څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

استاد فقیر فروزی


استاد فقیر فروزی
(پژواك كوهسار)
مصطفی عمرزی

در شمال شرق سرزمین ما در میان کوه ها و کوهپایه هایی با دریای همیشه خروشان و روان که نماد های زیبا از زنده گی و حیات اند، جوش و خروشی نهفته است که در هنگامه های طبيعت، رنگی دارند و در آرامی و فراخ خاطر، جلوه ي ديگر.
پس از دهه ي 20 الی آغاز مصیبت هایی که با 7 ثور سال 1357 خورشیدی توام اند، مردم ما روندی از آرامی و آسوده گی را آزمودند که تا اکنون دیگر میسر نشده است. در این گذار، شاهد پدیده های مختلف مادی و معنوی می شویم که به گونه اي در خیزش و پیدایش اندیشه ها و حرکت های بعدی فرهنگی، سیاسی و حزبی، نقش به سزا داشته اند. رشد جریان های فکری و وسعت فعالیت های فرهنگی، باعث شدند پس از سال ها جماد، رونق و شگوفائی، دوباره در پیکره و در حدود کشور، رونما شود.
در این جریان، نام های چون میر غلام محمد «غبار»، عبدالحی «حبیبی»، عبدالرحمن «پژواک»، خلیل الله «خلیلی»، ضیاء «قاری زاده»، احمد علی «کهزاد»، عبدالغفور «برشنا»، خال محمد «خسته»، صوفی عشقری، فقیر «فروزی»، قاری عبدالله، عبدالحق «بی تاب»، گل پاچا «الفت»، صدیق الله «رشتین»، عبدالرووف «بی نوا»، عبدالشکور «رشاد» و همانند اینان از برجسته گی و شهرت به سزا برخوردار اند و از این میان در گستره ي شعر دری، وادی زیبا و با طراوت كجكن (پنجشير) با نام زنده یاد استاد فقیر «فروزی»، در رده های نخست پیشتازان و پیشقدمان، قرار مي گيرد.
و اما كجكن که در درازنای تاریخ با نام های مختلف و دره ي خوش آب و هوا شهره است، از دهه ی60 به بعد، با طیفی از فرهنگیان، سیاستگران و اهل خدمت، با قدرت تمام به درخشش می پردازد و این فروزنده گی ها را بیشتر از همه، مدیون آن فرزندان اش است که شماری در وجود مجاهدان و شماری در وجود فروزی ها، فروزنده و تابناک بوده اند.
در دهه ي سی، فامیل استاد فروزي برای زنده گی، شهر کابل را اختیار می کنند. این موضوع باعث می شود ضمن گشودن فصل دیگری در زنده گی استاد فروزی، وی با سوژه ها و نما هایی آشنا شود که برگ های دیگری بر غنای آفریده های او می افزایند.
هجرت فامیل استاد فروزی و اقامت آنان در کابل زیبا، آغازی از فصل سفر و سیری بود که توام با مصروفیت های رسمی، بر شهرت و معرفت استاد افزوده و زمینه اي می شوند برای شناخت و آفرینش آثاری که در ایستگاه های مختلف آن، امروزه یادگار های زیادی از وی داریم.
با توانایی اي که زاده ي قریحه و استعداد خدادادی به شمار می روند، آفرینش های مرحوم فروزی که در مجموع در فصل شعر دری، خلاصه می شوند، از چه سبک و مایه اي بهره برده اند؟
برجسته گی ها و ویژه گی هایی که توانسته اند نام فروزی را فروزنده سازند، در فحوایی نهفته اند که چیزی به نام عصبیت نمی پذیرند. رنگ و سیمای سرزمین و مردم در آثار استاد فروزی تجلی دارند. حب وطن و محبت به ملت، بیشترین درخشنده گی کار های آفرینشی استاد فقیر فروزی را می سازند.
استاد فروزی که شاعر گرویده ی روز های خوش سلطنت است، به یاد آرامی ها و آزادی های قبل از تجاوز شوروی، 26 دلو را ذم می کند. او در بسیاری از سروده هایش، شاعر مایل به وطن و عزت مردم، شناخته می شود.
خاطره ي 26 دلو
ز توران زمین لشکر بی کران / همی حمله ور شد به افغان ستان
شتابان و تازان به کردار باد / چو یاجوج و ماجوج یا هم جراد
به هر جا رسید آن گروه دژم / به بی داد افراشت دست ستم
فرود آمد از آن گروه گراز / به یمن و به سیر و نشیب و فراز
همی ظلم و بی داد و غارت گری / خود آرایی و خود گری برتری
اروسی نژادان پتیاره دیو / به جنگ اندر آمد به گردان نیو
بُدندی ز احقاب پور پشنگ / گریزان صلح و شتابان جنگ
چو دیدند پیکار افغان سپاه / به روز دغا زمره ي کینه خواه
زخوف دلیران افغان زمین / فگندند کرچ و کلاه بر زمین
زخود بر بسی آبرو ریختند / ابا سوی آموی بگریختند
تجربه اي که زاده ي مصروفیت ها و تماس های بی شمار شدند، همان گونه که به فروزنده گی بیشتر می انجامیدند، بر دایره اي با وحدت فکری و عقیده نیز محاط می شود که امروزه، بیشتر آن قلم به دستان و فرهنگیان ما را که در گستره ي زبان دری، کار می کنند، متاثر کرده است.
پژوهش در زنده گی استاد فروزي، چنانی که که اشعار وی، ما را برای توجه به داشته های همه گانی سرزمین، رهنمون می شود، نیز حکایت از خدمات صادقانه و بی آلایشانه ای ست که زمانی رخ در قندهار نامی و حماسه آفرین دارد، زمانی در بدخشان زیبا و زمانی در گوشه ي دیگر.
مصروفیت های رسمی استاد فقیر «فروزی» با تنوع کاری، روند طولانی دارند و این فرهیخته ي پُرتلاش با پشت سرنهادن تجربیات گوناگون و آخرین حد توان، همانند آفریش آثار، به ادای دین می پردازد و مسؤولیت های اجتاعی اش را با کار در داخل کشور، نیز به خوبی به انجام می رساند.
خوشبخت اند کسانی که عمر عزیز را با رجحان بر معنویت، به تطهیر جسم و جان می برند.
نویسنده گان، شاعران، نقاشان و مجسمه سازان با الهام برای نوع بشر، براي بقای معنویت و انسانیت، مُهر پُر رنگ کوبیده اند.
در زنده گی استاد فروزی، تلخی های سیاسی، انگیزه ی آفرینش آثاری می شود که اگر در کنار روایت سیاسی، قرائت شوند، ادبیات دری و پشتو، احساس، عاطفه، غم و غصه را در گذشته و حال، در این ذهنیت منعکس می کنند که وطن دوستان افغان، در زمان سوگ، ماضی را ترسیم کرده اند. در این رسم، آرامش ها و عزتی که مردم و وطن صاحب بودند، مصیبت زمان حال را به مصداق «ارزش خوبی، پس از درک بدی ست»، تبارز می دهد.
استاد فروزی، سروده ی معروف دارد که با هجو و نفرین روز های 7 و 8 ثور، درک او از تماس با واقعیت ها به حس غم می رسید.
فریاد خدایا
ای وای وطن وای وطن داد خدایا / فریاد خدایا
فریاد که رفته همه برباد خدایا / فریاد خدایا
فریاد که مردم، همه آواره شد و خوار
از شومی کردار
از بلخ گزین تا شط بغداد خدایا / فریاد خدایا
از اهل وطن در وطن امروز کسی نیست
فریادرسی نیست
جز چند تن آسیمه و ناشاد خدایا / فریاد خدایا
از هر طرفی آوازه ي جنگ است- شر و شور
از قدرت و از زور
فریاد ز بی دادی جلاد خدایا / فریاد خدایا
ویرانه شد کابل، مشکل نشد آسان
در ملک خراسان
جنگ است و تباهی و استبداد خدایا / فریاد خدایا
از هر طرفی امروز گپ و توپ و تفنگ است
تفت آتش جنگ است
ویرانه شود خانه ي زراد خدایا / فریاد خدایا
ما صلح بگویم و پی جنگ روانیم
این راه همه دانیم
صلحی نبد و نیست ز ایجاد خدایا / فریاد خدایا
بگرفت زما خانه و آبادی ما را
آزادی ما را
یک مشت خیانت گر و شیاد خدایا / فریاد خدایا
یک چند شد ملک خرابست و ترابست
کشتی سرآب است
از فتنه و بدخویی اضداد خدایا / فریاد خدایا
بیماری خرچنگ گرفته ست وطن را
جان و سر و تن را
بیمار نزار است بی امداد خدایا / فریاد خدایا
چون طاهر پر کنده ي چنگال عقابیم
در رنج و عذابیم
بندیم و همه در تله ي صیاد خدایا / فریاد خدایا
شد خلق وطن کشته و یا گشته فراری
افتاد به خواری
عروس جدا ماند ز داماد خدایا / فریاد خدایا
فریاد که نی صاحب ریشیم و نه ملبوس
افسوس صد افسوس
مجرم و محبوس نه آزاد خدایا / فریاد خدایا
حیرانی و محض است و جگر خونی بسیار
تکرار به تکرار
چون ما، دیگر این درد مبیناد خدایا / فریاد خدایا
گیرند همه دارائی ما را به غرامت
بی شرم و ندامت
بی سته و حجت و اسناد خدایا / فریاد خدایا
این همه جمع دژ آهن که در خوی قواد اند
پتیاره نژاد اند
زنهار نبود حق نگر و راد خدایا / فریاد خدایا
گویند گر از جنگ به اصلاح کشد کار
عوض شود بازار
وارونه بگردد دژ پولاد خدایا / فریاد خدایا
انصاف که در وطن ایثار نکردیم
ما کار نکردیم
کردیم همه را غارت و برباد خدایا / فریاد خدایا
یک روز رفیق آمد ویک روز برادر
بدآمد و بدتر
چنگیز رسید از پس شداد خدایا / فریاد خدایا
از کشکش بسیار به جان آمده مردم
مردم شده ره گم
ره گم شده و خوار و برافتاد خدایا / فریاد خدایا
دیروز کسی را که توان لب نان بود
یا فکر جوان بود
امروز ورا نیست ورستاد خدایا / فریاد خدایا
آن را که مونس نبود، او چه تواند
بی چاره بماند
بی زار شده از زن و اولاد خدایا / فریاد خدایا
آن رسم و رواجی که نکو بود ز مردم
کردند همه را گم
نی میله بماند نه اعیاد خدایا / فریاد خدایا
گردید به تاریخ عجم دست درازی
یا شعبده بازی
کردند از مساله واراد خدایا / فریاد خدایا
بدبختی و ناراضی و آدم کشی و جنگ
از مردم الدنگ
در قسمت ما آمده ایذاد خدایا / فریاد خدایا
اسلام بگوییم و به اسلام ستیزیم
از هم بگریزیم
نبود به وطن عالم فرجاد خدایا / فریاد خدایا
اسباب پریشانی مردم که فزون است
ز اندازه برون است
ناید به قلم در صف اعداد خدایا / فریاد خدایا
غیر از خبر جنگ و زدن و کشتن بسیار
خودرایی و آزار
ما سوژه نداریم به سرواد خدایا / فریاد خدایا
خیر وطن و قوم فروزی ست ز قانون
نه ز ریختن خون
کس نیست که قانون کند انشاد خدایا / فریاد خدایا
برای هر آغازی، انجامی مقرر شده که کسی را توان دوری از آن نباشد. استاد فروزی نیز با عمری تلاش که ثمر آن ها نقش دیگر بر منظر فرهنگ و معنویت است، در کشاکش بحرانی که شاهد تباهی دیار عزیز بود، در غربت و در سوگ سرزمین ماتم زده اش، به حق می پیوندد.
پایان وصف استاد را با بیتی از آفریده هایش، به همراه می سازیم! با هنری که در قالب آن، فرهیخته ي بزرگ، کوشید عمری برای احساس و عطش در حُب وطن به سر آرد.
شب و روز از فراق روی آن جانانه می سوزم
به مثل آتش صحرا کنون در خانه می سوزم
بقیه ی این شعر در آهنگ زیبای شفیق مرید:
https://www.youtube.com/watch?v=PQkz7O6iyRI
یادآوری:
مستند تلویزیونی «پژواک کوهسار»، اولین ساخته ی رسانه یی- تصویری در مورد استاد فروزی بود. این مستند را زمانی که مسوولیت واحد فرهنگی شبکه ی رادیو و تلویزیون باختر را داشتم، ساخته ام. متنی که در این نوشتار خوانده اید، سناریوی مستند «پژواک کوهسار» است. در همان زمان، لطف هموطنان، این تجربه را حفظ کرد و اکنون بار دیگر بر اثر لطف آنان، به نشر سپردم.
یادآوری این نکته بی جا نیست که برای ساخت نسخه ی قابل مطالعه در نت، شیوه ی معمول متن مستند، در این نوشته تغییر یافته است. جا ها و مشخصاتی که تصویری و صوتی می شوند، حذف شده اند.
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us