څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

دزد بدنبال شريك جرم


دزد بدنبال شريك جرم

هر كشوريكه جغرافيايي مولاناي بلخي را محدود كند ، به همان اندازه انديشه او را محدود به مرز هامحدود ساخته است و ميخواهم در مورد اين سياست حقيرانه جمهوري اسلامي ايران سخن كوتاه داشته باشم كه چه حقيرانه فقر فرهنگي خود را ميخواهد با چنين سياستهاي حقيرانه غني بسازد .
از دير زماني است كه دولتهاي گذشته وامروز ايران فقر فرهنگي خودرا در سايه دزدي فرهنگهاي همسايه پوشانده است و از كتابهاي درسي دوران ابتدائيه مكتب شان گرفته تا عرضه كتابهاي چاپي روزمره اش خالي از دزديهاي آشكار و پنهان نيست كه گاهي شعرا و نويسند گان مارا را وگاهي دانشمندان و ناموران تاريخ باستان ما را از آن خود ميداند و گويا هرآنچه در سرزمين ما شگفته ، زيبايي و رسايي و عطر آن از ايران وايرنيان است و اين عادت رسوايي تبديل بيك باور دروغين آلوده به خود باوري ايرانيان شده كه هرگاه سر بحث و پرسش مطرح ميشود راست ودروغ بودن بعنوان يك حقيقت پيوند ( جبر تاريخ و جغرافياي ) ميداند كه هرگاه به منبع مطالعه وتحقيق آن رو مياوري متوجه ميشوي كه چنين تاريخ وجغرافياي را در خيال وتوهم ميتواني پيدا نمايي و به افسانه هاي خود ساخته مي ماند كه به شعور اين ملت از جبر نداشتن ها توهيني به بزرگي پهناي جغرافيا وطول تاريخ انها روا داشته شده است و از بنياد چنين ديواري كج باوري را بر كج خشت تهداب گذاشته است .
چنانچه كتابهاي تاريخ و ادبيات وجغرافياي درسي ايران را ورق زني درخواهي يافت كه شاعران و نويسندگان و دانشمندان و ماندگار هاي ادبي و لسان شيرين دري بدون استثنا وبدون زادگاه از بلخ وبخارا گرفته تا غزنه وهرات درج است و اگر پرسشي شود كه مولاناي بلخي ، سنائي غزنوي و بيدل لاهوري ، ناصر خسرو دهلوي ، خواجه عبدالله انصاري و ابن سينا بلخي ، البروني فارابي و سيد جمالدين الدين افغاني ( كه كرده اند سيدجمالدين اسعدآبادي همداني !! ) از كجا بوده اند و در كجا زاده شده اند و چه ربطي به ايران دارد با دنياي جواب هاي مجهول بر ميخوري كه نهايتا تاسف به حال ملتي ميخوري كه چگونه با داشته ها وميراث هاي فرهنگي وعلمي ما دلخوش است و در آخر خودت را به اين منطق قناعت ميدهي كه علم وفرهنگ مرز نمي شناسد و چه خوب است كه فرزانگان سرزمين ات تا دورترين افق هاي جغرافيايي شيفته گاني دارد و طرفداران سرا پا آتشين كه از فرط پويايي ميراث فرهنگي تو انها به توهم خود باوري رسيده اند كه همه را برخاسته از زادگاه هاي گمشده اي ميداند كه شايد در نزديگترين ديواره هاي فراموش شده تاريخ شان روزگاري بزرگاني بوده اند كه سايه علم وهنر شان سايه هاي همه ديواره هارا روشن كرده است و باز بخود افتخار ميكني كه سرمايه هنگفت علمي وفرهنگي تو توانسته فقر فرهنگي همسايه ترا پوشيده نگهداشته و توانسته اي حق همسايه داري ادا كني !
و اما گاهي اين اعتماد ها و بخشش هاي همزباني و حفظ نكردن خط سرخ محافظت از ميراث هاي فرهنگي ميتواند دردسر ساز شود و طمع همسايه را چند برابر كند و ادعا هاي خوش باورانه را به تجاوز به حريم فرهنگي و ويرانگري زادگاههاي ماندگار هاي علمي وفرهنگي تو برسد و بخشش هاي بدون حساب وكتاب به دزدي بزرگتري از گنجينه هاي ميراثهاي تاريخ و فرهنگ تو تبديل شود و خيال همسايه را در داشتن اصل گنجينه كه از آن من است ختم شود و چنين هم شده است و خبر هاي سر به رسوايي كشيدن اين دزدي فرهنگي با شريك جرم كردن تركيه نيز سرخط اخبار و نهاد فرهنگي بين المللي يونسكو شد و با خبر شديم كه اين آب زير كاه ( ايران ) اين بار براي ازان خود كردن ( مثنوي معنوي ) مولانا جلال الدين بلخي رومي با همدستي تركيه عريضه التماس به سازمان يونسكو برده است كه به احترام ريش هاي آويزان شده روحانيون و يخن هاي پاره فرهنگيان و طومار هاي حاجت والتماس هاي يك ملت بزرگ ايران وبه عزت وآبروي تحريم هاي برداشته شده و به ميمنت باز شدن درب هاي داد وستد هاي بين المللي كه ايالات متحده آمريكا نصيب حال شان كرده است و ابهاي رفته و آبروي گذشته را به حد توان بر گشت داده است ، از خدا ميشود و از بخشش اين نهاد فرهنگي دنيا ( مثنوي ، معنوي ) جلالاالدين بلخي را از ايران و تركيه ثبت نمايي تا جلال ان مولاناي بزرگ تاريخ نخوانده و نا نوشته اين ملت بزرگ را روشن كند و ( قلم بدستان فرهنگستان ) اين سرزمين را انرژي دوباره حاصل آيد و فرج نبوغ شانرا در دزدي هاي بيشتر شگوفا سازد تا سر از پا نشناسند و هر آنچه از شرق وغرب است با كمال گستاخي ، جسارت دزدي را بدهد كه دنيا پر شده است از دزدي كريديت كارتها و فايلها و حيف است كه دزدان حريفه اي ايران زمين قلم ها را شانه ريش كنند واوضاع كشور ما كه گرگ وميش است و آهنگ جنگ و قلم ها در نقد سرمايه هاي از دست رفته و نقد هاي غارت شده و آمار هاي انتحار ها وكشتار ها و اختلاس ها و تحريك كردنها ومحكوم كردنها و تشويق مافياي قدرت و در چنين اوضاع كسي به مولانا و مثنوي ومعنوي او كاري نيست و تا خبر شوند به پاس همسايه داري خوب ! دولتمردان زرنگ ما بازيهاي همه رقم را بلد هستند تا صدا ها را خاموش و خواسته ها را با پول نفت وگاز رفع سازد !
حيف كه چه خيال باطل و چه آغاز بازي خام كه نه تنها دولت ايران بخودش بزرگترين رسوايي دزدي فرهنگي را بجان خريد بلكه به شعور جمعيت ٨٠ ميليوني خود نيز توهين كرد .
و اين روايت نشاندهنده آنست كه ايران هيج فرصتي را از دست نميدهد و صداقت دوستي و همسايه داري و مرز هاي مشترك زباني و فرهنگي براي ايران مثل نوشتن روي يخ است كه با نور خورشيد ذوب ميشود و يك بار ديگر ثابت ساخت كه اعتماد هاي مردم افغانستان نسبت به ايران بايد همانند خود شان باشد زيرا آنها در هرزمان ممكن خيانت در امانت را خواهند كرد و بايد خط سرخ امانت هاي فرهنگي و داشته هاي باستاني خود را براي ايران پررنگتر و روشن تر كشيد و عبور از انرا براي ايران با دقت زير نظر گرفت و به پاليسي هاي عوامفريبانه انها نبايد ساده نگري كرد و جلو چنين اتفاقها را گرفت . و اين اتفاق ما را مجبور ميسازد كه حفظ گنجينه هاي فرهنگي و باستاني را از رابطه هاي مشترك زباني بدرستي جدا سازيم و مرز مشترك زباني را از مشتركات فرهنگي جداگانه تعريف كنيم و در حوزه مشترك زباني كه پارسي دري ، جايگاه جداگانه براي پارسي زبانهاي ايراني مشخص در نظر گرفت تا منبع هاي مشترك زباني در انحصار صاحبان دروغين قرار نگيرد .
از همه نريسندگان و آگاهان فرهنگي و صاحبنظران اهل قلم و زبان كشور شديدا خواهش ميكنم كه كانالهاي پاليسي سياسي ، رسمي و نهاد هاي فرهنگي كشور را در يك موضع مشترك اعتراضي عليه اين وقاحت و دزدي آشكار ايران قرار دهند و از امكانات دفاعي و نوشتاري و زباني خود در داخل وخارج كشور استفاده برده و همچنين در جريان قرار گرفتن و قرار دادن سازمان يونسكو از اين توطئيه فرهنگي ايران دريغ نكنند !

----2016-06-09 22:13:59----
رضا علوى

از کتابخانۀ:

رضا علوى

نویسنده:

رضا علوى











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us