څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

در میان سنت و تجدد


در میان سنت و تجدد

(نایب سالار سعدالله ساپی)

مصطفی «عمرزی»

سه دهه پس از مرگ زنده یاد نایب سالار سعدالله ساپی (جد پدری ام)، با نگارش زنده گی نامه ی وی، کوشیدم تلاش های افغانانی فراموش نشوند که در یک مقطعه ی خاص، در حالی که متصدی امور بودند، جرات ورزیدند با فاصله از گذشته، در میان سنت و تجدد، نوگرایی را به نفع مردم اختیار کنند.

پدرم قصه می کرد با نهضت دوباره ی نسوان در سلطنت اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح)، پدرکلانم، مرحوم سعدالله خان، به دختران بزرگش نیز دستور می دهد با پی گیری تعلیم و کسب سواد، از کوچکتر ها عقب نمانند. بر اثر شرایط، شماری از دختران بزرگ خانواده که موفق به کسب سواد نشده بودند، با دستور و رضایت پدر که یک نظامی بزرگ، بل کلان خانواده و ایل نیز به شمار می رفت، به جمع باسوادان پیوستند.

پس از نهضت امانی، در دومین نوبت ثبات، نیاز های اجتماعی برای حضور زنان و دختران افغان، اما با چالشی مواجه بود که در جامعه ی سنتی با کهنه برداشت های مذهبی و فرهنگی، هنوز ذهنیت هایی زدوده نشده بودند که در حاکمیت مترقی امانی، اما به نام مذهب و فرهنگ های تعریف ناشده، نه فقط افغانستان را به هرج و مرج کشانیدند، بل با مُهر بهتان و کفر، سالیان دیگری نیز فضای تنفس زنان و دختران افغان را تنگ کردند.

زنده یاد نایب سالار سعدالله ساپی در فاصله ی گذشته و زمان حال، به آن طیف افغانان آگاه، بزرگ، فرهنگی و با درک تعلق دارد که هرچند در کمین بهتان و تکفیر بودند، اما با جسارت هایی که عصر کهنه را وارد نو می کند، به جلو لبیک گفتند.

در کتاب «چهار یادواره»، فصل «استوار و با اراده»، ویژه ی زنده گانی جد مرحومم است. او از بزرگان و نخبه گان سلطنت اعلی حضرت شاه محمد ظاهر (رح) و ریاست جمهوری شهید محمد داوود بود.

نایب سالار سعدالله ساپی با «ریاست محاکمات نظامی وزارت دفاع افغانستان»، نماینده ی ایل و خانوار بزرگی از ساپیان افغانستان نیز می شد که به علایق ما به ولایت های کنر، لغمان و کاپیسا می رسد.

شان کاری، فرهنگی و سیاسی، به وجاهت نایب سالار مرحوم می افزود. در کتاب «چهار یادواره» از قلمپردازی های جد پدری ام یادآوری کرده بودم. در فرصتی که امیدوارم از دیوان اشعار او در زبان پشتو، نمونه و مدرک بیاورم، به این نکته عطف توجه می کنم که در میان سنت و تجدد، برهه ای که بار دیگر با ثبات اجتماعی و سیاسی، افغانان را مجال می دهد به رونق مدنی باز گردند، برآورد خواسته های همه گانی که بیش از همه ایجاب می کردند رونق تعلیم و تحصیل احیا شود، شاید به ساده گی باور های امروزی نباشد؛ هرچند پدیده ی داعش در قرینه های تاریخ، مشابه به دو ارتجاع نکبت و شوم سقوی، هنوز با مُهر و بهتان تکفیر، مردم را برای کسب درس و تحصیل هشدار می دهند.

در میان خانواده ی ما، در طیف برادران و خواهران پدرم، هیچ کسی را سراغ نداریم که از کسب علم و دانش محروم مانده باشد.

تشویق مردم به کسب دانش، به ویژه حمایت از قشر اناث، برای بزرگانی که در کسوت بزرگ ایل و تبار قرار داشتند، دشواری هایی دارد که مردم ما در حیات مقید، نمی توانند از زیر بار و ثقلت سنت ها و فرهنگ های تعریف نشده به راحتی بیرون شده، از مزایای شراکت اجتماعی کل افغانان مستفید شوند.

پشتون ها، هنوز هم بزرگ ترین قربانی فرهنگ ها و سنت های تعریف ناشده اند. اگر ظرفیت بشری انبوه این قوم را در محاسبات سیاسی، فقط روی شراکت اکثریت ذکور محاسبه می کنیم، تالم ناشی از این که اکثریت اناث ما به کارایی بیشتر آرا نمی افزایند، در کنار کاستی هایی که ناشی از جنگ اند و از آرای ما می بُرند، پیوسته گی عجیبی میان سالیانی می دهد که کسانی از بزرگان تبار ما می کوشیدند الگو شوند تا مردم از خیر عمل آنان، به جامعه کمک کنند.

کودکی بیش نبودم که جد پدری ام وفات می یابد، اما تمام روایت های او در خانواده، اجتماع و مردم، حاکی از مردی بود که در سنت سالاری های مردسالار و مذهب گرا، به تعمیم مفاهیمی کمک می کردند که ذره ای خطا در آن ها، روی محاسبه ی تکفیر تاثیر می گذاشت.

به جز از پدر و یک کاکایم (شهید محمد جان فنا)، اکثر فرزندان زنده یاد نایب سالار سعدالله ساپی، حیات دارند. آنان در میان سنت و تجدد، اما به شانی نایل شدند که بزرگان آنان به نفع مردم می دانستند.

تمام کاکا هایم، دارای تحصیلات عالی اند. شماری از پوهنتون های معتبر امریکایی سند تحصیلات عالی گرفتند و خواهران آنان از این حیث، با عزت نفس افغانان مسلمان و تحصیل کرده، چه در هنگام زنده گی در افغانستان و چه پس از هجرت در کشور های آسترالیا، امریکا و اروپا، به زنده گی با اعتبار و آبرومند رسیده اند.

افغانانی که این مقاله را می خوانند، شاید در فضای باز کنونی، متعجب شوند که تردید دانش و تعلیم، حرف کهنه است. اگر این گمان به میان آید، بدون شک به جاست، اما تجدد کنونی، فاصله ی زیادی از سنت هایی ندارد که روزی بزرگان ما سعی کردند با تابوشکنی ها و تعریف آن ها، ودیعه ای بگذارند که اگر در دهه ی مصیبت و ذلت (سالیان 1370 شمسی)، همه چیز ما را گرفتند و در فرجام نوکرسالاری تنظیمی، می خواستند با تکفیر مذهبی، مدنیت را دفن کنند، ذهنیت سنگین و تاریخی تجدد از روزگاران شاه امان الله، شاه محمد ظاهر و نخستین ریاست جمهوری، مردم را از حد تحقیر بیرون می کرد.

فرهنگ سازی های موثر با نهادینه گی مفاهیم مدنی، بیشتر روی خرد و عقلانیت مردانی به آینده پیوست که شاید مرحوم نایب سالاری سعدالله ساپی، یکی در میان آن افغانانی باشد که ترجیح دادند در برابر تیغ اتهام، هراسان نشوند.

با غوغایی که برپا کرده اند، دیری نشاید که افغانان ناگزیر، به حبل المتین آن بزرگانی چنگ بزنند که پس از ارتجاع اول، سعی می کردند قیود را بشکنند، اما با حفظ ارزش های واقعی دینی، افغانی و آبایی.

با نعره هایی که مکاتب و مساجد حریق می شوند و در خون سرخ معلمان، شاگردان و علما، خاکستر تباهی نقش می گیرد، نیاز به شرح ماجرا هایی که در نمونه ی تاریخی، بزرگان ما را وداشته بود با دفن ارتجاع، حیات را ستوده دارند، شاید نوبت ما رسیده باشد.

تهدید و تخویف، آرامش هایی را حذف می کنند که هرچند با تامین امنیت جهانی بودند، اما ما را بی نیاز از تجربیاتی نمی کنند که در روزگاران حیات خلوت خود، تجربیات خوب مردان و بزرگانی را داشتیم که آگاهانه و با درک شرایط، از گذشته فاصله گرفتند و فرزندان شان، از فیض تعلیم و تحصیل، سالیان خوش افغانستان را رقم زدند.

شرح تصاویر:

زنده یاد نایب سالار سعدالله ساپی در میان اعضای خانواده و نظامیان افغانستان.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us