څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بدنام


بدنام
هارون انصاری

صحبت بود از هویت، نام و نشان
صحبت از اصلیت، تابعیت و نام افغان
برآمد آوازی ز شخصی
نخواهم نام افغان، دهم من تغییر نام
گفت نباشم منبعد افغان
هست غیره، به اصطلاح از خر- آسان
با شنیدن این حرف، برآورد نعره شخص بدنام
ستایش کرد جوانک را و بُرد در کنام
بعد از گفتن چند حرف و چندی بیان
شروع کرد به تعریف از مسعود و به اصطلاح مزاری قهرمان
با شنیدن نام آن دو بی جان
بلند شد صداها چو دریایی خروشان
یکی تعریف کرد و دیگری نقد
یکی دشنام داد و دیگری بلند بُرد نام آنان
یکی گفت قاتل است و جنایتکار
دیگری قبول نکرد، گذاشت حق را به کف دست ایشان
همه افتادند به جان هم، چو حیوان
فحش و دشنام کم بود، کردند همدیگر را سنگباران
آن شخص بد طینت نشسته بود بر طاق بلند
بلند بود صدای خنده اش چو دیوان
برادر! گر خواهی دانی کیست آن بدنام
آن شخص، نیست کسی جز عبداللطیف پدرام
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

هارون انصاری











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us