څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

داغ غربت


داغ هجرت سوخــــــت جانم بهر آب و دانه ای

ای خوش آن روزيکه من هم داشتم ويرانه ای


صحبگاهان شاد بودم از حضور دوستان

می غنودم پای خم هرشب بهر ميخانه ای

گاه با یـــاران هــــــمدل در کنار جويبـــــار

گه چو مجنون محو بودم بر رخ جانانه ای

همچو بلبل ميسرودم ساز هستي در چمن

نه بـه فکر هجر بـــودم ني به ياد لانه ای

همچو سرو هرگز نبودم واقف از آوارگي

گر شنیدم از کسی پنداشـــــتم افسانه ای

تا گشـودم چشم از رويائي غفلت ناگـــهان

خويـــش را يافتـــم در دامـــن بيگانه ای

دوش آمــد از وطــــن بنمود گريانـــم (بريد)

گفت غير از رنج و محنت نيست در يک خانه ای


زینب نیک بین

از کتابخانۀ:

زینب نیک بین

نویسنده:

نجیب برید











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us