څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

برند فرهنگی


برند فرهنگی

مصطفی «عمرزی»

ارتباط تنگاتنگی میان عواطف و ظواهر انسان وجود دارد. نحوه ی پوشیدن لباس و آرایش، جزو موضوعات جدا ناشدنی مردمان امروزی است. وقتی اثرات مود و فیش را روی پوشش مذهبی نیز می بینیم، ارتباط عاطفی و ظاهری رفتار و کردار آشکار می شود.

فرهنگ، پدیده ی فرامرزی تلقی شده است. در جایی که این پدیده جذب می شود، شکستن باور های دینی نیز مشکل به نظر نمی رسد. نحوه ی پوشش لباس به معنی حجاب یا ستر در میان میلیون ها زن و دختر مسلمان، بسیار متفاوت است. پدیده ی فرهنگ مود و فیشن با ماهیت فرامرزی، از حریم باور های دینی نیز می گذرد. گرایش به تسهیل، با کردار ایجادگر، رمز رشد و انکشاف بشری شمرده می شود. عبور از گذشته، در رو به جلوی وسعت یافته است که به تنوع تقسیم کرده اند.

قد و اندام محجبه های مسلمان با پدیده ی فرامرزی فرهنگ، از خاصیت فرهنگی مربوط عرب جدا می شود. رویت زنان و دخترانی که ظاهراً با حجاب اند، اما با برند مود و فیش رنگ وارنگ می شوند، تامل را از حصار قیود نفی و قبول دین باوری بیرون کرده است.

با آن که سفارش دینی، چنانی که تعبیر و تفسیر می شود، خط سرخ دارد، روان شناسی پیوند های عاطفی و ظاهری، ملحوظات تاثیر پدیده هایی را می شناسد که وابسته به منطق گرایش های انسانی به سهولت اند. چنین تحلیلی، دنبال تایید یا رد برند فرهنگی نیست، بل تشبثی ست که برای جلوگیری از تصادم اجتماعی و باور های خرافی، اساساً اولویت های انسانی را با شرایط روز همسان کنیم. وقتی دنیا به کوچکی دهکده می شود، تصویر سهولت ها و حقیقت آرامش هایی که مثال و الگو قرار می گیرند، جلوتر از همه از سنت هایی می بُرند که با دگم اعتقادی، حتی نیاز تفسیر روز دینیات را اغماض می کنند.

در جغرافیای کشور های اسلامی از اندونزیا تا مراکش از قفقاز تا قلب افریقا، چنانی که فرقه ها، مرز های داخل جهان اسلام اند، واحد های سیاسی با توشیح رسمیت فرهنگ های محلی و بومی، زمینه می سازند تنوع رنگ از پوشش تا باور، در جهتی قرار بگیرند تا چه گونه گی پوشش نیز معرف هویت ها شود.

پذیرش تنوع و سلایق، رسمیت جهانی یافته است. در این مقوله، تسهیلاتی که با خواسته های انسانی زاده می شوند، در هر اندازی رسمیت دارد. این که کدام طرف، پله ی سنگین دارد، اصراری را تایید نمی کند که در جانب فرهنگ ها، در جایی به چند تکه ی کوچک روی بدن رسید و در جایی با پوشش سراپا افراط تار و تکه می رسد.

فرهنگ ها که از نحوه ی فکر انسان در محیط شکل یافته اند، از اوضاع جغرافی تا تفاسیری که از معاهدات آسمانی صورت می گیرند، روی منطق نیاز استوار اند. گرمای افریقایی و هندی در اختیار البسه ای فرهنگ شده اند که در طبیعت آن جا ها نیاز است. اسکیمو ها نیز فرهنگ و لباس خاص دارند، اما این صورت حال در طبیعتی خلق می شود که برودت، آنان را تهدید می کند.

در دهکده ی کوچک جهانی که تکنالوژی، سهولت ها را فرامرزی کرده است، انتقال فرهنگ هایی که با دینیات، فولکلور و عنصر بومی خلق شده اند، همانند سهولت های تکنالوژی، به همه سر می زنند. دو رخ خوب و بد که به اصل تنازع بقا بازمی گردد، به این حقیقت نیز مرتبط است که هر آن چه در بسامد فرهنگی رخ می دهد، معقول نیست.

تاریخ هسپانیای اسلامی، سند آشکار سقوط مدینه ای ست که با رسوخ فرهنگ منفی، دامنه ی فساد اخلاقی، پاشنه ی تاریخ را به گونه ی بچرخاند که هفت صد سال پس اسلام، هسپانیای مسیحی زاده شد.

در جغرافیایی از اندونزیا تا مراکش و از قفقاز تا قلب افریقا، اما فرهنگ مثبت (اسلام)، جانشین تمدن ها و فرهنگ هایی شد که امروز با ناسیونالیسم واحد های سیاسی، تعویض می شود. آن چه در این میان باقی می ماند، شاید تصور ذهنی باشد که با اخلاقیات دینی، جزو نیاز های روانی همیشه وجود دارند.

پدیده ی فرامرزی فرهنگ در دهکده ی کوچک جهانی، بیشتر در سرزمین هایی اثر می گذارد که از سازگاری با تحول حذر می کنند. بخواهیم یا نخواهیم از بُرش های لباس تا خورد و خوراک، سهولت ها ضمایم مهم پدیده ی فرامرزی فرهنگ اند. هنجار هایی که نتوانند رابطه ی عاطفی و روانی را درک کنند، در حد اعتقادات دینی نیز مانع جریانی نمی شوند که به همه جای دنیا سرایت می کند.

تنوع پوشش محجبه ها، از تاثیر رسمیت فرهنگ های بومی و محلی تا تفاسیری که از معاهدات آسمانی می کنند، همه به دنیای کنونی تعلق دارد. در این دنیا، اصل وضع تسهیلات بسیار مهم است. فرار از این واقعیت، افول فرهنگ هایی پنداشته می شود که حالا حتی در جهان اسلام، موسیقی، مود و هنر هایی که از تفسیر نیاز به روز خلق شده اند، تامل فرهنگی را برای همسویی بیشتر می کنند. این تامل که از نفوذ ناهنجاری به معنی نفوس فرهنگی غیر مسلمان راضی نیست، می کوشد با ایجاد سهولت به شباهت هایی تن دهد که تسلیم تحول و تغییر پنداشته می شوند.

تعریف برند (BRAND):

«مارک،برندیانمانام[۱]یک نام، عبارت،طرح،نمادیا هر ویژه گی دیگری است که مشخص‌کنندهء خدمات یا فروشندهء محصولی خاص باشد که به وسیلهء آن از دیگر محصولات و خدمات مشابه متمایز می‌گردد. عنوان قانونی برای برند،نشان تجاری است. [۲]

برند، مجموعهء گره‌های ذهنی یا تداعیات کارکردی، احساسی، عقلی و مزیت‌هایی است که ذهنبازار هدفرا اشغال نموده‌است. تداعی معانی پیوند دادن تصاویر ونشانه‌هابا برند یا مزایا و فواید یک برند است. این مزایا یا فواید برند است که مبنایتصمیم‌گیریبرای خرید آن واقع خواهد شد. [۳]

برند، همان چیزی است که مخاطب با دیدن، شنیدن، حس کردن یا هرگونه ارتباطی با آن به صورت مفهومی، دیداری یا لفظی صفات و ویژه گی‌های خود را در ذهن و قلب مخاطب تداعی می‌کند.

برند، شامل همه احساسات،ویژه گی‌هاو مفاهیمی است که به یک نام گره خورده‌است؛ برند، برداشت افراد از یک نام است. [۴]

در فارسی [دری] واژهء مارک یا برند معمولاً برای اشاره به محصول یا خدمتی به‌کار می‌رود که ارزش اعتباری و اجتماعی بالایی داشته باشد. [۵]به بیان دیگر «برند»، دارای ماهیت اجتماعی است و برندهای قدرت‌مند، آن‌هایی هستند که افراد نسبت به آن‌ها حس مالکیت دارند و برای مثال می‌گویند: «این مارک، اسم مارک دلخواه من است.[۶]نمانام‌های برتر می‌توانند هیجان و عواطف مصرف‌کننده گان خود را برانگیزند و مشتریان نیز به این نام‌ها اعتماد داشته و از آن ها انتظار خلق ایده‌های برتر و نوآوری در محصولات شان را دارند. [۷]

در این راستا موضوع وفاداری به برند از مهمترین موضوعات مورد توجه شرکت‌ها می‌باشد و شرکت‌ها همواره به دنبال راه‌هایی برای کسب و جلب وفاداری مشتریان می‌باشند. یکی از مهمترین معیار های وفاداری به برند، عامل یادآوری و بازآوری برند با گروه کالایی خاص می‌باشد که زمینه را برای خرید های مجدد مشتریان فراهم می‌آورد. [۸]

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us