څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

نيرنگ تکامل


برشکستگی تئوری تکامل و پشت پرده ايدئولوژيک اين تئوری

منشأ واقعی ايدئولوژيک تروريزم: داروينيزم و ماترياليزم

خيلی از مردم تئوری تکامل را متکی به دلايل علمی، مشاهدات و آزمايشهايی که اولين بار توسط چارلز داروين مطرح شده می داند۰ در حاليکه منشأ تئوری تکامل نتنها داروين نبوده بلکه بر دلايل علمی هم ربطی ندارد۰ تئوری، عبارت از يک نظريه قديمی به نام فلسفه ماترياليزم می باشد که به طبيعت تطبيق داده شده است۰ اين تئوری امروزه، در حاليکه هيچگونه حمايت علمی ندارد، توسط فلسفه ماترياليست کورکورانه حمايت و پيروی می شود۰

اين تعصب مشکلات بسيار فراوانی در دنيا ايجاد کرده است۰ زيرا با توسعه داروينيزم و فلسفه ماترياليست که از آن منشأ می گرفت جوابی که به سوال "انسان چيست؟" داده می شود عوض شده است۰ کسانی که قبل از اين به اين سوال چنين جوابی می دادند: "انسان موجودی است که خدا او را آفريده است و بايستی بنا به اخلاق زيبايی که او آموخته است زندگی کند"، حالا چنين فکر می کنند: "انسان به طور تصادفی بوجود آمده است و با مبارزه حياتی اش يک حيوان پيشرفته است۰" بهای اين اشتباه بزرگ خيلی سنگين بود۰ ايدئولوژيهای وحشت نظير نژاد پرستی، فاشيزم، کمونيزم و خيلی از افکار باربار و مبارزه گر از اين اشتباه قدرت پيدا

کرده اند۰

در اين مقاله بلايی که داروينيزم به بشريت آورده است مورد تحقيق قرار گرفته می شود و ارتباط آن را با تروريزم که يکی از مهمترين مسئله های امروزه می باشد آشکار می سازيم۰






دروغ داروﻳنيزم ׃"حيات يك زدوخورد است"


داروين وقتی تئورى اش را بر قرار می كرد ازيک فرضيه اساسی به راه افتاده بود׃

"تكامل موجودات بستگی به مجادله حيات در طبيعت دارد. اين مجادله را طرف قوى برنده مىشود. ظعيفها هم پايمال شده به نيست شدن محكوم مىشوند."


بنابه داروين درطبيعت يک مجادله حياتى بدون رحم و يک زدوخورد دائمی برقراربود. قويترها هميشه ظعيفترها را پايمال كرده و تكامل هم به اين طريق ممكن می شد. عنوان دوٌمى كه در كتاب "مبدأ جنسها" گذاشته است اين افكار او را به طور مختصر مىدهد:" مبدأ جنسها،انواع طبيعى و مجادله حيات از طريق حفظ نژادهاى حمايتی".

درعين حال داروين، وجود" مجادله حيات " را بين نژادهاى بشرى نيز مطرح كرده است٠ بنابه اين ادعاى غير واقعی،" نژادهاى حمايت شده" در اين مجادله برتر خواهند بود٠ بنابه داروين نژادهاى حمايت شده، سفيد پوستهاى اروپايى بود۰ نژادهاى آسيايى و آفريقايى نيز در مجادله حيات عقب مانده بودند٠ داروين از اين هم جلوتر رفته، از دست دادن مجادله حياتى و نابود شدن اين نژادها را مطرح كرده بود:

"شايد در آينده نزديكى كه قرنها طول نخواهد كشيد، نژادهاى مدنی بشرى، نژادهاى وحشى را به طور كلٌى از روى زمين پاک خواهند كرد و به جاى آنها خواهند نشست٠ از طرف ديگر ميمونهاى انسان نماهم۰۰۰۰ حذف خواهند شد٠ به اين طريق جدايى بين انسان ونزديکترين

خويشاوندانش بيشتر خواهد شد٠ به اين طريق در ميدان، نژادهاى مدنی تر از نژادهاى اروپايى امروزه و ميمونهايى از نوع بابون كه از سياه پوستها، ساكنان محلٌى استراليا و گوريلها عقب تر خواهند بود، ﺑﺎﻘﻰ ﺧﻭﺍﻫﺩ ﻣﺎﻧد۰"

ﺁﻧﺗﺭﻭﭘﻟﮓ﴿ﺑﺷﺭﺷﻧﺎﺲ﴾ ﻫﻧدﻯ ﻵﺗﻳﺗﺎ ﻭﻳدﻳﺎﺭﺗﻰ، ﭼﮕﻭﻧﮕﻰ ﻗﺑﻭﻟﻰ ﻧﮊﺍدﭘﺭﺳﺗﻰ ﺑﻪ ﻋﻟﻭﻢ، ﺗﻭﺳّﻄ ﺗﺌﻭﺭﻯ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻭﻳﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻄﺭﻳﻖ ﺗﻭﻀﻳﺢ ﻣﻰﺩﻫﺩ :

" ﻓﻛﺭﺩﺭ ﺣﻳﺎﺕ ﻣﺎﻧﺩﻦ ﻗﻭﻳﺗﺭﻫﺎ ﻛﻪ ﺗﻭﺴٌﻄ ﺩﺍﺭﻭﻳﻦ ﻣﻄﺭﺡ ﺷﺩ، ﺗﻭﺴٌﻄ ﺩﺍﻧﺷﻣﻧﺩﺍﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻧﺎﺱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﺫﺷﺗﻦ ﺑﺷﺭﻳٌﺕ ﺍﺯ ﻳﮏ ﺗﮑﺎﻣﻞ ﻓﺭﻫﻧﮕﻰ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺩﻧﻳٌﺕ ﺍﻧﺳﺎﻦ ﺳﻔﻳﺩ ﺑﻪ ﻋﻧﻭﺍﻦ ﺑﺎﻟﺎﺗﺭﻳﻦ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﻋﺗﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺗﻧﺩ ﺑﺎ ﺷﻭﺭ ﻭ ﻫﻳﺟﺎﻥ ﺍﺳﺗﻘﺑﺎﻝ ﺷﺩ۰ﺩﺭ ﻧﺗﻳﺟﻪ ﺍﻳﻥ، در ﻧﻳﻣﻪ دﻭٌﻡ ﻗرﻥ۱٩ﺍﻡ،ﻗﺳﻣﺕ ﻋﻣدﻩﺍﻯ ﺍﺯ دﺍﻧﺷﻣﻧدﺍﻥ ﻏﺭﺑﻰ ﻧﮊﺍدﭘﺭﺳﺗﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷدٌﺕ ﺣﻣﺎﻳﺕ ﮐﺭدﻧد۰"



ﻣﻧﺑﻊ الهاﻡ دﺍﺭﻭﻳﻦ׃ ئوﺭﻯ قدار ﻣﺎﻟﺗﻭﺲ


ﻣﻧﺑﻊ الهاﻡ دﺍﺭﻭﻳﻦ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻳﻧﻪﻫﺎ، ﻛﺗﺎﺏ "يک آزمايش در زمينه جمعيت" ﺑﻭﺩ که ﻧﻭﻳﺳﻧﺩﻩﺍﺵ ﻳﮏ ﺍﻘﺗﺻﺎﺩ ﺩﺍﻦ ﺍﻧﮕﻟﻳﺳﻰ ﺑﻧﺎﻡ ﺗﻭﻣﺎﺱ ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺑﻭﺩ۰ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺩﺭ ﺻﻭﺭﺕ ﻣﺩﺍﺧﻟﻪ ﻧﻛﺭﺩﻥ، ﺍﻓﺯﺍﻳﺵ ﺳﺭﻳﻊ ﺟﻣﻌﻳٌﺕ ﺑﺷﺭ ﺭﺍ ﺣﺳﺎﺏ ﻛﺭﺩﻩ ﺑﻭﺩ۰ﺑﻪ ﻧﻆﺭ ﺍﻭ ﻣﺻﻳﺑﺗﻫﺎﻳﻰ ﻧﻆﻳﺭ ﺟﻧﮓ، ﻗﺣﻃﻰ ﺑﻳﻣﺎﺭﻯ ﺩﻟﺎﻳﻝ ﺍﺻﻟﻰ ﺑﺭﺍﻯ ﻛﻧﺗﺭﻝ ﺠﻣﻌﻳٌﺕ ﺑﻭﺩ۰ﺑﻪ ﻂﻭﺭ ﻣﺧﺗﺻﺭ ﺑﻧﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺩٌﻋﺎﻯ ﻭﺣﺷﻳﺎﻧﻪ ﺑﺭﺍﻯ ﺰﻧﺩﮔﻰ ﻛﺭﺩﻦ ﺑﻌﺿﻰ ﺍﻧﺳﺎﻧﻬﺎ، ﻣﻰﺑﺎﻳﺳﺗﻰ ﺩﻳﮔﺭﺍﻦ ﻣﻰﻣﺭﺩﻧﺩ۰ﻣﻭﺟﻭﺩﻳٌﺕ ﺑﻪ ﻣﻌﻧﻰ"ﺟﻧﮓ ﻫﻣﻳﺷﮕﻰ" ﺑﻭﺩ۰

ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺩﺭ ﻗﺭﻥ ١٩ﺍﻡ ﺗﻭﺳٌﻃ ﺑﺧﺵ ﻋﻆﻳﻣﻰ ﺍﺰ ﻣﺭﺩﻡ ﻣﻭﺭﺩ ﺗﺄﻳﻳﺩ ﻭ ﻗﺑﻭﻝ ﻗﺭﺍﺭ ﮔﺭﻓﺘﻪ ﺑﻭﺩ٠ﺑﻪ ﺧﺻﻭﺹ ﻁﺑﻗﻪ ﺑﺎﻟﺎﻧﺷﻳﻦ ﺍﺭﻭﭘﺎيی ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻅﺎﻟﻣﺎﻧﻪ ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺭﺍ ﺣﻣﺎﻳﺕ ﻣﻰﻛﺭدﻧﺩ۰ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪﺍﻯ ﺑﻧﺎﻡ"ﭘﺷﺕ ﭘﺭﺩﻩ ﻋﻟﻣﻰ ﻧﺎﺯﻳﻬﺎ" ﺍﻫﻣﻳٌﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎﻯ ﻗﺭﻥ ١٩ ﺍﻡ ﺑﻪﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺍﻳن ﻃﻭﺭ ﺑﻳﺎﻦ ﻣﻰشود׃

"ﺩﺭ ﻧﻳﻣﻪ ﺍﻭٌﻝ ﻗﺭﻥ١٩ﺍﻡ، ﺍﻋﺿﺎﻯ ﺳﻣﺕ ﻣﺩﻳﺭﻳٌﺕ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺑﺭﺍﻯ ﻣﺷﻭﺭﺕ ﺩﺭ ﻣﻭﺭﺩ ﻣﺷﮑﻝ ﺍﻓﺰﺍﻳﺵ ﺟﻣﻌﻳٌﺕ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺯﮔﻰ ﻛﺷﻑ ﺷﺩﻩ ﺑﻭﺩ ﺑﺭﺍﻯ ﺍﻓﺯﺍﻳﺶ ﻧﺳﺑﺕ ﻣﺭﮒ ﻓﻘرا، ﺩﺭ ﻣﻭﺭﺩ ﺑﺭﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺯﻯ، ﺯﻳﺭ ﻧﻅﺭ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺎﻟﺗﻭﺲ ﺠﻣﻊ ﺷﺩﻧﺩ٠ﻧﺗﻳﺠﻪﺍﻯ ﻛﻪ ﺣﺎﺻﻝ ﺷﺩ ﺑﻪ ﺍﺧﺗﺼﺎﺭ ﭼﻧﻳﻦ ﺍﺳﺕ:" ﺑه ﺠﺎﻯ ﺗﺷﻭﻳﻕ ﻓﻘﻳﺭﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﻣﻳﺰﻯ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺗﻬﺎﻯ ﺿﺩٌ ﺁﻥ ﺑﺎﻳﺩ ﺗﺷﻭﻳﻖ ﮐﻧﻳﻡ۰ﻛﻭﭼﻪﻫﺎﻯ ﻣﻭﺟﻭﺩ ﺩﺭ ﺷﻬرﻫﺎﻳﻣﺎﻦ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺩ ﺗﻧﮕﺗﺭ ﮐﻧﻳﻡ ﻭ ﺍﻧﺳﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑﻳﺷﺗﺭﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﭘﺭ ﻛﻧﻳﻡ ﻭ ﺑﻪ ﭘﺧﺵ ﻭﺑﺎ ﺳﻌﻰ ﻛﻧﻳﻡ۰ﺩﺭ ﻛﺷﻭﺭﻣﺎﻥ ﺭﻭﺳﺗﺎﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺑﻬﺎﻯ ﺳﺎﻛﻦ ﻭ ﺭﺍﻛﺩ ﻧﺯﺩﻳﮏ ﮐﺭﺩﻩ ﻭ ﺯﻧﺩﮔﯽ ﺩﺭمرداب ﺮﺍ ﺑﺎﻳﺩ ﺗﺷﻭﻳﻕ ﮐﻧﻳﻡ ﻭ ﻏﻳﺮﻩ۰۰"

در ﻧﺗﻳﺟﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻗدﺍﻡ ﻅﺎﻟﻣﺎﻧﻪ، در ﻣﺠﺎدﻟﻪ ﺯﻧدﮔﻰ، ﻗﻭﻳﺗرﻫﺎ ﺿﻌﻳﻔﺗرﻫﺎ رﺍ پايمال ﻛرﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳن ﻃرﻳﻕ ﺍﻓﺰﺍﻳﺵ ﺟﻣﻌﻳٌﺕ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳرﻋﺕ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺕ ﺗﺣﺕ ﻛﻧﺗرﻝ ﻗرﺍر ﻣﻰﮔرﻓﺕ۰ﺩر ﺍﻧﮕﻟﺳﺗﺎﻥ ﺩر ﻗرﻥ ١٩ﺍﻡ ﺑرﻧﺎﻣﻪ" ﭘﺎﻳﻣﺎﻝ ﻛرﺩﻥ ﻓﻘرا" ﻋﻣﻼً ﺍﺟﺭﺍ ﺷﺩ٠ﻳﮏ ﻧﻅﺎﻡ ﺍﺳﺗﺑﺩﺍﺩﻯ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻦ ﺑﭼٌﻪﻫﺎﻯ ٨ـ٩ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ۱۶ ﺳﺎﻋﺕ ﺩﺭ ﻣﻌﺩﻦ ﺯﻏﺎﻝﺳﻧﮓ ﮐﺎﺭ ﻣﻰﻛﺭﺩﻧﺩ ﻭ ﻫﺯﺍﺭﺍﻧﺷﺎﻦ ﺑﻪ ﺩﻟﻳﻝ ﺷﺭﺍﻳﻄ ﺑﺩ ﻣﻰﻣﺭﺩﻧﺩ ﺑﺭﻘﺭﺍﺭ ﺷﺩ۰"ﻣﺟﺎﺩﻟﻪ ﺣﻳﺎﺕ" ﻛﻪ ﻣﺎﻟﺗﻭﺱ ﺑﻪ ﻟﺯﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺗﺌﻭﺭﻯ ﺍﻋﺗﻘﺎﺩ ﺩﺍﺷﺕ،ﺩﺭ ﺍﻧﮕﻟﺳﺗﺎﻦ ﺑﻪ ﻣيليوﻧﻬﺎ ﻧﻔﺭ ﺍﻧﺳﺎﻦ ﻓﻘﻳﺭ ﻋﻣﺭﻯ ﭘﺭﺍﺯ ﻋﺫﺍﺏ ﮔﺫﺭﺍﻧﺩ۰

ﺩﺍﺭﻭﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﺣﺖ ﺗﺄﺛﻳﺭ ﻗﺭﺍﺭﮔﺭﻓﺗﻦ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﻛﺎﺭ، ﻧﻅﺭﻳٌﻪ ﺯﺩﻭﺧﻭﺭﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻣﺎﻡ ﻂﺑﻳﻌﺕ ﺍﺟﺭﺍ ﻛﺭﺩﻭﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﻧﮓ ﺣﻳﺎﺗﻰ ﻂﺭﻑ ﻗﻭی ﺗﺭ ﻭ ﻂﺭﻓﻰ ﻛﻪ ﺑﻬﺗﺭ ﺧﻭﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺭﺍﻳﻂ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺑود ﺭﺍ ﺑﺭﻧﺩﻩ ﺍﻋﻼﻡ ﻛﺭﺩﻩ ﺍﺳﺕ٠ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺭﺍﻳﻥ"ﻣﺟﺎﺩﻟﻪ ﺣﻳﺎﺕ"ﺭﺍ ﺑه عنوﺍﻦ ﻳﻙ ﻗﺎﻧﻭﻦ ﻣﺷﺭﻭﻉ ﻭ ﺗﻐﻳﻳﺭﻧﺎﭘﺫﻳﺭ ﻁﺑﻳﻌﺕ ﺍﺩٌﻋﺎ ﻛﺭﺩﻩ ﺍﺳﺕ۰ﺍﺯ ﻃﺭﻑ ﺩﻳﮕﺭ ﺁﻓﺭﻳﻧﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﻛﺎﺭ ﻛﺭﺩﻩ ﺍﻧﺳﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺭﮎ ﺍﻳﻣﺎﻦ ﺩﻳﻧﻰ ﺩﻋﻭﺕ ﻛﺭﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻂﺭﻳﻕ ﺗﻣﺎﻡ ﺳﺩﻫﺎﻯ ﺍﺧﻼﻗﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻊ"ﻣﺟﺎﺩﻟﻪ ﺣﻳﺎﺕ" ﺧﻭﺍﻫﺩ ﺷﺩ ﺭﺍ ﻣﻭﺭﺩ ﻫﺩﻑ ﻭ ﺍﺛﺎﺑﺕ ﻗﺭﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻭﺩ۰ﺑﺎ ﭘﺧﺵ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﮑﺎﺭ دور ﺍﺯ ﻭﺍﻗﻌﻴٌﺕ ﮐﻪ ﻓﺭﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻰ ﺭﺣﻣﻰ ﻭﻆﻠﻢ ﻫﺩﺍﻴﺕ ﻣﻰﻛﺭﺩ، ﺑﺩﻠﻰ ﻛﻪ ﺍﻧﺳﺎﻧﻴٌﺕ ﺩﺭ ﻗﺭﻥ٢۰ﺍﻡ مجبور به پرداخت آن بود ﺧﻳﻟﻰ ﺳﻧﮕﻴﻥ ﺷﺩه بود۰



فاشيزم: راهی که" قانونهای جنگل" باز کرد


داروينيزم با پرورش نژادپرستی در قرن ١٩ام، پايه های يک ايدئولوژی را بر

پا می کرد که در قرن ٢٠ام متولد شده وباعث خونريزی در تمام دنيا خواهد شد : نازيزم در ايدئولوژيستهای نازی تأثيرهای عمده ای ازداروينيزم ديده می شود.اگر اين تئوری که توسط آدلف هيتلر و آلفرد روزنبرگ شکل گرفته بررسی شود،مطالبی نظير "انواع طبيعی"،"برخورد انتخابی"،"مجادله حيات بين نژا دها" که در کتاب "منشاء جنسها" داروين بارها تکرار شده است،به چشم می خورد.هيتلر اسم کتاب معروفش "دعوام" را هم از نظريه داروينيزم بنا به صحنه مجادله بودن حيات و در اين مجادله زنده ماندن طرف برتر گذاشته است.در کتابش به خصوص در مورد مجادله بين نژادها نوشته و اين طور گفته است :

"تاريخ با بوجود آوردن يک هييرارشی نژادی جديد، يک امپراطوری که شبيهش وجود نخواهد داشت، به ميدان خواهد آورد."

در سخنرانی مشهور نورنبرگ در سال ١٩۳۳نيز"اداره شدن نژاد پست توسط نژاد برترو اين را يک حق موجود در طبيعت وقبوليش به عنوان تنها حق منطقی"را مطرح کرده است.

تحت تأثير قرار گرفتن نازيها از داروين، امروزه توسط تمام عالمان وتاريخ دانان متخصص در اين موضوع مورد قبول قرار گرفته است. تاريخ دانی به نام هيچمن، متأثر شدن هيتلر از داروين را اين طور بيان می کند:

"هيتلر يک تکامل گر سفت و سخت بود.اعماق حالت روحيش هر چه باشد در کتاب "دعوام"اش يک سری افکار تکامل را ظاهر می سازد و بخصوص به افکار" مبارزه حيات و برای يک جامعه بهتر کشتن فقرا" جا داده است."

هيتلر با به ميدان در آمدن با اين افکار، دنيا را به يک وحشت بی نظيرکه تا کنون ديده نشده است کشيد.خيلی از اقوام وگروههای سياسی بخصوص يهوديها در کمپهای مرگ نازيها تحت ظلم و قطلعام وحشتناک قرار گرفتند. با شروع شدن جنگ جهانی دوم توسط اشغال نازيها،درست باعث مرگ ۵۵ ميليون نفر شد. در پشت پرده اين مصيبت که بزرگترين مصيبت در تاريخ دنيا است،افکار"مجادله حيات" داروينيزم قرار گرفته بود.



پيمان خونين:داروينيزم وکمونيزم


جناه راست فلسفه داروين متشکّل از فاشيستها و جناه چپ نيز متشکّل از کمونيستها بود۰

کمونيستها،از پشتيبانان و طرفداران آتشين تئورﻯ داروين براﻯ هميشه جايگاه ويژه اﻯ تشکيل می دادند۰رابطه بين تئورﻯ داروين و کمونيزم تا متأسسّان هر دو عقيده قدمت دارد٠از بنيانگذاران کمونيزم مارکس و انگلس کتاب داروين بنام "منشأ نوعها"را بلافاصله بعداز انتشار خوانده و تحت تأثير نکتهً فلسفی فکرگرايی ماترياليست اشاره شده در کتاب قرار گرفتند٠نامه نگاری بين مارکس وانگلس، نشانگر اين بود که هر دو، تئوری داروين را بعنوان منشأ کمونيزم از جهت علوم طبيعت قبول کرده بودند۰حتّی انگلس در کتاب"فلسفه فکرﻯ"اش که تحت تأثير داروين به قلم آورده است،داروين را ستايش کرده و در قسمت"نقش کوشش در گذر از ميمون به انسان"به نظر خود براﻯ افزودن چيزهاﻳﻰ به تئوری تکامل ﺳﻌﻰ کرده است ۰

کمونيستهای روسی نظير پلخانوو،لنين،تروتسکی واستالين همگيشان تئوری تکامل داروين را پذيرفته اند٠پلخانوو که از بنيانگذاران کمونيزم روسيه بحساب می آيد،با اين سخن که"مارکسيزم بکار بردن تئوری داروين در علوم اجتمائی می باشد"معروف است٠

در بيانات تروتسکوی"داروينزم،بزرگترين پيروزی تفکّر ماترياليست می باشد"موجود است۰

در تشکيل کادروهای کمونيست تعليم داروين نقش بزرگی داشت٠به عنوان مثال بی دين شدن استالين تحت تأثير کتابهای داروين، درحاليکه دوران جوانی فرد دينداری بود توسّط تاريخ نگاران ذکر شده است ۰

مائو،بنيانگزار رژيم کمونيستی در چين وقاتل مليونها انسان، اتّکای فلسفی اين نظام را با اين سخن آشکارا بيان کرده است:"پايه کمونيزم چين،به داروين وتئوری تکامل وابسته است۰"

تأثير داروينيزم در مائو وکمونيزم چين در کتاب "چين و داروين" که نويسنده اش يکی از تاريخ دانان دانشگاه هاروارد است،بطور کامل توضيح داده شده است٠

بطور خلاصه،رابطه ناگسستنی بين تئوری داروين و کمونيزم وجود دارد۰تئوری تکامل با اين ادّعا که موجودات محصول يک تصادف می باشند،يک زمينه علمی برای بی دينی فراهم کرده است۰کمونيزم که تماماُ يک ايدئولوژی بی دينی است به اين دليل مجبوراً به داروينيزم وابسته است٠علاوه بر اين،تئوری تکامل با اشاره به اين نکته که پيشرفت طبيعت توسّط مجادله ونزاع﴿يعنی مجادله حيات﴾ممکن است مفهوم فلسفه فکری که مايه کمونيزم است را حمايت می کند۰

با مدّ نظر داشتن اين مسئله که کمونيزم با در نظر داشتن مفهوم مبارزه ديالکتيک بعنوان يک ماشين جنايت در طول قرن بيستم حدوداً١٢٠مليون نفر را به قتل رسانده، مصيبتی که تئوری داروين برای دنيا آورده بهتر درک ميشود٠




داروينيزم و تروريزم


با بررسی اين مباحث اين طور ديده می شود که منشأ ايدئولوژيهای پيرو شدت که در قرن ۲۰ام بشر را به فلاکت و مصيبت کشيده اند ، داروينيزم می باشد۰اما داروينيزم غير از اين ايدئووژيها، ديگر ايدئولوژيهای دنيا را نيز تحت تأير نظام اخلاقی واسلوب (شيوه)خود قرار داده است۰ مفهوم اصلی اين نظام اخلاقی واسلوب " جنگ با کسی که ازتو نيست" می باشد۰

اين را چنين می توان توضيح داد:بر روی کره زمين اعتقادات دينی مختلف، عقيده ها و فلسفه های مختلف وجود دارد۰ اينها از دو ديد مختلف می توانند به يکديگر نگاه کنند:

۱) می توانند به وجود کسانی که از خودشان نيستند احترام گذاشته در ارتباط با آنها سعی کرده، و از يک روش "انسانی" پيروی کنند.

۲) می توانند با کسانی که از خودشان نيستند مبارزه، مجادله کرده و با ضرر رساندن به آنها راه کسب سود را انتخاب کرده يعنی "حيوانی"رفتار کنند.

مصيبتی که به آن نام " تروريزم "را داده ايم، چيز ديگری جزء اين ديد دوم نيست۰

با بررسی فرق بين اين دو بينش، مأثر بودن تلغين داروينيزم در اين مورد که "انسان حيوان مبارزه گر است " ديده می شود۰ شايد خيلی از انسانها که به اين روش رو آورده اند از تئوری داروين واسلوب اين عقيده خبر ندارند۰ اما در نتيجه، اسلوبی که منشأ فلسفی آن داروينيزم می باشد را پسنديده اند۰ چيزی که آنها را به درست بودن اين، باور ساخته است، سخنانی نظير"در اين دنيا فقط نيرومندها وقلدرها سرپا می مانند"،"ما هی بزگ ماهی کوچک را قورت می دهد"،"مبارزه فضيلت است"،"انسان با مبارزه والاتر می شود" می باشد که منشأاش به داروينيزم راه دارد۰داروينيزم را برداريد، اين سخنان تو خالی خواهند شد۰

در واقع با بر کنار گذاشتن تئوری داروين يک فلسفه مبارزه گر با قی نخواهد ماند۰ قسمت اعضم انسانهايی که بر روی کره زمين زندگی می کنند به سه دين الاهی ( مسيحيت ، يهوديت و اسلاميت ) اعتقاد دارند که اين دينها بز ضد مبارزه جويی می باشند۰ مقصد هر سه مذهب بر روی کره زمين ايجاد صلح و حضور ،جلوگيری از کشتار افراد معصوم، ضلم وشکنجه می با شد۰ اين دينها مبارزه وشدت را بر خلاف اخلاقی که خدا برای انسانها تعيين کرده، غير عادی و غير قابل قبول می بيند۰ در حاليکه داروينيزم،شدت ومبارزه را نه تنها يک حادثه طبيعی و درست می داند بلکه آن را الزم می شمارد۰

بنابراين در هر کجا اگر کسانی پيدا شوند که اعمال خشونت، استبداد و ترور را به نام يکی از اديان مسيحيت، يهوديت، اسلام وبا استفاده مفاهيم و سنبل های اين دينها انجام دهند، بدانيد که آ ن اشخاص مسيحی، يهودی و يا مسلمان نيستند در واقع آنها داروينيزم هستند۰ هر چند خود را در خدمت اديان نشان دهند در واقع دشمن دين و اديان و متديينين هستند۰ زيرا جرمی که خود دين ممنوع کرده، درست جلوی انسانها با خدجدار کردن دين در حال ارتکاب هستند۰

بنابراين منشأ مصيبت ترور که سرتاسر جهان را در بر گرفته به اديان الاهی ارتباطی نداشته بلعکس به بی دينی و به تفسير بی دينی در روزگار ما که داروينيزم و ماترياليزم است مخفی شده است۰




اسلام راه حل ترور می باشد


ممکن است، بعضی از کسانی که به نام يکی از دينها به ميدان در می آيند،آن دين را اشتباه فهميده واشتباه اجرا کرده باشند۰ بنابراين با بررسی اين جور انسانها نمی توان صاحب نظر در مورد آن دين شد۰ بهترين راه شناختن يک دين مراجعه به سر منشأ آن دين می باشد۰

سرچشمه مقدس اسلام قرآن می باشد۰ آن چيزی که در قرآن به عنوان مدل اخلاقی مطرح شده و در روزگار ما از اسلام بحث شده با آن چيزی که در ذهن غربيان شکل گرفته است به طور کلی فرق دارد۰ قرآن بر مبنای دوستی، شفقت، مرحمت، فروتنی، فداکاری، تولرانس و صلح استوار گرديده است۰ صاحب شدن چنين حسنهای پسنديده و والا در يک مسلمان، او را انسانی متشخص، با حسن نيت، امين وسازگار می سازد۰ محيط اطراف خود را سرشار از احترام و محبت و دوستی، آرامش و شوق زندگی خواهد کرد۰




اسلام دين صلح وصحت می باشد


کلمه اسلام در زبان عربی با کلمه" صلح" به يک معنا می باشد۰اسلام، دينی است که از طرف مرحمت و رحم بيکران پروردگار برای زندگی در صلح وصفا برای انسانها ناظر شده است۰

خداوند تمام انسانها را زير پرچم اسلام به عنوان مدلی که با صلح و حسن نيت و شفقت می توا ن زندگی کرد دعوت می کند۰ خداوند در آيه ۲۰۸ سوره بقره چنين می فرمايند:

"ای اهل ايمان، همه دست جمعی به صلح وامنيت ( به اسلام ) رو آوريد و در مسير شيطان نباشيد۰ زيرا آن به طور آشکار دشمن شماست۰"

همان طوريکه از اين آيه مشخص می شود خداوند تنها راه فراهم ساختن امنيت انسانها را در دخول به اسلام و زندگی در اخلاق قرآن ديده است۰




خداوند اغتشاش را لعنت کرده است


خداوند انسانها را به پرهيز از بدی امر کرده و فحش و ناسزا ، اسيان، ظلم و زورگويی، کشتار و خونريزی را ممنوع کرده است۰ کسانی که از اين فرمان خدا سرپيچی می کنند به نقل از آيه به عنوان تعقيب کنندگان راه شيطان می باشند و به طور آشکار اعمال حرام به عمل آورده اند۰ در قرآن در ارتباط با اين خصوص دو آيه به شکل زير می باشد:

"کسانی که به خداوند قول می دهند و آن را به طور قطعی قبول کرده وسپس عهد خود را می شکنند و اغتشاش می کنند لعنت خداوند برای آنهاست و بد بودن ميهنشان برای آنهاست( سوره راد ، ۲۵ )

با آن چيزی که خداوند برايت عنايت کرده آخرتت را فراهم ساز و نصيب خود را از دنيا فراموش نکن۰ آن طور که خداوند به تو احسان کرده تو هم به ديگران احسان کن و در روی زمين اغتشاش مکن زيرا خداوند، اغتشاش گران را دوست ندارد ( سوره قصاص،۷۷ )


همان طور که می بينيد خداوند در دين اسلام، ترور و هر گونه اغتشاشی که منجر به شدت و خشونت می شود را ممنوع کرده و کسانی که در اين طيف هستند را لعنت کرده است۰ مسلمان کسی است که دنيا را آباد و خرم می سازد۰

_________________________21__________________________

اسلام پُشتيبان آزادی افکار و حُسن نيّت ميباشد

اسلام علناً دينی است که افکار و زندگی انسانها را آزاد گذاشته و اينها را تحت حمايت خود قرار داده است و دستورالعملهايی آورده است که از هر گونه ايجاد جنجال عليه يکديگر بد فکر کردن منع کرده است.اسلام نتنها ترور و ديگر اعمال خشونت بار را تصويب نمی کند حتّی ايجاد فشار فکری را نيز ممنوع کرده است.

_______________________22______________________

«در دين فشار و زورگويی وجود ندارد،بدون شکّ راستی از نادرستی بطور آشکار از هم جدا شده اند.»(سوره بقره،256)

«به آنها زورگويی و فشار انجام نخواهی داد»(سوره آيشه،22)

اينکه انسانها را به زور به دينی معتقد کردن و مجبور گذاشتن به عبادت با روح و اصل اسلام متضادّ ميباشد.زيرا اسلام برای اعتقاد اصل حُرّيت وجدانی را شرط ميشمارد.البتّه مسلمانها يکديگر را می توانند امر به معروف و نهی از منکر طبق آنچه که در قرآن درج شده متذکّر شوند.امّا هيچوقت در اين خصوص اجباری وجود ندارد.حال کلاًّ عکس تمام اين چيزهايی را که تا کنون مطرح کرديم را در نظر بگيريد.بعنوان مثال انسانها مجبور به عبادت ميشوند.يک چنين جامعه ای با اصل اسلام متغيّر ميباشد.زيرا اعتقاد و عبادت وقتی ارزشی دارد که برای خدا باشد.اگر سيستمی انسانها را مجبور بگذارد تا عبادت کنند آن انسانها فقط بخاطر ترسی که دارند مجبور می شوند که خودشان را مومن نشان دهند.آنچه که از نظر اسلام مورد قبول واقع است اينست که انسانها با اراده آزاد فقط برای رضای خدا دينشان را زندگی کنند.

خداوند کشته شدن انسانهای معصوم را حرام شمرده است

کُشتن انسانی که هيچ گونه گناهی ندارد در قرآن از گناهان کبيره شمرده شده است «هر کسی نفسی را بدون اينکه به نفسی ديگر و يا اينکه به فسادی در روی کره زمين قاطی شده باشد(بجای بی خود)بکُشد،انگار که تمام انسانها را کُشته است.و هر کسی که مانع از کُشته شدن کسی و يا اينکه او را برانگيخته باشد انگار تمام انسانها را برانگيخته کرده است.قسم به خدا که نمايندگان ما به اوبا تمام دلايل روشن آمده اند.پُشت سر اين يک خيلی از آنها در روی کره زمين اندازه از دستشان در رفته است»(سوره مائده،32)

«و آنها همراه با خدا به خدای ديگر ستايش نخواهند کرد.جايی که خدا حرام کرده است بدون حقّ ازش نمی گيرد و زينا نمی کنند.کسانی که اين کارها را بکنند با جريمه سنگين مجازات خواهند شد.»(سوره فُرقان)

همانطوريکه از آيات بالا مشخّص می شود،کسانی که افراد معصوم را به باطل از بين ببرد با مجازات سنگينی تهديد شده اند.خداوند کشتن يک نفر را به کشتن تمام انسانها تشبيه کرده است.

____________________________23_________________________

کسانی که فکر می کنند در اين دنيا می توانند از عدالت فرار کنند بعد از مرگشان در آخرت بدون شک از عدالت الهی نمی توانند فرار کنند.بهمين خاطر مومنان با دانستن اين مسئله مرزهای خداوند را با حسّاسيّت حائزی دفاع می کنند.

خداوند تعالی حُسن نيّت و بخشايندگی را دستور داده است

اينکه خداوند درقُرآن کريم «تو راه بخشايندگی را پيشرو بگير»مفهوم بخشايندگی و حُسن نيّت را و نشانگر اينکه يکی ازقاعده های اصلی دين اسلام ميباشد را نشان می دهد.(سوره اعراف،199)

وقتی به تاريخ اسلام نگاه می کنيم،اين نقطه حسّس اخلاق قرآنی را مسلمانها چطور با زندگی روزمرّه وقف داده اند شاهد خواهيم شد.مسلمانها به هر نقطه ای که رسيده اند،عملکردهای اشتباه را از ميان برداشته و محيطی که در آن حُسن نيّت وجود دارد برپا کرده اند.جامعه هايی که از نظر دين،فرهنگ و زبان با يکديگر متفاوت هستند زير يک پرچم جمع کرده و حتّی آنهايی که به او وابسته هستند را علم بزرگ،برتری و ثروت بزرگی عايدشان کرده است.

______________________________24_____________________________

چه بسا بقای امپراطور عثمانی در يک جغرافيای وسيع بخاطر همين حُسن نيّت دين اسلام و آرامشی است که به اين مناطق آورده است.وبه کسانی که تابع خود هستند علم و ثروت و حُسن نيّت را عطا کرده است.چه بسا يکی از دلايلی که باعث شده دولت عثمانی در ممالک اشغالی مدّت زيادی بقا داشته باشد به خاطر همين حُسن نيّت و شعوری است که اسلام آورده است.مسلمانها هميشه با ساختار بخشاينده و حُسن نيّت در هر دورانی با مرحمتترين و خوش برخوردترين انسانها شده اند.در يک چنين چارچوبی تمام اقلّيتهای منصوب به اديان مختلف عبادتهای خود را آزادانه اجرا کرده و از هر امکانی برخوردار بوده اند.

_______________________________25____________________________

در معنای حقيقی که حُسن نيّت متعلّق به مسلمانها می باشد اگر آنطور که قُرآن حُکم کرده است اجرا گردد به تمام دنيا صلح و صفا خواهد آورد.چه بسا در قرآن«خوبی با بدی يکی نميباشد.تو بنحو احسن بدی را از خودت دورساز آنوقت خواهی ديد که ميان تو و آنکسی که دشمنی داری يک رابطه دوستی و گرم بوجود خواهد آمد»(سوره فوسيلت،34)و در اين آيه به اين نقطه اشاره می شود.

نتيجه

تمام اينها،تمام خصوصيات اخلاقی که قرآن به انسان پند می دهد،اينها ارزشهای والايی است که به دنيا صلح،آرامش و عدالت خواهد آورد را نشان می دهد.چيزی که اکنون در مدّ نظر دنيا می باشد و نامش ترور اسلامی است از اخلاق قرآن دور و شاهکار انسانهايی جاهل و نادان می باشد.جنايتهايی که تحت نام اسلام مُرتکب می شوند را بهترين راه حلّ آموزش اخلاق اسلام ميباشد.به بيان ديگر دين اسلام و اخلاق قرآنی نتنها پُشتيبان تروريزم نميباشد بلکه راه حلّی برای رهايی از بلای تروريزم در سطح جهان ميباشد.



حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

حاجی محمد راحت











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us