څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

عوامل شر و فساد، دولت را مواجه می سازند


عوامل شر و فساد، دولت را مواجه می سازند

مصطفی «عمرزی»

از زمان سخنان محمد محقق در ایران که از اجیران لشکر فاطمیون تشکر کرد، زیرا به قول او، داعش را سرکوب کرده بودند، تا حمله بر مسجدی در شهر گردیز، شاید هزاران نفر از هموطنان ما، به ویژه شیعیان و هزاره گان شهید و یا جراحت برداشته باشند. این کنش، نوع دیگری از تقابل ایدیالوژیک است که در فراسوی میدان های جنگ، باعث زیان و خسارت می شود.

در دایره ی بزرگ تر، تقابل و ستیز دایمی وجود دارد که در تمام ابعاد انسانی رونما می شوند. رقابت های تجارتی، هجوم فرهنگی، اتحادیه های قاره یی و منطقه یی، همه و همه برای ستیز و تقابلی ایجاد شده اند که در تمام آن ها، دشمنان پیدا و پنهان هدف می باشند.

در 17 سال گذشته، دولت افغانستان از رهگذر چند مشی بودن، نتوانسته است به گونه ای قد علم کند که در یک دسته گی موضعی آن، معنی دشمن وضاحت یابد. چنان چه تعریف واضحی از مسایل ملی وجود ندارد، ساختار ائتلافی حکومت، حتی با بدترین دشمنان افغانستان و افغان بودن، وحدت و همپذیری را که لازمه ی جغرافیای سیاسی است، سلب می کند.

دشمنان داخلی نظام که بیشتر به گروه های به اصطلاح متحد جامعه ی جهانی، اما از تنظیم های شکست خورده و تحقیر شده در برابر طالبان تشکیل می شوند، با تعقیب مشی به اصطلاح جهادی- مقاوتی در ترکیب حکومتی که از رهگذر افراد متعهد به افغانیت، بسیار ضعیف بود، دولت را در جوانب مختلف مواجه می سازند.

افزون بر تحمل جنگ، اوقات زیادی ضایع شده اند که چه گونه افراد و گروه هایی را راضی نگه دارند که به کمک جامعه ی جهانی- از کولاب تاجیکستان نازل شدند و در نقش دیگر، در متن دولتی که بیش از 50 درصد آن به یک اقلیت قومی کوچک از چند منطقه مربوط می شود، در سایه ی خارجی در حالی که فشار واقعیت های افغانستان، آنان را خورد می کند، همچنان اصرار بورزند تا هویت و تسجیل جهانی افغانستان به نفع یک گروهک کوچک قومی مصادره شود. چنین خوانش غلط از افغانستان، اعضای باند شر و فساد را به انواع خیانت ها و جرایم کشانیده است.

لطیف پدرام که حالا به سردمدار اخوانیسم جمعیتی- شورای نظاری نیز مبدل می شود در «وب کمی» در منزلش به صراحت گفته بود که اگر تغییرات (تجزیه، فدرال یا تغییر نام افغانستان) را در شرایط کنونی در زمان حضور نیرو های خارجی، دنبال نکنیم، در فردایی که آنان نباشند، حتی طرح آن نیز مشکل است. هرچند این گروه فاسد سیاسی به خوبی از توانایی هایی اکثریت این مملکت واقف اند، اما در دنائت ذاتی و موضع سخیف، فقط دنبال خواسته های خودشان می گردند. برای آنان، زیان های ناشی از هرج و مرج و بی قانونی، پشیزی ارزش ندارند. بار ها به صراحت گفته اند دنبال شری اند که در آن، خیر شان متصور باشد. بازگشت به دهه ی هفتاد، آنان را تشویق می کند عملاً طرح یکجایی با کشور های همسایه را ارایه کنند.

چنان چه آوردم، التهاب داخلی دولت بر اثر شرایط تحمیلی، افراد تنظیمی و فضایی که بدون عقلانیت سیاسی، دیموکراسی و آزادی های بیان را زیر سوال برده اند، دولت افغانستان را با چهره ای معرفی می کند که به درستی قادر نیست ممثل واحد سیاسی باشد.

اگر نماینده گی های افغانستان در کشور های خارجی بر اثر ساختار ائتلافی حکومت، به نوعی نماینده گی های تاجیکستانی و ایرانی شده اند، این وضعیت با موضع گیری افراد وابسته به کشور های همسایه، حتی کسانی را وقیح کرده است که چند نمونه را خودم نیز می شناسم.

گروه های تحمیلی در دولت با استفاده از امکانات دولتی، افزون بر زمینه سازی ها برای همسایه گان، با ابزاری که ماهیت رسانه یی و فرهنگی دارند، به اندازه ای دولت را مواجه می سازند که اگر احصائیه ی دقیقی وجود داشته باشد، شاید هزاران تن از مخالفان دولت که در تمام رده های شر و فساد، از یک مامورک عادی وزارت معارف تا وزیر و مشاور، همه روزه با اپدیت مطالب ناسنجیده، در نمونه ای که محقق در تهران بیان داشت، تحفظ کدر های دولتی را می شکنند.

فکر کنید چند مامور معمولی وزارت احیا و انکشاف دهات، چه گناهی داشتند که در دو حمله بر این وزارت، قربانی شدند! گرفتیم که برنامه های همبسته گی ملی یا انکشافی این وزارت در اطراف، مردم را مشغول می کند در بستر کار و اشتغال، داعشی یا مخالف مسلح نشوند. در این میان، نکته ی مهم، کارگزاران دولت اند که طرح ها را اجرا می کنند. بنابراین حمله بر آنان که عملاً ساحه ی نفوذ مخالفان را می کاهند، موجه است، نه چند مامور ساده که در کابل در عقب میز ها نشسته اند و یا مسوولانی که فقط طرح ها و امکانات را مدیریت می کنند.

با آن چه آوردم، به جرات می گویم اعضای باند و شر و فساد که در تمام تار و پود دولت تحمیل شده اند، همه روزه با استفاده از امکانات دولتی، به ویژه رسانه یی، به شمول رییس جمهور تا پایین ترین رده های دولتی، از داعش تا طالبان، به همه با یک ادبیات و شیوه، فحش می دهند. با شناختی که داریم، جریان مخالفان داخلی نظام که عموماً به افرادی از جوامع روستایی تعلق دارند، با کمترین آشنایی از وسایل انتقاد، دولت را مستقیماً شامل دیدگاه هایی می سازند که در تناقض آشکار با سیاست رسمی قرار دارد.

در زمان ریاست جمهوری اول کرزی، احمد ضیاء مسعود که تا زمان دکتور غنی نیز بیش از 500 رای نیاورد، پس از هر بار آماده گی کرزی برای مفاهمه و صلح با طالبان، با بی شرمی تمام، با توهین طالبان، مشی صلح دولت را سبوتاژ می کرد. عین این واقعیت، دولت کنونی افغانستان را نیز دربرگرفته است.

عناصر مُخل و فاسد که بیشتر از تنظیم های جهادی- شاخه ی جمعیت و شورای نظار اند، بقای خویش را در هرج و مرج اوضاع کنونی، فقط در وجود نیرو های خارجی یافته اند. آنان حاضر نیستند انحصاراتی را رها کنند که در کنار ضیاع حقوق اکثر اقلیت ها، بیش از 50 درصد را در برابر اکثریت نیز در دست دارند. امید های آنان در چنین شرایطی، بیشتر به اوهامی می ماند که زمانی اعضای پرچمی و ستمی حزب دیموکراتیک خلق با حضور شوروی خیال کرده بودند می توانند طبیعت افغانستان را تغییر دهند. هرچند در آن تنازع، آلوده گی های زیادی تحمیل شدند، اما هیچ نیرویی نتوانست افغانستان را در مسیر انحرافی قرار دهد.

مخالفان داخلی نظام که حالا از وسایل گسترده و بی نهایت سهل اطلاع رسانی (شبکه های اجتماعی) نیز استفاده می کنند، با آن چه یافته اند و سرمایه گذاری هایی که صورت می گیرد، بیشتر از حامیان، نهاد ها و مشی دولتی، دولت افغانستان را مواجه می سازند.

فکر کنید چند مجموعه ای که سر به هزاران نفر می زند، همه روزه از طریق نت دولتی، هرچند روی شبکه های شخصی، اما آن قدر به طالبان، مخالفان مسلح و داعشیان فحش می دهند که در وضاحت آدرس های دولتی، گونه ای از برخورد دولتی تلقی می شود. بنابراین، اگر تعدادی که شاید بی گناه باشند، قربانی عوامل شر و فساد می شوند، به همین راحتی بپذیرید که رویکرد منفی باند شر و فساد در مواجهه با مسایل، بدون این که کمترین تعهد اخلاقی، برخورد منطقی یا درک درستی از مقوله ی نقد داشته باشند، فقط و فقط برای تهدید، اعمال فشار و ارعاب کاذب است تا در کنار وارونه نمایی حقایق، سایر گروه ها و اقوام را بفریبند که باوجود وضاحت انحصارات آنان به حد یک اقلیت قومی که به بیش از 50 درصد در دولت می رسد، اما اکثریت، آنان را تهدید می کند.

هفته ها قبل، خبری منتشر شد که دولت می خواهد برای جلوگیری از سوء استفاده، شبکه ی فیس بوک وزارت خارجه را نظارت کند. با استقبال از این خبر، سفارش می کنیم برای وضاحت مشی دولت و یکدسته گی آن، بهتر است نحوه ی کنش افراد و اشخاصی را نیز نظارت کنند که در دایره ی کلان دولتی، با استفاده از امکانات، دولت را به گونه ی غیر عاقلانه مواجه می سازند. این افراد، ممکن یک مامورک ساده ی وزارت معارف یا فردی از تلویزیون دولتی باشند، اما به گونه ی جمعی، بی شباهت به کلیت دولتی نیستند. این کنش می تواند شامل افراد و اشخاصی نیز شود که به گونه ی شخصی، اما با رویکرد فحاشی و توهین، گروه ها و اقوام را به جان هم می اندازند و گاه باعث شده اند، جمع کثیری جان های خویش را از دست دهند.

چند سال قبل در حمله بر هزاره گان کویته در پاکستان، ده ها نفر جان های خویش را از دست دادند. بر اثر جوسازی های کاذب، بسیار کوشیده شد این حمله را ماهیت قومی بدهند که تا اندازه ای نیز موفق شدند، اما تحلیل ها از کنار واقعیت هایی گذشت که چند جوان هزاره که احتمالاً مسیحی شده بودند با توهین مستقیم به حضرت پیامبر بزرگوار اسلام که نمونه هایش وجود دارد، کنشی آفریدند که در واکنش به آن، تعدادی که اصلاً دخیل نبودند، کشته می شوند.

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us