څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

سمبول های خرافات جمعی


سمبول های خرافات جمعی
مصطفی «عمرزی»

در روز پانزدهم سال نو 1397 شمسی، با فاصله از درگیری های اعتقادی و تکفیر فرهنگی، به نظرم موجه آمد تا این قلم، سهم سال نو خویش را انکشاف دهد. در چند دهه ی پسین، به ویژه ی رشد تنظیم های جهادی، جامعه ی افغانی را دچار جذب بیش از نیاز فرآورده های دینی- مذهبی می کند. تنظیمیان جهادی با ورود به کابل، یکسره از نماز و روزه می گفتند و توده هایی را تحقیر می کردند که در شهر ها، خیال کرده بودند معنی مبارزه ی اسلامی- افغانی آنان تغییر نکرده است.
حکومت نحس تنظیمی در چهار سال، بقیه ی دارایی ها و هستی مردم را ساقط می کند، اما در عقب آن، مجموعه ای از ویرانه ها و مردمان فلک زده با فرهنگ های استقراضی و ایدیالوژیک زمان داغ کردن تنور شوروی ستیزی، باقی می مانند. سراسر نصاب درسی از توپ، تفنگ، نماز و روزه پُر بود و علمای تنظیمی، رساله ها و شاهکار های بی شماری در باره ی فواید خرما یا تقویت کننده ی جادویی حس «باء» (شهوت) می نوشتند.
تا زمان سقوط امارت اسلامی که دوره ی پُرشکوه ضد تنظیمی بود، اما شهر هایی که آزاده شده بودند، قربانی بقایای علمای می شدند که چیزی بیشتر از کارشناسی در مسایل حس «باء» نداشتند. اذیت های گسترده ی مردمی که با 8 ثور، به شیب پستی افتیده بودند با فقر گسترده و بی کاری های عذاب آور، رنگ شهر ها را به گونه ی مکدر می کردند که کمترین جنبه ی تفریحی، غیرعادی بود. در آن سال ها، تماشای فلم های پنهانی، رونق عجیبی به بازار هنر هفتم می بخشید. از بی مضمونی و دلتنگی، زیادترین فلم های هنری را در زمان طالبان دیده ام.
وارد شدن افغانستان در مرحله ی تعامل با جامعه ی جهانی، تنوع گسترده ای به زنده گی مردم بخشید، اما ضعف های آشکار حاکمیت و معاملات کلان سیاسی، تضمین ثبات با دوام را مشکل می کنند. در این میان، فرهنگ های تقابل، روی واقعیت اکثریت مذهبی و اقلیت های فرهنگی، اما در جهت اقلیت ها که به همه چیز دسترسی داشتند و اکثریتی که در سطح روستا ها، دوباره به مرحله ی تاراج زمان شوروی برگشتند، دوگونه گی خصومت آمیزی ایجاد می کند تا طرف های درگیر، در میزان نفی و اتهام، زنده گی مردم را سیاه تر کنند.
تکفیر نوروزی، زمانی مضحک می شود که شماری از ملایان، با دست آویز اعتقادات، سراخ فرصت های مسرت و خوشی مردم می روند. در این که این قشر با دریافت ارثیه ی دینی، مواظبت و ملاحظه ی بیشتری دارند، شکی نیست، اما شیوه ی برخورد آنان که همه چیز را در دینیات دنبال می کنند، مردم را که در چهل سال جنگ، خوشی های زیادی را از دست داده و می دهند، به غیظ می کشاند تا بدون توجه به تفکیک، به گونه ای به فرهنگ های ضد افغانی و اسلامی، مجال دهند.
سال نو، خوب ترین خاطره ی من از مسرتی ست که با این منطق، تقویم می سازد. در واقع حرکت وضعی زمین، پایان شب را با نوروز دیگر می آغازد. از این سرنخ تا به جا های باریک، رسیدن به کنه ی حقایقی که شماری از گذشته تا کنون، ماهرانه، باور های دینی را منتقل کرده اند، می توان به صحت ادعای روحانیون رسید. تکفیر نوروز که با مهارت با سال نو عجین شده است، کار مخالفان را مشکل تر می کند.
در 17 سال اخیر، وارد کردن بحث های فرهنگی و تاریخی، به منظور کج بحثی، افغان ستیزی و اسلام ستیزی، مهارت قابل وصفی ست که از چشم همه پنهان نمی ماند. رشته بافته هایی که گویا این پدیده (نوروز)، محصول فکری یک قوم باشد و در ساحه ی آن، امتیاز سایه ی سر اقوام شمرده شود، مدرک تاریخی مستند ندارد. ظاهراً منطق مبدای سال و محاسبات جوی و نیاز به روزشمار که با پدیده ی تقویم ارتباط می گیرند، از تمدن های کهنی چون سومری، اکدی و بین النهرین برخاسته اند. عمومیات نوروزی، برخلاف تصور ما، از زمان پیدایش مفاهیم فارسیستی در ادبیات شکل می گیرند. احساس می شود بازخوانی های تاریخی هدف مند که در حاکمیت پهلوی ها در ایران شکل گرفتند و با میلیون ها دالر حمایت می شدند، منابع وافری ایجاد می کنند تا در همخوانی فرهنگی، اصالت های مردمانی که بیرون از حوزه ی ایرانی- فارسیستی قرار دارند، با رنگ نوروز، استحاله شوند. برای تبیین بیشتر، نکات دیگری در نوروزی شناسی مهم است که مثلاً روی اعداد می چرخند. در دین بهایی، عدد 9، پایه ی فکری به شمار می رود. عدد هفت، ترتیب میوه ها و سبزیجات، علل پخت خوراکه ها و ارزش غذایی آن ها در زیر پوست مراسم نوروزی، می توانند به ملایانی «نقل» دهند که برای حفظ ارزش های آسمانی، هراسان اند؛ یعنی تحول طبیعت و سال نو، زمینه ی تاریخی تداخل مفاهیم دین دیگر (زردشتی) را به نام نوروز، میسر می کند. اگر نام این پدیده برای تحول یک سال، مشکل دارد و ایتیمولوژی آن، پیش از قرون چهار یا سوم هجری نمی رساند، تعریف عمق تاریخی آن به نام نوروز، نیز مشکل ساز است. چنان چه آوردم، تقویم سال، از قدیم ترین دست آورد های بشری در قدیم ترین تمدن های بین النهرینی است.
هدف از این نگارش و تحقیق، برهم زدن عمومیت باور ها نیست، بل کمک به روشنگری هایی ست که خطرات ایسم های فرهنگی، مثلاً فارسیسم و ایرانیسم را برملا می کنند. هراس حامیان نوروز، بیشتر در جانب افغان ستیزانی ست که از شر هتاکی ها و بی حرمتی ها، حالا دچار معامله ی به مثل مردم شده اند. آهنگ آلوده گی صوتی «هله نوروز آمد» را با همان صورت مسخره، به پشتو خوانده اند تا جلو وقایه را گرفته باشند. تمدید این کیبل های فرهنگی به فرهنگ جمعی، هراس از این واقعیت تلخ را بیشتر کرده است که روشنگری های تاریخی، حربه و دست آویز افغان ستیزان و اسلام ستیزان را روز تا روز ناچیزتر می کنند. زور زدن برای قبول نوروز، اگر باعث هیچ عصبیتی هم نشود، اما خبره گان را متوجه کرده است که از رهگذر تحریف فرهنگ و تاریخ، دنبال چه استند؟
در این شکی نیست که نصاب عمق تاریخی (آریایی، خراسانی و فارسی)، افغانستان را با تمام عظمت و دیرینه گی به حاشیه می کشاند و در این طرد، جای خالی، افغان ستیزی های مذمومی شده اند که در چنین حالی، ازهم پاشیده گی فکری، گسست اجتماعی را بار آورده است.
در این کوشش که کوشیده ام در هیاهوی به اصطلاح نوروز، حربه ی مخالف و موافق نباشد، نمونه ای از روایتی را بخوانید که ملایان، اما با کلیشه ی عدم تمکین، دست و پاچه می شوند که می بینند باوجود صراحت های امربالمعروف آنان، کسی اهمیتی قایل نمی شود. در واقع همه چیز در دین وجود ندارد. فقط در روحیات دینی می توان، دنبال تبیین مسایلی شد که جنبه های ماهیتی آن ها، مستلزم صرف وقت و توان در تاریخ، فرهنگ و ادیان غیر اسلامی نیز می شود. در زیر، روایت زردشتی نوروز (نه سال نو) را تقدیم می کنم که به راحتی می توان رد گرایش های مجوسی را در آن یافت و در تمام نمونه های اعیاد مجوسی، همانند جشن های سده، مهرگان، شب یلدا و چهارشنبه سوری، یک اصل را رنگ وارنگ می کنند.
در تاجیکستان، بر اساس روایت های جدید تاریخ (شوونیسم و فاشیسم)، گونه ی دیگری از اسلام ستیزی را مروج می کنند که به جای شوروی سابق، گویا اصالت های قدیمی، نیاز های فرهنگی جامعه را مرفوع می کنند. این سیاست ضد اسلامی، ماهیت ضد ترکی، عربی و حتی افغانی نیز دارد؛ زیرا اساسات سوء برداشت های فارسیستی، همواره در پی مصدومیت واقعیت های دیگران و استحاله ی آن ها به نفع فارسیسم است. اگر چنین فرهنگی نهادینه شود، مزایای سیاسی آن با تجربیات تلخی به همراه می شوند که ارتجاع اول (سقوی) و چهل سال پسین، افغانستان را در هرج و مرج چور و چپاول، بسیار خراب کرده اند. رسوب باور های غلط، انگیزه ی تمامی حرکت های ضد اسلامی و افغانی در این جا به شمار می رود.
تا زمانی که نقد فرهنگ و تاریخ از ابواب آریایی، خراسانی و فارسی نگذرد، سلامت دایماً در خطر اجتماعی- فرهنگی، برنمی گردد. در برابر موج ادعا که با امواج هتاکی و توهین به همراه است، هیچ چاره ای جز بازنگری ارزش های تعریف نشده نداریم.
این کوشش، جنبه ی نیز معلوماتی دارد و یافت پژوهشگر، به معنی عداوت و ستیز با دیگران نیست؛ زیرا اصل اسلامی «احترام»، ما را مکلف می کند به باور های «بیگانه گان، کفار و مجوسان» نیز ارج بگذاریم. به هر حال، نوروز تا زمانی که مردم، از نعمت خوشی ها محروم باشند، چانس دارد با استفاده از سال نو، مفاهیم دینی دیگران را منتقل کند.
روایتی از آیین زردشتی- مجوسی نوروز در روستایی در ایران:
مراسم نوروز در بین زرتشتیان یزد
شاید زرتشتیان در طول تاریخ، بیشترین کوشش را برای نگهداری جشن نوروز که بخش هایی از آن به آیین‌های دینی آنان تعلق دارد، داشته‌اند. با این وجود امروزه آیین‌های نوروزی در روستاهای مختلف زرتشتی نشین، متفاوت است.
روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیم‌ترین آیین‌های نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار می‌شود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانه‌های قدیمی ‌محلهء قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن می‌شوند.
هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پُر از آب، یک سینی میوه که «ودرین» نامیده می شود، گلدانی از مورد و شمشاد، مجمر آتش و یک چراغ روغنی به بالای بام می‌برند و در کنار هیزم‌های از قبل آماده شده می‌گذارند. حدود ساعت پنج صبح، سپیدی کلاه مردان زرتشتی در جرقه‌های آتش نمایان می‌شود.
همزمان با بر افروختن آتش، آهنگ های نوروزی که از بلند گو پخش می‌شود، سکوت قاسم آباد را می‌شکند.
کیخسرو ماوندادی، یکی از ساکنین محلهء قاسم آباد، دلیل آتش افروزی بر بام‌ها را توضیح می‌دهد. او به یاد می‌آورد که در گذشته، اجرای این مراسم با موسیقی زنده همراه بوده است:
«آتشی که در سپیده دم اورمزد- برابر با اول فروردین بر روی بام افروخته می‌شود، یک سنت کهن ایرانی است که در روستا‌های زرتشتی نشین باقی مانده است. ما بر این باور هستیم که ده روز مانده به عید نوروز که پنجهء کوچک آغاز می‌شود، با آتش افروزی، روان درگذشته گان را به خانه‌های مان پذیرا می‌شویم. در پایان سال هم با آتش، یعنی با نور و گرما، آن ها را بدرقه می‌کنیم و آب پشت سرشان می‌ریزیم.»
«در آن زمان ها پیرمردها- که روان شان شاد باشد، خدا بیامرز شدند- در پشت بام خانه‌ها به صورت پراکنده با ساز و دف و آواز این مراسم را برگزار می‌کردند. به یاد می‌آورم در آن زمان ما خیلی دوست داشتیم که نیمه شب از خواب بیدار شویم و صدای گرم آن ها را با صدای دف، ساز و سرنا به صورت زنده بشنویم؛ اما امروزه چون آن ها دیگر زنده نیستند، ما این موسیقی را به حالت نوار در آوردیم و این همان صدای سازی است که در صدا و سیما هم پخش می‌شود. هدف زنده نگه داشتن این سنت است.»
زرتشتیان، معتقد اند که روان یا به گفته آنان فروهر نیاکانِ درگذشته از ده روز پیش از نوروز به دیدار خانه و کاشانهء پیشین خود می‌آیند و در صبح سال نو، به محل اولیهء خود بازمی‌گردند. آن ها باور دارند عطر میوه‌هایی که پاره می‌شوند، و بوی خوش اسپند و کندر که از آتش متصاعد می‌شود، همراه با زمزمه اوستا، روان نیاکان را که در حال ترک خانه خود هستند، شاد می‌کند.
وقتی سپیده صبح می‌دمد، صدای بلندگو خاموش می‌شود و شعله‌های آتش فرو می‌نشیند، بخش آْئینی- دینی مراسم نوروز زرنشتیان در قاسم آباد یزد پایان می‌یابد و هر خانواده باقیماندهء آتش خود را به آتشکدهء محله که به آن درب مهر می‌گویند، می‌برد.
در کوچه‌های قاسم آباد بر سر در هر خانهء زرتشتی نشین، شاخه ای سبز از درخت سرو یا شمشاد آویخته اند. علاوه بر آن در جلو در خانه‌ها سنجد و آویشن می‌ریزند. آدابی که کیخسرو ماوندادی با مهمان نوازی و دید و بازدید روزهای نوروز مرتبط می‌داند و می‌گوید:
«بعد از این که سال نو تحویل شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز شد، رسم بر این هست که در بالای سر درگاه هر خانه‌ای که در آن زندگی وجود دارد، یک سبزه، یعنی مورد، سرو یا شمشاد را نصب می‌کنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد می‌ریزند که نشانهء عشق و دوستی هست و بدون این که کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته می‌شود.
آتش افروزی بر بام خانه‌های قاسم آباد با تقویم دینی زرتشتیان ارتباط دارد. با این وجود، این آیین امروز در همه روستاهای زرتشتی نشین اجرا نمی‌شود. زمان بازگشت روان نیاکان به خانهء خود در طول تاریخ پُر فراز و نشیب زرتشتیان تغییر کرده است. در برخی مناطق آتش افروزی بر بام خانه‌ها، نه در ایام نوروز، بل که در اواسط تابستان انجام می‌شود.
دکتر کتایون مزداپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه، علت این تفاوت زمانی را در گاهشماری‌های گوناگون می‌داند:
«روز نوروز که مطابق با تقویم قدیمی ‌در حال حاضر در اوایل تابستان است را نوروز مرده گان می‌گفتند. نوروز قدیمی ‌که الان هم در اوایل تابستان، جشن گرفته می‌شود در هند نیز وجود دارد. به یاد دارم که پدربزرگ ما همیشه در زمان این نوروز برای بزرگداشت درگذشته گان به دخمه می‌رفت و چیزهایی مثل میوه را همراه خود می‌برد و به زمین می‌زد تا بوی آن ها متصاعد شود. این نوروز برای مرده گان بود، اما نوروز اول فروردین، نوروز فصلی و برای زنده‌ها بود. در واقع دو جنبهء دینی و جنبهء ملی را از هم جدا کرده بودند و الان تقریباً دوباره با هم یکی شده است. در بعضی مناطق، اعتقاد به اهمیت دینی دارند و فقط اهمیت آئینی صرف نیست. مثلأ در تفت در تابستان در نوروز آتش روشن می‌کنند و همان طور مراسم قدیم را نگه داشته اند. در حقیقت در جامعهء زرتشتی یک تلفیق بین آئین ملی و آیین دینی هست که این ها را به هم انطباق می‌دهد.»
محلهء باغ خندان تفت از جمله مناطق زرتشتی نشینی است که بافت قدیمی‌ خود را همچنان حفظ کرده است. مراسم پیشواز فروهرها و مراسم جشن نوروز در این روستا با قاسم آباد تفاوت دارد.
اگرچه آتش افروزی بر بام خانه‌های این محل در روز نوروز اجرا نمی‌شود، اما برگزاری مراسم پنجهء کوچک و پنجهء بزرگ که از ده روز قبل از نوروز آغاز می‌شود، معمول است.
روزهای پنجه بر اساس اندرزهای دینی، از یک سو زمان بازگشت فروهر درگذشته گان برای دیدار از بسته گان خویش است، از سوی دیگر بر پایهء منابع اساطیری و باورهای مردمی، آفرینش انسان در روز اورمزد، یعنی اولین روز سال نو به پایان می‌رسد.
در این روزها در بسیاری از خانه‌های زرتشتی، مراسم گهنبار، یک نوع مراسم آیینی که شبیه خیرات است، انجام می‌شود. در گهنبار، موبدان آجیل خشک یا لرک و هفت میوه را با خواندن اوستا تقدیس و سپس بین مردم تقسیم می‌کنند.
در روزهای پنجه و نوروز، زرتشتیان تفت در جلو خانه‌های خود گل سفید می‌پاشند که به معنی باز بودن در خانه به روی مهمان است. این سنت در کشورهای آسیای میانه به این صورت باقی مانده که در روزهای پیش از نوروز، کندهء درختان را سفید می‌کنند.
در مراسم «میلهء گل سرخ» در مزار شریف، هفت میوهء خشک در آب ریخته می‌شود و در روز نوروز بر سفرهء نوروزی قرار داده می‌شود.
بوی خوش و تمیزکردن خانه از دیگر سنت‌هایی است که برای استقبال از اجداد و نیاکان در ایام پنجه به آن توجه شده است. آن طور که رستم کاووسیان می‌گوید، خانه و کاشانهء کثیف، باعث آزردگی روان فروهر درگذشته گان می‌شود:
«ما زرتشتیان به اورمزد و فروردین ماه که جشن تازه شدن طبیعت است، بسیار اهمیت می‌دهیم و آن را بسیار نیکو می‌شماریم. در پیشاپیش آن، خانه تکانی‌هائی انجام می‌دهیم و معتقدیم تمام زنده گی ما باید پاک باشد. در شب عید حتماً خانه تکانی باید انجام شود و اگر کینه و عداوتی داریم باید حل کنیم.»
ماهدخت فروهر:
«ما اسفند و کندر دود می‌کنیم، تا بوی خوش بیاید و وقتی فرشته و ملائکه می‌یایند و اجدادمان به خانه سرمی‌زنند، تمیز و پاک باشد و ما را دعا کنند و نه این که از کثافت، ما را نفرین کنند.»
در آخرین روز پنجهء بزرگ، مراسم دینی پیش از نوروز به پایان می‌رسد. فرارسیدن بهار و آغاز سال نو برای زرتشتیان همانند همه ایرانیان، جشن رستاخیز طبیعت و لحظهء فرا رسیدن شادی است. پس از تحویل سال، زن خانه آیینه و گلاب پاش را بر می‌دارد و به اعضای خانواده تبریک و شادباش می‌گوید.
عید دیدنی ساکنین باغ خندان در اولین روز از سال نو به شکلی خاص انجام می‌شود. در آغاز آن ها دسته جمعی به درب مهر محل زندگی خود می‌روند و در کنار آتش، به نیایش و اوستا خوانی می‌پردازند. پس از آن دیداردسته جمعی از خانه‌ها آغاز می‌شود.
اولین دیدار نوروزی از خانواده ای شروع می‌شود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نوعید نامیده می‌شود، در سکوت برگزار می‌گردد. بر روی سفرهء نوروزی که مهمانان گرداگرد آن می‌نشینند، عکس درگذشته [متوفی)، معمولاً در کنار سبزهء نوروزی قرار دارد. پرویز ورجاوند، پژوهشگر فرهنگ زرتشتیان می‌گوید، مراسم نوعید، حضور نمادین شخص درگذشته در مراسم نوروزی است:
«بازدید از خانهء کسی که در گذشته ای دارد (مُرده)، برای سوگواری نیست. همان طور که در تصوف ایرانی، مسند شیخ یا پیر را حتی اگر خودش حضور ندارد، انداخته می‌شود و همیشه احساس حضور آن پیر در جمع وجود دارد، در مراسم نوروزی هم وقتی یک نفر از خانواده ای درگذشت، به دیدن او می‌رویم، یعنی او روحاً حضور دارد و چون درگذشته و بازگشته، مهمان عزیز ما است. ابتدا به خانهء او و برای دیدن او می‌رویم؛ نه به خاطر سوگواری و تسلی بازمانده گان، بل که حضور او را همان ادامهء زنده گی قبلی او می‌دانیم.»
پس از برگزاری مراسم نوعید، زرتشتیان با شادی و پایکوبی و نواختن ساز ضربی دایره مانند مخصوص خود که آن را عربانه می‌نامند، به دید و بازدید خویشان و آشنایان می‌روند. میزبان که پیشاپیش میز نوروزی را با شیرینی‌های مخصوص و شربت و چای برای پذیرایی آماده کرده است، در ابتدا برای مهمانان خود آیینه و گلاب می‌گیرد. سپس پذیرایی با خوردن نقل آغاز می‌شود و همزمان ساز و آواز و پایکوبی ادامه می‌یابد.
یکی از شیرینی‌های مخصوصی که زرتشتیان حتماً بر خوان نوروزی خود می‌گذارند، کماج است. کماج، شیرینی کیک مانندی است که به شیوهء سنتی تهیه می‌شود. ماهدخت فروهر، آن را از مهمترین شیرینی‌های لازم برای این روزها می‌داند:
«کماج نوروزی از آرد گندم، قدری گلاب، هیل و دارچین، تخم مرغ و شکر درست می‌شود. این ها را با هم قاطی می‌کنیم، بعد روغن را در کماجدان داغ می‌کنیم و خمیر را درآن می‌ریزیم و مغز پسته و بادام و گردو و کنجد روی آن می‌ریزیم. این کماج شیرین و کماج نوروزی، یک رسم قدیمی‌ست. نان هم می‌پزیم، اما در هر خانه ای اگر نان هم نپزند، پخت کماج برای شان واجب است. دم سال تحویل، کماج باید باشد.»
خوان نوروزی زرتشتیان در طول تاریخ تغییر کرده است. گذاشتن اوستا و تصویر زرتشت بر سفرهء نوروزی اهالی باغ خندان، از تفاوت‌های عمدهء آن با سفرهء هفت سین دیگر اقوام ایرانی است. پرویز ورجاوند این سفره را در ارتباط با خوان مقدسی می‌داند که در ایران قدیم «میزد» نامیده می‌شده و کلمهء «میز»، به فارسی امروز، از آن گرفته شده است. برای او، تقدس نوروز در عدد هفت و لحظهء تغییر سال است.
«هفت سین در واقع در مرحلهء اول مِیزدی هست که در زمان خاص گسترده می‌شود، و فامیل دور آن جمع می‌شوند تا برکت لحظهء مقدس و گردش سال را دریافت کنند. هفت علامت از هفت امشاسپند بر سفره گذاشته می‌شود که این علامت‌ها در طول زمان تغییر کرده است. زمانی هفت چین، یعنی هفت میوه ای که می‌چیدند بوده است و یا هفت شین یعنی شیر، شکر، شایه؛ سبزه ای که سبز می‌کنند را در فارسی شایه می‌گویند و شمشاد و البته شرابی را که بر سر خوان نوروزی هست. این شراب‌ها را اکثراً در جام رودین می‌خورند که اسم درگذشته ای (مُرده) در آن حک شده است و وقتی می‌خورند، یادی از آن شخص می‌کنند.»
دید و بازدید‌های نوروزی زرتشتیان درروزهای نوروز به روستاها و شهر‌های دورتر ادامه می‌یابد، اما روز ششم فروردین، یکی از مهمترین روزهای مذهبی آنان و روز تولد زرتشت و یا به قولی نوروز بزرگ است. زرتشتیان، این روز را با گرد همائی‌های گسترده و برنامه‌های سخنرانی و هنری در هر منطقه جشن می‌گیرند.
در این روز، بسیاری از زرتشتیانی که سال ها از زادگاه خود دور بوده اند، به شهر و دیار خود بازگشته و در این جشن شرکت می‌کنند. جوانان با اجرای شعر و سرود و نمایشنامه‌های مذهبی- سنتی در تهیه و تدارک این جشن، نقش مهمی‌ایفا می‌کنند.
به نظرمی‌رسد که جشن سیزدهمین روز فروردین و یا سیزده به در ارتباطی با باورهای آیینی زرتشتیان ندارد. امروز زرتشتیان تفت نیز مانند دیگر ایرانیان، این روز را در طبیعت به سر می‌برند. ماهدخت فروهر می‌گوید که زرتشتیان، گاهی نیز در این روز آشی به نام آش پس پائی نوروز می‌پزند.
کامران فروهر معتقد است که سیزدهء نوروز بین زرتشتیان تفت، نه تنها نحس نیست، بل که آن را روزی عزیز و مبارک می‌دانند:
«روز سیزده به در را روز «تیشته ریزد» یا روز تیر می‌گویند. این، روز فرشته باران است و برای ما خیلی عزیز است. این روز را کار نمی‌کنیم و به باغ و صحرا می‌رویم... ما، سیزده را نحس نمی‌دانیم، آن را عزیز می‌دانیم.»
اما دکتور کتا یون مزدا پورمی‌گوید که اعتقاد به نحسیت و ناخجسته بودن سیزدهء نوروز در بین زرتشتیان نیز وجود داشته و ریشهء تاریخی دارد. او اضافه می‌کند:
«سابقهء سیزده به در (سیزده بدر) را تا بابل می‌توانیم دنبال کنیم که دوازده روز را جشن می‌گرفتند- به نشان دوازده ماه سال و روز سیزدهم در حقیقت پایان جشن بوده که روز آشفته گی و به هم ریختن همه چیز هست و جشن تمام می‌شود. عدد سیزده، نحس است و کلا همان است که در جامعهء اکثریت ایران هم وجود دارد.»
اگر چه زرتشتیان در حفظ و تداوم برگزاری مراسم نوروز، نقش مهمی ‌داشته اند، اما در اوستا، به نوروز و آئین‌های نوروزی اشاره ای نشده است. از این رو می‌توان گفت که نوروز، قدمتی بیش از دین زرتشت دارد [اصالت تقویمی. ع]؛ چنان که دکتور کتایون مزداپور می‌گوید:
«به نظرم قدیمی‌ترین جائی که اسمی از نوروز آمده، کتاب نیرگستان است که البته هم پهلوی است و مقداری هم اوستا دارد، اما در خود اوستا، اسم نوروز نیامده [جدید بودن کلمه. ع]، ولی فروهر‌ها که با نوروز ارتباط دارند، یک یشت فروردین یشت فروهر‌هاست.»
جشن نوروز، قاعدتأ باید دارای دو ریشهء متفاوت باشد. یکی آن چه در این سرزمین از هزاره‌های دوم و سوم قبل از میلاد، جشن بهاری منطقه بوده است. یعنی جشنی به نام «عید اکی تو» که در هزارهء دوم قبل از میلاد در بین النهرین جشن گرفته می‌شده است و آثاری از برگزاری این جشن به شکل مکتوب به جا مانده است، ولی به نظر می‌رسد در سرزمین ایران احتمالأ در «سیلک کاشان» نیز این مراسم وجود داشته است و منطقأ این طور به نظر می‌رسد که این مراسم در این منطقه نیز وجود داشته است. بعدأ اجداد هند و اروپائی ما، آداب نیاکان و در حقیقت بزرگداشت ارواح نیاکان را با خود به این منطقه آوردند.»
جشن نوروز زرتشتیان، چون نوروز دیگر مناطق ایران در طول تاریخ، همواره دست خوش تغییر و تحول بوده است. امروزه در تفت، مراسم چهارشنبه سوری که به نظر نمی‌رسد جزو آداب محلی باشد، برگزار می‌شود. از سوی دیگر مردم می‌گویند که بعضی از سنن آنان چون نوروز خوانی از بین رفته است؛ سنتی که در بعضی مناطق مثلاً در کوه های البرز و در اطراف گرگان، هنوز یافت می‌شود.
نوروزخوانی، تنها سنتی نیست که در بین زرتشتیان و دیگر ایرانی‌ها مشترک است. بسیاری از آداب نوروزی که در بین زرتشتیان این یا آن روستا وجود دارد، به شکل تغییر یافته در حوزهء جغرافیایی نوروز که از شرق عراق تا غرب هند و از خلیج فارس تا قزاقستان و گرجستان گسترده است، یافت می‌شود. کورش نیکنام، پژوهشگر آداب و رسوم زرتشتیان، باور به بازگشت فروهر نیاکان در روزهای نوروز را با رفتن به گورستان در این ایام مقایسه می‌کند؛ سنتی که در تاجیکستان و آذربایجان تا امروز از آداب جدانشدنی نوروزی هستند:
«به مناسبت‌های مختلف جامعهء اسلامی‌ ایرانی به مزار درگذشته گان می‌روند و در آن جا شمع روشن می‌کنند. روشنائی ایجاد کردن، یعنی درخواست از روان فروهر درگذشته گان که به زنده گی آن ها سری بزند. ما آمدن نوروز را با آتش روشن کردن به استقبال فروهر درگذشته گان می‌رویم و بعد روز اول نوروز، باز با آتش روشن کردن به بدرقهء آن ها می‌نشنیم. همین آتش روشن کردن را مسلمان ایرانی امروزه برای مزار درگذشته گان شان انجام می‌دهند.»
من فکر می‌کنم نوروز به دلیل برجسته بودنش به عنوان یک جشن ایرانی باوری است که ایرانیان نسبت به دنیا مینوی، یعنی جهان پس از مرگ داشتند. چون این جشن، جشن آفرینش انسان هم هست، آمدن فروهر و روان درگذشته گان به سوی زمین هم هست و ایرانیان، خانه تکانی می‌کنند و یک زنده گی نوئی را به خود می‌گیرند؛ به دلیل این که در باور سنتی شان، این‌ها از روان فروهر درگذشته گان پاسداری می‌کنند و میزبان مهمان‌های ارزشمندی هستد. به همین دلیل است که این جشن تا به امروز مانده و هر قوم و ملتی که به ایران آمده، این جشن را پذیرفته و در واقع پاس می‌دارد.»
اما ارتباط مستقیم نوروز با طبیعت، تغییرات جوی و ستاره شناسی در این زمان، رهایی از شب‌های سرد و بلند زمستان، برابری شب و روز و شروع فصل کشاورزی، دلایل دیگری هستند که دوام نوروز [در واقع سال نو. ع]در طول تاریخ را ممکن ساخته اند.
بدین ترتیب جشن نوروز با وجود تغییرات اعتقادی و اجتماعی در منطقه، همچنان در خاطرهء فرهنگی اقوام ایرانی باقی مانده است. برای زرتشتیان ایران، نوروز یکی از مهمترین آیین‌های دینی و ملی است. امروز شاید در تمام کشور هایی که در آن ها نوروز برگزار می‌شود، هیچ عنصر فرهنگی دیگری تا به این اندازه قادر به معرفی هویت کهن ایرانی آنان نباشد.
منبع:
http://www.beytoote.com/art/city-country/zoroastrians-yazd-supposed.html
توضیح:
جالب این جاست که خلط سال نو با باور های نوروزی، گمان دیگری ایجاد می کند که چرا در این روز، به اصطلاح نوروز، بدعت های دینی و اعتقادات خرافی، رونما می شوند. اگر اصل تحریف شده ی آن (سال نو) را کنار بگذاریم، مثلاً مراسم عجیبی به نام جهنده بالا که مردم در این اواخر به تمسخر «سوته بالا» نام گذارده اند، برپا می شود. این رسم که در اماکن اسلامی صورت می گیرد، نشانه ای از تداخل جریان های انحرافی در اسلام است.
در زمان امارت اسلامی، جلوگیری از خرافاتی که بدعت می آوردند، جزو سیاست های حکومت بود. دوستی از مردمان اهل تشیع من در اعتراض به نابودی جهنده ای که فکر می کنم در یکی از مراکز شیعیان کابل در زمان طالبان صورت گرفته بود، به من می گفت: جهنده بالا، یعنی بلند کردن بیرق اسلام. بیرق یا پرچم که شکل و شمایل آن تعریف دارد، ربط منطقی با اعمالی نمی یابد که در همه جای این سرزمین، مردم را به خرافات و باور های نادرست می کشانند.
در ایران، مراسمی به نام چهارشنبه سوری انجام می شود که با آتش بازی ها، فوران باور های زردشتی تقدس به آتش در آن، نمایان است. شباهت این جشن با جشن سده (آتش افروزی مجوسی)، جای شک نمی گذارد. قبل از سال نو امسال، گروهک های فرهنگی، قلمپردازی های زیادی کردند که گویا نمونه ی «افغانستانی» گرایش های مجوسی، چه ماهیتی دارند؟ در حالی که در هیچ زمانی، شاهد مراسم مسخره ای از قبیل چهارشنبه سوری در افغانستان نبودیم.
سعی و تلاش مجموعه ی کوچکی از بیماران حوزه ی فرهنگ و تاریخ، جامعه را دچار هرج و مرج و گسست های بیشتر می کند. این بیماران که بیشترینه گرایشگران قومی اند، برای سوء استفاده، هر ناصوابی را رنگ فرهنگ می زنند و در توهم آن می کوشند؛ باور ارجحیت و فوقیت، جای بیشتری برای استفاده ی سیاسی یک اقلیت قومی، باز کند. متاسفانه این گمراهان، هیچ اندیشه ای از بابت آلوده گی سلامت اجتماعی ندارند. با ادعا بزرگ شده اند و با ادعا می میرند. فردوسی مجوسی مسلک در باره ی جشن مجوسی مهرگان می سراید و حقیقت زردشتی گری این اعیاد را بی محابا افشاء می کند:
بفرمود تا آتش افروختند / همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست / تن آسایی و خوردن آیین اوست
شرح تصاویر:
مراسم زردشتی- مجوسی نوروز؛ مهرگان، سده، شب یلدا و چهارشنبه سوری در ایران. عکس سر صفحه، از یک زن زردشتی ایرانی مجری یک تلویزیون در حال اجرای مراسم مجوسی نوروز است. در سه تصویر دیگر، بری ست که هر دم از این باغ (جهالت) می رسد.
شماری از مردم در ولسوالی جاغوری غزنی، «سیزده بدر!!!» کرده اند. این اولین خبر چنین خرافاتی ست که در افغانستان می بینیم. در شبکه های اجتماعی، این حرکت، کاملاً وارداتی و عمدی وانمود شده است. ولسوالی جاغوری، محل آرای قابل ملاحظه ی محمد محقق است؛ بنابراین، گمان مردم بی جانیست که در شبکه های اجتاعی همرسانی کرده اند، دستان مجوس ایرانی از آستین او بیرون شده باشند. این خودفروخته، چندِ قبل در نشستی، عملاً هویت ملی را نفی کرده بود.
ما، به موقع نگرانی های خویش را شریک کرده ایم و هشدار داده ایم که در برابر موج هتاکی و فرهنگ سازی های غلط، خاموش نمانید! این که کسی توجه کرد یا نه، اما وظیفه ی خویش می دانیم پیامد کردار ناصوابی را نیز آشکار کنیم که به حد نمایش فرهنگ بیگانه، دنبال کسب مجوز در رسمیات ماست. از این فرهنگ، چه کسی سوء استفاده می کند؟ بهتر است طرفداران بی قید و شرط آزادی های مهارگسیخته ی رسانه یی و فرهنگی و آن بی خیالانی پاسخ بگویند که می گفتند پروا ندارد؛ وقت خویش را ضایع نکنید! عدم پاسخگویی، تلاش بیگانه را به ثمر می رساند. اینان هیچ گاه از خودشان نپرسیدند، اگر پاسخ به عداوت، ضیاع وقت است، چرا آنان وقت می گذارند؟
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us