څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

افغان ها، عشیری و سعید


افغان ها، عشیری و سعید
مصطفی «عمرزی»

دهه ی هفتاد خورشیدی، پیامد مصایبی شد که از اواخر دهه ی شصت، افغانستان را درنوردیدند. آغاز دوباره ی مهاجرت های گسترده، بی جاشده گان، تخریب و ویرانی اکثر زیربنا ها، نبود فرصت های شغلی و تفریحی، کشور ما را به ماتمکده ای مبدل می کنند که در هجو و انتقاد تاریخی، بهتر است چهار سال آن را به یاد تلخی های ارتجاع اول، «سقوی دوم» بنامیم.
مردمان بی فرهنگ، بی سواد، اما سیاسی شده ای از دایره ی زنده گی روستایی و عقب مانده گی های آن با پیرایه های مذهبی که با مخلوطات تنظیم های جهادی، به عمد افراطی شده بودند، در مقدرات مردم، حاکم می شوند. در آن سال ها در پشت میز مکتب، دوره ی متوسطه را تکمیل می کردم. با گذشت هر روز، بر هیچی و نیستی، پوچی و بی هوده گی جریانی افزوده می شد که از تغییر تباری تا تغییر بنیادی، در تمام عرصه ها، افغانستان را به قهقرا کشانیده بود. این تحول در پایان تحولی رونما شده بود که به نام انقلاب هفت ثور، از تمام تجربیات خوب گذشته، بُریده محاسبه می شد.
سیاه کاری به نام سفید کاری، افغانستان را به آیینه ای مبدل می کند که در تصویر ناشفاف آن، افرادی با حیات شپش زده، از صدر اسلام بحث می کردند و در این ریا، دکانداران سیاسی از شمال افریقا تا سینکیانک، مهمانان ناخوانده ی ما شده بودند. جای هویت، تاریخ و باور هایی ما را قصه هایی پُر می کردند که در تمام آن ها، برادران اخوانی، بدون رعایت منزل، جا و ناموس دیگران، پُل می زدند تا به خیال جنت، به دوزخ بروند. در آن سال ها که به تمام معنی، عقب می رفتیم و در سراشیب پستی، به شدت سقوط می کردیم، تا پایان حاکمیت ملایان، اگر اوراق کتاب ها نبودند، تنزل شخصیت، عام می شد.
آسیب های جدی که به نظام تحصیلی، فرهنگی و روشنگری وارد می شود، رکود کار فکری را تاریخی می کند. سلسله جنبان تنظیم ها با چند کتابک چاپ موسسات و داستان های مدارس که در تمام آنان، مرز هایی با هزار سال پیش، خود به کهنه گی گواهی می دادند، با چند پسرک ملا، برای آموزش به میدان آمده بودند. من شاهدم که این مجموعه ی تنظیمیان شپش زده، به جز تدریس قصه های دینی و کارنامه ی افرادی از هزار سال پیش، کاری جز تجاوز به حریم شخصی و توهین مردم نداشتند. با تماشای دختران و زنان با حرمت و باسواد، از قابلیت های «کمربسته» ی خودشان صحبت می کردند و نمی شرمیدند که ناموس داری، جزو سنن پذیرفته شده ی افغانان مسلمان بود. خلاصه در تحمیل تمام انواع مصایب، چیزی که فراموشی می داد، وداد شماری از کتاب هایی بود که از شانس کم، مهاجران، اما مهمانان خوش ما بودند.
کتاب هایی با قطع جبیبی و کاغذ اخباری، نشان های واضح از حرص تجاری به شمار می رفتند که تعدادی با پول ها آن ها، حالا به همه چیز رسیده اند. به هر حال برای گشنه گان آن زمان، پلو بودند.
با مطالعه ی کتاب های کوچک جیبی، در پف کرده گی کاغذ های اخباری، نخستین آگاهی ها از امتعه ی را فراگرفتیم که بعداً در حاکمیت های بازار آزاد، یک بار مصرف، شمرده می شدند. مهمانان محترم ما، اما بی جاشده گان و مهاجرانی بودند که در کشور خودشان، طرد می شوند.
نام های امیر عشیری، پرویز قاضی سعید، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی، کوروش بابایی، جواد فاضل و امثالهم، برای افغانانی که ژانر داستان را می شناختند، ناآشنا نبودند، اما تحول بنیادین در ایران، آنان را به پناهنده گانی مبدل کرد که در حوزه ی اشتراکات فرهنگی، جایی بهتر از افغانستان نداشتند. تجربیات داستان نویسی عامه پسند ایرانی که از دهه های30، 40 و پنجاه منشه می گرفتند، در تنگنای زمانه، اما در جای دیگر تجربه می شدند. ژانر داستان نویسی در افغانستان در دو بُعد کلاسیک و معاصر، چیز و ناچیز است. سبک شناسی نثر، چیز هایی از اندرز ها، امثال و حکم دارد که پیش ساخت هایی داستان نویسی کنونی را می سازند؛ اما ژانر داستان پس از ترجمه از آثار ادبیات غرب، شیوه ی معمول پرداز اجتماعی، سیاسی و هنری می شود. نمونه هایی از نخستین داستان های افغانی در کتاب «نخستین داستان های معاصر دری»، تالیف فرید بیژند، از آشنایی افغان ها با داستان نویسی می آورد.
تا پایان دهه ی هفتاد، تجربیات داستان نویسی موفق و عامه پسند ایرانی، به ویژه با نویسنده گانی چون امیر عشیری و پرویز قاضی سعید، چنان ما را مشغول و متمتع می ساخت که گاه حس می کردم، حسرت زنده گی ایرانی قبل از انقلاب، در شباهت های کامل زنده گی خوش مردم ما با قبل از هفت ثور، واقع می شود.
بسامد دو جانبه ی ارتباطات و کار فرهنگی در زمینه های اجتماعی و سیاسی افغانستان و ایران، قبل از انقلاب اخوانی و کمونیستی، مردم را نزدیک کرده بود. احمد ظاهر ما، هنر موسیقی را به همه جای منطقه می برد و پایکوبی و رقص هنرمندان تاجیکستان، جزو شادمانی های ما بودند. گسترده گی کار فرهنگی و هنری ایران، از سینما تا کتاب، در جایی که بُعد منفی نداشتند، افغان ها و تاجیکستانی ها را شادمان می کردند.
در دهه ی هفتاد، قهرمانان کتاب های امیری عشیری، رامین و طاهر و لاوسون و سامسون پرویز قاضی سعید، دنیای لایتنهایی بودند که با کتاب های کاغذاخباری تجار طماع، اما توان داشتند در لحظه های فراغت، ما را از شر وسواس خناس تنظیمی و ملایی، رهایی دهند. گویی حرمان و حسرت قبل از انقلاب ایران، در این جا رفع می شدند.
شاید تیراژ کتب جیبی داستانی ایرانی، در دهه ی هفتاد در افغانستان، به چند میلیون جلد رسیده باشد. تنها از طریق چاپ تجارتی کتاب هایی با کاغذ اخباری، میلیون ها افغانی پول مردم، برای یافت مسرت هایی هزینه می شدند که با زحمات نویسنده گان و کتب آن ها، می ارزید، اما هنوز که هنوز است عقده های ما رفع نشده اند که در برابر آن همه پول، یک جلد کتاب اخباری تجار طماع، مقاومت نیاورده است.
یک کتاب کوچک اخباری، پس از مطالعه، مثل این که از وضع خودش ناراض باشد، باد می کرد و می پندید و در صورت حال یک بار مصرف، تصور دنیای غیر از قیل و قال مرتجعان دور دوم در آن ها، ناممکن بود.
امیر عشیری، به رحمت حق رفته است، اما پرویز قاضی سعید، زنده است. کتاب های عشیری و پرویز قاضی سعید، شاید دور از تصور خود آنان، در ایفای نقش دیگر، به همان اندازه ای موثر بوده اند که در ایران قبل از انقلاب، مردم را به وجد و شعف می آوردند. چهل سال پس از کودتای شوم ثور، اگر موثریت کار های یک جانبه ی فرهنگی- دولتی را کسر کنیم، نقش کار های شخصی و فرآورده هایی که در دایره ی حوزه ی اشتراکات فرهنگی، صورت می گیرند، از مهمترین شاخصه های رشد فکری در افغانستان، شمرده می شوند.
می پذیریم که در حوزه ی اشترکات فرهنگی، سیاست زده گی های بیش از حد، اطمینان خاطر بر امتعه ی فرهنگی را زایل می کنند، اما به این معنی نیست که ماهیت فی نفسه ی فرهنگی، نداشته باشند. بسیاری از کسانی که در این حوزه، کار کرده اند، آفریده های آنان به منظور تامین نیازمندی ها بوده اند. به این دلیل، مرحوم معین، علامه دهخدا و حسن عمید، در شمار فرهنگیان بیگانه، اما مهمانان عزیر و محترم ما باقی مانده اند.
برای پُر شدن بهتر خالیگاه داستان نویسی، در کنار سفارش استفاده از تجربیات داستان نویسی دری ایرانی، ترجمه ی پشتوی کتاب های عشیری و قاضی سعید را پیشنهاد می کنم. این کتاب ها با رویکرد عامه پسند، هرچند با محتویات تخیلی، اما از قدرت خوبی برای کسب مهارت داستان نویسی، حکایت می کنند. با تنوع سوژه در جامعه ی افغانی، داستان نویسی های عشیری و قاضی سعید، تنوع آفریده های جوانان دری نویسی و پشتو نویسی ما را بیشتر و بهتر می کنند.
از طریق لینک های زیر، دانلود رایگان کتاب های امیر عشیری و پرویز قاضی را جست و جو کنید!
پرویز قاضی سعید:
https://www.google.es/search?ei=R7QkW-2uJ6mdgAb2gK34CAq=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF+%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2+%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C+%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AFoq=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF+%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9%BE%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B2+%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C+%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AFgs_l=psy-ab.3...129186.131603.0.131903.0.0.0.0.0.0.0.0..0.0....0...1.1.64.psy-ab..0.0.0....0.a6RJZAKUcQo
امیر عشیری:
https://www.google.es/search?ei=m7UkW-SkO4nZgAaK4LzABgq=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF+%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1+%D8%B9%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8Coq=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF+%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86+%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1+%D8%B9%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8Cgs_l=psy-ab.3...59549.63599.0.63778.0.0.0.0.0.0.0.0..0.0....0...1.1.64.psy-ab..0.0.0....0.mX5r_VElvng
شرح تصاویر:
مرحوم امیر عشیری، پرویز قاضی سعید و نمونه هایی از جلد کتب امیر عشیری و پرویز قاضی سعید که تعداد آن ها در پشاور چاپ و در کابل و کلان شهر های افغانستان، منتشر می شدند.
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us