څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

حيله گريهای تکامل


هيچ گونه اثر فسيلی وجود ندارد که تصوير " انسان ميمون" که مدام در رسانه ها و منشأ های آکادميک تلقين می شد را حمايت کند. تکامل گرايان با استفاده از قلم مو جانوران خيالی را می کشيدند، امٌا نبودن فسيل اين موجودات ،برای آنها مسئلهً بزرگی بود. برای حل اين مسئله يکی از روشهای جالبی که استفاده می کردند اين بود: " بوجود آوردن" موجوداتی که فسيلهايشان را پيدا نکرده اند. آدم پيلت داوم که بزرگترين غوغا در تاريخ علوم می باشد، نمونه ای از اين روش است.

آدم پيلت داوم : چونهً اورانگوتان در جمجمهً انسان!

چارلز دارسون، يک دکتر مشهور و در عين حال يک فسيل شناس آماتور، در سال ١٩١٢ ، در انگلاستان در جوار پيلت داوم با ادعای پيدا کردن يک استخوان چونه و يک تکٌه از جمجمه در يک گودال به ميدان در آمد. باوجوديکه استخوان چونه شبيه چونهً ميمون بود، دندانها و جمجمه شبيه دندان و جمجمه انسان بود. به اين نمونه اسم "آدم پيلت داوم" داده شد و قدمتش ٥٠٠ سال حساب شد و در موزه های مختلف به عنوان دليل قاطعی مورد نمايش قرار داده شد. بيش از ٤٠ سال، در مورد آن مقاله های علمی نوشته شد، تفسير شد و رسم شد.بيش از ٥٠٠ آکادميسين از دانشگاه های مختلف دنيا، بر روی آدم پيلت داوم تز دکتری حاضر کردن. فسيل شناس معروف آمريکايی ...ف.اُزبن در سال ١٩٣٥ هنگام زيارت موزهً بريتيش، " طبيعت پر از سورپريز است، آين، در مورد دوران قبل از تاريخ انسانيت کشف بسيار مهمی است" می گفت.

در سال ١٩٤٩ کنت اوکلی از بخش فسيل شناسی موزهً بريتيش خواست که يک روش جديد بدست آوردن که " تست فلور" ناميده می شد را برروی بعضی فسيلهای قديمی امتحان کند. با اين روش ، يک امتحان بر روی فسيل آدم پيلت داون انجام شد.نتيجه بسيار حيرت انگيز بود. در اين قسمت فهميدند که استخوان چونهً آدم پيلت داون حاوی فلور نمی باشد.اين، نشان دهندهً آن بود که استخوان چونه در زير خاک بيش از چند سال نمانده است. جمجمهً سر که حامی مقدار کمی فلور بود می بايست چند هزار سال داشته باشد.

-------------------------------------SAYFA 93-------------------------------------------

چونهً اورانگوتان در جمجمهً انسان

١ ـ فسيلها توسط چارلز داوسون پيدا شد و به سر آرتور اسميت داده شد.

٢ـ تکه استخوانها برای بوجود آوردن جمجمهً معروف به يکديگر نصب شدند.

تکه های جمجمهً انسان استخوان چونهً اورانگوتان

٣ ـ در مورد اين جمجمه رسمها و ری کونستروکسيونهای زيادی انجام شد و حدود ٥٠٠ مقاله نوشته شد.جمجمهً ارژينال در موزهً بريتيش مورد نمايش قرار گرفت.

٤ ـ ٤٠ سال بعد از اين کشف ، حيله ای بودن فسيل پيلت داون به ميدان در آمد.

-------------------------------------SAYFA 94------------------------------------------

با اتکا به روش فلور تحقيقات بعدی انجام شده در مورد تاريخ فسيل، نشان داد که جمجمه فقط چند هزار سال دارد. در ضمن دندانهای موجود در استخوان چونه به طور مصنوعی ساييده شده و ابزارهای اوٌليه ای که در کنار فسطل پيدا شده بود با ابزارهای فولادی ساييده شده و هر کدام چيزی جزء تقليد نبود. و نيز با انجام آزمايشات فراوان اين حيله گری را در سال ١٩٥٣ به طور قطعی به ميدان در آورد. جمجمه متعلّق به يک انسان ٥٠٠ ساله و استخوان چونه هم متعلّق به يک اورانگوتان تازه مرده بود! دندانها، برای شباهت به دندان انسان، بعداً به طور مخصوص اضافه شده، نقاط اتصال هم سمباده شده بود.

بعد از آن هم تمام قسمتها برای اينکه قديمی به نظر برسند توسٌط پتاسيم ـ ديکرومات لکٌه داده شده بود.اين لکٌه ها، وقتی که استخوانها در اسيد گذاشته می شد از بين می رفت.له کرس کلارک از اعضای اکيبی که اين حيله گری را به ميدان در آورده بود با گفتن اين سخنان که:" دادن اثار ساييدگی بر روی دندانها به طور مصنوعی آن قدر آشکار بود که، چه طور می شود اين ردها از چشم در رفته است؟" تعجبش را نمی توانست پنهان کند. بهد از همهً اينها "آدم پيلت داون" که بيش از ٤٠ سال در موزهً بريتيش مورد بازديد گذاشته شده بود سريعأ از موزه در آورده شد.

آدم نبراسکا :يک خوک معنث:

در سال ١٩٢٢ ، هنری فيرفلدازبورن، مدير موزهً تاريخ طبيعت آمريکا، پيدا کردن فسيل يک دندان کرسی مربوط به دوران پلی اوسن، در نزديکيهای درهً مار در نبراسکای غربی را بازگو کرد.اين دندان، بنابه ادٌعا حاوی مشخصات مشترک انسان و ميمونها بود.پس از مدٌت کوتاهی در مورد اين موضوع مذاکرات علمی خيلی عميق شروع شد.بعضی ها اين دندان را به عنوان

پيته کانتروپوسروکتوس تفسير می کردند، بعضی ها هم آنرا بيشتر شبطه دندان انسان می گفتند. به اين فسيل که سبب اختلافات زيادی شده بود، نام " آدم نبراسکا" داده شد. اسم" علمی" اش هم زود داده شد: "هسپروپيتکوس هارولدکوکی".

خيلی از صاحب نظران ازبورن را پشتيبانی کردند.بنابه اين تک دندان شکلهای ری کونستروکس جمجمهً و بدن آدم نبراسکا رسم شد.حتٌی جلوتر رفته، عکسهای زن و بچه های آدم نبراسکا در طبيعت پخش شد.

تمام اين سناريوها از يک دندان تولطد شده بود.تکامل گرايان به اين "آدم خيالی" آنقدر باور کردند که وقتی يک محقٌق به نام ويليام بريان به قبول کردن اين موردتنها بنابه يک دندان کدسی مخالفت کرد، تمام ديدهای خشمگين را به خودش کشيد.

-------------------------------------SAYFA 95------------------------------------------

عکس بالا تنها بنابه يک دندان کرسی رسم شد و در شمارهً ١٩٢٢ مجلهً ايللوستريد لندن نيوس در تاريخ ٢٤ جوئن پخش شد.امٌا وقتی مطعلق بودن اطن دندان به خوکی که نثلش تمام شده فهميده شد، نه به مطمون و يا انسان، تکامل گرايان مورد نااميدی بسياری قرار گرفتند.

امٌا در سال ١٩٢٧ تکه های ديگر اسکلت پيدا شد. بتابه اين پارچه های جديد پيدا شده اين دندان

نه مطعلق به ميمون و نه مطعلق به انسان بود. دندان، به نوعی خوک وحشی آمريکايی به نام

" پروستنوپس" طعلق داشت. ويليام گرگوری در مقاله اش در مجله ای به نام ساينس که اين موـ

ضوع را خبر داده بود، چنين نوشته بود: " همانطور که ديده می شود هسپروپيکتوس نه ميمون

است نه انسان". سرانجام تمام رسمها و اشکال هسپروپيکتوس هارولد گوگی و خانواده اش از

کتابها و نوشته ها خارج شد.

اُتابنگا: انسان محلٌی آفريقايی که در داخل قفس گذاشته شده بود

بعد از اينکه داروين در کتابش به نام" افزايش انسانها "، تکامل يافتن انسان از موجوداتی شبيه

ميمون را ادٌعا کرد، برای حماطت اين سناريو تجسس فسيل شروع شد. امٌا بعضی تکامل گرايان

باور داشتند که موجودات " نيمه ميمون ـ نيمه انسان" را نه فقط در فسيلها، بلکه در نقاط مختلف

دنيا به طور زنده می توانستند پيدا کنند. در اوايل قرن ٢٠ ام ، اين جستجوها باعث بعضی وخيـ

متها ،داستان کوتوله ای به نام اتابنگا بود.

اتابنگا در سال ١٩٠٤ ، توسط يک محقٌق تکامل گر به نام ساموئل ورنر در جوار کونگو گرفته

شده بود.

-------------------------------------SAYFA 96------------------------------------------

اسمش در زبان خودشان به معنی " دوست" بود. متأحل و پدر دو فرزند بود. امٌا مثل يک حيوان

با زنجير بسته شده، داخل قفس گذاشته شده و به آمريکا برده شد. دانشمندان تکامل گر، درنماـ

يشگاه سنت لوييس با ساير انواع ميمونها داخل قفس گذاشته شد و به عنوان "نزديکترين نوع

ميانی تبديل به انسان" افاده شد.دو سال بعد نيز به باغ وحش برونکس در نيويورک برده شد و

با چند شمپانزه، گوريلی به نام ديناه و اورانگوتانی به نام دوحانک به عنوان" جدٌ قديمی انسان"

مورد نمايش قرار گرفت.ويليام ت.هورندی مدطر تکامل گر باغ وحش، در مورد افتخاری که از

داشتن اين اثر بی نظير داشته است، صحبتهای طولانی کرده، بازديد کنندگان هم با اتابنگا به

عنوان حيوان رفتار کرده بودند.سرانجام، اتابنگا نتوانست به اين اقدامات تحمل کند و خودکشی

کرد.

آدم پيلت داون ، آدم نبراسکا و يا اتابنگا ... تمام اين وخامتها نشان دهندهً آن بود که دانشمندان

تکامل گر برای اثبات تئوريشان، هرگونه روش دور از علم را استفاده می کردند. با توجه به اين

مورد، وقتی که به ديگر دلايل افسانهً " تکامل انسان" نگاه می کنيم، باز با موارد شبيه به اين

روبرو می شويم: در وسط، داستانی کاملأ خارج از واقعيت و برای حمايت اين داستان گروهی

داوطلبانه که به هر روشی سر می زنند وجود دارد.


حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

حاجی محمد راحت











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us