څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اندر حکایت جانوران اهلی


اندر حکایت جانوران اهلی
هارون انصاری

جانوری بنشسته بود با پدر
ذهن مشغول داشت و فکری بر سر
عاقبت باز کرد دهن، بپرسید ای پدر!
چرا دو پایان در اوقات جنگ، دهند دشنام جانور
خواهم بدانم چه باشد معنی این
آیا جانوری ست به معنای از همه پست تر؟
بجنباند پدر گوش، دم و آن سر
بگفتا عزیز دلبندم، مرا تو ای پسر!
این همان سوالی ست که پرسیده بودم از پدر
جواب او را نگه داشتم در سینه، مثل گهر
جانوری، یعنی بزرگی و صداقت
راستکاری، بردباری و شهامت
جانوری نباشد به معنی حماقت
ندانند این دو پایان، چون هستند کور و کر
هر گه که خواستیم بگوییم برای شان این سخن
حرف ما نرفت به گوش شان بیرون شد از سر
جانوران همیشه با هم اند و کنند کار
کار بسیار، مزد کمتر و صبر بیشتر
آسایشگاه شان باشد فقط آن طویله ی محقر
خوراک شان باشد بس یونجه و سبزه ی تر
حال آن که این دو پایان عزیز و ارجمند
قتل و غارت کنند همدیگر را برای ثروت زیادتر
ای عزیزم! مدار مشغول تو ذهنت را به این حرف ها
ورنه بر گردنت اندازند زنجیر، زنند ترا با چوب تر
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

هارون انصاری











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us