څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

با تحمیل 40 سال جنگ


با تحمیل 40 سال جنگ
مصطفی «عمرزی»

افغانستان، جغرافیای تلاقی به اصطلاح فاتحان، متجاوزان و مغرضانی بوده است که واقعیت های افتخاری آنان، در واقع طمع و آز برای تصاحب، جنون قدرت، توحش هوس و اشباع نیاز ها بود. این تکدر با تحریف تاریخ، ظاهراً از تواریخ پُر شکوه به شمار می رود.
نگرش غیر معمول بر آن چه تمدن های گذشته می خوانند، هیچ تفاوتی از میلان قطبی به نفع کشور ها یا قدرت هایی نیست که اگر وسعت چنگیزی و تیمور لنگی یافته اند، از تاراج، چور، چپاول و ساقط کردن هستی ملیون ها انسانی تغذی می شدند که در جای دیگر، میدان جنگ را باخته بودند. وسعت امپراطوری روم، تمدن رومی را بر مجموعه ای حک کرده بود که در اطراف و اکناف آن، میلیون ها انسانی خواری می کردند تا نقطه ای در قلب این وسعت (روم)، تاریخی شود. اکنون به این گذشته ی رنج، تمدن درخشان می گویند.
مدنیت و شهرنشینی، خاستگاه سیاست ها و اغراضی نیز بوده اند که در زمان رفع آلام خویش، خانمان دیگران در جای دیگری که هستی بشر، رقم خورده بود، فنا می شد.
افغانستان ما، در باشکوه ترین تاریخ خویش (معاصر) نه فقط جان می گیرد و جغرافیا می شود، بل از ترکیب مردمان این سرزمین، نقش ملت را در بازتابی معرفی می کند که روزی بزرگ ترین علامه و اندیشمند دهر، به جا گفته بود:
آسیا یک پیکر آب و گل است
ملت افغان در آن پیکر دل است
هرچند بُرش استعماری، وسعت جغرافی ما را در محدوده های محدودی می بُرد، اما بر اثر مردان و زنان خبیر این سرزمین، روند رشد، انکشاف، تعلیم و تربیه با معرفی دنیای نو، خیلی زود افغانستان معاصر را همراه کاروان تمدن می سازد.
از نخستین تلاش های مرحوم امیر شیرعلی خان در بار دوم سلطنت اش، الی پایان ریاست جمهوری شهید داوود، در هیچ زمینه و عرصه ای، بی هیچ نبودیم. از اعمار کاخ ها، کارخانه ها، شاهراه ها، توسعه ی مکاتب، کیفیت پوهنتون ها، آزادی بیان، آزادی با وقار زنان و دختران، نظام اداری ای که در نمونه های دموکراسی نیم قرن قبل، پس از چند کشور اروپای شمالی و امریکا، افغانستانِ بسیار آزاد را معرفی می کرد، اردویی که از دارایی ملت، حیثیت و آبرو داشت، اجتماع مردم ما، یادگاران خوبی از حاکمیت هایی را بر جا گذشت که هرچند در بخشی از واقعیت جهان سوم، تعریف می شود، اما خوب، منطقی و مردمی جلو می رفت تا به سنگ 7، تعفن 8 و آلوده گی این چند دهه خورد.
سروی ها و اخباری که همواره در جهت میلان به صفر، ما را در راس کشور های عقب مانده، اما در واقع عقب نگه داشته شده، احصائیه می دهند، قواره ای نیست که از وضع کنونی داریم، بل در زمانی مکدر می شود که جریان های تقابل سیاسی، با امواج وابسته گانِ به گل و لای بیگانه، ژاژخواهی می کنند و در وارونه نمایی تاریخی که بسیار مستند است، الفبای مدنیت ما، ظاهراً از 17 سالی آغاز می شود که در هرکجای آن، به نام اولین بار دموکراسی، اولین بار حقوق زنان، اولین بار آزادی، اولین بار اعمار، اولین بار مکتب و... اولین آدم و حوا می سازند. از ریخت و پاش این مدنیت «یک بار مصرف» تا دوسیه های جنرال های پشقلی، آن جاده هایی که با ذوب قیر، گذشته ی خوب قبلی را نمایش می دهند، کمی بر این نیز بیاندیشیم که با خلق ذهنیت از این «اولین»، مُعضل اقشاری را بیشتر نکنیم که اینک در درمانده گی اقتصادی، بر اثر فریاد شکم آواره می شوند و در خود گم شده (هویت افغان) از رنجی افگار اند که تا سالیان دیگر، روان او را برای عزت نفس و استواری می خورد.
با تحمیل 40 سال جنگ، آروز نداریم در احصائیه ی مدنیت های کنونی، در جایی بایستیم که اگر سر ملت ما به سنگ های 7 ثور، 8 ثور و ارقام چند دهه ی بحران، نخورده بودند، حداقل عقب تر از به اصطلاح پاکستان، نفت ستان (ایران) و اوفستان (همسایه گان شمالی) نمانده بودیم.
شرح تصاویر:
نمونه هایی از «تمدن یک بار مصرف» 17 سال اخیر.
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us