څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

بن بست مولکولی تئوری تکامل


در بخشهای قبلی در ارتباط با اينکه اسناد ثبت شده فسيلها چطور تئوری تکامل را نقض ومردود ميکنند را مطرح کرديم در حاليکه هيچکدام از اينها را ميتوانستيم مطرح نسازيم.زيرا تئوری تکامل از خيلی قبل پيش آنچه که ما بين نوعها تکامل را توسّط برّسی فسيلها نقض کنيم فرو ريخته بود.اوّلين سوالی که اين تئوری را در مرحله اوّل بيمعنی ميساخت اين بود که اوّلين اثر زندگی بر روی کره زمين چطور پديدار شد.تئوری تکامل در برابر اين سوال،حيات بر حسب تصادف با بوجود آمدن يک سلّول شروع شده است را ادّعا ميکنند.طبق اين سناريو چهار مليارد سال پيش،در دنيای اوّليه در شرايط اتمسفر يکسری موادّ شيميايی بدون جان با يکديگر عمل شيميايی انجام داده و توسّط رعد و برق و تکانها باهم مخلوط شده و اوّلين سلّول پديدار شده است.در حاليکه ادّعای اينکه با در کنار هم قرار گرفتن موادّ بيجان موجودات جاندار بوجود آمده تا امروز توسّط هيچ آزمايش ويا تحقيقی درستی اش اثبات نشده و خارج از قوانين علم ميباشد.برعکس تمام نتايج نشانگر اين ميباشد که يک موجود زنده فقط ميتواند از يک موجود زنده ديگر بوجود بيايد.هر سلّول زنده،توسّط افزايش سلّول ديگر بوجود ميايد.در روی کره زمين کسی تابحال توسّط موادّ شيميیيی بيجان در آزمايشگاههای پيشرفته نتوانسته است موجود جاندار بوجود آورد.تئوری تکامل ادّعای اينکه سلّول در شرايط ابتدايی بر حسب تصادف بوجود آمده ميکند در حاليکه عقل انسان،معلوماتش و تکنولوژی اش نتوانسته چنين سلّولی بوجود آورد،در صفحات بعدی علّت اينکه چرا اين ادّعا بر علم و اساسی ترين قوانين عقل مخالف ميباشد را برّسی خواهيم کرد.

قضيّه بوجود آمدن سلّول بر حسب تصادف

انسانی که بر اين باور باشد که يک سلّول زنده بر حسب تصادف ميتواند بوجود آيد پس داستانی را که در پايين تشريح خواهيم کرد را نيز به راحتی ميتواند بپذيرد.اين داستان،داستان يک شهر ميباشد.فرض کنيم که يک روز در يک منطقه خشک و کويری يک مقدار خاک رُس در ميان صخره ها وجود داشته و در نتيجه بارندگی تبديل به گِل شده باشد.اين گل وقتيکه آفتاب در آمد در ميان صخره هاخشک و سفت شده و شکل ميگيرد.بعد بيک شکی صخره هايی که وظيفه قالب برای اين خاک رُسداشتند بنحوی خرد شده و از ميان رفتند و يک شکل آجر بوجود آمد اين آجر سالها منتظر آجرهای ديگر خواهد ماند که بر طبق شرايط طبيعی بوجود آمدند و قرنها خواهد گذشت تا اين آجرها به اين شکل در کنار هم قرار گيرند و از طريق شرايط طبيعی مثل باد و باران و توفان اينها در کنار هم قرار ميگيرند و تشکيل يک خانه ميدهند.تئوری تکامل که ادّعا ميکند زندگی بر حسب تصادف بوجود آمده درست مثلداستان بالا ميباشد.

________________________________ 130_____________________________

ساختار پيچيده سلّول

هسته:تمام اطّلاعات مربوط به بدن انسان در د.ن.آ.بصورت رمزی نوشته شده است.

پرده سلّول:اين پرده با سيستم کنترلی مولکولهايی که وارد و خارج ميشوند را کنترل ميکند.

اندوپلازميک رتيکولوم:برای ايزولاسيون و عبور پؤوتئين و ديگر مولکولها

در پرده سلّول:اکسيژن و گليکوز را داخل و موادّی مثل پروتئين و انزيم که توسّط سلّول سنتز ميشود را بيرون ميدهد.

ميتوکندری:منبع اصلی انرژی سلّول ميباشد تمام مولکولهای آ.ت.پ.که برای کارکرد بدن مورد نياز ميباشد اينجا سنتز ميگردد.

_____________________________131_______________________________

معجزه درون سلّول و پايان تئوری تکامل

از زمان داروين ساختار پيچيده سلّول موجود زنده را ميدانستند.بخاطر همين مسئله،تکامل گرايان آن دوران دادن جوابی مثل بر حسب تصادف و اتّفاقات طبيعی در پاسخگويی به اين سوال که زندگانی چطور بوجود آمد را قانع کننده ميپنداشتند.ولی با تکنولوژی قرن 20 ام به کوچکترين جزئيات سلّول وارد شدند و اينرا کشف کردند که سيستم پيچيده بسيار پيشرفت کرده ميباشد.امروز داخل سلّول ايستگاههای توليد انرژی،کارخانه های توليد هورمون و انزيم که برای زندگانی الزم ميباشد،تمام اطّلاعات مربوط به توليد که در بانک اطّلاعاتی محفوظ ميگردد،سيستمهای حمل و نقل موادّ خام و محصولها از يک نقطه به نقطه ديگر، خطهای لوله،آزمايشکاهها و پالايشگاههايی که موادّ خام آمده از بيرون را تبديل به موادّ مورد نياز ميکند و پروتئينهای پرده سلّول که ورود و خروج مواد را کنترل ميکنند را ميدانيم.اين چيزهايی که شمرديم فقط بخشی از ساختار پيچيده سلّول را شکل ميدهد.يک دانشمند تکامل گرای بنام ه.تُرپ:ساده ترين ساختار سلّول موجود زنده مکانيزمی که دارد خيلی پيشرفته تر و مدرنتر از تمام دستگاههايی است که انسان تا کنون توانسته بسازد.

_______________________________132_____________________________

اعتراف از تکامل گرايان

تئوری تکامل در ارتباط با اينکه زندگانی بر روی کره زمين چطور بوجود آمد کاملاً با يک بن بست روبرو شده است.زيرا سلّول موجودات زنده تا آن حد پيچيده ميباشد که نميتوان ادّعای اينکه بر حسب تصادف بوجود آمده است کرد.بوجود آمدن سلّول موجود زنده بر حسب تصادف بطور کامل امکان ناپذير ميباشد.تکامل گرايان در نيمه دوّم قرن بيستم با حقيقت اين مسئله که ريشه زندگانی چه ميباشد روبرو شدند.از مهمترين اسامی تئوری تکامل مولکولی،تکامل گرای روسی بنام آلکساندر اوپارين در کتابش تحت عنوان ريشه زندگانی که در سال 1936 منتشر گرديده چنين مينويسد:متاَسفانه بوجود آمدن سلّول از مهمترين نقاط تاريکی است که تئوری تکامل را بخود ميکشاند.از زمان اُوپارين تا به اين طرف تکامل گرايان سعی بر اين دارند که بتوانند سلّول را بر حسب تصادف بوجود آورند و اينرا اثبات کنند.ولی هر کوششی که در اين زمينه انجام گرفت به پيچيده تر بودن اين ساختار و در نتيجه تئوری آنها را بيشتر مردود ساخت.سرپرست انستيتوی بيوشيميای دانشگاه ژوئانس گوتنبرگ آلمان پروفسور دکتر کلاوس دوس در اين مورد چنين ميگويد:در ارتباط با ريشه حيات چه در زمينه شيميايی و چه در زمينه مولکولی 30سال آشکار تحقيقاتی که در اين زمينه انجام ميگيرد نه تنها جوابی در اين ارتباط نتوانسته پيدا کند بلکه باعث درک اين مطلب شده که اين مسئله چقدر عميق ميباشد.در حال حاضر تمام تحقيقات و آزمايشاتی که در اين زمينه انجام ميگيرد يا با بن بست روبرو ميشوند يا اينکه با اعتراف بيدانشی ختم ميشوند.سخنان جفری سکريپس ژئوکيمياگر از انستيتوی سن ديگو در پايان قرن بيستم نشانگر اينست که تکامل گرايان با بن بست و ناچاری بزرگی روبرو هستند.امروز که قرن بيستم را پشت سر ميگذاريم هنوز با اين مسئله که هنگام ورود به قرن بيستم داشتيم روبرو هستيم و آن اينکه زندگانی بر روی کره زمين چطور بوجود آمد؟از نويسندگان مقاله علمی روزنامه نيويورک تايمس بنام نيکولاس ويد در مقاله ای چاپ سال 2000 چنين مينويسد:هر موضوعی در ارتباط با ريشه زندگانی در اين جهان شر ميباشد و چنين مشاهده ميگردد که هر چه بيشتر در اين خصوص دانسته شود بمراتب به همان مقدار با پيچيدگی روبرو خواهيم شد.

______________________________133______________________________

تگنولوژی هنوز هم که هنوزه نتوانسته يک سلّول توليد نمايد.تمام سعی و تلاشهايی که در زمينه بوجود آوردن سلّول انجام داده شده بي نتيجه مانده است.تا اندازه ای که ديگر از هدف توليد سلّول صرفنظر شده و در اين زمينه ديگر فعّاليتی انجام نميگيرد.در حاليکه تئوری تکامل،کاری که بشر با تمام معلومات و تکنولوژيش نتوانسته انجام دهد در دنيای ابتدايی بر حسب تصادف بوجود آمده است را نميتواند ادّعا کند.اگر بخواهيم مثالی در اين مورد بزنيم احتمالش خيلی کمتر از اينکه در يک چاپخانه انفجاری بوجود آمده و بر حسب تصادف فرهنگ لغات بوجود آمده است ميباشد.بطور خلاصه به اين نتيجه ميرسيم که سلّول نميتواند بر حسب تصادف بوجود بيايد حتماً بايد خلق شده باشد.

يکی از دلايل مهمّی که تئوری تکامل نميتواند بوجود آمدن سلّول را توضيح دهد همين مسئله پيچيدگی آن ميباشد.يک سلّول زنده،توسّط کار کردن ميکرواُرگانيزمهای کوچکتر ميتواند زندگی کند.اگر يکی از اين ميکرواُرگانيزمها نباشد سلّول نميتواند زندگی کند.سلّول انتخاب طبيعی و موتاسيون را که مکانيزمهای بيشعور ميباشند نميتواند تحمّل داشته باشد.بهمين خاطر اوّلين سلّولی که بر روی کره زمين بوجود ميايد برای زندگانی بايد کاملاً بدون نقض باشد.اين البتّه سلّول مورد نظر بايد خلق شده باشد.

رجز خواندن پروتئينها بر تصادفات و احتمالات

سلّول را اکنون بيک کناربگذاريم تئوری تکامل در برابر ذرّات کوچک سلّول نيز ناچار و بيدرمان مانده است.بوجود آمدن يک مولکول پروتئين از صدها پروتئين تشکيل دهنده سلّول در شرايط طبيعی امکان ناپذير ميباشد.پروتئينها،از مولکولهای کوچکتر بنام آمينو اسيد که بتعداد مشخّص و با نظم مشخّص در کنار هم قرار ميگيرند و مولکولهای بزرگ ميباشند.اين مولکولها سنگ بنای ساختار سلّولهای زنده را تشکيل ميدهد.ساده ترين اينها از 50 آمينو اسيد گرفته تا هزاران آمينو اسيد که پروتئينها را تشکيل ميدهد وجود دارد.نقطه اصلی در اينجا اينست که:حتّی اگر يکی از آمينو اسيدها که ساختار پروتئينها را شکل ميدهد ويا اضافه گردد آن پروتئين را بيک توده مولکول به دردنخور در مياورد.بهمين خاطر هر آمينو اسيد بايد کاملاً در جای مناسب قرار گيرد.تئوری تکامل که ادّعای اين می کند که زندگی بر حسب تصادف بوجود آمده در برابر اين نظم بيچاره ميماند. زيرا نظم مورد ببحث آنقدر خارق العاده است که نمی توان توسّط بينظمی توضيح داد.(چه بسا تئوری تکامل هنوز جواب اين مسئله که آمينواسيدها چطور شکل گرفته اند را پيدا نکرده است)

ساختار کارکردی پروتئينها را بهيچ وجه بر حسب تصادف بوجود آمده است نمی توان گفت اين موضوع براحتی با محاسبات احتمالات نيز مشخّص ميگردد.بعنوان مثال،يک مولکول پروتئين در حدّ معمولی در ترکيبش288 آمينواسيد و 12 نوع مختلف از آمينواسيدها وجود دارد که اين تعداد آمينواسيدها 10³ نوع مختلف ميتوانند در کنارهم قرار گيرند.(معنی آن اينست که در کنار يک اگرجا میشد 300 صفر دیگر قرار می گرفت که رقم واقعی عظیمی میباشد)فقط یکی از این زنجیرها پروتئین را بوجود می اورد.بقیّه تمام زنجیرهای تشکیل یافته نه تنها هیچ فایده ای ندارد بلکه آمینواسیدهایی هستند که ضرر دارند.بهمین خاطر در مثال بالا بوجود آمدن مولکول پروتئین بطور تصادفی احتمالش یک در 10 بقوّه 300 میباشد.بوجود آمدن این احتمال در شرایط معمولی امکان ناپذیر میباشد.(در ریاضی احتمالهای کوچکتر از یک در 10 بقوّه50 احتمال صفر قبول میشود)غیر از این ساختار 288 آمینواسیدی پروتئین جانداران در مقایسه با پروتئینهای غول پیکر هزاران آمینواسیدی بسیار متواضع میباشد.اگر همین حساب احتمالات را بر پروتئینهای هزار آمینواسیدی انجام دهیم کلمه امکان ناپذیر در کنارش کم میماند.وقتی قدمی در جهت پیشرفت زندگانی بر میداریم،اینکه خود پروتئین به تنهایی چیزی را افاده نمیکند را خواهیم دید.تا کنون از کوچکترین باکتریهای شناخته شده بنام "مایکوپلاسما هومینیس ه39 نیز به تنهایی دارای 600 نوع،پروتئین میباشد.در این وضعیت،آن حسابی که در بالا برای یک پروتئین انجام دادیم باید برای 600 پروتئین انجام دهیم.در نتیجه با ارقامی که روبرو خواهیم شد فراتر از مفهوم امکان ناپذیر خواهد بود.

توضیح عکس 135:ساختار شیمیایی یک پروتئین سیتوکروم-ج نیز(بالا – دست چپ)آنقدر پیچیده میباشد که نمیتوان با احتمالات و تصادفات توضیح داد.تا اندازه ای که در این مورد زیست شناس تکامل گرا بنام علی دمیرسوی احتمال بوجود آمدن یک زنجیر سیتوکروم-ج بر حسب تصادف را به اینکه یک میمون سر کامپیوتر بنشیند و بطور تصادفی تاریخ بشر را بنویسد تا آن اندازه امکان ناپذیر میشمارد.

_____________________________135______________________________

شاید اکنون برخی از خوانندگان این کتاب که تئوری تکامل را بعنوان یک قالب علمی پذیرفته باشند ممکن است به این شک افتاده باشند که ارقامی که در این کتاب مطرح گردیده خارج از حقیقت باشد.خیر،تمام اینها حقایق قطعی وغیرقابل انکار میباشند و هیچکدام از این تکامل گرایان در برابر این ارقام نمیتوانند اعتراضی داشته باشند.زیرا خود آنها نیز احتمال بوجود آمدن یک پروتئین بر حسب تصادفات را با اینکه میمون بتواند تاریخ بشر را بر حسب تصادفات بنویسد تا آن حد امکان ناپذیر بودن این مسئله را قبول دارند.امّا بجای اینکه خلّاقیت را قبول داشته باشند مدافع توضیح بالا هستند،خیلی از تکامل گرایان این حقیقت را اعتراف میکند.بعنوان مثال دانشمند تکامل گرا بنام هارولد بلام"اینکه بوجود آمدن کوچکترین ذرّه پروتئین بر حسب تصادف امکان ناپذیر میباشد"را اعتراف میکند.تکامل گرایان سیر تکاملی مولکول را خیلی دراز مدّت بوده و در این مدّت اینکه امکان ناپذیر،امکان ناپذیر میشود ادّعامیکنند ولی هر چقدر این مدّت زمان طولانی باشد،اینکه آمینواسیدها بتواند بر حسب تصادف پروتئین را بوجود آورد امکان ناپذیر میباشد.

______________________________136_____________________________

زمینشناس آمریکایی بنام ویلیام اِستوکس در کتابش تحت عنوان

قبولی اين حقیقت را چنین میپذیرد:"اگر در طی ملیاردها سال،اگر سطح ملیاردها سیّاره با قشری از آمینواسیدهای مورد نیاز مملو بود بازهم پروتئین بوجود نمی آمد"ولی تمام اینها به چه معنی میباشد.کیمیاگری بنام پروفسورپری ریوس به این سوال چنین پاسخ میدهد یک انسان ،هر چقدر در این مورد که آمینواسیدها بر حسب تصادف با هم ترکیب شده و احتمالاً ساختارهای مختلف بوجود میاید بیندیشد به این مسئله که این امر با عقل انسان چقدر مقیّر میباشد پی خواهد بُرد.در به واقعیت پیوستن یک چنین کاری قبولی یک نیروی برتر خلاّق خیلی منطقی ترخواهد بود.احتمال بوجود آمدن حتّی یک پروتئین بر حسب تصادف امکان ناپذیر میباشد در کنار هم قرار گرفتن یک ملیون پروتئین در کنار هم و با یک نظم بخصوص برای تشکیل یک سلّول بدن انسان ملیونها بار امکان ناپذیر میباشد.چه بسا یک سلّول هیچوقت مجموعه ای از یک توده پروتئین نمیباشد.در درون سلّول،در کنار پروتئینها،نوکلئید اسیدها،کربنهیدراتها،لیپیتها،ویتامینها،الکترولیتها و دیگر موادّ شیمیایی چه از نظر ساختاری و چه از نظر کارکردی با یک نظم و مقدار معیّنی در کنار هم قرار میگیرند.هر کدام از اینها در بخشهای مختلف بعنوان سنگ بنای اصلی ویا بعنوان مولکول کمکی انجام وظیفه میکنند.

پروفسور شیمی و متخصّص د.ن.آ. از دانشگاه نیویورک بنام روبرت شاپیرو،احتمال بوجود آمدن 2000 نوع مختلف از پروتئین در یک باکتری ساده بر حسب تصادف را حساب کرده است.(در سلّول انسان،چیزی نزدیک 200000 نوع پروتئین وجود دارد)رقمی که از این محاسبه در آمده یک در10 بقوّه 40000 میباشد.(این رقم،در کنار یک با قرار گرفتن 40000 صفر بوجود میاید که غیر قابل تصوّر میباشد)پروفسور ریاضی محض و استرشناس از دانشگاه کاردیت بنام چاندرا ویکراماسینگه در برابر این رقم غیرقابل تصوّر چنین میگوید:این رقم10 بقوّه 40000 داروین و تمام تئوری اش را بتنهایی قادر به گم و گور کردن میباشد.هیچ زمانی چه در این سیّاره و چه در دیگر سیّاره ها (اینکه زندگی بوجود بیاید)زمینه ای فراهم نبوده و اینکه شروع زندگانی نمیتواند بر حسب تصادف باشد این تنها محصول یک عقل و شعور با هدف میباشد.

_______________________________137_____________________________

سرفرد هویل در برابر تمام این ارقام چنین تفصیری را میکند:در واقع،اینکه زندگانی محصول یک نیروی باشعور است آنقدر واضح میباشد که یک چنین واقعیت به این واضحی چرا هنوز از طرف همه مورد قبول نمیباشد جای تعجّب دارد.علّت پذیرفته نشدن یک چنین مسئله ای کلاّ روانی میباشد نه علمی.منظور هویل از نظر روانی اینست که تکامل گرایان برای نپذیرفتن حقیقت مخلوقیت یک چنین شرطبندی در عقلشان انجام میدهند.این اشخاص در کلّ قبول نداشتن خداوند را برای خود هدف انتخاب کرده اندو فقط بهمین خاطر،سناریوی امکان ناپذیر را می پذیرند و از آن دفاع میکنند.

پروتئینهای دست چپ

علّت امکان ناپذیر بودن سناریوی تکامل گرایان در ارتباط با بوجود آمدن پروتئین را از نزدیک برّسی کنیم.یک مولکول پروتئین موجود زنده فقط با قرار گرفتن آمینواسیدهای مناسب با یک نظم خاصّ برای تشکیلش کافی نیباشد.در کنار این 20 نوع آمینواسید موجود در ساختار پروتئین هر کدامشان باید فقط "دست-چپی"باشند.از نظر شیمیایی امینواسید دو نوع مختلف "دست-راست"و"دست-چپ"وجود دارد.فرق میان آنها،از زاویه سه بعدی ساختارشان در جهات مختلف از یکدیگر قرار دارند.مثل فرق میان دست چپ ودست راست انسان میباشد.از هر دو گروه آمینواسیدها براحتی با یکدیگر میتوانند اتّصال داشته باشند فقط با تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفت حقیقت شگفت آوری از پرده اسرار بیرون آمد.از ساده ترین مکانیزمها گرفته تا پیچیده ترین و کاملترین مکانیزمها تمام پروتئینهای موجودات زنده فقط از آمینواسیدهای دست-چپ شکل گرفته اند.

کوچکترین آمینواسید دست راست که بخواهد وارد ساختار پروتئین شود آن پروتئین را از کار میندازد.حتّی در برخی از آزمایشات به باکتریها آمینواسیدهای دست راست داده شده،فقط این باکتریها فوری این آمینواسیدها را تجزیه کرده و در برخی موارد این قسمتهای تجزیه شده را بوجود آوردن پروتئینهای دست چپ استفاده کرده اند.برای یک لحظه که تکامل گرایان میگویند فکر کنیم که زندگانی بر حسب تصادف بوجود آمده است.در این شرایط باز طبق همان تصادفات واحتمالات آمینواسیدها در طبیعت به مقدارهای مساوی از دست چپ و راست باید شکل گرفته باشد.بهمین خاطر در ساختار تمام جانداران آمینواسیدهای دست چپ و راست بایستی به مقدارهای معیّن وجود داشته باشد.

توضيح عکس 138:در طبیعت يک آمينواسيد از دو نوع مختلف دست چپ دست راست شکل ميگيرد فرق ميان آنها در یک محلّ سه بعدی مانند دست انسان فقط از نظر جهت میباشد.زيرا از نظر شیمیایی ترکيب هر دو گروه از آمينواسيدها براحتی ميسّر ميباشد فقط در تمام مکانيزمهای موجودات زنده پروتئينها فقط از آمينواسيدهای دست چپ بوجود می آيد.اينکه پروتئينها چطور ميشه که از ميان اينها فقطدست چپی ها را انتخاب کرده و بدون اينکه کوچکترين آمينواسيد دست راست ميان آنها ادغام شود اين عمل صورت ميگيرد از سوالاتی است که تکامل گرايان تا کنون نتوانسته اند پاسخی دهند.تکامل گرايان،يک چنين انتخاب مخصوص و آگاه را بهيچ وجه قادر به بازگويی نميباشند.علاوه بر اين مشاهده ميگردد که اين خصوصيّت پروتئينها تکامل گرايان را بيشتر در ناچاری قرار ميدهد.قبلاً هم که اشاره کرده بوديم بوجود آمدن يک پروتئين فقط با در کنار هم قرار گرفتن تعداد معيّنی از آمينواسيدها با يک نظم بخصوص کافی نميباشد.در کنار تمام اينها،تمام اين آمينواسيدها بايستی از آمينواسيدهای دست چپ انتخاب شده و حتّی نبايستی يکی از آنها دست راست باشد.زيرا در زنجير شکل گرفته آمينواسيد اگر اشتباهاً يک آمينواسيد دست راست تعيين گردد مکانيزمی که بتواند بطور طبيعی آنرا تجزيه کند وجود ندارد.

_____________________________139________________________________

بهمين خاطر حتّی يک آمينواسيد دست راست نبايستی قاطی آمينواسيدهای دست چپ گردد.اينهم وضعيّتی است که مفهوم تصادفی بودن را بيک کنار می اندازد.اين وضعيّت در آنسيکلوپدی بريتانيکا که از پشتيبانان تئوری تکامل مِيباشد چنين مطرح ميگردد:تمام آمينواسيدهای موجود در تمام اُرگانيزمهای زنده بر روی کره زمين همانند پروتئينها از سنگ بنای پيچيده پوليمرها و در همان ابعاد ميباشد.کلاّ تمامشان دست چپی ميباشند.اين در واقع درست شبيه اين است که سکّه ای را مليونها بار به هوا انداخته ميشود مداوم شير بيايد و اصلاّ خطّ نيايد.بطور کلّی نميتوان فهميد که اين مولکولها چطور دست چپ و يا راست ميباشند.اين انتخاب بطورغير واضحی،وابسته به سرمنشا حيات بر روی کره زمين ميباشد.آيا پذيرفتن اينکه ،سکّه ای که مداوم به هوا پرت ميشود و مدام شِير می آيد،دخالت بطور عمدی صورت گرفته منطقی تر نيست؟جواب مشخّص ميباشد.فقط تکامل گرايان با تمام اين حقايق روشن،صرفا بخاطر نپذيرفتن يک مداخله منطقی يک چنين راهی را ميپذيرند.همين مسئله دست چپ آمينواسيدها برای نوکلئوتيدها که سنگ بنای د.ن.آ. و ر.ن.آ. ميباشند نيز مورد قبول واقع ميباشد.اينها هم بر خلاف تمام آمينواسيدهای موجود در ارگانيزمهای موجودات زنده،فقط از دست راستی ها انتخاب ميشود.اينهم وضعيّتی است که نميتوان با تصادفات توضيح داد.در نتيجه منشا زندگانی را نميتوان بر حسب تصادفات توضيح داد و اين قطعاً توسّط برسيهای احتمالات اثبات گرديده است.اگر بخواهيم احتمال انتخاب شدن آمينواسيدهای دست چپ را برای يک پروتئين به بزرگی معمولی 400 آمينواسيدی محاسبه کنيم احتمالی يک در 10 بقوّه 120 دستمان ميايد.برای اينکه شما بتوانيد تخمينی در اين زمينه داشته باشيد الکترونهای موجود در هستی خيلی کمتر از مقدار بالا ميباشد و يک چيزی حدود 10 بقوّه 79 ميباشد.احتمال در کنار هم قرار گرفتن اين آمينواسيدها و انجام عمل کارکردی رقمی که بدستمان ميايد خيلی بالاتر ميباشد.اگر بخواهيم اين احتمالات و ديگر اتّفاقات موجود در تشکيل پروتئينها را باهم در نظر بگيريم،احتمالاً از اين محاسبات نميتوانيم در آييم.

_____________________________140________________________________

اتّصال مناسب شرط ميباشد

با تمام اين چيزهايی که تا کنون مورد بحث واقع شد،بن بستهای تئوری تکامل به اتمام نميرسد.برای بوجود آمدن يک پروتئين تنها در کنار هم قرار گرفتن يکسری آمينواسيد با يک نظم و تعداد بخصوص و در ساختار سه بعدی قرار گرفتن کافی نميباشد.برای اين علاوه بر موردهای شمرده شده در بالا مولکولهای آمينواسيد که از شاخه های مختلف شکل ميگيرد بايستی با شاخه های معيّن در اتّصال باشند.يک چنين اتّصالی را در اتّصال پپتيد نامگذاری ميکنند.آمينواسيدها با اتّصالات مختلف بيکديگر ميتوانند اتّصال داشته باشند ولی پروتئينها فقط و فقط با آمينواسيدهايی که اتّصال پپتيد با يکديگر دارند بوجود ميايد.اينرا با يک تشبيه جلو چشمتان ميتوانيدتصوّر کنيد:فرض کنيد بعنوان مثال يک ماشين با تمام قطعات لازم بدون هيچ کم و کاستی حاضر باشد ولی يکی از لاستيکهای اين ماشين بجای اينکه با پيچ سرجای خود ثابت شده باشد توسّط يک سيم اين عمل انجام گرفته باشد.حال اين ماشين موتورش هر چقدر هم که قوی باشد و آخرين تکنولوژی در آن بکار رفته باشد يکمتر هم جلوتر نميتواند برود.

توضيح عکس 140 :آمينواسيدها عناصر تشکيل دهنده پروتئينها در طبيعت از ميان خيلی از اتّصالات فقط توسّط يک اتّصال ميتواند بيکديگر وصل شود.به اين اتّصال اتّصال پپتيد ميگويند در غير اينصورت زنجير آمينواسيدها بهيچ دردی نخواهد خورد وپروتئينها شکل نخواهد گرفت.

______________________________141_______________________________

در ظاهر هر چيزی در جای خود قرار دارد ولی يک اتّصال نادرست منجر به اين شد که تمام ماشين از کار بيفتد.همين اتّفاق در مولکول پروتئين ميتواند اتّفاق بيفتد اگر يک آمينواسيد با اتّصالی غير از اتّصال پپتيد اتّثالی داشته باشد آنوقت آن مولکول پروتئين هيچ مفهومی نخواهد داشت.تحقيقاتی که در اين زمينه انجام گرفتهاينرا نشان ميدهد که در ميان آنينواسيدها بيش از 50% اتّصالات اتّصالات اتّصالات پپتيد ميباشد بقيّه اتّصالات با ديگر اتّصالات ناشناخته انجام ميگيرد.بخاطر همين هنگام محاسبه احتمال بوجود آمدن پروتئين علاوه بر اجباری بودن دست چپ،هر آمينواسيد قبل و بعد از خود حتماً وحتماً بايد با اتّصال پپتيد بهم وصل شده باشند.اين احتمال هم با احتمال دست چپ بودن آمينواسيدها يکی ميباشد.يعنی اگر يک پروتئين 400 آمينواسيدی را در نظر بگيريم احتمال برآورد شده برای اينکه اين آمينواسيدها اتّصال پپتيد داشته باشند چيزی در حدود يک در دو بقوّه 399 ميباشد.

احتمال صفر

در تابلوی صفحه بعد،احتمال بوجود آمدن يک مولکول پروتئين 500 آمينواسيدی با قرار گرفتن 950 صفر در کنار يک که فراتر از آنچه که مغز انسان بتواند درکش کند،احتمالش يک ميباشد.اين احتمال فقط بر روی کاغذ ميباشد.در واقع احتمال بوجود آمدن چنين چيزی صفر ميباشد.در رياضی احتمال يک در ده بقوّه 50 ويا احتمال کوچکتر از آن،از نظر بوجود آمدن صفر ميباشد.اگر احتمال امکان ناپذير بودن تصادفی بوجود آمدن يک مولکول پروتئين 500 آمينواسيدی تا اين حدّ ميباشد پس بياييد شما را فراتر از مرزهای تخيّل و نيروی تفکّر شما ببريم:مولکول پروتئين هموگلوبين که يک مولکول حياتی برای بدن ميباشد از پروتئين نمونه ذکر شده در بالا خيلی بيشتر 574 آمينواسيد دارد.حال چنين بينديشيد:از ميان ملياردها سلّول خون موجود در بدن فقط در يکی از آنها 280 مليون هموگلوبين وجود دارد.

توضيح عکس 142

در يک مولکول پروتئين معمولی که از 500 آمينواسيد مناسب احتمال اينکه علاوه بر اينکه اينها بايد با يک نظم بخصوص و ترتيبی در کنارهم قرار گرفته باشند،آمينواسيدهای موجود در آن همگی بايستی دست چپی بوده و توسّط پيوند پپتيد باهم اتّصال داشته باشند احتمالش يک در 10 بقوّه950 ميباشد که در شکل بالا قرار گرفتن 950 صفر در کنار يک مشاهده ميگردد.

حال سلّول خون را بيک کنار بگذاريم بوجود آمدن حتّی يک پروتئين از آن نيز با روش امتحان کردن عمر دنيا کفاف نخواهد کرد.برای اينکه بتوان يک مولکول پروتئين بوجود آورد آمينواسيدها بايستی از همان ابتدای تاريخ دنيا شروع به آزمايش و تحقيق ميکردند تا اتّصال درست را پيدا کنند البتّه احتمالش همانطوری که در بالا ذکر کرديم يک در 10 بقوّه 950 ميباشد که از عمر دنيا بيشتر ميباشد.

از تمام اينها يک چنين نتيجه ای را ميتوان برداشت کرد وآن اينست که تئوری تکامل از همان ابتدا در توضيح بوجود آمدن يک پروتئين به عجز وناتوانی می اُفتد.

آيا در طبيعت مکانيزم آزمايش و تجربه کردن وجود دارد؟در ارتباط با اساس منطق محاسبات احتمالات برخی نمونه ها که دربالا ذکر گرديدبه اين نقطه مهم بايد توجه داشت:احتمالی که در بالا حساب گرديد،احتمال امکانناپذير بودن بوجود آمدن پروتئين بر حسب تصادف را بما نشان ميداد ولی اين قضيّه يک بُعد خيلی مهمتر و از نظر تکامل گرايان کاملاَ بن بست ميباشد وجود دارد:

توضيح عکس 143:احتمال صفر

برای اينکه يک پروتئين مفيد بتواند بوجود آيد سه شرط وجود دارد:

شرط اوّل:تمام آمينواسيدهای موجود در زنجير پروتئين بايستی از نوع درست و در نظم درستی باشند

شرط دوّم:تمام آمينواسيدهای موجود در اين زنجير بايستی دستچين باشند

شرط سوّم:اين آمينواسيدها فقط بايستی توسّط اتّصال پپتيد بيکديگر اتّصال داشته باشند.بهمين خاطر برای اينکه يک پروتئين بتواند بر حسب تصادف بوجود آيد لازمش اينست که هر سه شرط انجام گيرد.احتمال بوجود آمدن تک تک اين شرايط مشخّص خواهد شد.در اينصورت،بعنوان مثال برای يک پروتئين 500 آمينواسيدی

1.احتمال مناسب چيده شدن آمينواسيدها:

در ساختار پروتئين 20 نوع آمينواسيد بکار ميرود طبق اين:

- احتمال درست انتخاب شدن آمينواسيد از ميان 20 نوع=1/20

- احتمال درست انتخاب شدن 500 آمينواسيد در يک آن

1/20بقوّه500=1/10بقوّه650=احتمال يک در 10 بقوّه650

2.احتمال دست چپی بودن آمينواسيدها:

- احتمال دست چپی يک آمينواسيد=1/2

- احتمال دست چپی بودن 500 آمينواسيد در آن واحد 1/2بقوّه500=1/10 بقوّه150 احتمالش يک در 10 بقوّه 150

3.احتمال بوجود آمدن پيوند پپتيد ميان آمينواسيدها:آمينواسيدها با پيوندهای شيميايی مختلف بيکديگر اتّصال دارند.برای اينکه يک پروتئين مناسب بتوان بوجود آورد بايستی پيوند پپتيد ميان آمينواسيدها برقرار باشد.احتمال حساب شده برای اينکه آمينواسيدها پيوند پپتيد برقرار کنند50%ميباشد.طبق همين:

- احتمال پيوند پپتيد ميان دو آمينواسيد=1/2

- احتمال اتّصال پپتيد ميان 500 آمينواسيد در آن واحد1/10بقوّه150=1/2بقوّه499=احتمالش يک در 10بقوّه150

مجموع احتمال=1/10بقوّه650*1/10بقوّه150*1/10بقوّه150=1/10بقوّه950

احتمال يک در 10بقوّه950 ميباشد.

_____________________________144________________________________

در حقيقت در طبيعت احتمال شروع روند اين آزمايش ميسّر نميباشد.زيرا در طبيعت مکانيزمی که با آزمايش و تجربه بتواند پروتئين توليد کند وجود ندارد.تابلوی احتمال بوجود آمدن يک پروتئين 500 آمينواسيدی فقط در شرايط ايدئال امکن بوجود آمدنش ميباشد.در هر آزمايش آمينواسيدها تک تک بايستی از يکديگر جداشده ودريک رديف و زنجير ديگر بهم بپيوندندغير از اين در هر آزمايش بعد از اينکه پانصدومين آمينواسيد افزوده شد عمل سنتز بايستی متوقّف گردد وحتّی بعد از اين حتّی يک آمينواسيد همنبايستی اضافه گردد و اينکه پروتئين بوجود آمده يا نه بايستی نظارت گردد و اگر ناموفّق گرديد اينها از هم جدا گرديده مجددّاً اين اعمال بايستی انجام گيرد.علاوه بر اين هيچگونه مواد شيميايی بيگانه مطلقاً نبايستی در آن وجود داشته باشد.البتّه هنگام آزمايش قبل از اينکه به پانصدمين حلقه برسد نبايستی اين زنجير از هم گسسته شود.يعنی احتمالاتی که از ابتدا در مورد آنها بحث گرديد شروع پايان و هر مرحله از آنرا يک مکانيزم با شعور اداره کرده فقط انتخاب آمينواسيدها توسّط يک مکانيزم کنترل کننده به شانس واگذار گرديده است.وجود يک چنين مکانيزمی در شرايط طبيعی امکان ناپذير ميباشد.بهمين خاطر احتمال بوجود آمدن پروتئين در شرايط طبيعی نتنها ممکن نيست بلکه از نظر تکنيکی نيز امکان ناپذير ميباشد.در اصل در ارتباط با اين موضوع استفاده از يک اسلوب احتمالات زياد هم علمی و حتّی هيچ علمی نميباشد.برخی از تکامل گرايان نادان اين موضوع را اصلاً نميتوانند درک کنند.زيرا آنها تشکيل پروتئين را يک عمل ساده شيميايی که آمينواشيدها در ميان خود انجام ميدهند ميپندارند و يک چنين منطق مسخره ای راپيشرو گرفته اند.در حاليکه در طبيعت بيجان اعمال بوقوع پيوسته شيميايی،فقط ترکيبهای ساده و اوّليه را ميتواند بوجود آورد.که تعداد آنها هم مشخّص و معين ميباشد.برای يک ذرّه مواد شيميايی پيچيدهتر نياز به کارخانجات بزرگ،تاًسيسهای شيميايی و آزمايشات ميباشد.داروها و ديگر مواد مصرفی روزانه از اين قبيل ميباشند.ولی پروتئينها از موادّ شيمیايی توليدی در صنايع دارای ساختار خيلی پيچيده تر ميباشند.بهمين بوجود آمدن يک شاهکار مهندسی و طراحی مکانيک که در آن تمام جزها بايد طبق نقشه د جای خود قرار بگيرد نميتواند توسّط يک عمل شيميايی ساده بوجود آمده باشد و اين امکان ناپذير ميباشد.بازتمام آن چيزهايی که در بالا مطرح کرديم بيک کناربگذاريم و مجددّاً فرض کنيم که بر حسب تصادف ميتوان يک مولکول پروتئين بوجود آورد.باز در اين قسمت تئوری تکامل با عجز و بن بست روبرو خواهد شد.زيرا برای اينکه اين پروتئين بتواند ادامه حيات داشته باشد بايستی از شرايط اطراف خود ايزوله شده و در شرايط خيلی مخصوص قرار گرفته باشد.در غير اينصورت اين پروتئين تحت شرايط حاکم بر روی کره زمين بلافاصله تجزيه شده ويا با ديگر اسيدها،آمينواسيدها ويا ديگر موادّ شيميايی ترکيب شده و کلاً بيک مادّه ديگر تبديل خواهد شد.

سعی و تلاش تکامل گرايان در يافتن پاسخی در ارتباط با پديدار شدن زندگانی

از نظر تکامل گرايان اين سوال که زندگانی بر روی کره زمين چطور پديدار شد آنچنان بن بستی است که تا آنجايی که از دستشان بر می آید از اين سوال اجتناب ميکنند.زيرا در اين مورد بن بستی که با آن روبرو شده اند از نوعی نيست که بشه از آن بيرون آمد.بر خلاف مباحث تکامل فسيلی در دستشان فسيلها و ديگر ماتريالها که بتوانند نظريه خود را با حيله و تحريفات بقبولانند وجود ندارد.بهمين خاطر تئوری تکامل هنوز در نقطهشروع فرو ميپاشد يک مورد را در نظر گرفتن مهم ميباشد:آشکار شدن امکان ناپذيری تئوری تکامل در هر مرحله ای از سير تکامل برای نشان دادن اينکه اين تئوری اشتباه و مردود ميباشد کافی است.بعنوان مثال اثبات شدن بوجود آمدن پروتئين بر حسب تصادف ،ديگر ادّعاهای اين تئوری را نيز مردود ميسازد.بعد از اينهم مورد بحث قرار گرفتن جمجمه انسان و ميمون نيز هيچ معنی نخواهد داشت.اينکه حيات چطور توانست از مواد بيجان تشکيل شود از سوالاتی بود که تکامل گرايان مدّت زيادی از ان اجتناب کردند.فقط چون مدام اين مسئله از نظرها دور نگاه داشته ميشد،ديگر حالتی پيدا کرد که نميشد از آن صرفنظر کردو در نيمه دوّم قرن بيستم راجع به اين مسئله يکسری تحقيقات انجام دادند و سعی کردند از پس اين مسئله بربيايند.

______________________________146_______________________________

اولين سوالی که بايستی به آن پاسخ داده ميشد اين بود:در دنيای اولِيه سلّول زنده چطور بوجود آمده است؟ ويا بهتر بگوييم تکامل گرايان در برابر اين سوال چه جوابی بايد ميدادند؟جواب اين سوالات را با آزمايشات و تحقيقات خواستند پيدا کنند.دانشمندان و محقّقان تکامل گرا در ارتباط با پاسخگويی به اين سوالات باز زيادهم توجّه مردم را با تحقيقاتی که انجام دادند نتوانستند جال کنند.بازهم در ارتباط با ريشه حيات بيشترين کاری که در سال 1953 توسّط محقّق آمريکايی بنام استنلی ميلر انجام گرفت و نامش آزمايش ميلر بود(اين آزمايش بخاطر دستنکاری استاد ميلر از دانشگاه شيکاگو تحت نام آزمايش اوری ميلر نيز ميدانند)

برای اثبات اوّلين مرحله از مراحل تکامل که تکامل مولکولی ميباشد اين آزمايش يگانه دليلی بود که مورد استفاده قرار ميگرفت.با اينکه از آن زمان تا کنون نيم قرن ميگذرد و از نظر تکنولوژيک پيشرفتهای حائض اهمّيتی انجام گرفته ولی در اين مورد هيچ اقدامی انجام نگرفته است.امروزه هنوز در کتابهای درسی از آزمايش ميلر در ارتباط با پديدار شدن اوّلين نشانه حيات تدريس ميشود.زيرا اين نوع تلاشها نتنها آنها را حمايت نميکند بلکه بالعکس چون آنها را مداوم دروغشان را بر ملا ميکند بهمين خاطر مخصوصاً از آزمايشات نظير اين اجتناب ميکنند.

يک اقدام ناموفّق : آزمايش ميلر

هدف اصلی ميلر اينبود که يک احتمال تصادفی بوجود آمدن آمينواسيدها را که سنگ بنای پروتئين ميباشد ملياردها سال پيش که هنوز حيات وجود نداشت در محيط آزمايشگاه به اثبات برساند.ميلر در آزمايش خود در دنيای اوّليه مخلوطی از گازهای آمونياک،متان،هيدروژن و بخار آب که بعداً مشخّص گرديد که چنين چيزی وجود ندارد استفاده کرد.چون ميدانست که اين گازها در شرايط معمولی نميتوانند با يکديگر واکنش داشته باشند بهمين خاطر از بيرون تقويت انرژی کرد.انرژی که فکر ميکرد در دنيای اوّليه توسّط رعدوبرق بوجود آمده را توسِّط يک دستگاه دشارژ برقی تاًمين کرد.ميلر مخلوط اين گاز را در طول يک هفته در 100 سانتيگراد جوشاند و از طرفی به اين مخلوط نيروی برق داد.ميلر آخر هفته مشاهده کرد که سه نوع از 20 نوع تشکيل دهنده سنگ بنای پروتئين راسنتز کرده است.

______________________________147_______________________________

آخرين منابع تکامل گرايان آزمايش ميلر را تکذيب ميکنند

هر چند آزمايش ميلر از طرف تکامل گرايان موجود در ترکيه بعنوان بزرگترين دليل نشان داده ميشود،ولی از طرف ديگر دانشمندان تکامل گرای دنيا موضوعی است که ارزش خود را از دست داده است.در مقاله ای با سرمشق«حلقه زندگی»در مجلّه معروف تکامل گرايان بنام ارس(زمين)که در سال 1998 بچاپ رسيده چنين مينويسد:امروزه سناريوی ميلر مشکوک ميباشد.يکی از دلايلش قبولی اينکه اتمسفر دوران اوّليه از کربن دی اکسيد و ازت شکل گرفته توسّط زمين شناسان ميباشد.اين گازها در آزمايش سال 1953 (آزمايش ميلر) از آنچه که مورد استفاده قرار گرفته بود خيلی کمتر فعّال هستند.حال اگر آنچه که ميلر در ارتباط با اتمسفر پيش بينی کرده بود درست بپنداريم مولکولهای ساده ای مثل آمينواسيدها تغييرات شيميايی که بتواند اينها را به مولکولهای پيچيده تر پروتئين تبديل کند چطور بوجود می آمد؟خود ميلر هم در اين مورد «اين يک مشکل ميباشد»گفته است.اين آنقدر هم ساده نميباشد.همانطوريکه مشاهده ميگردد خود ميلر هم در جريان اينکه آزمايش او بازگو کننده ريشه حيات نميباشد است.حال با توجّه به اين مسئله اينکه هنوز دانشمندان تکامل گرای ما حمايت از اين آزمايش ميکنند نشانگر اين حقيقت ميباشد که چقدر در عجز و ناتوانی هستند.در مقاله ای با سرمشق«پديدار شدن زندگانی بر روی کره زمين»در مجلّه ناسيونال ژئوگرافيک چاپ 1998 در ارتباط با اين موضوع چنين مينويسد:خيلی از دانشمندان امروزه متفاوت بودن اتمسفر دوران اوّليه از آنچه که ميلر مطرح کرده ميپندارند.اتمسفر دوران اوّليه را علارقم اينکه از هيدروژن،متان و آمونياک شکل گرفته از دی اکسيد کربن و ازت نيز بوجود آمده است.ولی اين برای کيمياگران خبر بدی ميباشد!زيرا وقتی دی اکسيد کربن و ازت را تحت واکنش قرار ميدهيم مواد حاصله از اين واکنش بسيار جزئی ميباشد.از نظر غلظت مثل اضافه کردن يک قطره رنگ در يک حوض بزرگ ميباشد.به خاطر همين بوجود آمدن زندگانی در يک چنين مخلوط بسيار رقيق را خيلی مشکوک و غيرقابل تصوّر فکر ميکنند.بطور خلاصه،نه آزمايش ميلر و نه کوشش ديگری در اين زمينه قادر به پاسخگويی به اين سوال که زندگانی بر روی کره زمين چطور بوجود آمد نميباشد.تمام تحقيقات در اين زمينه نشان ميدهد که زندگانی بر حسب تصادف بوجود نيامده بلکه بالعکس توسّط يک نيروی خلّاق بوجود آمده است.

______________________________148_______________________________

اين آزمايش ميان تکامل گرايان شادی فراوانی بوجود آورد و اين مسئله را بعنوان يک موفّقيت بزرگ تلقّی کردند.حتّی بعضی از نشريّات سمعی و بصری آنقدر جلو رفتند که اينرا بعنوان اينکه«ميلر حيات را بوجود آورد»گذارش کردند.در حاليکه آنچه که ميلر سنتز کرده بود يکسری مولکول «بی جان»بود.تکامل گرايان با جسارتی که از اين آزمايش بدست آورده بودند شروع به توليد سناريوهای ديگر کردند.مراحل بعدی آمينواسيدها فوری در ذهن آماده گرديد.طبق سناريوهای آماده گرديده،آمينواسيدهابعداً طبق برخی از تصادفات در يک زنجير مناسب قرار گرفته و پروتئينها را بوجود آورده است.وبرخی از اين پروتئينهای حاصله از تصادفات خودشان بيک نحوی(!)درون ساختارهای شکل گرفته مثل پرده سلّول قرار داده و سلّول را بوجود آورده بودند.سلّولهاهم بمرور زمان با در کنار هم قرار گرفتن و پيوستن بيکديگر ارگانيزمهای زنده را بوجود آورده اند حال اينکه بزرگترين تکيّه گاه اين تئوريها که آزمايش ميلر ميباشد از هر جهت نادرستی اش به اثبات رسيده است.

حقايقی که آزمايش ميلر را مردود ميسازد

آزمايشی که ميلر برای اثبات اينکه آمينواسيدها بخودی خود در شرايط اتمسفر دوران اوّليه ميتوانند بوجود آيند،انجام داده از خيلی جهات باهم تداخل دارد اينها را به اين شکل ميتوانيم رديف کنيم:

1- در آزمايش ميلر،ميلر توسّط مکانيزمی بنام «تله سرد» آمينو اسيدها را بلافاصله بعد از اينکه بوجود می آيد از محيط اطراف عايق بندی ميکند.زيرا در غير اينصورت شرايط محيطی که اين آمينواسيدها را بوجود آورد بلافاصله بعد از تشکيل اين مولکولها آنها را نابود ميساخت.در حاليکه در شرايط اوّليه يک چنين نظم آگاه وجود نداشت.و اگر چنين مکانيزمی وجود نداشته باشد هر نوع از آمينواسيدی که بوجود آيد در همان محيط بلافاصله از بين خواهد رفت.همانطوری که کيمياگر ريچارد بليس هم بيان کرده اگر اين تله سرد نباشد محصولات شيميايی توسّط منبع برق تخريب خواهد شد.چه بسا ميلر قبل از اين در تمام آزمايشهايی که تله سرد قرار نداده بود حتّی يک آمينواسيد هم نتوانست فراهم سازد.

2- ميلر که ميخواست در آزمايش خود شرايط اتمسفر اوّليه را فراهم سازد واقعی و حقيقی نبود.دانشمندان در دهه1980 نقطه نظر مشترکشان اينبود که در اتمسفر اوّليه بجای متان و آمونياک بايستی ازت و دی اکسيد کربن جايگزين شود چه بسا بعد از يک مدّت طولانی خود ميلر سکونت خود را بهم زد و اعتراف اينکه شرايط اتمسفر حقيقی نميباشد کرد.

________________________________149_____________________________

پس چرا ميلر بر روی اين گازها اينقدر تکيّه کرده بود؟جوابش خيلی ساده بود:زيرا بدون وجود آمونياک سنتز يک آمينواسيد امکان ناپذير بود.کوين مک کين در مقاله ای از مجلّه ديسکاور اين موضوع را چنين توضيح ميدهد:ميلر و اوری اتمسفر قديمی دنيا را با مخلوط کردن متان و آمونياک تقليد کردند.ولی آخرين برّسيهای انجام گرفته در اين مورد،در آن دوران دنيا خيلی گرم بوده و از مخلوط نيکل و آهن ذوب شده بوجود آمده مشخّص گرديده است.بهمين خاطر در آن دوران اتمسفر شيميايِ بايستی بيشتر از ازت،دی اکسيد کربن و از بخار آب بايستی بوجود آيد.در حاليکه اينها برای تشکيل مولکول در شرايط مصنوعی به اندازه آمونياک و متان مناسب نميباشند.

چه بسا دانشمندان آمريکايی بنامهای ژ.پ.فريس و ج.ت.چن با مخلوطی از دی اکسيد کربن ،هيدروژن،ازت و بخار آب آزمايش ميلر را انجام دادند ولی حتّی يک مولکول آمينواسيد نتوانستند بدست آورند.

3-يکی از دلايل ديگر که آزمايش ميلر را نقض ميکند در آن دوران که آمينواسيدها بوجود آمدند در اتمسفر برای اينکه تمام آمينواسيدها را تجزيه کند به اندازه کافی اکسيژن فراهم بود.اين مورد که از چشم ميلر در رفته بود توسّط سنگهای 3.5 مليارد ساله که در ان به آثار اکسيد شده آهن و اورانيوم دسترسی گرديد مشخّص شد.بعضی ديگر از کشفيّات در مورد اينکه بر خلاف آنچه که تکامل گرايان مطرح کرده بودند مقدار اکسيژن در آن دوران خيلی بيشتر بود،انجام گرفت.تحقيقات در آن دوره نشان ميدهد که به سطح کره زمين از آنچه که تکامل گرايان تخمين ميزند ده هزار مرتبه بيشتر نوراولتراويوله ميرسيده است و اين توده غليظ از اولتراويوله بخار آب و دی اکسيد کربناتمسفر را از هم تجزيه کرده و بوجود آمدن زيادی اکسيژن اجتناب ناپذير بوده است.اين مورد که در آزمايش ميلر اصلاً مدّ نظر قرار نگرفته بود اين آزمايش را بطور کلّی مردود ميساخت.اگر در اين آزمايش اکسيژن بکار برده ميشد متان به دی اکسيد کربن و آب،آمونياک هم به ازت و آب تبديل ميشد.از طرفی ديگر در شرايطی که اکسيژن وجود ندارد و چون هنوز قشر اوزون وجود ندارد نورهای اولتراويوله مطلقاً باعث تجزيه آمينواسيدها می شود و اين واضح ميباشد.بطور خلاصه،در دنيای اوّليه چه وجود اکسيژن و چه نبودنش اثر منفی بر روی آمينواسيدها داشت.

4-ميلر در نتيجه آزمايش خود،صاحب اسيدهای مصنوعی به مقدار زياد که خصوصيت خراب کردن ساختار و عملکرد جانداران بود شد.اگر آمينواسيدها از اين موادّ شيميايی ايزوله نگردد و در صورتی که اينها در يک محيط قرار گيرند اينها باهم واکنش شيميیيی انجام داده و تجزيه شدنشان اجتناب ناپذير ميباشد.غير از اين در نتيجه اين آزمايش بمقدار فراوان آمينو اسيد دست راست بوجود آمده بود.وجود همين آمينواسيدها،تکامل را با منطق خود نقض ميکرد.زيرا آمينواسيدهای دست راست،آمينواسيدهايی هستند که ساختار موجودات زنده استفاده نميگردد.در نتيجه آمينواسيدهای حاصل از اين آزمايش محيطی که اينها قرار دارند نتنها برای زندگانی مساعد نميباشد بلکه بر عکس يک حالتی داردکه مولکولهای بدرد خور را تجزيه کرده و مخلوطی از يک اسيد سوزانده ميباشد.تمام اينها يک حقيقت بارزی را نشان ميدهد:آزمايش ميلر حيات را در شرايط اوّليه دنيابرحسب تصادف بوجود آمده را نميتواند اثبات کند.آزمايش،جهت سنتز آمينواسيد بطور آگاه و کنترل شده انجام گرفته است.جنس گازهای کاربردی و نسبت مخلوط آنها برای اينکه آمينواسيد بوجود بيايد بشکل ايدعالترين اندازه ها تعيين گرديده است.مقدار انرژی که به محيط داده ميشود نه زياد نه کم درست بهمان شکلی که اينها بايد باهم واکنش داشته باشند تنظيم گرديده است.دستگاه آزمايش طوری طرّاحی گرديده است که از تمام موادّ تخريب کننده و ضرر دهنده عاری گرديده است.آنچه که در اتمسفر دنيای اوّليه وجود داشته و سير واکنشهای شيميايی را تغيير داده در اين دستگاه آزمايش وجود ندارد.اکسيژن فقط يکی از اين عناصر که با اکسيداسيون مانع حيات آمينواسيدها خواهد بود ميباشد.علی رغم اين شرايط ايده آلی که فراهم گرديده اگر مکانيزم تله سرد نباشد آمينواسيدها بدون اينکه تجزيه شوند بهمان شکل نميتوانندباقی بمانند.در اصل تکامل گرايان با قبولی آزمايش ميلر،خودبخود تئوری خودشان را مردود ساختند.زيرا آزمايش،آمينواسيدها را فقط تحت شرايط بخصوص تنظيم شده در يک آزمايشگاه با مداخله های آگاه بوجود می آيد را اثبات کرده است.يعنی نيروی بوجود آورنده حيات تصادفات نبوده بلکه نيروی خلق کننده ميباشد.قبول نکردن اين حقيقت روشن توسّط تکامل گرايان،بخاطر داشتن يک سری پيش قضاوتی نسبت به علم ميباشد.هارولد اوری که همراه با شاگردش استنلی ميلر اين آزمايش را ترتيب داده بود در اين مورد اين اعتراف را ميکند:ماها که تحقيق کننده منشاُ حيات هستيم،هر چه بيشتر در اطن مورد تحقيقات انجام دهيم،به اين نتيجه ميرسيم که حيات آنقدر پيچيده ميباشد که در هيچ جايی نميتواند تکامل يافته باشد.(فقط) همه ما به افاده يک باور،اعتقاد بر اين داريم که مايه حيات از يک مادّه بی جان بر روی کره زمين بوجود آمده است.فقط آنقدر پيچيده ميباشد که از مرزهای فهم و تصوّر ما خيلی فراتر ميباشد.

محيط دنيای اوّليه و پروتئينها

قبلاً هر چه در ارتباط با ناميزانی تکامل گرايان بحث شد،تکامل گرايان به اين سوال که آمينواسيدها در شرايط دنيای اوّليه چطور بوجود آمده اند با آزمايش ميلر سعی در پاسخگويی ميباشند.طوری رفتار ميکنند که انگار اين سوال توسّط اين آزمايش مردود شده پاسخ داده شده و سعی در به اشتباه انداختن انسانها هستند.در مرحله دوّم از توضيح ريشه حيات بر حسب تصادف مشکلی خيلی بزرگتر از آمينواسيدها منتظر تکامل گرايان ميباشدپروتئينها»يعنی صدها نوع مختلف از آمينواسيدها در يک صف مشخّص و با اتّصال بيکديگر بوجود آمدن سنگ بنای زندگانی

توضيح عکس 151:

يکی از بزرگترين اشتباهات تکامل گرايان که در بالا نيز عکس خيالی آن ديده ميشود بوجود آمدن زندگانی بر حسب تصادف در شرايط دنيای اوّليه ميباشد.با آزما يشاتی مثل آزمايش ميلر سعی بر اين داشتند که ادّعای خود را به اثبات برسانند.ولی در برابر کشفيات علمی با شکست روبرو شدند.زيرا نتايج حاصله از اين تحقيقات در دهه 1970 اينرا نشان ميدهد که اتمسفر دنيای اولّيه بهيچ وجه امکان بوجود آمدن چنين چيزی را نميدهد.

______________________________152_______________________________

ادّعای اينکه پروتئينها بر حسب تصادف بوجود آمده است از اينکه آمينواسيدها بر حسب تصادف بوجود آمده است خيلی بيشتر غير منطقی و باور نکردنی ميباشد.احتمال بوجود آمدن آمينواسيدها را با محاسبات رياضی امکان ناپذير بودنش را در صفحات قبلی توضيح داديم.فقط با بوجود آمدن پروتئين،چه از نظر شيميايی و چه از نظر شرايط دنيای اوّليه امکان ناپذير ميباشد.

در آب عمل سنتز پروتئين امکان ندارد

همانطوری که در صفحات قبل هم بحث شد برای اينکه آمينواسيدها بتوانند پروتئين بوجود آورند بايستی توسّط اتّصال پپتيد بيکديگر اتّصال داشته باشند وقتی اين اتّصال انجام ميگيرد يک مولکول آب آزاد ميگردد.اين وضعيّت مطلقاً بيانيه که زندگانی در دنيای اوّليه در درياها بوجود آمده را مردود ميسازد زيرا در شيمی قاعده ای بنام ل-چاتلئيز وجود دارد که طبق اين قاعده،يک واکنشی که در نتيجه آن آب آزاد ميگردد(واکنش کندانساسيون)در يک محيطی که شامل آب باشد امکان بنتيجه رسيدن ندارد.در يک محيط آبدار برای اينکه يک چنين نوع واکنشی بتواند بوجود آيد،از ميان ديگر واکنشهای شيميايی احتمال تشکيلش از همه کمتر ميباشد.بهمين خاطر،آنچه که تکامل گرايان اقيانوسها را بعنوان شروع حيات و محلّ پديدار شدن آمينواسيدها نشان ميدهند در حقيقت برای تشکيل پروتئينها اصلاً مساعد نميباشد.تکامل گرايان در برابر اين حقيقت ادّعای خود را عوض کرده،زندگی اوّليه در خشکی بوجود آمده است ميگويند.اين ادّعا نيز امکان ناپذير است زيرا در شرايط دنيای اوّليه اشعه های اولتراويوله باعث تجزيه شدن آمينواسيدها خواهد شد بهمين خاطرقاعده ل-چاتلئيز ادّعای اينکه زندگی در درياها بوجود آمده است را مردود ميسازد و اينهم از نظر تکامل گرايان بن بستی است که با آن مواجه هستند.

يک تلاش بي نتيجه ديگر:آزمايش فُکس

محقّقان تکامل گرا روبرويی با حقيقتی که در بالا توضيح داده شد بر روی «مسئله آب»که تمام تئوريهای آنها را مردود ساخته بود سناريوهای مختلفی توليد کردند:از معروفترين اين محقّقان سيدنی فُکس برای حلّ اين مسئله تئوری جالبی را مطرح ساخت بنا به نظر اين محقّق بايستی بعد از تشکيل آمينواسيدها در اقيانوس دنيای اوّليه فوری بر روی يک کوه آتشفشانی خودشان را منتقل کرده باشند بعداً هم آب موجود در مخلوطی که آمينواسيدها را در بر دارد بخاطر دمای بالا بايستی بخار شده باشد.و طبق شرايط فراهم شده امينواسيدها برای تشکيل پروتئينها ميتوانستند بهم بپيوندند.ولی اين راه مشقّت بار از طرفکسی مورد قبول واقع نشد.زيرا آمينواسيدها در برابر آن دما انطور که فَکس مطرح کرده بود نميتوانستند ادامه حيات داشته باشند:زيرا تحقيقات انجام گرفته نشان ميدهد که آمينواسيدها در برابر حرارت آسيب ميبينند و تخريب می شوند.ولی فُکس نااُميد نشد.در آزمايشگاه در شرايط خيلی مخصوص آمينواسيدهای خالص گرديده را در شرايط خشک با گرم کردن بهم پيوند داد.آمينواسيدها بهم پيوند داده شده بود ولی پروتئينها هنوز تشکيل نگرديده بود.چيزی که اکتساب کرده بودند حلقه های ساده و بی نظم و تصادفی آمينواسيدها بود که هيچ شباهتی با پروتئين زنده نداشت.حتّی اگر فُکس آمينواسيدها را در همان دما نگه ميداشت همان حلقه ها نيز از هم می گسست.آنچه که اين آزمايش را نامفهومتر ميساخت اينبود که فُکس بجای استفاده از آمينواسيدهايی که از آزمايش ميلر بدست آمده بود از آمينواسيدهای خالص اُرگانيزمهای زنده استفاده کرده بود.در حاليکه چون در ادّعای ادامه راه ميلر ميباشد بايستی از راهی که ميلر به نتيجه ای رسيده بود ادامه ميداد.ولی نتنها فُکس بلکه هيچيک از محقّقان ديگر از آمينواسيدهای عاطل ميلر استفاده نکرد.

توضيح عکس : 153

سيدنی فُکس و ديگر محقّقان ،با تکنيکهای خيلی مخصوص گرم کننده،در شرايط ناموجود دنيای اوّليه آمينواسيدها را «پروتئينوئيدها»مينامند بيک شکلی بهم پيوند داده اند.همراه اين اينها اصلاَ شباهتی با پروتئينهای منظّم جانداران ندارند اينها چيزی جز لکّه های بدرد نخور نميباشند اگر هم در مراحل اوّل بوجود آمده باشد گسستن انها از هم اجتناب ناپذير است.

_______________________________154______________________________

مادّه بيجان حيات و زندگانی را شکل نميدهد

ادّعای تکامل گرايان همانطوری که از آزمايشات ميلر و فُکس نيز مشخّص می گردد سعی دربه اثبات رساندن بوجود آمدن موجود زنده از موادّ بی جان ميباشد و به آن اعتقاد دارند.زيرا تمام تحقيقات و آزمايشات در اين زمينه نشان ميدهد که مادّه چنين استعدادی ندارد.استر شناس و رياضيدان معروف انگليسی بنام سر فرد هويل اينکه از مادّه بی جان نميتواند حيات بوجود آيد با يک مثال چنين توضيح ميدهد:اگر واقعاً در درون مادّه،يک نيروی درونی که او را به حيات مجبور ميکرد وجود داشت بايستی در شرايط آزمايشگاه براحتی بوجود می آمد.بعنوان مثال يک محقّق يک حوض شنا را که تمسيل کننده مخلوط اوّليه ميباشد را نميتوانست استفاده کند.يک چنين حوضی را باهر نوع موادّ بی جان شيميايی پُر کنيد.به آن می توانيد هر نوع گازی را پمپ بزنيد و يا بر روی آن هر نوع اشعه راديواکتيو را می توانيد علاوه کنيد.اين آزمايش را بمدّت يکسال انجام دهيد و آنچه که لازمه حيات می باشد از 2000 انزيم چندتايشان عمل سنتز انجام داده را می توانيد مشاهده کنيد.من بشما از همين الان جوابش را بدهم و وقتتان را بی خود با اطن آزمايش تلف نکنيد:مطلقاً هيچ چيزی را يافت نخواهيد کرد،شايد غير از يکی دوتا آمينواسيد شکل گرفته و مواد ساده شيميايی همين حقيقت را زيست شناس تکامل گرا آندری سکات چنين قبول می کند:يک مقدار ماده را فراهم سازيد،با هم مخلوط کنيد حرارت دهيد و منتظر بمانيد.اين وارياسيون مُدرن ريشه حيات می باشد.نيروی جاذبه،الکترومانيتيک،نيروهای قوی و ضعيف هسته ای و ديگر نيروها از اين قبيل بقيّه کار را حلّ خواهند کرد.ولی اين داستان بظاهر ساده چقدرش بر پايه های استوار قرار دارد و يا چقدرش وهم و خيال ميباشد؟در حقيقت از اوّلين موادّ شيميايی تا سلّولهای زنده در تمام مراحل يا مورد بحث می باشد و يا اينکه کلاًّ تاريک و نامفهوم می باشد.آزمايش فُکس در خيلی از اجتماعهای تکامل گرايان هم زياد بچشم مثبت نگاه نمی کنند.زيرا آمينواسيدهايی که فُکس بدست آورده بود(پروتئينوئيدها)در شرايط معمولی نمی توانست بوجود آيد.غير از اين هنوز سنگ بنای موجودات زنده پروتئينها بدست نيامده بود.مسئله ريشه پروتئينها همانطوری که از شروع تا کنون به راه حلّی نرسيده است.از معروفترين مجلّه های علمی سالهای 1970 بنام چميکال انجينيرينگ در مقاله ای راجع به آزمايش فُکس چنين می نويسد:سيدنی فُکس و ديگر محققان،با تکنيکهای مخصوص گرم کننده و با استفاده از اين تکنيکها،آمينواسيدهايی که در شرايط دنيای اوّليه وجود نداشته اند را توانست با موفّقيت بهم اتّصال دهد.همراه با اين اينها هيچ شباهتی با پروتئينهای منظّم موجودات زنده نداشتند.اينها جز لکّه های بی نظم که بهيچ دردی نمی خورند می باشند.اگر هم اين مولکولها در دوران اوّليه بوجود آمده باشد تجزيه نشدن آنها امکان ندارد.واقعاً هم آنچه که فُکس اکتساب کرده بود«پروتئينوئيدها»از نظر ساختار و کارکرد ربطی با پروتئينها نداشت و کلاًّاز هم متفاوت بودند.بينشان مثل کوه اختلاف وجود داشت.حتّی خود اين آمينواسيدهای نامنظّم شانس زندگی در شرايط اتمسفر اوّليه نداشتند.زيرا شرايط موجود در آن دوران بخاطر تابش اشعه های اولتراويوله و شرايط بدون کنترل طبيعت باعث بوجود آمدن عامل های مضرّ و تخريب کننده فيزيکی وشيميايی می شد که مانع از ادامه بقای پروتئينها و منجر به از هم گسستن آنها خواهد شد. آمينواسيدها بخاطر محفوض ماندن از اشعه های اولتراويوله پديدار شدنشان در درون آب بخاطر قانون ل-چاتلئير امکان ناپذير است.طبق اين معلومات در ميان دانشمندان فکر اينکه پروتئينوئيدها مولکول تشکيل دهنده حيات ميباشند کم کم اعتبار خود را از دست داد.

مولکول معجزه DNA

همانطوری که چيزهايی که تا کنون برّسی کرديم بما اينرا نشان می دهد،تئوری تکامل در سطح مولکولی با يک بن بست روبرو می باشد.تشکيل آمينواسيدها از طرف تکامل گرايان اصلاً روشن نگرديده است.تشکيل پروتئينها بخودی خود يک معمّا ميباشد.در حاليکه مشکل فقط شامل از آمينواسيدها و پروتئينها نميباشد،اينها فقط يک شروع ميباشد.فراتر از همه اينها آنچه که بعنوان سلّول يک جاندار مکمّل از نظر تکامل گرايان يک بن بست بزرگ ميباشد.زيرا سلّول فقط شامل از آمينواسيدها که پروتئينها را شکل ميدهد نميباشد.انسان با دارا بودن صدها سيستم پيشرفته، موجودی است که هنوز تمام اسرارش فاش نشده است.ولی تکامل گرايان اين سيستم را بيک کنار بگذاريم هنوز اينکه ساختار سلّول چطور بوجود آمده است را نميتوانند توضيح دهند.تئوری تکامل که سعی در توضيح ريشه حيات بر حسب تصادف دارد هنوز توضيح قانع کننده ای راجع به موجوديت اساسی ترين مولکولها نميتواند بدهد با پيشرفتهايی که در زمينه های ژنتيکی و نوکلئيد اسيدها،يعنی کشف د.ن.آ. و ر.ن.آ. برای تئوری بن بستهای جديد بوجود آورد.ساختار پيچيده و طرّاحی بی نظير و حتّی باور نکردنی د.ن.آ. را دو مرد دانشمند بنامهای فرانسيس کريک و جيمس واتسون در سال 1955 کشف شد.در هسته صد تريليون سلّول موجود در بدن انسان مولکولی بنام د.ن.آ. نقشه کاملی از ساختار بدن انسان را دارد.

توضيح عکس 156

در هسته صد تريليون سلّول موجود در بدن انسان مولکولی بنام د.ن.آ. نقشه کاملی از ساختار بدن انسان را دارد.اطّلاعات تمام خصوصيات يک انسان از ظاهر گرفته تا ساختار عناصر داخلی بدن درون د.ن.آ. با يک رمز بخصوص ثبت شده است.

______________________________157_______________________________

تمام اطّلاعات مربوط به خصوصيات يک انسان ،از ظاهرش گرفته تا اُرگانهای داخلی بدن انسان در درون د.ن.آ.با يک رمز مخصوص ثبت گرديده است.اطّلاعات درون د.ن.آ.،با قرار گرفتن چهار مولکول مخصوص تشکيل دهنده اين مولکول کد بندی شده است.اين مولکولها که نوکلئوتيد(ويا باز) نامگذاری شده اند با حرف اوّل اسمشان آ.ت.گ.ج خطاب می شوند.تفاوت ساختاری ميان تمام انسانها،ناشی از چيده شدن اين حرفها بصورتهای مختلف ميباشد.اين يک بانک اطّلاعاتی می باشد که الفبايش از جهار حرف شکل می گيرد.نظم چيده شدن حرفهای د.ن.آ.،ساختار انسان را تا کوچکترين جزئياتش شکل می دهد.در کنار خصوصيات قدّچشم،مو و رنگ جلد،206 استخوان موجود در بدن انسان،600 عضله،10000 عصب شنوايی 2 مليون عصب بينايی و 100 تريليون سلّول تمام نقشه های اين چيزهای که شمردم درون د.ن.آ. يک سلّول موجود می باشد.اگر بخواهيم اين اطّلات ژنتيکی د.ن.آ.را بر روی کاغذ بياوريمحدوداَ بايستی يک کتابخانه غول پيکر که از 900 جلد و هر جلدش 500 صفحه ای ميباشد تشکيل دهيم ولی اين حجم باور نکردنی از اطّلاعات در بخشهای مختلف د.ن.آ. که ژن نامگذاری شده است رمزبندی شده است.

چرا د.ن.آ. بر حسب تصادف نميتواند شکل بگيرد؟

اينجا نقطه ای وجود دارد که بايد به آن دقّت کرد.کوچکتريناشتباهی که در چيده شدن نوکلئوتيدها که ژن را تشکيل می دهند بوجود می آيد،آن ژن را بطور کلّی غير قابل استفاده خواهد کرد. اگر در بدن انسان حدوداً 30 هزار ژن موجود را در نظر بگيريم خواهيم ديد که برای تشکيل اين ژنها نياز به مليونها نوکلئوتيدها ميباشد که بر حسب تصادف نمی تواند بوجود آيد و اين امکان ناپذير است.زيست شناس تکامل گرا بنام فرانک ساليسبوری در مورد اين امکان ناپذيری چنين می گويد:يک مولکول پروتئين به ابعاد متوسّط حدوداً شامل 300 آمينواسيد ميباشد.کنترل کننده اين زنجير د.ن.آ. ميباشد نزديک 1000 نوکلئوتيد خواهد داشت.اگر بخاطر داشته باشيم که در هر د.ن.آ. چهار نوع نوکلئوتيد وجود دارد،يک سری هزار نوکلئوتيدی 4 بقوّه 1000 نوع مختلف ميتواند باشد.با يک حساب کوچک لگاريتمی اين رقم يافت شده،فراتر از آنچه که عقل بتواند ادراک کند ميباشد.يک در 4 بقوّه 1000،در نتيجه يک حساب کوچک لگاريتمی بمعنی 10 بقوّه 620 ميباشد.اين رقم با قرار گرفتن 620 صفر در کنار عدد 10 بدست می آيد.با قرار گرفتن 11 صفر در کنار هم 10 تريليون را افاده می کند.ولی درک کردن 620 صفر در کنار 10 امکان ناپذير ميباشد.

______________________________158_______________________________

امکان ناپذيری يکجا فراهم شدن نوکلئوتيدها بر حسب تصادف و بوجود آمدن( د.ن.آ.) و( ر.ن.آ.) را دانشمند تکامل گرای فرانسوی بنام پائول آووگر چنين توضيح می دهد:در ارتباط با اينکه مولکولهای پيچيده ای مثل نوکلئوتيدها توسّط واکنشهای شيميايی بر حسب تصادف بوجود آمده دو مرحله را بطور واضح وقطعی از هم بايد جدا کرد:توليد تک تک نوکلئوتيدها- که اين شايد ممکن باشد و اتّصال اينها بشکل سريهای خيلی مخصوص که اين دوّمی امکان ناپذير ميباشد.حتّی فرانسيس کريک که سالهای طولانی به تئوری تکاملی مولکولها اعتقاد داشت بعد از کشف د.ن.آ. بوجود آمدن يک چنين مولکول پيچيده بر حسب تصادف را امکان ناپذيريش را قبول کرده و چنين گفته است:در راستای اطّلاعات موجود امروز يک انسان امين چنين می تواند بگويد:زندگی بشکل معجزه آوری پديدار شده است.

پروفسور تکامل گرا بنام علی دميرسوی در ارتباط با بوجود آمدن د.ن.آ. مجبور به اين اعتراف شده است:بوجود آمدن يک پروتئين و هسته اسيدی (ر.ن.آ-د.ن.آ.)خيلی فراتر از آنچيزی است که ميتوان حدس زدحتّی احتمال پديدار شدن يک زنجير پروتئين خيلی خيلی کم ميباشد.

_______________________________159______________________________

در اينجا يک تردد جالب ديگر وجود دارد:د.ن.آ. فقط در ساختار يکسری انزيمها می تواند وجود داشته باشد امّا عمل سنتز اين انزيمها در راستای اطّلاعات د.ن.آ. به حقيقت ميپيوندد.بخاطر اينکه بهم وابسته هستندبرای روبرويی هر دويشان در يک آن بايد وجود داشته باشند.ميکروزيست شناس آمريکايی ياکوبسن در اين مورد چنين می گويد:زمانی که اوّلين جاندار پديدار شد،نقشه های توليد مثل،از اطراف تامين مادّه وانرژی نظم و نوبت بزرگ شدن و تمام اطن مکانيزمها در آن لحظه و در کنار هم بايد باشند.کمبيناسيون تمام اينها بر حسب تصادف نميتواند بوجود آيد.افاده های بالا دو سال بعد از اينکه واتسون و کريک ساختار د.ن.آ. را روشن کرده بود نوشته شده است.فقط با تمام پيشرفتهايی که از نظر علمی انجام گرفته،اين مسئله برای تکامل گرايان بی نتيجه مانده است.دانشمندان آلمانی بنامهای جانکر وشرر مولکولهای لازمه برای جانداران همه اشان سنتزشان را جدا جدا و در شرايط بخصوص بايستی انجام گيرد اشاره می کنند.و اينهم نشان ميدهد که شانس يکجا فراهم شدن يکسری موادّ لازمه حيات اصلاً وجود ندارد:آزمايشی که برای تکامل شيميايی برای بدست آوردن تمام مولکولها وجود ندارد.بهمين خاطر مولکولهای مختلف در شرايط مختلف مناسب توليد شده از اعمال الکتروليز،هيدروليز و فوتوليز گذرانده تا از موادّ زايد جدا گرديده و برای انجام واکنش بيک محيط ديگر بايستی منتقل شود.اينجا از تصادف نميتوان بحث کرد.زيرا احتمال به وقوع پيوستن چنين چيزی وجود ندارد.بطور خلاصه تئوری تکامل،در سطح مولکولی که بشه بتوان گفت که از نظر تکاملی به نتيجه ای رسيده است وجود ندارد.با پيشرفت علم نتنها پاسخی برای سوالات ندارد بلکه سوالهای پيچيده تری را مطرح کرده که نميتوان از آن به نتيجه ای رسيد.امّا تکامل گرايان،با تمام اين سناريوهای امکان ناپذير مانند يک حقيقت علمی بر آن اعتقاد دارند.زيرا خودشان را در برابر اين حقيقت چشمها و

_____________________________160________________________________

گوششان را بسته اند و چاره ای جز باور بر اين خرافات ندارند.زيست شناس مولکولی معروف استراليايی بنام مايکل دنتون در کتاب «تئوری درون بحران»اين وضعيّت را چنين تعريف می کند:ساختار برنامه های ژنتيکی اَرگانيزمهای بزرگ به ملياردها بايت اطّلاعات و يا به تعداد تمام حرفهای موجود در يک کتابخانه هزار صفحه ای معادل ميباشد.بهمين خاطر ادّعای اينکه يک چنين اَرگانيزم به اين پيچيدگی که از تريليونها سلّول تشکيل شده بر حسب تصادف بوجود آمده يک تهاجم بر عقل انسان ميباشد.امّا يک داروينيست،اين تفکّر را بدون هيچ ترديدی می پذيرد.

يک سعی و کوشش تکامل گرای ديگر:دنيای «ر.ن.آ»

سالهای دهه 70،با مشخّص شدن اين مسئله که بوجود آمدن آمينواسيدها در شرايط اتمسفر دنيای اوّليه امکان ناپذير است،ضربه مهلکی بر تئوری تکامل گرای مولکولی وارد آمد.باطل بودن آزمايشات دنيای اوّليه تکامل گرايانی مثل فَکس،ميلر،پونامپورما مشخّص گرديد.بهمين خاطر در سالهای دهه 80 دنبال ديگر سنارِوهای تکامل گرا گشتند.در نتيجه اين،ابتدا بجای پروتئين،مولکول «ر.ن.آ»که اطّلاعات پروتئين را در بر داشت بعنوان سناريوی«دنيای ر.ن.آمطرح ساختند.در سال 1986 طبق اين سناريو که توسّط يک کيمياگر هارواردی بنام والتر گيلبرت مطرح گرديده بود،مليونها سال قبل از اين،به چه صورتی انجام گرفته يک مولکول ر.ن.آ. با کپی کردن خودش بوجود آمده است.بعداً اين مولکول ر.ن.آ. همراه با شرايط اطراف يکدفعه شروع به توليد پروتئين کرده است.مجدّداً به هر نحوه ای که شده احتياج مخوی شدن اطّلاعات در يک مولکول ديگر مثل د.ن.آ. شده و مولکول د.ن.آ. بوجود آمده است.تخيّل يک چنين سناريويی که هر مرحله از اين زنجير امکان ناپذيريها نتنها مشکل و توضيحی به شروع حيات نميدهد بلکه مسئله را بزرگتر و همراه خود يکسری سوالات امکان ناپذير را مطرح ساخته است.

1- هنوز حتّی يکی از واحدهای تشکيل دهنده ر.ن.آ.،نوکلئوتيدها نتنها بر حسب تصادف قابل توضيح نميباشد،آيا چطور اينها با يک نظم مشخّص در کنار هم قرار گرفته و مولکول ر.ن.آ. بوجود آمده است؟امکان ناپذيری تشکيل مولکول ر.ن.آ. بر حسب تصادف را تکامل گرای زيست شناس بنام جون هورگان چنين قبول می کند:محقّقان هر چه دقژقتر دنيای ر.ن.آ. را بررسی می کنند با سوالهای بيشتری روبرو می شوند.ر.ن.آ.اولاً چطور بوجود آمد؟ر.ن.آ. و بخشهای آن نتنها سنتز کردنشان در بهترين شرايط آزمايشگاه خيلی مشکل می باشد،بوجود آمدن اين شرايط قبل از حيات چطور بوجود آمده بود؟

______________________________162_______________________________

2- اگر فرض کنيم که بر حسب تصادف بوجود آمده،اين مولکول ر.ن.آ. که فقط شامل يک زنجير نوکلئوتيد ميباشد با چه منطقی تصميم به کپی کردن خود گرفته و با چه مکانيزمی موفّق به اين کار شده است ؟ اين نوکلئوتيدها را که منجر به کپی شدنش شده بودند از کجا پيدا کرده بود؟تکامل گرايان ميکروزيست شناس بنامهای گرالد جويس و لسلی اَرگل نا اميدی يک چنين وظعی را اينطور بيان می کنند: اين بحث در يک نقطه بن بست متمرکز می گردد:آن افسانه خيالی ر.ن.آ. که از مخلوط پيچيده پَلی نوکلئوتيد بيرون آمده و يکدفعه شروع به کپی کردن خود کرده است...اين مفهوم نتنها با درک پربيوتيک شيميايی ما خارج از حقيقت ميباشد،غير از اين اينکه مولکول ر.ن.آ. خودبخود عمل کپی را انجام می دهد را نيز نقض می کند

3- حال اگر فرض کنيم که در دنيای اوّليه تمام شرايط لازم برای اينکه مولکول ر.ن.آ. عمل کپی را انجام دهد فراهم ميباشد و حتّی اگر تمام اين امکان ناپذيريها بوقوع بپيوندد اين وضعيّت برای تشکيل يک مولکول پروتئين کافی نميباشد.زيرا ر.ن.آ.،فقط شامل اطّلاعات ساختار پروتئين ميباشد.آمينواسيدها مواد، خام ميباشند فقط در اين ميان مکانيزمی که پروتئين را بوجود آورد نميباشد.کافی دانستن مولکول ر.ن.آ. برای تشکيل پروتئين شبيه اين ميباشد که طرّاحی يک ماشين بر روی کاغذ را برای مونتاژ هزاران تکّه اين ماشين کافی بشماريم که اين خيلی احمقانه خواهد بود.در اين وسط يک کارخانه وکارگردان وجود ندارد که عمل توليد انجام گيرد.يک پروتئين،در نتيجه يکسری عمل پيچيده در درون سلّول بکمک يک خيلی انزيم در کارخانه ای که اسمش ريبوزوم ميباشد توليد ميگردد.خود ريبوزوم خودش يک سلّول پيچيده که از پروتئينها تشکيل گرديده ميباشد.بهمين خاطر اين وضعيّت خودش يک فرضيه که ريبوزوم هم تصادفی بوجود آمده را با عقل سازگار نميباشد فراهم ميسازد.از تکامل گرايان فاناتيک و برنده جايزه نوبل بنام ژاک مونود امکان ناپذيری اينکه سنتزپروتئين را با محدود کردن معلومات نوکلئيد اسيدها چنين توضيح ميدهد:رمز(معلومات درون د.ن.آ. ويا ر.ن.آ.)بدون اينکه منتقل شود بی معنی ميباشد.زيرا امروزه مکانيزم انتقال رمز سلّولها حدّاقل از 50 ماکرو مولکول ذرّه تشکيل ميگردد که خود اينها در درون د.ن.آ. کدبندی شده اند.رمز بدون اين واحدها نميتواند منتقل گردد.بسته شدن اين چرخش چه زمانی و چطور به حقيقت پيوست؟خيال کردن يک چنين چيزی بسيار دشوار ميباشد.در دنيای اوّليه يک زنجير ر.ن.آ. با کدام اراده يک چنين تصميمی گرفته و کدام روشها را استفاده کرده که وظيفه 50 ذرّه مخصوص مربوط به اينکار را برای تشکيل پروتئين انجام داده است.تکامل گرايان هيچ توضيحی برای اين سوالات ندارند.از تکامل گرايان معروف دکتر لسلی اَرگل از دانشگاه سن ديگو کاليفرنيا که از دوستان و همکاران استنلی ميلر و فرانسيس کريک ميباشد احتمال اينکه شروع حيات با دنيای ر.ن.آ. را بعنوان سناريو اصطلاح سناريو را بکار ميبرد.دکتر ارگل در مقاله ای با تيتر که در سال 1994 در مجلّه بچاپ رسيده بود در مورد اينکه ر.ن.آ. بايستی شامل چه خصوصياتی باشد و امکان ناپذيری آن چنين افاده می کند:برای تشکيل يک چنين سناريويی،دو خصوصيت که امروزه ر.ن.آ. از آن برخوردار نميباشد بايستی داشته باشد:اوّلين خصوصيت بدون کمک پروتئينها بتواند خودش را کپی کند و دوّمين خواصّ اينکه در هر مرحله عمل سنتز پروتئين را بتواند به حقيقت برساند.به آشکار مشاهده ميگردد که شرط اينکه حتماً و حتماً بايد وجود داشته باشد،فقط با يک بينش و نيروی تخيّل امکان پذير ميباشد.حقايق آشکار علمی،دنيای ر.ن.آ. که يک ادّعای جديد بر اينکه حيات بر حسب تصادف بوجود آمده را مطلقاً انکار کرده و اينکه فقط قصّه ميباشد را آشکار کرده است.

زندگانی مفهومی فراتر از مجموعه ای مولکول ميباشد.

حال برای يک لحظه تمام آن حرفهايی که از امکان ناپذيری و بی منطقی گفته شده را فراموش کنيم و فرض کنيم ناتمام علائم منفی در شرايط دنيای اوّليه يک مولکول پروتئين بر حسب تصادف بوجود آمده باشد.بوجود آمدن يک مولکول پروتئين هم کافی نخواهد بود و اين پروتئين مذکور در شرايط بدون کنترل بدون اينکه تغييری در آن بوجود آيد ميبايستی منتظر اين باشد که ديگر مولکولها همانند آن بوجود آيند.تا زمانی که مليونها مولکول بهمين شکل بوجود آمده و در کنار هم قرار گرفته و تشکيل يک سلّول دهند.آنهايی که از قبل بوجود آمده اند بدون اينکه تحت تاثير اشعات اولتراويوله و اعمال مکانيکی شديد قرار بگيرند ميبايستی منتظر می ماندند تا ديگر مولکولها بوجود آيد و بعد از اينکه از نظر مقدار به تعداد مطلوبی رسيدند با ترکيب شدن به شکلهای مختلف بايد تشکيل سلّول ميدادند.ميانشان هيچ يک از مواد خارجی گرفته،تا مولکولهای مضرّ،زنجيرهای بدرد نخور پروتئين نبايد دخالتی داشته باشد. و بعد اين مجموعه بطور حساب شده،منظّم،هماهنگ و در ارتباط باهم بهم نزديک شده و در کنار اين تمام انزيمهای مورد نياز نيز در کنارشان فراهم گردد و در کل آنچه که برای تشکيل سلّول مورد نياز ميباشد محيّا گردد آيا بازهم اين توده مولکول ميتوانست حيات يابد؟جوابش خير ميباشد!زيرا تحقيقات نشان داده است که،برای شروع حيات فقط آنچه که در موجودات مورد نياز است در کنار هم قرار گيرند کافی نميباشد.برای حيات حتّی اگر تمام پروتئينهای مورد نياز را در يکجا جمع کنيم موفّق به توليد سلّول زنده نخواهيم بود.تمام آزمايشات و رسدها نشان ميدهد که حيات فقط از حيات منشا ميگيرد.همانطوريکه در ابتدای اين مبحث هم مورد بحث واقع شد اينکه زندگانی از موادّ بی جان شکل ميگيرد چيزی جز تخيّل تکامل گرايان نميباشد.در اين وضعيّت،اوّلين زندگانی بر روی کره زمين بايستی از يک حيات ديگر آمده باشد.که اين صاحب حيات خلق کردن پروردگار ميباشد.حيات فقط به در خواست او شروع ميشود،ادامه و پايان ميابدحال تکامل گرايان اينکه زندگانی چطور بوجود می آيد را بيک کنار بگذاريم قادر به توضيح اينکه موادّ لازم برای حيات چه ميباشد را نيز نميباشند.پروفسور رياضی محض و استر شناس دانشگاه کارديف بنام چاندرا ويکراماسينگه بعنوان شخصی که دهها سال بر اين باور که زندگانی بر حسب تصادف بوجود آمده اين حقيقت را چنين تعريف می کند:بعنوان يک مرد دانشمند در تمام مدّت تحصيلم،در معرض يک شستشوی مغزی قوی دائر بر اينکه علم هرگز نميتواند با يک نيروی مفهوم خلق شدن بطور آگاه کنار بيايد قرار گرفتم.در برابر يک چنين مفهومی ميبايستی بشدّت عکس العمل نشان داده می شد.امّا در حال حاضر هيچ جوابی دائر بر اينکه نمی شه به پروردگار اعتقاد داشت وجود ندارد ما همه اش عادت کرديم بر اينکه با ذهن باز بينديشيم و الان به اين نتيجه منطقی در ارتباط با زندگی ميتوان رسيد و آن اينکه مخلوقيّت جواب حيات ميباشد نه واقعه ای تصادفی

________________________________166_____________________________

قانون دوّم ترموديناميک تئوری تکامل را مردود ميسازد

يکی از قوانين اصلی فيزيک قانون دوبم ترموديناميک ،آنچه که در هستی در شرايط طبيعی هر سيستمی بحال خود رها گردد،در طیّ زمان در راستای بی نظمی،پاشيدگی و خراب شدن قدم بر ميدارد.هر چيز جاندار غيرجاندار در طیّ زمان فرسوده،تخريب،پوسيده وتجزيه شده و از هم ميپاشد و اين يک حادثه اجتناب ناپذير برای همه ميباشد که راه برگشتی وجود ندارد.اين حقيقتی است که در زندگانی ما توسّط همه رسد شده است.مثلاً يک ماشينی را در بيابان بگذاريم بعد از ماهها نبايد انتظار داشت که در وضع ماشين پيشرفتی شده است بلکه بالعکس لاستيکهايش ترکيه شيشه هايش شکسته و بدنه پوسيده و از بين رفته خواهيم ديد.قانون دوّم ترموديناميک اين طيف طبيعی زمان را که بطور طبيعی ميباشد چه از نظر فيزيکی وچه از نظر محاسبات مطرح ميسازد.اين قانون معروف فيزيکی قانون انتروپی نيز ناميده ميشود.انتروپی معياری بر بی نظميهای موجود در سيستمهای فيزيکی ميباشد.گذر يک سيستم از نظم به طرف بی نظمی انتروپی آن را افزايش ميدهد.يک سيستم هر چقدر بی نظمی اش بيشتر باشد به همان اندازه انتروپی اش افزايش ميابد.قانون انتروپی تمام هستی را به اينکه بسرعت بی نظمی،بی برنامگی که برگشتی هم وجود ندارد ميکشاند.

قانون دوّم ترموديناميک و يا با نام ديگر قانون انتروپی درستی اش چه از نظر عملی به اثبات رسيده و قانونی است که مطلقاً به اثبات رسيده است.بزرگترين دانشمند اين قرن بنام آلبرت اينشتن اين قانون را قانون اوّل علمها قبول کرده است:قانون انتروپی،در مرحله دوّم از تاريخ بعنوان يک نظم حکم کننده عمل خواهد کرد.در کنار آلبرت اينشتن،سر آرتور ادينگستون از آن بعنوان برترين قانون متافيزيک تمام هستی بحث ميکند.در حاليکه تئوری تکامل يک ادّعايی است بطور کلّی از يک چنين قانونی چشم پوشی کرده است.تکامل با اين قانون يک مکانيزمی که از ريشه باهم تداخل دارند را مطرح ميسازد.تئوری تکامل اينکه تمام اين اتمها و مولکولهای بی نظم و بی جان بمرور زمان بر حسب تصادفات در يک نظم خاصّی قرار گرفته و مولکولهای بسيار پيچيده «د.ن.آو«ر.ن.آ» را بوجود آورده و از آنهم فراتر رفته و مولکولهای پيچيده تری را نيز بوجود آورده در کلّ با قانون انتروپی تفاوت دارد و با حقايقی که قانون انتروپی مطرح ميسازد متغاير ميباشد.

________________________________167_____________________________

بهمين خاطر طيف زمانی مثل تکامل از ابتدا تا آخر در هيچيک از اين مراحل امکان پذير نميباشد.

دانشمندان تکامل گرا هم متوجّه اين قضيه ميباشند و اين فرق بارز را راش چنين ميگويد:تکامل در مسير پيچيده حيات،آن تمايلی که قانون دوّم ترموديناميک دارد اختلاف آشکاری را پديدار ميسازد.دانشمند تکامل گرا بنام راجر لوين در يک مجلّه علمی ديگر تحت نام ساينس در مقاله اش بن بست ترموديناميک تکامل چنين برزبان می آورد:مسئله ای که زيستشناسان با آن روبرو هستند،تفاوتی است که ميان قانون دوّم ترموديناميک وتکامل وجود دارد.سيستمها بمرور زمان بايستی به ساختارهايی که بيشتر خراب ميشوند تبديل گردد.جرج استاوروپلس که يک تکامل گرا ميباشد،اينکه زندگانی خود بخود بوجود می آيد از نظر ترموديناميکی امکان ناپذير و اينکه ريشه مکانيزم موجودات زنده مثل فوتوسنتز که قابل توضيح توسّط قوانين طبيعت نميباشد را در نشريّه معروف تکامل گرا« امريکان ساينتيست » چنين قبول ميکند:در شرايط معمولی،در راستای قانون دوّم ترموديناميک هيچوقت هيچ يک از مولکولهای پيچيده اَرگانيک خودبخود بوجود نمی آيد،بالعکس تجزيه می گردد.در حقيقت يک چيز هرقدر پيچيده تر باشد بهمان نسبت بی قرار ميماند و در نهايت تجزيه شده و از هم ميپاشد.فوتوسنتز،در تمام مراحل زندگانی وخود زندگانی،پيچيده و اينکه قصداً پيچيده شده است هنوز با ترموديناميک و يا توسّط يک علم ديگر مطلقاً فهميده نشده است.همانطوريکه مشاهده ميگردد،ادّعای تکامل در کلّ ادّعايی است که با قوانين فيزيک مغاير ميباشد.قانون دوّم ترموديناميک،يک سدّ فيزيکی در برابر سناريوی تکامل چه از نظر علمی و چه از نظر منطقی.اين مانع را که تکامل گرايان بهيچ وجه قادر به دفع آن نميباشند فقط توسّط نيروی تخيّل ميتوانند از آن گذر کنند.بعنوان مثال،از تکامل گرايان معروف بنام جرمی ريفکين،تکامل را با يک نيروی سحری توانسته بر قوانين فيزيک غلبه کند را باور دارد.

________________________________168_____________________________

قانون انتروپی ادّعای اينکه تکامل،انرژی لازم برای حيات در اين سيّاره را از همديگر می گسايد.درک تکامل ما متفاوت از اين ميباشد.ما اينکه تکامل بشکل سحر آميزی با ارزشهای افزوده تر و نظم بيشتر بر روی کره زمين آمده اعتقاد داريم.

به اشتباه انداختن سيستم باز

تکامل گرايان،در برابر تمام اين حقايق آشکار،اينکه قانون دوّم ترموديناميک فقط برای سيستمهای بسته مورد قبول ميباشد ولی برای سيستمهای باز مورد قبول نيست بيک چنين اشتباه انداختن رجوع ميکنند.سيستم باز،از بيرون ورود خروج انرژی و موادّ وجود دارد يک سيستم ترموديناميکی است تکامل گرايان بهمين خاطر اينکه دنيا يک سيستم باز ميباشد و مدام تحت تابش اشعه نور خورشيد قرار ميگيرد قانون انتروپی نميتواند برای دنيا مورد قبول باشد و از ساختارهای بی نظم،ساده و بی جان ميتوان.در حاليکه اينجا يک فريب وجود دارد.زيرا وارد شدن انرژی به اين سيستم از بيرون برای اينکه اين سيستم بيک نظمی در آيد کافی نميباشد.برای کاربرد اين انرژی نياز به مکانيزمهای بخصوص ميباشد.بعنوان مثال يک ماشين برای استفاده از سوخت نياز به موتور،سيستمهای ترانسميسيون و برای کنترل اينها نياز به مکانيزمهای مخصوص خود داردد.اگر يک چنين مکانيزم بر گشتی وجود نداشته باشد انرژی موجود در بنزين برای حرکت اتوموبيل بوجود نخواهد آمد.همين وضعيّت برای جانداران نيز برقرار ميباشد.زندگانی انرژيش را از خورشيد ميگيرد.فقط انرژی خورشيد توسّط سيستمهای خيلی پيچيده(مثل عمل فوتوسنتز و يا عمل حضم غذا در موجودات)تبديل به انرژی شيميايی ميشود.اگر اين سيستمهای تبديل وجود نداشته باشد هيچيک از جانداران ادامه حيات نميتوانند بکنند.خورشيد برای جاندارانی که سيستم تبديل ندارد چيزی جز تابش سوزناک و تجزيه کننده نميباشد.همانطوريکه مشاهده ميگردد اگر در يک سيستمی مکانيزم تبديل وجود نداشته باشد حال ميخواهد باز باشد ويا بسته از نظر تکامل هيچ آوانتاژی تشکيل نخواهد داد.در شرايط دنيای اوّليه هيچ کسی وجود چنين چيزی را نميتواند قبول کند.ذاتاً از نظر تکامل گرايان مسئله ای که در اينجا وجود دارد مثل عمل فوتوسنتز سوال اين است که يک چنين مکانيزم تبديل چطور ميتواند بوجود آيد.همينطور در شرايط دنيای اوّليه نفوذ انرژی خورشيد از بيرون بهيچ وجه تاثيری در نظم نخواهد داشت.زيرا هر چفدر حرارت بالا برود آمينواسيدها در برابر زنجير مرتّب از خود واکنش نشان خواهند داد.آمينواسيدها برایتشکيل مولکولهای خيلی پيچيده تر مثل پروتئينها و پروتئينها نيز برای تشکيل ساختارهای پيچيده تر از خود مثل سلّولها باز فقط انرژی کافی نميباشد.فاکتوری که در اصل مورد نياز ميباشد،يک طرّاحی آگاه و يا به تعبير ديگر خلّاقيّت ميباشد.

فرار از نظريّه اغتشاش

برخی از تکامل گرايان با دانستن اين مطلب که قانون دوّم ترموديناميک امکان ناپذيری تکامل را اعلام ميکند برای اينکه بتوانند برای تئوری تکامل راهی باز کنند يک خيلی سناريو توليد ميکنند.حتّی همين کوشش نشانگر اينست که تئوری تکامل در يک بن بست غير قابل انکار قرار دارد.معروفترين اينها که سعی در بهم پيوستن تئوری تکامل با تئوری ترموديناميک ميباشد دانشمند بلژيکی بنام ايليا پريگوگين ميباشد.پريگوگين با حرکت از بی نظمی و اغتشاش اين فرضيّه را که ميتوان بنظم رسيد را مطرح ميسازد.در حاليکه با تمام سعی و تلاش پريگوگين موفّق به بهم رساندن ترموديناميک و تئوری تکامل نشده است اين وضعيت از صحبتهايش نيز مشخّص ميگردد:بيش از صد سال ميگذرد که يک علامت سوال تو عقلمان مانده است:طبق آنچه که ترموديناميک مطرح ميکند و افزايش يک بی نظمی مدام که در دنيا حاکم ميباشد چطور مفهومی دارد که يک چنين موجود زنده تکامل يابد؟تئوريهايی که پريگوگين در سطح مولکولی مطرح ميسازد،برای سيستمهای زنده مثل اينکه برای يک سلّول زنده که اعتبار ندارد اين مسئله را چنين افاده ميکند:تئوری اغتشاش و ... وقتی سلّولهای منظّم جانداران در نظر گرفته می شود،نظم بيولوژيک اينها،در مقابل تئوری بعنوان يک مسئله مهم مطرح ميگردد.در نتيجه ای که تئوری اغتشاش و ديگر فرضيّه ها رسيده اند اين ميباشد.هيچ نتيجه چشمگيری در ارتباط با اينکه پشتيبان تئوری تکامل و يا اينکه فرق ميان قانون انتروپی و تکامل را مطرح سازد بدست نيامده است.با تمام اين حقايق اجتناب ناپذير تکامل گرايان حال که جانداران بوجود آمده است پس تکامل انجام گرفته و يک چنين حرف مَفتی را ميتوانند بگويند فقط حقايق واضح و آشکار اينکه جانداران و ساختار منظّم آنها مطلقاً نميتواند بطور تصادفی بوجود آيد را نشان ميدهد.بهمين خاطر بوجود آمدن جانداران فقط توسّط يک نيروی الهی ميسّر ميباشد.مداخله برتر از طبيعت خلق کردن هستی از صفر توسّط پروردگار ميباشد.علم،در هر مرحله ای نظر ترموديناميکی اينکه تکامل امکان ناپذير و اين چيزی جز خلاّقيّت نميباشد را جلو چشم می گذارد.

حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

حاجی محمد راحت











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us