څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

پاداش خودکش بیگانه پرست



پاداش خودکش بیگانه پرست
مصطفی «عمرزی»

«و.ا» که سالیان زیادی ست از مدرک چاپ و تورید کتاب ایران در افغانستان، جامعه ی کشور همسایه ی غربی را خوب می شناسد، قصه می کرد که در آن جا، هیج حرمتی به افغانان قایل نیستند.
اخبار ناخوش آیند بیماری عقلی و عصبی نجیب مایل هروی، مانند جفا هایی که به هموطنان و کشورش کرد، به ما نیز رسیدند. باری زنده یاد استاد سید خلیل الله هاشمیان در برابر بی حرمتی آقای هروی در مقابل هویت ملی، در تحقیقی که پیرامون ابیاتی از سعدی بود، او را با عصبانیت «خرصفت» می خواند.
اصطلاحات قبیله گرا، فاشیست یا متعصب، لغات برجسته ی اکثر نوشته ها و کتب نجیب مایل هروی اند. او با بیش از 40 سال زنده گی در ایران، در شمار افغان ستیزانی شناخته می شود که برای جلب توجه فارسک های ایرانی، هرچه در توان داشت، در تحقیر کشورش تخلیق کرد.
همکاری نجیب مایل هروی با بنیاد بدنام «موقوفات محمود افشاری یزدی» که در سالیان کهولت، با جایزه ای از آن بنیاد بدنام، طوق لعنت را نیز بر گردنش انداختند، او را در ردیف خودفروخته ترین فرهنگیان افغانستان نشان می دهد.
ابراهیم شریعتی «افغانستانی» را می شناسیم. چند سال قبل، چند خروار کتاب او را که در بست بر ضد منافع ملی افغانستان و حاوی ده ها عنوان کتاب تحریف تاریخ بودند، مردم ما در مسیری از ایران به افغانستان، به دریا می ریزند. عصبانیت مردم بر اثر محتوای کتاب هایی بود که در فضای چند سال اخیر، دشمنان ما را تشویق می کرد با حمایت های گسترده ی مالی، بیشتر از ما، از آزادی های رسانه یی، فرهنگی و بیان استفاده کنند.
ابراهیم شریعتی افغانستانی با تخلص «سحر» در افغانستان و «افغانستانی» در ایران، هنوز از طریق کتاب فروشی عرفان در دهبوری کابل، به تمام افراد و اشخاصی که مایل باشند نجیب هروی شوند، کمک های ایران را جلب می کند؛ اما این شخص در مصاحبه ای از بی مهری ایرانیان، گله کرده بود که چرا هزینه های درمان نجیب مایل هروی را فراهم نمی کنند.
آقای هروی با یک پسرش که مشکلات خلل دماغی دارد، در دیوانه خانه ای در تهران، سرنوشت غم انگیزی یافته است. به حکم انسانیت و افغانیت، از این که فرهنگی ای، ولو خودکش بیگانه پرست، با حال رقت بار در شمار هزاران افغانی مطرود شده است که در جامعه ی ایران به سختی شب و روز می گذرانند، وارد این بحث شدم.
متاسفانه دیوانه گی، آخر و عاقبت مردی شد که از دهه ی پنجاه در ایران زنده گی می کند، همسر ایرانی دارد و برای ایرانی شدن نوع فارس، به کشور و مردمش از تمام انواع بی حرمتی ها تخلیق ساخت که اگر روزی به عقل آید، سزای آن کردار بد است که در دار مکافات دنیا، قبل از آخرت نصیب می شوند.
شمار اندکی از مردمی وجود دارند که در ولایت هرات، دوست دارند بیشتر با هویت قومی فارس، شناخته شوند. هرچند کوشش های شوونیستان تاجیک و فارس، برای همسویی این دو نام که در واقع هیچ کدام به تمامی بیانگر هویت مستقل قومی نیستند، سفسطه بافته اند، اما توجه به شراکت زبانی، این سوء تفاهم را به تاجیکستان نیز برده است. در کتاب «تاریخ و زبان در افغانستان» (اثر نجیب مایل هروی)، در جایی که از اعلامیه ی حبیب الله کلکانی اقتباس می کند، نفرت او از تاجیکان افغانستان، به گونه ای تبارز می کند که یک فارس ایرانی، فقط دوست دارد در خط همزبانی از دیگران استفاده کند.
کارنامه ی ننگین نجیب مایل هروی، شبیه مانقورد های ترکی است.
ترکان ایران در یک قرن اخیر در نمای اکثریت، اما جبراً اقلیت وانمود می شوند و بر اثر تمایل افراد و اشخاصی که در خدمت بیگانه تحلیل رفته اند، زیان دیده اند.
محمود افشار یزدی که خود از ترکان ایران است، از جرثومه های اصلی فارسیزم به شمار می رود. ترکان ایران به آن همتباران شان در آن جا که در خدمت هویت بیگانه، فارسی شده اند، با تحقیر «مانقورد» (هویت باخته) می گویند.
مانقورد ما (نجیب مایل هروی) با پشت کردن به وطن، تا زمان ورود به دیوانه خانه نیز تابعیت ایرانی نیافته است. در آغاز این مقاله از «و.ا» نقل کرده ام که در جغرافیای تعصب ایران، افغانان جایی ندارند.
اگر به درویزه گری که چهل سال آستان بوسی کرد، فقط طوق لعنت می دهند، علاقه مندان حوزه ی اشتراکات بایست بدانند که تعریف واحد سیاسی، خط کشی واضح منافع است.
اگر زبان دراز فارسی، دست دراز بیگانه می شود، این شباهت می تواند در کشوری بذر شک بکارد که فکر می کنند از این طریق، درک معضلات اجتماعی آنان برای یک همسایه ی همزبان، به ضرر شان تمام می شود.
یک هموطن شیعه که به اصطلاح فارسی زبان نیز بود، در مرز این کشور، در حالی که رد مرز شده بود (گزارش تلویزیون طلوع)، با تاثر می گفت: هم شیعه استند و هم فارسی زبان، اما هیچ احترام نمی گزارند.
امیدوارم آخرین روز های یک خودفروخته ی فارسکی با بازگشت عقل به همراه باشد. پاداش خودکش بیگانه پرست، بهتر از دیوانه خانه ی بیگانه نیست.
شرح تصویر:
نجیب مایل هروی در دیوانه خانه ای در ایران.
لینک خبر نجیب مایل هروی:
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us