څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

گرد و خاک ارتجاع


گرد و خاک ارتجاع

مصطفی «عمرزی»

قسم معمول چند سال اخیر روز 28 اسد، فرصت های بروز عقده ی حقارت و جهالت نیز شده است. با نقد میلانی، مرحوم شاه امان الله را در دار ارتجاع اعدام می کنند. در این شکل، او با تمام کارنامه ی خدمت و احترام به مردم فنا می شود.

در روزگاری که بقایای تنظیم های فاسد برای اعتماد نیرو های خارجی، از سر و بر خویش می کاهند، ذکور بی ریش و پتلون دار، اناث مودل و رستوارنت چی، حتی به حد دختر ملا برهان الدین ربانی می رسند، ستیز سیاسی آزمندانه، به امان الله نشانه می رود.

حامیان ارتجاع از این که بچه ی سقا را وسیله ی تکفیر تاریخی شاه امان الله بدانند، باکی نمی کنند. آنان با اغماض بر شباهت های داعشی حکومت بچه ی سقا، دوست دارند جلوه هایی باشند که وقتی طالبان را تعریف کنند، با صفت بنیادگرا و دور از فرهنگ می خوانند. در این دید تنگ، دو ارتجاع که با فقر فرهنگی توام بودند، حامیان قوم گرای بچه ی سقا و ربانی را محذور می کنند. آنان دوست دارند آن چه باعث طرد و ظن خود شان می شود، طرز تلقی جدید شمرده شود. بر این اساس، بچه ی سقا، نه فقط داعشی تاریخ نیست، بل قهرمانی ست که یک نوگرا را به نام دشمن دین، تکفیر می کند.

از 6 جدی سال 1358 تا سقوط امارت اسلامی طالبان، همگرایی تفکیری با خارج که هنوز از دامان شاه گرفته است، کسی را متوجه نمی کند که ستیزه جویان اقلیت های قومی از اتحاد با شوروی تا نوکری برای سربازان بین المللی که بر اساس قرائت دینی، غیر مسلمان خوانده می شوند، به راستی چه حکمی یافته اند؟

چند روز قبل سخنرانی سیاف را دیدم که در جمع اعضای احزاب اقلیت های قومی، بیشترینه جمعیت و شورای نظار، به تکفیر شاه امان الله برخاسته بود. خوب می دانیم که نفرت باند شر و فساد از سیاف، به اندازه ی ترس آنان از طالبان است. سیاف را شریک پروژه ی ترور مسعود می دانند، اما توهم او در دنیای اخوت اسلامی را که روزی از مجرای سازمان های استخباراتی و خیرات دهنده، مردم را در صف های طولانی در انتظار می ماندند تا برای خرما و گوشت پوسیده ی قربانی، گذشته های قبل از هفت را شوم بدانند، موهبت فرهنگی قلمداد می کنند.

حربه ی تکفیر در فضای باز تنقید غیر سالم دینی که با گرایش های مجوسی، حالا جایگاه رسمی آن در تاجکستان، باند و شر و فساد را قوت دل می دهد، اما از ارزش ابزاری آن نکاسته اند.

سخنان سیاف را همرسانی کردند تا با شمارش ارقام ناچیز خبط شاه مرحوم، به جامعه ی تباری و هویت تاریخی ما آسیب بزنند. این میراث تبلیغات جهادی که پس از سقوط حکومت شهید نجیب، در تعیم پذیرش فاجعه ی سقوی دوم کمک کرد، بیش از همه جامعه ی اکثریت این کشور را به چالش کشید. دیرینه ای که با کل وجود آن تکفیر شده بود و جلوی که با فاجعه ی حکومت اقلیت ها، افغانستان را به سراشیب پستی و ذلت کشاند.

دوسیه های عظیم وحشی گری، تجاوز به ناموس مردم، ویرانی، خیانت و ایجاد درز های اجتماعی که با هزاران پوسته و پاتک تنظیمی، عملاً کشور را به گسست کشانیدند، جلو هیچ سیافی را نمی گیرد. این تیغ دوسره، از کنار ارتجاع ویران و شرم آور سقوی می گذرد و نقاش تاریخ امانی می شود!

چه استفاده هایی که از تنقید نامنصفانه ی تاریخ نکرده اند! بلای بد بیگانه، کاش در جوف دهان خود شان میکروب می شد. ملایی را دیدم که کم از شمایل زشت ملای لنگ ندارد. روح آن نحوست تاریخ با حلول در کالبد این جسم گنده، به سخن آمده است. یکی که از لهجه اش پیداست، از بخت بد ما، باید هم تبار باشد، پدرامیان را شادمان می کند. او از میان تمام بی ریشان تاریخ می گذرد و به نبود ریش امان الله می چسپد.

انگاره های ظاهری از دین، امثال ملایانی را ناراحت می کند که می بینند کم نیستند پیروان آیین های غیر اسلامی که با تعصب ریش می گذارند. سیکه ها، ریشداران متعصب اند.

ملای جاهل که زبان سیاف ندارد، با تیغ شکسته از ریش شاه امان الله آغاز و او را با تمام عاطفه ی خدمت به مردم، در گرد و خاک ارتجاع دفن می کند. بچه ی سقا، یا سمبول فقر فرهنگی و جهالت، مهدی موعود ملاست و ملای لنگ را نماینده ی خدا می داند. در جلو کمره، با دهان باز مقابل مایکروفون، شرح دیگری از ملای مزدور انگلیس دریافت کردیم. ما نمی دانستیم زیر ملای لنگ، شگفتی های تخلیق دارد. همتای جدید جاهل تاریخی خاطر نشان می کند که جناب لنگ، در هرجایی که نشست می کردند، طبیعت جوانه می زد. فکر می کنم اگر این قیاس را برای شاه امان الله برمی شمردند، دستگاه برودکاست تنظیمی که از پخش سقوی آن لذت می برد، به حد شاهنامه بر ما تمسخر می بست.

دشمنی نهانی فرزندان ناقلین و مهاجرین با دلگرمی تجربه ی ناکام نیرو های خارجی بیشتر از روز روشن شد. توهین ها، هتاکی، جعل تاریخ، تحریف و وارونه نمایی برای کسب مشروعیت هایی که با دوسیه ی دو ارتجاع سقوی و نوکری دنائت زده برای نیرو های خارجی، هیچ عقل سالم را وادار به توجیه نمی کنند، ما را متوجه کرده اند که با آنان چه گونه رفتار کنیم. آن چه دل آزار است، جهالت خودی ست که دشمن را شادمان می کند.

جای خالی مجریان حکومت داری افغانستان که تا عمق تاریخ ما تکفیر شدند، این خلا را به نفع کی پُر کرد؟ تفکیر دینی، هنوز اگر به استخوان های امان افغان می رسد، مردانی را رها نمی کند که در نقد غیرمنصفانه، اگر غنی یا کرزی باشند، حضور سیاسی شان، تلقی وابسته گی به بیگانه نیز شده است؛ منتها در نزدیکی آنان، آرایش حامیان ارتجاع که برای قدرت برای هر خودفروشی آماده استند، کمتر ملایی را متوجه می کند که کمر بستن خدمت از تاریخ توافق با شوروی تا نوکری در بگرام، چرا رخ پرسش ها را به دختر ملا چترالی نیز حواله نمی کنند؟ او با مودلنگ جهادی، ثریایی نیست که تصاویر خانواده گی اش را پخش می کردند تا بالاخر با نماینده گی بچه ی سقا، تحقیر شدیم؟

در طنز «تفاوت ملا، مولوی و مولانا»، این طبقه را دسته بندی کرده بودم. ملایی که ریش و لنگی را اصول ایمانی می داند، معنی «اقرار باللسان و تصدیقاً بالقلب» را نمی داند.

داکتر غنی، فاصله ی زیادی از مصیبتی ندارد که امان الله را ناکام کردند. ما ثقلت تکفیر دینی را می دانیم، اما خوب است ابله گان فراموش نکنند دستگاه ضبط صوتی- تصویری تاریخ، آن قدر دست اندرکار دارد که اگر جای امان الله را خالی کردند، محال است بگذاریم بچه ی سقا، ثانی شود.

یادآوری:

از طریق لینک زیر، شرح بوستان زیر ملای لنگ را بشنوید!

https://www.facebook.com/panjsher.afghan/videos/1859804974108467/

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us