څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

مفهوم نسبی زمان و حقيقت قدر


همراه با تمام اين چيزهايی که تا کنون از آن بحث کرديم،اينکه يک مکان سه بُعدی وجود ندارد و اين يک پيش قضاوتی که کلاّ از برداشتها منشا ميگيرد و در محيط بی محيطی شکل ميگيرد ميباشد.خلاف اينرا قبول و پافشاری کردن چيزی جز عقيده خرافه که با عقل و علم ربطی ندارد نميباشد.زيرا هيچ دليلی مبنی بر اينکه دنيا يک حالت فيزيکی دارد وجود ندارد.اين وضعيّت،اوّلين فرضيّه فلسفه ماترياليست را که ريشه تئوری تکامل را شکل ميدهد را فرو ميپاشد.اين نظريه،نظريه مطلق و بينهايت مادّه ميباشد.نظريه دوّم فلسفه ماترياليست نظريه مطلق و بينهايت بودن زمان ميباشد که اين به همان اندازه عقيده باطل وخرافی ميباشد.

درک زمان

احساسی که از زمان داريم،روشی است که در واقع يک لحظه را با لحظه ديگر مقايسه ميکنيم.اينرا همراه يک مثال ميتوانيم توضيح دهيم،وقتی به جسمی ميزنيم از آن صدايی می آيد.پنج دقيقه بعد مجدداً که بزنيم صدايی ديگر در می آيد.اين شخص ميان صدای اوّل و دوّم فکر می کند که فاصله ای گذشته است و نامش را زمان می گذارد.در حاليکه صدايی را که در لحظه دوّم می شنود،صدای اوّل فقط شامل از يک خيال در درون ذهنش ميباشد.فقط دانسته ای است که در ذهنش به ثبت رسيده است.شخص با مقايسه صدايی که در ذهنش ميباشد مفهوم زمان را می فهمد.اگر اين قياس نباشد درک زمان نيز نخواهد بود.بهمين شکل،شخصی از درون اتاقی می گذرد و وقتی درون اتاق شخصی را که در وسط اتاق می نشيند می بيند مقايسه می کند.تمام اين اطّلاعات چيزی است که در درون مغز جای دارد.

______________________________285_______________________________

درک زمان،توسّط اين قياس پديدار می شود.بطور خلاصه زمان،محصوی يک سری از خيالات که درون مغز مقايسه می گردد ميباشد.اگر انسانی دارای حافظه نباشد،مغزش يک چنين تفصيرهايی را نميتواند بکند و بهمين خاطر مفهوم زمان هم بوجود نخواهد آمد.اگر شخصی بگويد که من سی ساله هستم به اين خاطر ميباشد که در طول اين زمان درون مغز اطّلاعاتی جمع گرديده و يک چنين احساسی دست ميدهد.اگر حافظه نداشته باشد،پشت سرش يک فاصله زمانی بوجود آمده است را فکر نخواهد کرد فقط با يک لحظه مخاطب خواهد شد.

توضيح علمی بی وقتی

در اين مورد متفکّرين و دانشمندانی که افکار خود را مطرح ميسازد همراهبا مثالها سعی کنيم بهتر اين موضوع را توضيح دهيم.پروفسور معروف ژنتيک فرانسيس ياکوبس و برنده جايزه نوبل در کتاب بازی امکان پذيرها در ارتباط با برگشت زمان بعقب اينها را تعريف می کند:

توضيح عکس 285:درک زمان با مقايسه يک لحظه با لحظه ديگر تثبيت می شود.بعنوان مثال فکر کنيم که وقتی انسانی با انسان ديگر دست می دهد زمانی گذشته است.

_____________________________286________________________________

توضيح عکس 286:زمان کلاً مفهومی است که به شخص بستگی دارد تا چطور برداشت کند.همين زمان برای کسی که طولانی می آيد برای شخصی ديگر کوتاه می آيد.اينکه کدامشان درست حدث می زند به ابزاری چون ساعت و تقويم نياز ميباشد.بدون وجود اينها يک تخمين درست زدن خيلی مشکل ميباشد.فيلمهايی که معکوس نشان داده ميشود اينکه اگر دنيا از نظر زمان بعقب برگردد به چه صورتی در خواهد آمد را تا اندازه ای نشان ميدهد.دنيايی که شيری که درون فنجانی ريخته شده است مجدداً به سرجای خود بر گردد.امّا در يک چنين دنيايی که زمان بعقب برمی گردد مراحل مغزی وتشکيل حافظه بهمان صورت بعقب برميگردد.برای گذشته وآينده نيز همين اتّفاق خواهد افتاد و دنيا بطور کلّی همانطوريکه ديده ميشود ديده خواهد شد.چون مغز ما بر اساس يک نظم و طبقه بندی آماده گرديده بر خلاف آن چيزهايی که در بالا مطرح ساختيم اينکه زمان هميشه جلو ميرود برنامه ريزی شده است.ولی اين کلاً چيزی است که در درون مغزمان به آن نتيجه رسيده ايم و بهمين خاطر نسبی ميباشد و اينهم اينکه زمان يک حقيقت مطلق نميباشد،فقط يک نوع درک ميباشد را نشان ميدهد.

______________________________287______________________________

اينکه زمان يک درک ميباشد در قرن بيستم توسّط بزرگترين فيزيکدان آن دوران اينشتن که نظريه نسبی بودن را مطرح کرده است به اثبات رسيده است.لينکولن بارنت،در کتاب هستی و اينشتن در اين خصوص اينها را نوشته است:اينشتن همراه با فضای مطلق مفهوم زمان هستی را که از گذشته بی نهايت شروع شده و به آينده بی نهايت بدون اينکه کوچکترين تغييری در آن بوجود آيد را کنار گذاشت.تمام اين ناسازگاريها که در ارتباط با تئوری نسبيّت وجود دارد ناشی از اين است که انسانها نمی خواهند اينرا قبول کنند که زمان نيز همانند مثلاً رنگ يک برداشت و درک ميباشد.افاده های اينشتن بهترين توضيح را در مورد زمان می دهد:زندگی شخصی بما انگار که در يک سلسله مراتب شکل گرفته را نشان می دهد.اينشتن با افاده های بارنت«اينکه فضا و زمان يک حالت احساسات بوده،همانند رنگ،شکل و بزرگی و مفهومهايی از اين قبيل که از ذهن جدا نمی گردد را نشان داده است»طبق فرضيه نسبی عمومی،زمان از مجموعه معيارهايی که آنرا مشخّص ميکنيم جداگانه نميباشد.حال که زمان مجموعه ای از برداشتها و احساسات ميباشد،پس بطور کلّی به آن کسی که درک می کند بستگی دارد و يک مفهوم نسبی ميباشد.سرعت گذر زمان،وقتی آنرا اندازه گيری می کنيم بنا به معيارهايمان تغيير ميکند.زيرا در بدن انسان،سيستمی که گذر زمان را دقيقاً مشخّص ميکند وجود ندارد.همانطوريکه لينکولن بارنت بيان کرده است چطور اگر چشمی وجود نداشته باشد نميتواند رنگی را تشخيص دهد،اتّفاقی که زمان را نشان دهد نيز نباشد يک لحظه،يک ساعت ويا يک روز هيچ چيزی نميباشد.نسبی بودن زمان در خواب بطور خيلی آشکار زندگی می شود.چيزهايی را که در خواب انگار ساعتها طول کشيده را حسّ کردن در حقيقت در چند دقيقه و حتّی چند ثانيه طول کشيده است.

_______________________________288______________________________

برای باز کردن اين موضوع بياييد بر روی يک مثال فکر کنيم.فکر کنيم که در اتاقی که فقط يک پنجره دارد قرار گرفته ايم.در درون اتاق هم برای اينکه بدانيم چه مدّت زمانی گذشته است ساعتی وجود داشته باشد.از طرفی در عين حال در ساعات مقرر طلوع وغروب خورشيد را بتوانيم ببينيم.حال که از روی اين قضيّه چند روز بگذرد وقتی از ما سوال شود که چند روز شما در اينجا بوده ايد هم بهمراه ساعت و هم بهمراه طلوع و غروب خورشيد می توانيم حساب کنيم که چند روز در اتاق بوده ايم.بالفرض سه روز در اتاق مانده ايم امّا وقتی شخصی که ما را در اين اتاق قرار داده بيايد و بما بگويد که آن خورشيدی که ديديد يک خورشيد مصنوعی بوده و ساعت سريعتر از دطگر ساعات کار کرده تمام محاسبات ما بهم خواهد خورد.اين مثال نيز نشان می دهد که اطّلاعاتمان راجع به گذر زمان فقط با درکيات ما در يک راستا ميباشد.نسبی بودن زمان،حقيقتی است که توسّط روشهای علمی نيز به اثبات رسيده است.نظريه نسبيّت اينشتن نشان ميدهد که سرعت زمان بر اساس سرعت جسم و به فاصله دوری از نيروی جاذبه متغيّر ميباشد.هر چقدر سرعت افزايش يابد زمان کوتاه گرديده و تا نقطه ايست نزديک ميشود.اينرا با يک مثال اينشتن توضيح دهيم.طبق اين مثال يکی از دوقلوهای دنيا آمده در دنيا می ماند و ديگری در فضا با سرعت نور حرکت می کند.وقتی از فضا بر می گردد ميبيند که برادر دوقلوی ديگر خيلی بزرگتر و پيرتر شده است،دليل اين برای برادری که در فضا مانده است زمان خيلی يواشتر گذشته است.همين مثال را برای پدر فرزند نيز ميتوان فکر کرد.اگر سنّ پدر 27 و فرزندش 3 ساله باشد بعد سی سال دنيا که پدر بدنيا برگردد فرزند 33 ساله و پدر 30 ساله خواهد بود.نسبی بودن زمان ناشی از کند يا تند کار کردن ساعت ناشی نمی گردد بلکه از کار کردن ذرّات مختلف تشکيل دهنده اتم که در سرعتهای مختلف کار ميکنند ناشی ميگردد.در يک چنين محيطی که زمان کوتاه می گردد از ضربان قلب انسان گرفته،تقسيم شدن سلّول و فعّاليتهای مغزی و کارهايی از اين قبيل انجام ميگيرد بدون اينکه شخص يواش شدن زمان را بفهمد به کارهای خود ادامه می دهد.

______________________________289_______________________________

در قرآن قانون نسبيّت

نتايج پيدا شده توسّط علم نوين،بر خلاف آنطور که ماترياليستها فکر می کردند زمان يک مفهوم مطلق نبوده بلکه يک الگوی نسبی ميباشد.جالب اينکه با گذشت بيست قرن تازه علم بوجود چنين چيزی می برد در حاليکه قرآن 14 قرن قبل از اين اطّلاع داده است.در آيات قرآنی،مفهوم نسبی بودن زمان و توضيحاتی در اين باره داده شده است.از طرف علم نوين تاَييد شده،اينکه زمان يک مفهوم روانی ميباشد و بستگی به شرايط اطراف متغيّر ميباشد و اين در بخشهای مختلف از قرآن کريم مطرح شده است بعنوان مثال تمام عمر انسان آنطور که در قرآن مطرح گرديده بسيار کوتاه ميباشدروزی که شما را استحضار خواهد کرد با ستايش از او دعتوش را قبول خواهيد کرد و تصوّر خواهيد کرد که مدّت کوتاهی در دنيا مانده ايد»(سوره اسرا 52)«انگار بغير از يک ساعت از روز عمرشان را سپری نکرده اند آنها را يکجا جمع کرده،آنها همديگر را خواهند شناخت...(سوره یونس،45)در برخی از آيات به درک زمانی انسانها که از هم بسيار متفاوت است اشاره شده و برخی از انسانها اين مدّت کوتاه را بسيار دراز مدّت می توانند فکر کنند.هنگام حسابرسی در آخرت اين بازپرسی مثالی از اين ميباشدگفتنش که:چند سال در دنيا مانده ايد؟گفتند که :يک روز و يا به اندازه يک روز مانده ايم،به شمارندگان بپرسيد،گفتش که:فقط کم (زمان)مانده ايد،اگر در حقيقت بدانيد»(سوره مومنين،112-114)

در آيات ديگر اينکه زمان در محيطهای مختلف با سرعت متفاوتتری می گذرد را اطّلاع می دهندحقيقتاً يک روز در طبقه پروردگار معادل هزار سال از آنچه که شما ميشماريد است.(سوره حج،47)

«ملائک و روح (جبرئيل) به او که سوره اش صدوپنجاه هزار ساله ميباشد در يک روز ميتواند در آيد»(سوره معراج،14)

«از آسمان به زمين هر کاری را او راست و ريست می کند.بعداً(کارها)آنطور که شما هزار سال حساب می کنيد مجدداً در يک روز به او بر می گردند»(سوره سجده،5)

اين آيات،بيانگر روشن اينکه زمان نسبی است ميباشد.

_________________________________290____________________________

نتيجه ای که در قرن بيستم به آن رسيده شده است اينکه 1400 سال قبل از اين توسّط قرآن مطرح گرديده بزرگترين دليلی است که از طرف خداوند نزول گرديده است.اسلوبی که در جاهای مختلف از قرآن بکار رفته است نشان ميدهد که زمان مجموعه ای از برداشتها و احساسات ميباشد مخصوصاًيک چنين تعبيری را در قصّه ها ديدن ممکن ميباشد.بعنوان مثال در قرآن از اصحاب کهف که سيصد سال در خواب سپری کرده اند بحث شده است و بعداً که از خواب بيدار شده اند فکر کرده اند که مدّت کوتاهی در خواب بوده اندبهمين شکل ساليان سال در درون غار به گوششان زديم(خواب عميقی عايدشان کرديم)بعد از دو گروه اينکه کدامشان زمان را بهتر حساب می کنند از خواب بيدارشان کرديم»(سوره کهف،11-12)

«بدينطريق ميانشان يک برآورد زمانی بکنند از خواب بيدارشان کرديم از ميانشان يک منتخب جواب داد:چه مدّت مانده ايد.گفتند که يک روز و شايد کمی بيشتر از آن مانديم گفتند که:اينکه چه مدّت مانده ايد خداوند بهتر می داند»(سوره کهف،19)

آيه پايين نيز اينکه زمان يک برداشت فکری ميباشد را خيلی واضح نشان ميدهد:اينکه کسی که ديدار از شهری که زيررو با خاک يکسان شده است را نديده ای؟گفته بود که:اللّه،بعد از مرگ اينجا چطور مجدداً زنده خواهد کرد؟طبق اين خداوند،او را صد سال مرده نگه داشت،بعد او را زنده کرد و به او گفت:چه مدّت ماندی؟او يک روز و يا از يک روز کمتر ماندم(اللّه به او)خير،صد سال مانده ای،در اين وضعيّت به خورد وخوراکت نگاه کن به خرت هم نگاه کن اينرا به اين خاطر که عالم عبرت قرار بگيریانجام داديم.به استخوانها هم نگاه کن که آنها را چطور يکجا جمع کرده و با گوشت می پوشانيم.او پس از اينکه تمام اينها بر او بطور آشکار اثبات شد گفت که:حال ميدانم که خداوند قادر به همه چيز ميباشد(سوره بقره)همانطوريکه می بينيد الله که زمان را خلق کرده است خودش از زمان منزّه ميباشد و انسان آنچه که خداوند بر او تقدير دانسته مطيع ميباشد.در آيت همانطوريکه مشخّص می گردد اينکه انسان از دانستن اينکه چه مدّت در خواب است نيز عاجز ميباشد.در يک چنين وضعيّتی ادّعا کردن مطلق زمان بسيار غير منطقی ميباشد.

________________________________291_____________________________

بخت(قدر)

نسبی بودن زمان،بما يک حقيقت خيلی مهمّی را نشان ميدهد:اين نسبی بودن آنقدر متغيّر ميباشد که برای ما يک طيف زمانی مليارد ساله،در يک بعد ديگر فقط يک ثانيه ميتواند طول بکشد.حتّی يک لحظه نيز ميتواند طول بکشد.اصل واقعيّت بخت که خيلی از مردم آنرا نمی فهمند و ماترياليستها با نفهميدن در کلّ ردّ کرده انددر اينجا مخفی ميباشد.بخت،دانستن تمام وقايع از گذشته و آينده از طرف خداوند ميباشد.بخش مهمّی از مردم اينکه خداوند آينده را چطور ميبيند و اصل قدر را نمی فهمند.در حاليکه وقايع اتّفاق نيفتاده برای ما اتّفاق نيفتاده است.در حاليکه خداوند وابسته به زمان و مکان نميباشد.

ذاتاً اينها را خودش خلق کرده است.بهمين خاطر برای خداوند گذشته،حال،آينده يکی ميباشد و از نظر او تمام شده است،لينکولن بارنت،در کتاب اينشتن و هستی از اصل نظريه نسبيّت بحث کرده است.طبق گفته بارنت تمام در بر گرفتن موجوديّت با تمام الهی بودنش فقط يک ذهن الهی می تواند در بر داشته باشد.علم الهی که بارنت در اينجا از آن بحث ميکند عقل و دانش خداوند که بر تمام هستی حاکم است ميباشد.خداوند به همه چيز واقف است و انسانها در موقع مقررّ پی به قدر خود خواهند برد.در اين ميان بايستی به فهم اشتباه قدر در اينجا دقّت داشته باشيم.طبق اين برداشت اشتباه فکر می کنند قدری که خداوند برای آنها معيّن کرده ميتوانند عوض کنند.در حاليکه کسی قادر به تغيير قدر خود نميباشد.زيرا قدر علم خداوند است و برای خداوند که تمام مکانها و زمانها را حاکم ميباشد همه چيز در قدر نوشته و تمام شده است.

______________________________292_______________________________

اينکه زمان برای خدا تک ميباشد از اسلوبی که در قرآن پيش رو گرفته است نيز مشخّص ميگردد.چيزی که برای ما در آينده اتّفاق خواهد افتاد در قرآن طوری مطرح ميگردد که انگار تمام شده است.بعنوان مثال اينکه انسانها در روز قيامت حسابرسی خواهند شد طوری بيان گرديده که انگار انجام گرفته و به اتمام رسيده استدر آسمان و زمين آنچه که بر خلاف ميل خداوند است نابود می گردد.مجددّاً در آن دميديم،حال ديگر ايستاده ما را مشاهده می کنند.زمين با نور الهی روشن گرديده است.کتاب نازل شد،پيغمبران و شاهدان آورده شدند و بينشان حقّ وحکم داده شد...انکار کنندگان دسته دسته به جهنّم فرستاده شدند و آنهايی که ترسيدند دسته دسته به بهشت فرستاده شدند»(سوره زمر68-73)

در اين خصوص مثالهای ديگر بدينشکل ميباشد.

«(ديگر)برای هر نفسی در کنارش يک راهنما و يک شاهد آمده است»(سوره قاف،21)

«آسمان ترک خورده و شکافته است،ديگر آنروز،همه چيز با شکست روبرو شده است»(سوره حقّا)

«و بخاطر صبرشان با بهشت و ابريشم آنها را تقدير کرده ايم در آنجا نه اثری ازآفتاب سوزناک و نه اثری از سرمای کشنده را خواهيد ديد بلکه بر روی تختهايشان لم داده اند»(سوره انسان)

« برای کسانی که ميتوانند ببينند جهنّم نيز جلوی چشمشان نهاده شده است»(سوره نزيئت،36)

«حال امروز ايمان آورندگان،به کافران ريشخند می زنند»(سوره متّفقين،34)

« گناهکاران آتش جهنّم را ديده اند و اينکه خودشان در آن قرار خواهند گرفت را نيز ميدانند ولی راه نجاتی نمی يابند»(سوره کهف،53)

همانطوريکه می بينيد وقايعی که برای ما در آينده اتّفاق خواهد افتاد از نظر قرآن انجام گرفته و تمام شده است زيرا خداوند به آن محدوده زمانی که ما به آن وابسته هستيم وابسته نميباشد.اينکه وقايع کوچک و بزرگ در راستای معلومات خدا به وقوع پيوسته و اينکه در کتابی به ثبت رسيده در آيه پايين اشاره شده است:وضعيّتی که تو در آن قرار داری و هر چيزی که از قرآن در ارتباط با آن می خوانی و هر کاری که انجام می دهی کاری نيست که ما در آن شاهد قرار ندهيم.هيچ چيز از نظر خدا دور نمی مانداز اين کوچکتر و بزرگتر چيزی وجود ندارد که در کتاب به ثبت نرسيده باشد.(سوره يونس،61)

______________________________293_______________________________

انديشه ماترياليستها

چيزهايی که تا کنون در ارتباط با حقيقت مادّه و بی مکانی بحث کرديم بی نهايت حقايق واضح و روشنی ميباشد.همانطوريکه قبلاً نيز مطرح ساختيم اينها يک طرز تفکّر ويا اينکه يک فلسفه نميباشد بلکه نتايج علمی است که انکار کردنش امکان ناپذير است.بغير از يک حقيقت تکنيکی از نظر عقلی و منطقی نيز غيرقابل انکار ميباشد:هستی،با موادّی که آنرا بوجود می آورد بهمراه انسانها و زمان مجموعه ای از يک تصوير ميباشد.يعنی توده ای از برداشتها.

ماترياليستها در درک اين حقيقت سختی می کشند.نقطه اصلی که در درک اين حقيقت با دشواری روبرو می شوند اينست که وقتی با اين حقيقت روبرو می شوند احساس ترسی است که بهشان دست می دهد ميباشد.

_______________________________294______________________________

وقتيکه از مادّه و زمان بعنوان يک برداشت بحث ميشود ماترياليستها با ترس بزرگی روبرو می شوند.زيرا مادّه و زمان يگانه دومفهوم مطلقی است که ماترياليستها به آن وابسته شده اند.اينها را همانند يک بُت ميپرستند زيرا اينکه خودش توسّط مادّه و زمان خلق گرديده است اعتقاد دارد.دنيايی که در آن زندگی ميکند بدنش و تمام فيلسوفانی که تحت تاَثير آن قرار گرفته وقتی که متوجّه ميشود تمام اينها محصول يک خيال ميباشد او را ترس فرا ميگيرد.آنچه که به آن اعتقاد دارد،اميدهايش،باورهايش همه چيز يکدفعه نابود ميگردد و عين حقيقت را در روز محشر زندگی خواهد کرد.در آنروز ديگر به خدا تسليم شده اند و خدايان دروغين نيز به دادشان نخواهد رسيد و اين ناچاری را حس خواهند کرد(سوره نهل،87)از اين لحظه به بعد ماترياليستها خودشان را سعی می کنند که به اصل مادّه قانع کنند و بهمين خاطر دلايل تشکيل ميدهند.ماترياليستها همانطوريکه سعی بر اين دارند که اين حقيقت را از ذهنشان دور سازند سعی می کنند که از ذهن مردم نيز دور سازند.زيرا متوجّه هستند که وقتی مردم به اصل مادّه پی ببرند ضعف فلسفه آنها و ابتدائی بودنشان بر ملا خواهد شد و زمينه ای برای دفاع از عقايد خود را نخواهند داشت.بخاطر همين ترسشان ميباشد که از اين حقايق اينقدر اجتناب می کنند.خدا افزايش ترس اين منکران در آخرت را خبر داده است.روز حساب خداوند به آنها چنين صدا خواهد زد:روزيکه تمام آنها را جمع خواهيم کرد بعد کسانی که شرک کردهاند خواهيم گفت که:کجا است آن چيزی را که شريک قرار داده ايد؟(سوره انعام،22)

بعد اين انکار کنندگان،برای خدا شريک آورده اند و شاهد از دست رفتن مال و اموال و فرزندان و دوستانشان خواهند بود.خداوند اين حقيقت را نگاه کنيد چطور بخودشان دروغ گفته اند و آنچه که گفته اند از خودشان دور و ناپديد شد در آيه ای خبر داده است(سوره انعام،24)

________________________________295_____________________________

بُرد ايمان آورندگان و باور کنندگان

اينکه مادّه و زمان يک برداشت و درک ميباشد و ماترياليستها را به وحشت می اندازد در عوض باورکنندگان عکس اين عمل اتّفاق می اُفتد.کسانی که به خدا ايمان می آورند وقتی راز مادّه را می فهمند خيلی خوشحال می شوند.زيرا اين حقيقت کليد تمام مباحث ميباشد.وقتی اين کليد باز می شود تمام اسرار فاش ميشود شخص شايد در درکش سختی بکشد و خيلی از مباحث را بدينطريق براحتی می فهمد.قبلاً هم بيان کرده بوديم،مرگ،بهشت،جهنّم،آخرت و مفهومهايی چون عوض کردن بُعد فهميده شده و «الله کجاست»،«قبل از خدا چه وجود داشت»،«الله را که خلق کرد»،«زندگی گورستان چقدر طول می کشد»،«جهنّم و بهشت در کجاست»،«جهنّم و بهشت در حال حاضر وجود دارد»وخيلی ديگر از اين سوالها پاسخ داده می شود،اينکه خداوند هستی را با چه سيستمی از نيستی خلق کرده است مشخّص می شود و حتّی توسّط اين راز سوالهايی از اين قبيل که کجا و چه زمانی مفهوم خود را از دست خواهند داد.زيرا در اين ميان نه زمان و نه مکانی خواهد ماند.و وقتی بی مکانی مفهوم شد خواهيم فهميد که جهنّم بهشت دنيا همه در يکجا ميباشند.و وقتی مفهوم بی زمانی درک شد خواهيم فهميد که همه چيز در يک آن اتّفاق می اُفتد.برای هيچ چيزی صبر نخواهيم کرد،زمان نخواهد گذشت،ذاتاً همه چيز انجام گرفته و تمام شده است.همراه با درک اين اسرار،دنيا برای انسانی که بر اينها باور دارد همانند يک بهشت خواهد شد.هر گونه استرس و دلواپسی و ترس در ارتباط با اين دنيا از بين خواهد رفت.انسان اينکه تمام حاکم اين هستی خداوند ميباشدو اين هستی را آنطور که او می خواهد شکل می دهد را درک خواهد کرد.بالاخره او از هر گونه وابستگی گسسته و به آزاديش دست يافته به خدا تسليم خواهد شد(سوره آل-عمران،35)

درک کردن اين راز بزرگترين پيروزی ميباشد.همراه با اين راز باز در قرآن يک حقيقت ديگر که در قرآن بحث شده است مشخّص ميگردد:همانطوريکه قبلاً نيز مطرح کرديم خداوند به انسان از شاهرگش نيز نزديکتر ميباشد(سوره قاف،16)همانطوريکه ميدانيم شاهرگ ئرون انسان ميباشد.به انسان چيزی نزديکتر از داخل انسان نمی باشد.اين موضوع با حقيقت بی مکانی براحتی قابل توضيح ميباشد. همانطوريکه می بِنِيد اين آيه نيز همراه با اين راز خيلی بهتر فهميده مِشود. عِن حقيقت اين ميباشد. بايد دانست که برای هيچ انسانی کسی نزديکتر و کمک کننده اندازه خداوند نمی باشد. غير از خدا هيچ چيز ديگر وجود ندارد. حقيقت مطلق که شد پناه برد کمک خواست و انتظار داشت خداوند ميباشد. و هر کجا که برگرديم خدا را آنجا خواهيم ديد و آنجاست.



حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

هارون یحیی











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us