څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

روشنفکر پیشرو


روشنفکر پیشرو!؟
مصطفی «عمرزی»

اگر ارزش های انسانی را در ذات آن ها دریابیم، در نهایت به همان اصلی نهایی می شوند که انسانی نامیده می شود. در این باور، ماهیت فرهنگی مطرح شده، آن چه از نام و نشان آدمی صورت می گیرد، حتی اگر در حصار کشور ها، مردمان و باور ها قرار گیرد، باز هم به همه متعلق است.
ارزشمندی پندار و کردار انسانی، میراث های بشری را شکل می دهند و کارسازی، صورت استفاده را متنوع می سازد. اگر داشته هایی مشترک فرهنگی، گسترده نباشند، ارزش های انسانی، زبان ترجمه را به کار می اندازند. در این سیر، درک جغرافیای بزرگ زمین، آسان به نظر می رسد. از طریق تعویض نسخه ها، ادبیات اروپایی، امریکایی، یا برعکس، ادبیات آسیایی یا افریقایی، ارقام مخاطب را بیشتر می نمایند.
ما در دنیای شناخته هایی خود، با همسایه گانی نیز مرتبط استیم که در دنیای غیر سیاسی، اراده و ارادتمند دارند. این، سوا از طریقه ی تاریخی مرید و مرشد، به هنر هایی مرتبط می شود که با دست آورد های تخنیکی، مثلاً سینما را زاده است.
با مرگ ناصر ملک مطیعی، هنرمند مشهور سینمای ایران که افغان ها نیز او را می شناسند، جامعه ی ایران با تداعی چیز هایی که از دست داده است، مشتعل شد. زنده یا ناصر ملک مطیعی در میان سوپر استار هایی چون محمد علی فردین، بهروز وثوقی، ایرج قادری، پرویز صیاد، رضا بیگ ایمانوردی، شناخته می شد. حرمان او از سینما به چهل سال پس از انقلاب اسلامی می رسد. او را به عنوان نماد سینمای مبتذل، از کار محروم کردند. در این شکی نیست که سینمای قبل و بعد از انقلاب ایران، بسیار متفاوت اند. سینمای کنونی ایران با مقام دهم جهانی، فرسنگ ها از سینمای قبل از انقلاب، جلو است؛ اما همین شهرت نیز مدیون تجربیاتی ست که اگر آغاز و ابتدا نداشته باشند، معلوم است که هیچ عرصه ای با گذار از مراحل آغازین و کسب تجربه، به جایی نمی رسد که با فهم از نارسایی ها، زمینه ی کار خوب میسر می شود.
سینمای پس از انقلاب ایران با محدودیت هایی که روی اروتیسم وضع می شوند، با فشار مضاعف، از سوژه هایی بهره می برد که در سینمای قبل از انقلاب، با سطحی ترین برداشت ها، حتی روشنفکری پنداشته می شدند.
به هر حال کار های علی حاتمی (پدر لیلا حاتمی)، پرویز صیاد (معروف به صمد آغا)، مسعود کیمیایی و از همه جالب تر، نبود محدویت هایی که با تصویر سینما، شناخته می شوند (گذشته ی تاریخی)، جاذبه ی سینمای قبل از انقلاب ایران را بیشتر می کنند.
مدتی پس از وفات ناصر ملک مطیعی که با اعتراضات خیابانی مردم ایران برای تحریم کاری او به همراه بودند، ویدا قهرمانی، از نخستین هنرپیشه گان اناث سینمای ایران نیز وفات می یابد. در مصاحبه ای که خانم قهرمانی با بی.بی.سی فارسی، انجام می دهد، نکته ای جلب توجه کرد که با اصطلاحات تاریخی احیا، رفاه و تجدد، مشابهت دارد.
در کشور ما مفهوم روشنفکری و روشنفکر پیشرو، هرچند اصطلاح اخیر، کمی ناشناخته است، اما بیشتر با کارنامه ی اعضای جنبش های مشهور مشروطیت، در قسم سیاسی، شناخته می شوند. فکر می کنم برای درک عوامل موثر تغییر دهنده، یافت کنش هایی را در نظر آوریم که در ساحه ی فرهنگ و هنر نیز جامعه را متغییر کرده اند.
حضور زنان، هنرنمایی، پخش موسیقی و فعالیت های گسترده ی اجتماعی، تغییرات بنیادین در کشور هایی چون افغانستان،ایران و آسیای میانه شمرده می شوند، اما سوال در این است که آیا این تغییرات، با نیاز ها یا برداشت ها، صورت گرفته اند؟
خانم قهرمانی، از نخستین دختران ایرانی شناخته می شود که در تاریخ سینمای ایران، ثبت اولین بوسه ی هنری را به او مرتبط می دانند. او در مصاحبه ای که با بی.بی.سی فارسی انجام می دهد، از شگفتی کاری می گوید که به تعبیر او، روشنفکری پیشرو را معرفی می کند.
ما با سال ها تحمل مکتب های افراطی چپی و راستی، به اندازه ی دچار خود ملاحظه گی، خودسانسوری و هراس شده ایم که در 17 سال اخیر، فضای باز رسانه یی، بیشترینه درگیر تضاد ها و تنازعاتی شد که اگر بسیار عام نباشند، قشر باسواد را با نازل ترین صورت ارایه ی رسالت اجتماعی، معرفی می کنند؛ یعنی در این فضا، تابو ها و توتم هایی ابقا شدند که با تنقید آنان، درک اجتماعی برای همسویی با زمان، ما را کمک می کرد با شکستن سد های فکری، سهولت های بهتر زنده گی را فراهم کنیم.
وقتی مفهوم «روشنفکر پیشرو» را از زبان خان قهرمانی شنیدم، با دو حس متفاوت، مواجه شدم. خانم قهرمانی با جرات بیان می کند که بر اثر بوسه ی ناصر ملک مطیعی و تایید سینمایی آن از سوی پدرش، در جایی قرار گرفت که در آن سال ها، می بایست کسی سد را می شکست، یعنی حضور اجتماعی کنونی زنان ایران، از چنان مرحله ای گذشته است. چنین اندیشه ای در زمینه ی ایران قبل از انقلاب که حتی تشویق می شد، در زمان ما که مکتب های مخوف بنیادگرایی دینی، خط و نشان می کشند، حتی به راحتی طرح نوشتاری نیست، اما باتوجه به تعمیم چنین برداشت هایی که کاملاً اجندایی صورت می گیرند، فکر می کنم برداشت نازل از مفهوم روشنفکری و حد روشنفکر پیشرو، هنوز از وضاحت مفاهیمی می کاهد که با پدیده ی نوستالوژیک، جای دقیق در کرونولوژی ندارد؛ زیرا تعمیم معارف و نیاز برای مشارکت اجتماعی زنان و مردان، به اکتیف شدن اجتماعاتی انجامیده است که امروزه با اغماض بر توان قشر اناث، محرومیت های گسترده ی آن ها، به ردیفی از ده ها ناهنجاری می رسد.
نقل عبارت از یادواره ی دو هنرمند ایرانی که در افغانستان نیز با نوستالوژی خاطرات خوش به همراه می شوند، بیشترینه تاکید روی درک غیرسطحی از باور هایی ست که در تجربیات سالیان اخیر، شماری از این طریق (تحریک عواطف ظاهری)، در غلط فهمی هایی شریک جرم می باشند که با تعمیم آن ها، مفاد ارزش هایی کمرنگ می شوند که با جسارت حضور تابوشکن زنان و مردان، اهمیت نقش هنری یک زن در سینما، کمتر از برنامه های معارف نیست.
یادآوری:
از طریق لینک زیر، ویدیوی خانم ویدا قهرمانی را تماشا کنید!
https://www.facebook.com/417862044899639/videos/1949441271741701/
شرح تصاویر:
سینما و سینماگران ایران، قبل از انقلاب سال 1357.
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us