څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

مستشرقان، دروغگویان بزرگ


مستشرقان، دروغگویان بزرگ

(معرفی کتاب نقد آثار خاورشناسان)

مصطفی عمرزی

در غلط پردازی های تاریخی، فرهنگی و ادبی، کمتر جایی را می توان یافت که از مستشرقان، با نام ها و صفات پروفیسوران بزرگ، زبان شناسان کبیر، علامه و استاد، یادی نشده باشند.

در این که مجموعه ی تحقیقی در نیاز ها به تبیین، در زنجیره ای از تلاش ها گره خورده اند، می توان بر اهمیت «استفاده» اشاره کرد، اما توجه بر این نکته که کمتر کار فرهنگی، تحقیقی و هنری وجود دارد که متاثر از محیط، مفکوره، گرایش، زبان و دین نباشد، ضرورت نقد آثار را در هر حوزه ای که باشد، ایجاب می کند. بنابراین، ماهیت متحول پدیده ها که در تمام عرصه ها از مبدا تا انجام و آن چه در زمان حال مستمر است، برداشت دگم در کلیت هایی را که ماندگار بمانند، زیر سوال می برند.

به ادبیات زبان دری توجه کنید! از قرن چهارم هجری تا حالا، پس از فراز و نشیب زیاد، در حالی که آثار کلاسیک آن در حد تقدس نگریسته می شوند، اما آن قداست با رعایت آن چه در شعر می آورند، امروزه هرگز کسی را مجاب نکرده است به ابداعات یا تخلیقات نو، رو نیاورد. می بینیم که گستره ی ادبیات باوجود قدسیت آثار کلاسیک، در مسیری می رود که به هیچ عنوان در قید کار بزرگان پیشین نیست.

ظرفیت های بشری با توان های مختلف، در تحول طبیعی، هرگز به یک صورت نمانده اند، بنابراین، تنوع تخلیقات فکری، علمی، مدنی و فرهنگی انسان، مثلاً اگر حوزه ی ادبیات را بنگریم، پس از طی طریق تاریخی، به مرحله ای رسیده است که ناگزیر شدند در کلیت «انواع ادبی» به تنوعی رضایت دهند که با تولد یک آدمی زاد دیگر، وقتی از نبوغ فکری خاص بهره مند باشد، زمانی که دست به قلم می برد، در شگفتی آفرینش، در حالی که نوآور است، این نوعیت را با پیرایشی ارائه می کند تا در هر سده و زمان، حجم ادبیات در فصل های جدید رقم بخورد.

تلاش های فرهنگی ما در حوزه های ادبیات، تاریخ و معنویات، بدون ماخذ آثار بزرگانی نیستند که به ویژه در غرب در جهان غیر شرقی، به نام مستشرق یا خاورشناس شناخته می شوند.

تلاش های بشری برای درک معضلات و فهم کنه ی آن چه در گذشته، اما او را در آینده کمک می کند، کاوش ها را برای کشف رمز و راز مردمانی که در تاریخ زیسته اند، به دانشی می کشاند که مثلاً شرق شناسی یا خاورشناسی در شناخت داشته های مردمان مشرق زمین، علم بسیار مهم به شمار رفته است. بنابراین، کوشش های ما برای فهم ماضی، پیوسته نیازمند آثار کسانی ست که متاسفانه گاه یکسره و یک جانبه، در جا هایی که اندیشه ی ما در دگم منطق خودش گم می شود، اگر تایید را در کار یک خارجی می یابد، در این اتحاد فکری که منوط به تنی چند مانده است، هرچند چیزی به نام آشکارایی به وجود می آید، اما در یک طرفه شدن قضیه، ابعادی از نظر می مانند که در روشنگری دهه های اخیر در شرق، بسیاری از نوگرایان و اهل حق را سائل می کند که چرا خاورشناسی خارجی در بسیاری از موارد مهم، نه فقط راه گشا نیست، بل تعبیر، تفسیر، تاویل و برداشت هایی که در موارد فزون، حتی رد (اثر) نظریه ی پردازی استعماری در آن ها به وضوح دیده می شود، به انتشار دست یازیده است.

اثبات غلط پردازی ها در تاریخ، زبان شناسی، باستان شناسی، دین شناسی و عجین کردن واقعیت ها با دروغ، تا مطامع نظر برآورده شوند، انبوه آن چه در یک قرن قبل در شرق شناسی از خارج صادر شده است را در ورطه ی بدبینی و شکاکیت می اندازد. مثلاً روشنگری های گسترده ی تاریخی در ایران، هرچند در سایه ی آن چه میراث پهلویان مانده است، آسان نیست، اما مانع نمی شود تبیین کنند چرا در تاریخ ایران، خصوصیاتی خوانده می شوند که به ضرر اکثریت اند، اما در تایید انحصار یک گروه (فارس) می کوشند به فرهنگی مبدل شوند که از بسط آن، سیطره ی بیگانه به نوعی در استعمار غیر مستقیم، مردم ایران را در عذاب دایمی ستم ملی قرار می دهد.

شکاکیت های چند سال اخیر در افغانستان در موضع تاریخ، فرهنگ و ادبیات، در فضایی که حس می شود بسیاری از مشکلات بزرگ ما به اثر تبعیت بدون و چرای باور هایی ست که به درستی تعریف و نقد نشده اند، مردم ما را واداشته اند با تردید آن چه به نام تاریخ و فرهنگ در رسمیات و باور های ما وجود دارند، بکوشند از باب نقد و شک بر آن ها، جلو ستیز قومی بایستند. در جانب دیگر، از سطح برداشت هایی نیز بکاهند که در چهل سال اخیر، جناح های درگیر قومی و حزبی، حتی در تنزل انتقاد، این حربه ی اصلاحی را مبدل به وسیله ی توهین و ترویج فرهنگ ابتذال کرده اند.

شرق شناسی در چند قرنی که از ظهور آن می گذرد، پا به پای استعمار اروپایی رشد کرده است. شناخت خصوصیات، باور ها و زنده گی مردمی که در تمدن عظیم شرق، قرار بود تاراج شوند، در زمینه ی گذشته های تاریخی، استعمار را تشویق می کند ضمن معرفت با طرز فکر مردم و حساسیت های بالای ضد خارجی، در استراتیژی ای که برای این نگرش تعیین می کنند، دورنمای منطقه به گونه ای ترسیم شود تا با میراث پژوهش هایی که فقط از چند دهه ی اخیر مورد شک و شبهه قرار گرفته اند، ایده های بیگانه در جلد روشنفکری، تجدد، نوگرایی و بسا از آن عناصری که با مدرنیزم سر و کار دارند، مردمان کشور های صاحب تاریخ، تمدن، موقعیت های مهم جغرافی و صاحب منابع سرشار طبیعی را در هرج و مرج ناشی از تضاد فکری، نگه دارند.

در این شکی نیست که کار ها و تلاش هایی صورت گرفته اند که به اساس نفس مساله و بدون اغراض ممد شده اند با درک واقعیت های گذشته، به ویژه در مسایلی که میراث های مدنی و فرهنگی با تایید هویت و باور های عامه، واحد های سیاسی و ملی را تسجیل می کنند، ارزش تلاش هایی را مُهر بزنند که سهم مستشرقان در آن ها قابل چشم پوشی نیست؛ اما سال ها پس از نگرش بالای نارسایی برداشت های تاریخی که اکنون به مکتب های سیاهی چون فارسیزم، آریاییزم و ایزم های دیگر مبدل شده اند، شکیات و شبهات بر آثار مورد استفاده، زمانی مهم می شوند که می بینیم اجتماعات درگیر گرایش های قومی، زبانی، ایدیالوژیک و دینی- مذهبی به اساس منابع، آثار و تحقیقاتی نیز به جان هم افتاده اند که سهم بزرگ آن ها به اصطلاح «مال» مستشرقان است.

کتاب «نقد آثار خاورشناسان»، کار ارزنده ی مصطفی حسینی طباطبایی است؛ هرچند آثار این چنینی در ایران، در سایه ی محدویت ها و ملاحظاتی که وجود دارند، خود مستلزم نقد اند، اما هراس از تقابل ایران با غرب، فرصت هایی به وجود آورده است با سرمایه گذاری ها در سایه ی فارسیزم که خود پدیده ی استعمار غربی ست، اما از تلاش هایی حمایت کنند که در فهم مردم بر ایده های وارداتی و توجه بر میراث های فرهنگی دیگران، کمک می کنند آن چه به نام بزرگان حواله می کنند، نه همان است که در واقعیت امر وجود داشته است.

کتاب «نقد آثار خاورشناسان»، با معرفی 21 شرق شناس مشهور، در حالی که بر مزایای زحمات آنان توجه دارد، بیشتر با نقد نگرش آنان در حوزه ی باور ها، نمونه ی خوبی ست تا عدم درک و برداشت های نادرست کسانی را نشان دهیم که وقتی بخواهیم تالیف یا تخلیقی در تاریخ، فرهنگ و ادب داشته باشیم، مثنوی هفتاد من کاغذ آثار مستشرقان، نه فقط ممد، بل باعث غلط فهمی ها، گمراهی، عدم وضاحت و سوء برداشت هایی می شود که اگر به ستیز قومی- مذهبی بنگرید، در واقع انبوه آثار مورد استفاده ی ما، به خصوص اگر خارجی باشند، در دامن زدن به نفاق، خیلی موثر اند.

فهرست مطالب کتاب «نقد آثار خاورشناسان»:

- پیشگفتار

- ادوارد براون، خاورشناس انگلیسی

- کارل بروکلمن، خاورشناس آلمانی

- لوئی ماسینیون، خاورشناس فرانسوی

- رینولد نیکلسون، خاورشناس انگلیسی

- تئودور نولدکه، خاورشناس آلمانی

- ایلیا پاولویچ پطروشفسکی، خاورشناس روسی

- توماس آرنولد، خاورشناس انگلیسی

- هانری کربن، خاورشناس فرانسوی

- ایگناتس گلدزیهر، خاورشناس مجارستانی

- رژی بلاشر، خاورشناس فرانسوی

- آرتور جان آربری، خاورشناس انگلیسی

- رینهارت دُزی، خاورشناس هلندی

- هامیلتون گیب، خاورشناس اسکاتلندی

- یوگنی برتلس، خاورشناس روسی

- مونتگمری وات، خاورشناس انگلیسی

- هانری لائوست، خاورشناس فرانسوی

- ویلفرد کنت ول اسمیت، خاورشناس انگلیسی

- هانری لامنس، خاورشناس بلژیکی

- ریچارد بولت، خاورشناس آمریکایی

- ژزف شاخت، خاورشناس آلمانی

- نقد دایره المعارف اسلامی (چاپ اروپا)

- اسلام و مکارم اخلاق

- اذان و وحی

- یعقوب، نوادهء ابراهیم

- خطای بروکلمان دربارهء باقلانی

- بهایی گری، مذهبی التقاطی

- تاویل قرآن و معنای آن

- تمیم الداری، افسانه یا حقیقت؟

- آزادی زن در جاهلیت

- خطا دربارهء نماز جمعه

- پیمان حُدیبیه را چه کسی شکست؟

- کتابنامه

یادآوری:

از طریق لینک زیر، کتاب «نقد آثار خاورشناسان» را رایگان دانلود کنید!

http://www.afghanpedia.com/projects/libraries/pdfs/get_pdf.jsp?book_id=103mbvuin.pdf

مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us