څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

فروغ ماه


فروغ ماه به آهینه شراب نشست
خمار باده به ان چشم نیمه حواب نشست

تو بودی و من و مه در کنار هم شب دوش
که برق چشم سیاهت به موج آب نشست

چو شب ستاره چشمان تو به رقص آمد
خموش زهره شد و ماه بی جواب نشست

سحر دمیدو در ان صبح روشن پاهیز
به زلف پر شکنت رنگ آفتاب نشست

ز آشیان فروزان چشمه خورشید
فروغ صبح به پیمانه سحاب نشست

به رودبار زمان بین که صبح روشن بخت
چه خوش دمید و دریغا که بر حباب نشست

تو رفتی و دل من شد اسیر خاطره ها
بیا تشنه لبی باز بر سراب نشست

بیا که بیتو هزاران هزار نگهت گل
به گیسوان زرافشان ماهتاب نشست

هزار حیف که خاکستر فراموشی
به روی آتش عشقت چه با شتاب نشست
حامد نوید

از کتابخانۀ:

حامد نوید

نویسنده:

حامد نوید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us