څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اشعار تُرکی مولوی


اشعار تُرکی مولوی
(معرفی کتاب)
مصطفی «عمرزی»

برداشتن سرپوش «فارسی زبان»، فاز دیگری ست که در تاملات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما رونما می شود. بر این اساس، ریشه یابی هویت ها و حذف ستر آن ها، مبرمیت تلاش هایی را نشان می دهد که در خصوصیات دیموگرافی- اتنیکی، در کنار بیان تنوع اقوام در افغانستان، اصالت ها و فرهنگ ها را تشریح می کند.
احساس می کنیم روشنگری های یک دهه ی پسین، رخوت رسمیات را با بیداری و شگفتی، برهم زده اند. کسب امتیاز سیاسی روی وارونه های حقیقت، بی عدالتی های محض برای اقوامی بود که بر اثر استحاله ی بشری، از امتیاز تکلم به زبان مادری، محروم شده بودند.
خوشبختانه کنش های منفی در برابر واقعیت های تنوع قومی و فرهنگی افغانستان، ماجرا را به گونه ی دیگری تعریف می کنند. در واقع مخالفان کثرت گرایی و تنوع قومی، کسانی اند که با رواج ظاهری زبان به اصطلاح فارسی، در علایق بزرگ نمایی آن، کوشیده اند با ستر هویت ها، موازنه ی سیاسی و اجتماعی، به گونه ی واقع شود که حداقل در چهل سال اخیر، هرچند به نفع یک اقلیت کوچک بود، اما نتوانستند از این توهم، به حقیقتی برسند که نهایت تحفظ آن، انحصار دولتی ست که فقط بر اثر فشار مضاعف خارجی، به دست آورده بودند.
دعاوی درج هویت ها و ماهیت شعاری اغراض، مردمانی را بیدار کرده اند که مشاهده می کنند به نام متکلم زبان، اما اصل هویت آنان تا ارزش های تاریخی نیز تحریف می شوند.
کم نیستند متحجران فرهنگی که به نام به اصطلاح فارسی زبان، به مصادره ی هویت ها و ارثیه های تاریخی دیگران می پردازند. بنابراین، روایت های تاریخی و تالیف ماحصل فرهنگی ما، شبیه طول و عمق تواریخ سراپا مجهول و مبهم آریایی، خراسانی، فارسی، در دایره ی یک گروهک کوچک تحلیل و خوانده می شوند.
رویداد های ماه های اخیر و نضج فعالیت های متنوع قومی از قوم کوچک گوار در کنر تا ترک تباران دری گو، اعتراض سادات، همه و همه نشان می دهند که فهم مساله ی هویت و اصالت، به هیچ کسی اجازه نمی دهد به نام متکلم زبان، حقوق آنان حذف شود.
تقسیم قدرت بر اساس سهمیه بندی قومی، هرچند تضاد صریح در برابر شایسته سالاری بود، اما دیری نپایید که توده های مختلف مردم را به هیجان و تحرک آورده است تا با تبارز اصل هویت قومی که با موضوع متکلم زبان، تفکیک می شود، از حقوقی بگویند که شاید دروغ نباشد؛ در مثالی، سال هاست به نام فارسی زبان، از آنان گرفته شده اند.
بی عدالتی های محض، آشکار می کنند مردمی که گویا در امور دعاوی عدالت اجتماعی، پیشتاز اند، اما تجربه نشان می دهد با آرایش فارسیستی، می خواهند همه را حذف و حقوق آنان را بخورند.
گفته می شود در لویه جرگه ی قانون اساسی، پس از آن که شماری از فرهنگیان پشتون و تُرک، طرح رسمیت زبان ترکی را پیشنهاد کردند، ملا برهان الدین ربانی، در حالی که می کوشید بر اثر باور های جناحی، محور هزاره گی، ترکی و تاجیکی ضد پشتون ها بسازد، محیلانه به اطرافیان اش می گفت، علناً مخالفت نکنید، اما هرگز هم امضاء نکنید! تجلی این حقیقت، زمانی مسلم شده است که دسته های عظیم اقوام افغانستان، افغان ستیزان را متوحش کرده اند که می بینند، منافقت ها با درج هویت قومی، کاملاً به زیان شان تمام شده است.
در این فرصت، نمونه ای از یک تلاش فرهنگی را معرفی می کنیم که تابو های فارسیستی را می شکند.
دکتور حسین محمد صدیق که از مفاخر ادبیات ترکی آذربایجان ایران است، در کتاب «اشعار ترکی مولوی و ترکی سرایان مکتب شمس و مولوی»، واقعیتی از آن روشنگری های فرهنگی را ثابت می کند که امروزه در جوامع ما و کشور های همسایه، کنار زدن ستر متکلم زبان به معنی واقعیت هویت هاست.
در جایش و در زمان اش، مدخل روشنگری هایی را می گشایم که روی هزاران سند و مدرک، قضیه ی مفاخر کذایی را حل کرده اند، اما تا آن زمان، مدارکی را رونمایی خواهیم کرد که در جانب دیگر واقعیت، احراز موقعیت نو برای شناخت حقایقی ست که صورت تحریف اقوام تا مرز گذشته گان نیز عمق دارد.
مولوی یا مولانا، چهره ی جهانی دارد، بنابراین در این تذکار، به آفرینشی رو می آوریم که اصلیت تباری او را معرفی می کنند:
رباعی مشهور مولانا:
بیگانه مگویید مرا، زین کویم
در شهر شما، خانه ی خود می جویم
دشمن نی ام، ارچند دشمن رویم
اصلم تُرک است، اگرچه دری گویم
(در نسخه هایی، «هندی» نیز آمده است).
کتاب «اشعار ترکی مولوی...»، یافته هایی از تخلیقات او در ادبیات زبان مادری اش است. هرچند به تعبیر استاد صدیق، گرایش های انسانی مولوی، میلان او به اومانیسم را ارجح می کنند، اما صراحت شعر، اعتراف، توضیح و ترکی زده گی اندیشه ها و تخلیقات او، همان جای خالی نگه داشته شده ای ست که در جو فارسیسم، کوشیده می شود با عنصر متکلم زبان به اصطلاح فارسی، ستر هویت ها تا ستر فرهنگ ها و تاریخ، به نفع یک جانب، تبانی شود.
در کتاب «اشعار ترکی مولوی...» که شاید برای جمع کثیری از افغانان شایق ادبیات، بسیار نو باشد، یافته هایی این چنینی، کمک می کنند با جست و جوی ابعاد زنده گی، هویت و آفرینش آفرینشگران زبان و ادبیات کلاسیک، وارد فازی شویم که اگر از تجمعات کنونی هویت طلبی های برحق قومی، به گذشته بازگردند، رشته های وصل، به روشنگری هایی کمک می کنند که با تضعیف جریان های زیاده طلب، اما کوچک، ممکن است صحنه ی سیاسی افغانستان نیز پیراسته شود.
شهرت مولوی و آثار او، بحث هایی زیادی برای انتساب اش را برانگیخته است، اما بهتر است با دنبال کردن آفریده هایی آنان، به حقایقی واقف شویم که مانند کتاب «اشعار ترکی مولوی»، نیاز به سوء برداشت طرف های درگیر انتساب و منسوب را کاهش می دهد.
آیینه ی تمام نمای آفریده های قلمی، بهتر از هر تفسیر، ترجمه و برداشت، اگر پیراسته از اغراض باشند، مانند رباعی مشهور مولانا که هویت اش را اعتراف می کند، در معنی بسیط، پذیرش حقیقت انسانی مردمانی ست که انسان محور، اما خودفراموش نیستند.
یادآوری:
از طریق لینک زیر، کتاب «اشعار تُرکی مولوی» را رایگان دانلود کنید!
http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=99cvlclj.pdf
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us