردی تعریف کرده بودند که قصد داشت به مقدسات توهین کند. با این شرح، در پی توجیه اعمال شرم آور، غیر انسانی، غیر اخلاقی و زشت کسانی نیستم که فرخنده را به قتل رساندند. اگر او در مقام توهین به مقدسات هم می بود، در جامعه ای که طول و تفصیل نهاد ها و ارگان های عدلی و قضایی دارد، هیچ کسی بیرون از محدوده ی دولت، حق دخالت نداشت؛ چه اگر به بهانه ی تخریش مقدسات مردم، اعمال زشت را مجوز دهیم، سوء استفاده به نام دین، افزون بر سوء استفاده ی سیاسی از دین، زنده گی ما را در مضیقه ی بیشتر می اندازد.

تصاویر بعدی دخترک زره پوش، او را با لباس های نیمه برهنه رسانه یی کردند. در تصویری در برابر زره اش همچون عبد بت ها ایستاده است. ادعای او که می خواست از امنیت جسمی بهره مند باشد با برهنه گی بعدی، مردم را منزجر تر کرد.

ابتکارات زشت که غایه ی آن ها رسیدن به منافع شخصی است، بسیاری از ارزش های خوب و دیموکراتیک سال های اخیر را وارونه کرده اند. می توان اذعان کرد که خشونت مذهبی در کمین است. این کنش از زشتی هایی بهره می برد که شماری برای رسیدن به منافع شخصی از هیچ پستی باک ندارند. اگر ارزش های دیموکراتیک، زیر سوال بروند، جای آن ها را چه پُر می کند؟ در برابر ما مخالفان مسلح و داعش قرار دارند!


مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us