څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

دروغی که بزرگ شد


دروغی که بزرگ شد

(معرفی کتاب)

مصطفی عمرزی

تاریخ نگاری ما با ارجاع به منابع خارجی، پُر از مفاخراتی ست که گاه بر اثر سنگینی نام ها و اوصاف، در جایی که سوال به میان می آید، زیر ثقلت برداشت های پروفیسوری، دکتوری و استادی، نوع برداشت بیگانه را بدون توجه به عوارض، نهادینه می کند. به این اساس، آن چه در افغانستان در تاریخ نویسی صورت می گیرد، اکثراً به اصطلاح کاپی- پیستی است که فرهنگیان ما، بیشتر در ضروریات رتبه ی علمی، آثار مورد نیاز را مُهر زده اند. این عمل، به سنتی مبدل شده است که در یک قرن اخیر، تحلیل تاریخی به منظور حل دشواری های اجتماعی، در دشوارگذر اغلاط، به انجام نمی رسد.

این که در استمرار زمان جاری، بقیه ی تاریخ افغانستان، به چند فصل دیگر می رسد، فراتر از سرنوشت ما، آینده می شود. بنابراین در نقش مرتبط (حال)، ماضی و مستقبل را باید به گونه ای پیوند دهیم که منطق آن ها به منظور تحفظ واحد سیاسی، به انتقال مفاهیم درست تاریخی نیز مربوط است.

هرج و مرج ناشی از شرایط در فضای باز همه چیز گویی تا سطح مسایل «چیزدار»، جوانبی را که آلوده نشده اند و به انسانیت، به شرط اولویت نگاه می کنند، هرچند در حد تنی چند، اما تحریک می کند برای کاستن از جعلیات مفاخرات، زمانی که چاشنی گفت و گو سیاسی می شود، بازخوانی کنند.

توسعه ی نت، فرامرز هایی شد که در بسامد انتقال مولدات، مردم ما در سالیان واپسین، دنیا و مافیای آن را به چشم دیگر بنگرند. اگر ثبات اجتماعی، رفاه زنده گی و علوم اقتصادی کشور ها، الگوبرداری می شوند، در جای دیگر، یافت فرهنگ های پالایش فکری و تسلیح اذهان با باور های انسانی، در چند دهه ی اخیر قرن 20 و آغاز قرن 21، نگرش معمول بر بسیاری از مسایل را متغیر کرده اند.

نقد تاریخی، برای درونکاوی معضلات، حقایق زیادی را برجسته می کند که هرچند در هاله ی تعزیرات، قیود و محدودیت ها، هنوز ناگفته های زیادی پیرامون مسایلی وجود دارند که به خصوصیات تحمیل فرهنگ ها، حتی به نام حقوق بشر و مردمسالاری مربوط می شوند، اما نیاز های مدام برای رفع معضل، راه می گشایند با توامیت منطق، تابو ها و توتم ها، حتی در باور های مذهبی و دینی، دچار بازنگری شوند.

من در چند سال اخیر بسیار کوشیده ام جامعه ی افغانی، در ستیز تحمیلی و آن چه منشای داخلی دارد، در زمان تقابل، با دست خالی و ابزاری عمل نکند که در باور های ما به تاریخ، ادبیات، دین و فرهنگ، به گونه ای تابو است. می بینیم که از رهگذر قایل شدن به عمق تاریخی نوع تحریف شده، واقعیت های مسجل و تاریخی معاصر، اغماض، تردید و نفی می شوند.

در کتاب «دروغی که بزرگ شد»، جالب ترین نوع نگرش بر تاریخ، از رهگذر شناخت آثار ملموس رونما می شود که عتیقه شناخته می شوند. در جعلیات تاریخی، تایید ملموس و مشاهده ی چیزی که تاریخی قملداد می شود، پذیرش جعل را آسان می سازد. در معرفی کتاب «باستان شناسی تقلب»، اشاره کرده ام که بیننده ی یک اثر تاریخی، اگر از آگاهی های لازم عاری باشد، با لمس و در منظری که در برابر او قرار می دهند، دچار ذهنیتی می شود که آن چه خوانده است، ثبوت دارد. شناخت جعلیات تاریخی از رهگذر شناخت آثار عتیقه ی جعلی، خصوصیت مهم کتاب «دروغی که بزرگ شد» می باشد:

«در سال های نخست قرن 21، کتابی منتشر شد با نام «دروغی که بزرگ شد، وسعت جعل در فرهنگ های باستانی مشرق زمین»، اثر اسکاروایت موسکارلا، که نسخه های آن را مراکز فرهنگی کنیسه و کلیسا از کتاب فروشی ها جمع آوری کردند. یک سال پیش به همت دوستی در کانادا، مجلد دست دومی از این کتاب کم نظیر را به دست آوردم و به دوستان مترجم سپردم. این روزها ترجمه ي بی نقصی از مقدمه ي مفصل کتاب را گرفتم و از آن که کسب مجوز چاپ برای این کتاب را تقریباً محال می دانم، مناسب تر این دیدم که ابتدا علاقه مندان و مشتاقان را به خواندن گزیده ای از مطالب مقدمه دعوت کنم.

موسکارلا، مورخ نیست، از ماجرای پوریم و تاثیر آن بر هستی منطقه چیزی نمی داند و کتاب اش تنها نظر یک باستان شناس و خبره در شناخت عتیقه جات شرقی است، اما قضاوت ها و ارزیابی های او از نمونه های موزيمي، با وضوح تمام به دنبال ماجرای پوریم، خالی بودن شرق میانه از هستی انسانی را اثبات می کند و چنان چه پیش از این در مبحث بررسی کتاب «هنر دربار های ایران» توجه دادم، رسیده گی های موسکارلا هم، با این برداشت بنیان اندیشانه همراه است که هر نمونه از تولیدات دست انسان، که در فاصله ي پوریم تا حکومت ناصرالدین شاه در شرق میانه، شناسنامه گرفته و در ویترین موزيم های جهان جای داده اند، بی استثنا و یکسره مجعول اند.

باری نگاه مختصری هم به گزیده ای از مقدمه ي مفصل کتاب موسکارلا بیاندازیم و با شرح بنیان اندیشانه ي مجموعه ی «مقالات تاملی در بنیاد تاریخ ایران»، مقایسه کنیم.

مقدمات و مشاجرات، فرهنگ جاعلان:

برای دستیابی به درک روشنی از مسئله ی جعل باید نخست به شرح فرهنگ جعل و جاعلین پرداخت. جعلیات مندرج در این آلبوم، اطلاعات مورد نیاز برای بررسی وجود یا احتمال وجود جعل و تقلب را دراختیار می گذارند و اطلاعاتی در مورد نحوه ی معرفی جعلیات و چرخه ی بازاری آن ها و همچنین روال پذیرش آن ها از سوی مجامع باستان شناسی و تاریخ هنری ارائه می کنند... . به هر حال، بخشی از چهره ي واقعی و ساختار بیرونی فرهنگ جعل و به همان میزان، هویت برخی از افراد آن فرهنگ از میان شواهدی که در این آلبوم آمده، قابل تشخیص خواهد بود، اما از این شواهد نمی توان به فوریت و یا مستقیماً به وجود آن سلسله مراتبی که در پس این نظم نهانی قرار دارد، پی برد. این سلسله مراتب، شامل صاحبان قدرت و تصمیم گیرنده گان و سکانداران سیاست و اقتصاد است که مؤسسات و افکار عمومی و جریان اطلاعات را هدایت و کنترل می کنند. از همان ابتدا پنداشته می شود که فرهنگ جعل، چیزی جدا و متفاوت از فرهنگ مجموعه داری باشد، ولی هر دو فرهنگ در واقع محیط و دست اندرکاران یک سان دارند... .

این یک فرهنگ مسلط و برتری جو است که تمدن ها را تحت سلطه می گیرد و محققین و دانشجویان و افکار عمومی را به قلمرو خود می کشد. این فرهنگ شاید مرز جغرافیایی معینی داشته باشد، اما درون هیچ مرز اخلاقی نمی گنجد. با درک روح و چه گونه گی عملکرد جعل، آشکار می شود که بسیاری از دست اندرکاران آن، ستون پنجم فعال در حوزه ي باستان شناسی اند. افراد این فرهنگ یا با تمایل قلبی، یا در همکاری هایی جهت کسب پرستیژ و قدرت و حمایت های مالی، یا برای حفظ شغل و حمایت های شغلی و گاهی در اثر ناآگاهی و بی اطلاعی از عمق موضوع در خدمت فرهنگ جعل قرار می گیرند و به هر حال، خواسته یا ناخواسته، در فریب کاری شریک می شوند و مردم را گمراه می کنند... .

برخی موزه داران یا کلکسیونرها بعد از تملک عتیقه ای جعلی، از فریبکاری بازار عصبانی می شوند، اما با نگاهی واقع بین باید بپذیرند که احتمال وقوع چنین اتفاقی در راه «حفظ وحراست از آثار باستانی»، هیچ گاه منتفی نیست. در واقع جرم واقعی بازار، نه فریب مجموعه داران، بل که ایجاد زمینه ای است که در اثر آن، آثار تاریخی دیگر ممالک از سایت های مربوط به آن ها سرقت می شوند و در مسیر رساندن آن ها به بازار، طبیعتاً جرایم دیگری از قبیل قاچاق و رشوه نیز رخ می دهد... .

فرهنگ جعل، جامعه ای بسته و ناپیدا دارد و اطلاعات آن نیز پنهان و زیرزمینی می ماند، مگر در مواردی نادر که نکاتی در گوشه ای از جهان زمزمه شود. اگر مطالعه ی جعلیات در یک محدوده ی وسیع و بین المللی صورت پذیرد، حقایق ناامید کننده ای آشکار خواهند شد:

یک مدیر موزيم را در نظر بگیرید که مانع انتشار اطلاعاتی مبنی بر جعلی بودن یک اثر می شود، چراکه قبلاً آن را به عنوان یک اثر اصلی منتشر کرده اند. گاهی این اثر، جزو اموال موزيم هم نیست، اما به عتیقه فروشی تعلق دارد که گاه و بیگاه پول و یا آثاری به موزيم اهدا می کند. بنابراین مدیر به کارمند مربوطه توصیه می کند که «مطلب منتشر نشود» و جمله ای شبیه «برای شما چه اهمیتی دارد؟ این اثر قبلاً معرفی شده است» را به او گوشزد می کند.

در موارد نادر، کارمند موزيم، موضوع جعلی بودن یک اثر را به اطلاع مدیریت می رساند و پیشنهاد حذف اثر از فهرست آثار را مطرح می کند، اما مدیر با تکبر دستور می دهد که اثر در سیاهه ي موزيم یا در سالن نمایش باقی بماند و یادآور می شود که او رئیس است و شخصاً در این موارد تصمیم می گیرد. او سابقه ی درخشان مدیریت خود را نیز خاطر نشان می سازد و دانش و حوزه ي اختیارات خود را یادآور می شود... .

برخی موزيم داران از حذف مجعولات از سالن موزيم، خودداری می کنند، چرا که اگر تمام آثار حذف شوند، دیگر جذابیتی برای بازدیدکننده گان باقی نخواهد ماند و او نیز حمایت مدیران مجموعه را از دست می دهد.

بایگانی موزيم که اطلاعات یک اثر مجعول را ثبت می کند، معمولاً حاوی اسناد و دستوراتی محرمانه است که برخی شبیه آن چه ذیلاً خواهد آمد، هستند:

«آزمایش روی اثر ممنوع است»؛ «عکس برداری از اثر ممنوع است، خصوصاً عکسی که شرح قدمت نیز در آن باشد» و یا «هیچ اشاره ای به اصالت اثر نشود». مفهوم تمامی این قبیل جملات آن است که اطلاعات مربوط به اثر، جنبه ي عمومی نمی یابد و هیچ گاه اجازه ي تحقیق در مورد آن، صادر نمی شود... .

فروشنده گان و متصدیان موزيم و مجموعه دارها در پاسخ به استفساریه ها در مورد یک پیکره ي انسانی یا جانوری سفالی اظهار می دارند که این اثر تحت آزمایشات فنی قرار گرفته است. ذکر چنین جمله ای فی نفسه و بی هیچ شرحی به مفهوم ضمنی صحت اصالت اثر به کار می رود، هرچند که در واقع نتیجه ي این آزمون منفی بوده باشد. شخصاً بار ها این جمله را شنیده ام و در پاسخ به تقاضای من مبنی بر مشاهده ي گزارش مکتوبی از آزمایش، قول ارسال نسخه ای از آن را دریافت کرده ام، اما هیچ وقت گزارشی برایم ارسال نشده است... .

محققی از ارائه ي یک تأییدیه ی مکتوب مبنی بر جعلی بودن یک اثر در یک موزه یا مجموعه ي شخصی یا مطبوع در یک کاتالوگ، خوددداری می کند. او نگران است که مالک، ناشر و یا دستیاران تحقیق به اقدامی تلافی جویانه دست زنند و موقعیت شغلی یا دوره ي کار ورزی یا امتیازات و توصیه نامه ها به خطر بیافتند که در آن صورت، او و همچنین شاگردان اش از تبعات آن متأثر خواهند شد... .

عضو رسمی یک موسسه ي مهم و معتبر که به طرز وسیعی بر موجودی آثار باستانی (و غیر باستانی) یک مجموعه ی شخصی مطالعه می کند، یک داشجو را از تحقیق روی این آثار باز می دارد. اگر آن دانشجو، موارد مربوط به جعلیات این مجموعه را از رساله ي خود حذف نکند، آن عضو رسمی موسسه، مانع ادامه ي کار و دریافت مدرک آن دانشجو خواهد شد و دانشجو مجبور است شانس خود را در موسسه ي دیگری بیازماید... .

قرار است پروفيسور الف برای ایراد چند خطابه به موسسه ای به ریاست پروفيسور ب دعوت شود. رئیس موسسه به دانشجویان توصیه می کند که از طرح سئوال در باب جعل خودداری کنند. او می داند که پروفيسور الف، چندین اثر مجعول را به عنوان آثار تاریخی در نوشته های خود معرفی کرده است. دانشجویان نیز چاره ای جز اطاعت ندارند، چرا که در غیر این صورت با مشکلاتی از قبیل اخراج و توصیه نامه ای نه چندان مثبت و رفتاری تحقیر آمیز مواجه خواهند شد... .

از دانشجویان شرکت کننده در سمینار فارغ التحصیلی خواسته می شود که یک عتیقه ي خاور نزدیک را از دیدگاه های مختلف بررسی کنند. هریک از دانشجویان به نکاتی اشاره می کنند و عاقبت اجماع بر جعلی بودن اثر حاصل می آید. استاد پروفيسور الف، نظر دانشجویان را می پذیرد، اما مؤکداً اخطار می کند که این فقط یک تمرین در زمینه ي تاریخ هنر بوده و اگر هر یک از دانشجویان، چیزی از این مطالب را انتشار دهند، آن گاه باید حتی تصور یافتن شغلی در یک مرکز آموزشی یا موزيم را به فراموشی بسپارند... .

موزيم داری از یک کارشناس دعوت می کند تا از اشیای باستانی موزيم اش فهرستی تهیه کند. از این کارشناس که از جمله ي معدود متخصصان در باب اشیای مورد نظر است، خواسته می شود که اصلاً به موارد مشکوک اشاره نکند، فقط واژه ي «منحصر به فرد» در توصیف این موارد کافی خواهد بود. در واقع موزيم دار با این توصیه فاش می کند که برخی اقلام «مسئله دار» اند یا بدتر از آن، شخص کارشناس نسبت به برخی موارد مشکوک شده است. کارشناس مذکور دعوت موزيم را رد می کند؛ بنابراین، شخص دیگری که کم تر سختگیری کند و مشخصاً از دانشي کمتري در زمینه ي مورد بحث برخوردار باشد، دعوت می شود تا فهرستي کاملاً منطبق بر میل کارفرما تنظیم شود... .

کارشناسان لفظاً یا کتباً اصالت عتیقه های فروشنده گان را تأیید می کنند که البته برخی از آن ها مجعول است. در یک مورد بسیار نامطلوب و زشت، فروشنده از کارشناسي مشخص برای اقلامی خاص، تقاضای تأییدیه ي اصالت نمود. کارشناس مذبور که اصولاً به ارائه ي چنین خدماتی شهرت داشت، در قبال دریافت چند قلم عتیقه ي خاص، به این خواسته تن داد. او گرچه از دانش کافی در این رابطه برخوردار نبود، با این حال گزارش خود در باب تعدادی از همان قبیل را تنظیم کرد. تمام اشیاء طبق این گزارش، درست و باستانی و گران قیمت بودند. تمام این تأییدیه ها از مجرای فرهنگ جعل صادر می شوند... .

این تبانی آگاهانه ي متخصص و فروشنده و مجموعه دار نباید با تأییدیه ي لفظی که فروشنده مبنی بر تأیید متخصص الف در خصوص اصالت کالای مورد حراج نقل کرده است، اشتباه شود. اظهارات لفظی یعنی آن چه فروشنده به نقل از یک متخصص اعلام می کند، گاهی قرین واقعیت نیستند. بار ها به من گفته اند که اسم من یا دیگر همکاران مرا به همین ترتیب نقل کرده اند، در حالی که اصلاً آن کالا را ندیده بودم و اگر هم دیده بودم، اصالت آن را تأیید نکرده بودم.

پیتر هاپکرک نیز در شماره ي 19 آوریل 1973 «لندن تايمز»،گزارشی ارائه کرد که بر اساس آن، فروشنده گانی به منظور تأیید اصالت دسته ای از ظروف یونانی، به جعل اسناد و امضای متصدیان موزيم بریتانیا، دست برده اند... .

متخصصین از خرید جعلیات توسط موزيم ها و همچنین مجموعه های شخصی، حمایت می کنند؛ چراکه این روشی مقبول و ارزشمند برای حفظ این اموال «یتیم» است. چنین ادعاهای دل فریبی در اغلب مباحث مربوط به جعل مطرح می شوند. برخی کارشناسان، اشیاء جعلی (یا اصلی) را با عنوان «نمونه ي شگفت آوری» معرفی می کنند که طی «حفاری های اخیر» به دست آمده و گاهی واژه ي مردم پسند و هیجان آور «کشف» را در ارتباط با آن به کار می برند. گاهی منشأي مشخصی را نیز برای آن تعین می کنند. آنان مطمئن اند که یک فروشنده آن را به تملک درآورده و همین گزارش تخصصی نیز بازار خوبی را برای آن شی، تضمین می کند.

مدیر یک موزيم گفت که با علم به اصالت یکی از عتیقه های مهم موزيم، به یکی از همکاران موسسه اجازه داد تا در سمپوزیومی آن را جعلی معرفی کند. او با ژستی حق به جانب، سکوت اختیار کرد تا اتهام دروغین این همکار بعد از ارزیابی آن شی، روشن شود؛ در نتیجه، شخصیت حرفه يی آن همکار تخریب شد و این خبر در موقعی مناسب در تمام محافل حرفه يی، طنین افکند... .

این حکایت ها فقط گوشه ای از فرهنگ جعل و کارکردهای آن را بیان می کنند، اما از همین مختصر نیز می توان به ردپا های دست یافت که از افرادی که آزادانه در آن فعال اند و به گوشه و زوایای آن سرکشی می کنند، به جا مانده است. این افراد در لباس مدیر موزيم و متخصص و غیره، بخشي مهمی از بدنه ي فرهنگ جعل را تشکیل می دهند. نمونه های دیگری نیز از فعالیت های علنی و خاص به دست می آیند که آشنایی با آن ها، راه گشاست. از جمله ي این فعالیت های آشکار، تشریفات و مراسمی اند که در موزيم ها برگزار می شوند و من، نمونه های از آن را در این کتاب ذکر کرده ام... .»

برای آگاهی بیشتر، به لینک ها و عناوین زیر، مراجعه کنید!

1- هواخوری 11:

http://www.naria.info/view/5.aspx?id=744

2- معرفی کتاب «جعل فرهنگ شرق نزدیک باستان»:

http://ghiasabadi.com/muscarella.html

3- کتیبه های جعلی:

http://irania.ir/ie/4842

4- چهار قسمت ترجمه ی دری ایرانی کتاب «دروغی که بزرگ شد»:

http://www.yrotsih.com/fa/search?query=%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C+%DA%A9%D9%87+%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF+%D8%B4%D8%AFoption=com_easydiscussview=searchItemid=101

یادآوری:

از طریق لینک زیر، کتاب «دروغی که بزرگ شد» (نسخه ی مکمل انگلیسی) را رایگان دانلود کنید! ترجمه ی پشتوی این کتاب بی نهایت مهم را پیشنهاد می کنم.

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=103nzonkn.pdf

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us