څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

قوانین ما، پنجه ندارند


قوانین ما، پنجه ندارند!
مصطفی «عمرزی»

عبارت «به پنجه ی قانون سپرده شود»، در زمانی که خبر های جرمی و جنایی می خوانیم، گوش های ما را دربر می گیرد. پنجه ی قانون، محدوده ای ست برای تصفیه ی حساب با کسانی که حساب خلاف دارند.
در افغانستان ما، به ویژه در حاکمیت های ایدیالوژیک، افراد بی شماری بوده اند که نه فقط حساب خلاف نداشته اند، بل حتی ندانسته اند که برای چه باید حساب بدهند. یک روایت طنزی از صدارت مرحوم هاشم خان، بسیار معروف است که کسی را بدون شناخت بسیار از خلاف او، به پنجه ی قانون می سپارند؛ اما پس از آن که آگاه می شوند از طرفداران حکومت است، می خواهند رها کنند. مرحوم هاشم خان، هرچند مدیری با کفایت بود، اما مستبد و خود رای، پس از آگاهی از ماجرای بازدشت شخص بی قصور، به بازداشت کننده گانی که می خواستند فرد مذکور را رها کنند، تشر می زند: وقتی دوست بود، زندانی اش کردید! اما اکنون که دشمن شده است، می خواهید رهایش کنید؟ بهتر است محبوس بماند.
منظورم از باز روایت آن روایت تاریخی، بررسی ماهیت پنجه ی قوانین ماست که گاه بسیار تیز می شود (رژیم های ایدیالوژیک) و گاه چنان کُند است که در حاکمیت های بازار آزاد (کرزی و کنونی) پنجه اش را آن قدر سوهان ملاحظه و رعایت مصلحت زده اند که وقتی بدترین مجرم را نیز به این پنجه ی قانون می سپارند، همانند پشکی می شود که پس از رهایی از قید، خمار خارش دارد و دیری نمی پاید که دوباره سراغ جنجال می رود.
در نخستین پارلمانی که در حاکمیت کرزی با مجموعه ای از طرف های درگیر سی سال اخیر، دیموکراسی را به تمسخر و ریشخند گرفتند، یکی از مهم ترین فعالیت ها، سوهان پنجه ی قانون بود.
مجریان سه دهه جنایت، با توافق کامل، بدون آن که به یاد بیاورند در سنگر های چپی و راستی، اخوانی و کمونیستی، نه فقط همدیگر را تار و مار کرده اند، بل هزاران افغان را حتی در حد توهم و گمان خودشان، در حالی روانه ی آن دنیا کردند که کار های دنیوی زیادی داشتند، با تبرئه ی خودشان، از کیسه ی خلیفه در حالی بخشیدند، که نه فقط باید پاسخ گو می بودند، سیل پول های جهاد و کمک های بلاعوض را چه گونه مصرف کرده اند، بل باید پاسخ می گفتند چه تعداد از فرزندان این سرزمین را برای سلایق خودشان از زنده گی محروم کرده بودند.
رفقا، برادران، مومنان و مشرکان، به زودی قوانینی را تصویب کردند تا از تعقیب محاکم و سارنوالی در امان بمانند. در واقع سوهان پنجه ی قانون در افغانستان 17 سال گذشته، از همین جا شروع شده است و درمانده گی دیگری نیز بر ناکارایی پنجه ی قانون ما تحمیل می شود که با طول و تفصیلاتی به نام نهاد ها و آدرس های منابع و مکافات جامعه ی مدنی و حقوق بشری، اجازه نمی دهند حداقل مجرمی به سزا رسد که دوسیه ی جنایی او با ده ها فلم مستند خارجی، حتی در حد شاهکار های سینمایی، کلان است و چیزی نمی ماند با تغییر مسیر اهداف حقوق بشری، دوسیه های جنایی، بخشی از کارنامه های حماسی و فرهنگی شوند.
در طول چند سال اخیر، از طول و تفصیل بگیر و ببند صد ها مجرم و جنایت پیشه ای خبر شده ایم که در تنوع تباری، مساله ی ملی گرایی ما را توان می دهد تا حتی در بُعد منفی نیز جای خالی نداشته باشد، اما این که چرا پنجه ی قوانین ما سُست است تا تصفیه ی حساب قانونی نداشته باشیم، بر می گردد بر کار سوهان هایی که ردیف شده اند و یکی پی دیگر، سوهان می زنند تا از تیزی پنجه ی قوانین ما در حالی کاسته شود که صف مجرمان در حال انتظار، در این نوبت، آدمخوارانی را معرفی می کند (داعش) که پنجه های گرفت آنان، تیغه های دو سره برای بُرش های هرچه عالم و آدم اند و سریعاٌ رشد می کنند.
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us