څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

غازیان افغانستان در جنگ سوم افغان و انگلیس




زمانیکه نصرالله خان به کابل آمد از طرف امان الله خان دستگیر شده و به زندان انداخته شد عده، دیگری از همکاران و فعالان نایب السلطنه به سیاه چاه های بالاحصار و ارگ کابل زندانی گردیدند و عده هم در مدت چند روز اعدام شدند. نصرالله خان تا ماه ثور ۱۲۹۹ش/ اپریل 1921م. حدود سه سال در زندان بماند تا در همان جا وفات نموده با آنکه از جانب غلام جیلانی خان چرخی که مسوول امنیت ارگ کابل و زندانیان بود چندین بار وساطت صورت گرفت تا اگر نصرالله خان تحت نظارت از زندان رها سازد. اما امان الله خان این وساطت را نپذیرفت(۱) و به عقیدهء اکثر مؤرخین و افغانستان شناسان، امان الله خان با برداشتی که از اندیشه ملی و مردمی نصرالله خان و اینکه این شخصیت در بین اقوام مرز های جنوب و شرق افغانستان تاثیر نفوذی داشت، می ترسید تا مبادا علیه وی قیام صورت گیرد .


طاق ظفر استقلال افغانستان در پغمان - کابل شاه امان الله خان
امان الله خان، برادرانش رانیز که به جانبداری از نصرالله خان بیعت نموده بودند، زندانی نموده بود. اما بعد از پادشاهی آنان را به شمول عنایت الله خان از حبس رها ساخته و از همه اقوام و حکمرانان ولایت سراسر افغانستان تقاضا گردید که بوی بیعت نمایند (۴حوت ۱۲۹۷ش/ 23فبروری 1919م ).
یک هفته بعد از طرف دولت اعلامیه های که مشی سیاسی امان الله خان را تعیین می نمود در سراسر کشور پخش شد مبنی بر اینکه : ".. افغانستان مانند سایر قدرت های جهان، در داخل و خارج کشور مستقل می باشد ..."، در این اعلامیه، کار اجباری (بیگاری) ممنوع قرار داده شده و شاه به ملت افغان وعده داد که اصلاحاتی را به میان خواهد آورد تا به اساس آن افغانستان هم سطح ملل مترقی جهان گام بردارد..
دراعلامیه بعدی امان الله خان وسخنرانی هایش، حرف جهاد وپیام استقلال طلبی را در افغانستان به میان درآورد که مردم با احساسات و شور از این پیام های شاه استقبال کردند. در آن زمان که جنگ اول جهانی به پایان رسیده بود و کشور های اروپایی بشمول انگلستان توان مقاومت و جنگ بیشتر را از دست داده بودند، بدست آوردن استقلال افغانستان را از استعمار انگلیس بیشتر میسر می ساخت.
امان الله پیامی به لارد چلسفوردLord Chilsford به هند فرستاد اما انگلیس ها توجهی به نامه شاه افغان ننمودند. امان الله خان، صدراعظم ووزرأی کابینه خود را تعیین نموده و عبدالقدوس خان اعتماد الدوله وظیفه ء صدراعظمی، محمود طرزی وزیر خارجه و علی احمد خان که یکی از دوستان مادر شاه بود بحیث وزیر داخله افغانستان مقرر شدند. فرمانده قوای نظامی را خودش به عهده داشت و با جنرال های ورزیده اش چون غلام نبی خان چرخی و محمد نادر خان، تدارک سفربری های نظامی را در سه جهت مرز های جنوبی، شرقی و جنوب غربی کشور آغاز نمود.
امان الله خان با عجلهء که در اعمار و باز سازی افغانستان داشت عقیده مند بود تا قبل از آغاز برنامه های عمرانی، اعلان استقلال نماید و بدین طرح، هیأت های سیاسی اش را به کشور های روسیه و اروپا فرستاد.
با درک اندیشهء آزادیخواهانه امان الله خان، قبایل و اقوام مرز های نام نهاد ( دیورند )، آماده گی خود را برای جهاد علیه انگلیس ها اعلان داشتند که این موج احساسات آزادیخواهانه تا به شهر های دهلی و بمبی نیز کشانیده شد و قیام های مردمی علیه استعمار انگلیس آغاز گردید. قوای نظامی انگلیس سعی نمود تا این قیام را سرکوب نموده و از بین ببرد و بدین منظور تحرکات نظامی خود را بجانب مرز های افغانستان براه انداختند.
قوم افریدی اولین مردمی بودند که حملات خود را علیه انگلیس ها شروع کرده وبه قرارگاه های نظامی یوریش بردند. در ولایت ننگرهار و کنر و لغمان (سمت مشرقی) مجاهدین نیرو های ضربتی را تشکیل دادند. و با سلاح دست داشتهءخویش، به جانب دره خیبر حرکت کردند.
قوای نظامی دولت افغانستان به فرماندهی صالح محمد خان نیز با دیدن احساسات مردم، مبتهج شده، حملات خود را علیه مواضع انگلیس ها در لندی کوتل ودره خیبر به پیش بردند ( ۱۴ ثور ۱۲۹۸/ 3می 1919 م ). دراین حملات قرارگاه ها و مراکز نظامی انگلیس ها یکی پی دیگر سقوط می نمودند. عساکر انگلیس بخاطر تقویت نیروهایشان از شهر های راولپندی و دهلی بسوی سرحدات افغانستان در حرکت شدند. با درک این موضوع، مردم پشاور همبستگی خود را اعلان نموده، آغاز به قیام کردند. نظامیان انگلیس مردم را به محاصره کشانیده و نگذاشتند تا نیرو های مردمی پشاور با عساکر افغانی یکجا گردند و در جنگ ها سهم شوند. جنگ در درهءخیبر شدت گرفت (۱۹ثور/ 8می) و تعداد زیادی از هر دو طرف کشته شدند. صالح محمد خان با دیدن اجساد کشته شدگان، روحیه یی جنگی خودرا از دست داد. به عساکر افغانی دستور عقب نشینی داده و خودش از صحنهءجنگ فرار نمود. قوای افغانستان که در حال پیشروی بوند، قیادت فراری در نظم و سوق امور نظامی شان تاثیر سؤگذاشت و نتوانستد در یک محور کارهای خودرا بسیج نمایند.انگلیس ها نیز از موقع استفاده نموده، حملات خود را علیه افغان ها تشدید بخشیدندو عساکر افغان را به شکست مواجه ساخته، مواضع نظامی لندی کوتل را دوباره تصرف نموده و به جانب جلال آباد پیشروی کرده، طیارات جنگی انگلیس شهر جلال آباد را بمبارد کردند.
امان الله خان با شنیدن خبر شکست قوای افغانی و فرار صالح محمد خان، خشمگین شده و او را به زندان افگند. شاه فرماندهی قوای نظامی افغان را در سمت مشرقی به غلام نبی خان چرخی سپرد. قوای عسکری افغانستان حملات خودرا دوباره بر مواضع انگلیس آغاز نمودند و مجاهدین اقوام مختلفه نیز در این حملات عملاً با قوای افغان همکاری نموده، انگلیس ها را در مواضع شان به شکست مواجه ساختند. روحیهء جنگی حالتی را بوجود آورد که حتی ملیشه های اجیر شده ای انگلیس نیز جوقه جوقه به قوای افغانی می پیوستند و جنگ در درهء خیبر دوباره کشانده شد و انگلیس ها حالت دفاعی را اتخاذ نمودند.
در جبههءجنوب غربی (کندهار) قوای افغانی به فرماندهی اعتماد الدوله عبدالقدوس خان از تسهیلات مردمی بیشتر برخوردار بوده و اکثر مردم این بخش افغانستان بطور رضا کارانه در جنگ علیه انگلیس ها سهم گرفتند و از آنجاییکه روحیهءجنگی دشمن نیز به تحلیل رفته بود. مقاومت در برابر نیرو های مهاجم افغان کمتر صورت میگرفت.مردم کندهار اعلام جهاد نموده و با عساکر افغان یکجا به طرف ( چمن ) پیشروی نمودند و قوای انگلیس را در محاصره گرفتند.در جبهات جنوبی افغانستان قوای نظامی افغانستان به فرماندهی محمد نادر خان سپه سالار جانب شهر گردیز حرکت نمودند. اقوام و قبایل مناطق جنوبی نیز اعلام جهاد نموده و بیش از پنجاه هزار نفر داوطلبانه حاضر به جنگ علیه متجاوزین انگلیس گردیدند.( ۴ ثور ۱۲۹۸ش/24اپریل1919 م.).
جنرال محمد نادر با همکاری دو برادر نظامی اش، شاه محمود خان وشاه ولی خان، قوای خود را در سه بخش بسیج و سوق و اداره نمودند و حملات خود را بتاریخ دوم جوزا ۱۲۹۸ش/ 23 می 1919 م آغاز کردند. نائب سالار شاه ولی خان با همکاری سی و پنچ هزار داوطلب جنگی و مجاهدین اقوام مسعود و وزیری جانب وزیرستان حرکت کردند. نائب سالار شاه محمود خان با پانزده هزار مجاهدین منطقه و عده ای از عساکر به جانب ( پیوار ) که مرکز مهم نظامی انگلیس بود به پیشروی پرداختند. محمد نادر خان با عساکر باقیمانده و عده بیشماری از مجاهدین جاجی و منگل و ځدران را به پایگاه اصلی انگلیس ها در منطقهء(تل) یورش بردند واین مواضع را تصرف نمودند .
انگلیس ها در هر سه جبهه جنوبی در مقابل افغان ها به شکست مواجه شده و خواهان آتش بس و متارکه شدند.
روش های سیاسی امان الله خان
۱ - اعلام متارکه با انگلیس ها
درجنگ سوم افغان وانگلیس، موقعیت قوای نظامی افغانستان و بسیج و همکاری نیرو های جهادی در محور طرز دید دولت مرکزی کابل که (ضدانگلیس) بود، امکانات زیادی را برای اعادهءسرزمین های اشغال شده افغانستان و تشکیل و احیای افغانستان دوره احمد شاه بابای ابدالی مساعد ساخته بود .
عوامل این پیروزی خیلی زیاد بود. زیرا انگلیس ها با دوشکست قبلی در افغانستان، توانایی نگهداری مناطق اشغالی را در افغانستان نداشته و جرئت جنگی را از دست داده بودند. از جانبی شجاعت و اندیشه آزادیخواهانه ی افغان ها به فارس ها و هندی ها نیز جرئت بخشیده بود تا دست به قیام های مشابه افغان ها بزنند.اقوام آسیای میانه و مردم سمرقند، بخارا و تاشکند و نیز امیدوار گردیدند که با قیام های مردمی و نیرو های جهادی می توانند علیه متجاوزین روس به مقاومت و احقاق حقوق خویش پپردازند. با اعلان جهاد و استقلال افغانستان، در سراسر کشور مردم با اشتیاق و شور فراوان، سهمگیری خویش را در جهاد مقدس علیه استعمارگران انگلیس و روس ابراز داشتند. روحانیون و سران اقوام در تنظیم نیرو ها جهادی نقش خیلی موثر را بازی نمودند. از آنجاییکه دولت مرکزی و شخص امان الله خان بعنوان پادشاه افغانستان خود خواهان جنگ ومبارزه علیه انگلیس بود، رهبران مجاهدین بعد از تنظیم نیرو های داوطلب به هرسه جبهه پکتیا، دره خیبر و چمن زیر اداره قوای دولتی به مبارزه پرداختند که پیروزی افغان ها را محتوم ساخته بود.
حکومت انگلستان با درک و مطالعه اوضاع سیاسی – نظامی در افغانستان، فرماندهان نظامی خودرا در مناطق صوبه سرحد و در امتداد خط دیورند نظر به بی کفایتی برطرف نموده و در دیپلماسی، راه تفاهم و مذاکره را با افغانستان باز گذاشتند. همزمان با این عمل، به روش محیلانه سعی نمودند تا افراد سر شناس و سران اقوام سرحدی را با دادن تحایف و پول تطمیع نمایند و آنان را از ادامه مبارزات جهادی باز دارند. همچنان انگلیس ها با استفاده از عوامل مزدور و جیره خوار افغان که در اداره کابل کارمندان کلیدی بشمار می رفتند، سعی نمودند تا در تصامیم قاطع دولت مبنی بر احیای سرزمین های اشغالی و اعاده استقلال افغانستان تجدید نظر و تغییرات را بمیان آورند.
انگلیس ها در تطمیع قبایل و سران اقوام مرزی نتوانست موفق گردد. زیرا اکثر قبایل و اقوام افغانستان، خواهان تشکیل یک افغانستان نیرومند و از بین رفتن نیروهای استعماری در منطقه بودند. انگلیس ها به حیله دیگری متوسل گردیدند و سفارت افغانستان را در دهلی با اسناد دست داشته اش ضبط نموده، خانواده سفیر را گروگان گرفته و عبدالرحمن سفیر افغانستان در دهلی را به کابل فرستادند تا پادشاه را مجبور به متارکه سازد. همچنان فشار نظامی و سیاسی را علیه افغانستان تشدید بخشیدند.
به قول دوپری: " زمانیکه انگلیس ها جلال آباد و کابل را توسط طیارات جنگنده اش مورد حملات هوایی و بمبارد قرار داد، شاه امان الله را در تصامیمش متردد ساخت ووی کسانی را که طرفدار جنگ با انگلیس ها بودند محکوم کرده و توسط محمود طرزی این جنگ را یک جنگ غیر ضروری نام گذاشت ...:" (۲)
امان الله خان بدون اینکه در این زمینه فکر نماید و با فرماندهان و رهبران مجاهدین به مشوره بپردازد،متارکه پیشنهاد شده ای انگلیس ها را پذیرفت (۱۳جوزا ۱۲۹۸ش/25 می 1919) انگلیس ها زمانیکه درک کردند که در حال شکست، توانستند اهداف خود را بالای امان الله خان بقبولانند، پیشنهادات بیشتری را مطرح کرده و تقاضانمودند تا قوای افغانی حدوه پنجاه کیلومتر دورتر از مواضع نظامی و سیاسی انگلیس ها در امتداد خط دیورند به عقب کشیده شوند و هم دولت افغانستان مجبور است تا با اعلام متارکه، ابتکار عمل سرکوبی قیام های مردمی و مجاهدین را بدست گیرد و یا آنها را نیز مجبور به متارکه نمایند. که در این زمینه نیز توافقی مخفیانه صورت گرفت .
۲ - امضای معاهده ءننگین (صلح) راولپندی
امان الله خان با وجود مخالفت محمود طرزی در انتخاب هیأت صلح، علی احمد خان (ماما خوانده) اش را که سمت وزارت داخله افغانستان را داشت به عنوان رئیس هیأت راولپندی فرستاد محمود طرزی می دانست که علی احمد خان تمایل زیاد به انگلیس ها دارد، لذاتقاضا داشت که در توافقات بین دو کشور باید بجای علی احمد، افراد ملی گرا سهم گیرند تا انگلیس نتواند اهداف خود را بالای افغان ها تحمیل نماید.
قبل از حرکت هیأت، محمود طرزی یکبار دیگر تأکید نمود که فشردهء مطالب و فیصله های این مذاکرات باید برمحور آزادی افغانستان بدون قید و شرط، حفظ حقوق تعیین سرنوشت اقوام و قبایل سرحدی در امتداد خط دیورند و تادیه غرامات جنگی از جانب انگلیس ها باشد نه موضوعات بیرون از ین فیصله ها. اما با همان پیش بینی که محمود طرزی داشت، خلاف آنچه گفته شد ، علی احمد خان با هملتن گرانت Hamiilton Grant رئیس هیأت انگلیس، معاهده پنج فقره یی زیر را بتاریخ ۱۷ اسد ۱۲۹۸ ش / 18 اگست 1919م به امضا رسانید :
۱ - بر قراری صلح بین طرفین.
۲ - چون افغان ها عامل جنگ اند، راه ترانزیتی در صدور و ورود اموال از طریق بحر هند مسدود گردد.
۳ - دارایی و اموال امیر حبیب الله خان که در هند بود از طرف انگلیس ها ضبط و مصادره گردیده و برای امان الله خان بنا بر توافقات قبلی که با پدر و پدر کلانش صورت گرفته، سهمیه ای داده نخواهد شد.
۴ - تجدید روابط سیاسی طرفین مبنی بر تمایل افغانها به دولت بریتانیا.
۵ - دولت افغانستان سرحد بین هندوستان و افغانستان (خط دیورند) را که قبلآ امیر حبیب الله خان نیز تأیید نموده بود،تصدیق نموده و بر آن صحه می گذارد و حدود سرحدی را در منطقه خیبر در اختیار دولت بریتانیا خواهد گذاشت.
این معا هدهءننگین که خلاف خواست و منافع افغانستان بود به امضأ رسید اقوام و قبایل سرحدات جنوبی کشور و مجاهدین سراسر افغانستان با اعلام این معاعده مأیوس گردیدند. به قوای نظامی افغانستان در هر سه جبهه امر آتش بس صادر گردید . همچنان دستور داده شد تا حدود بیست میل (پنجاه کیلومتر) قوای خودرا دورتر از خط دیورند به عقب بکشند.
با این دستور جنرال محمد نادر مخالفت نمود و قوای خود را تا مدت سه سال در منطقه(تل) نگهداشته بود و خواهان مبارزه و بدست آوردن مناطق اشغال شده افغانستان بود.
در کابل محمود طرزی و عبد الهادی داوی علیه شاه و تصامیمش اعتراض نمودند. امان الله خان بخاطراینکه مخالفت ها را فرو کش و خاموش نماید. ظاهراً علی احمد خان را از کار برطرف نموده واو را تحت مراقبت قرار داد. اما زمانیکه مخالفت ها آرام گردیدند، علی احمد خان را دوباره مورد نوازش قرارداده و امان الله خان خواهر خود را به همسری او داد.
"هدف اصلی معاهده راولپندی این بود تا بین افغان و انگلیس یک متارکه شش ماهه صورت گیرد تا انگلیس ها بتوانند در اجرای اهداف سیاسی خود از طریق مذاکرات نایل آیند. ولی زمانیکه معاهده امضاءگردید، افغانستان در امور خارجی خود آزاد گردید ." (۳)
بعد از آن هیأت افغانی و انگلیس به رفت و آمد ها آغاز کردند ودرب روابط سیاسی را به سویه سفارت و قونسلگری ها گشودند. سران مجاهدین و اقوام و قبایل افغانستان و هر دو طرف مرز دیورند به طور دسته جمعی خواستند با امان الله خان ملاقات نمایند و از وی خواستار توضیحاتی در مورد این موافقتنامهء ننگین راولپندی گردند. زیرا آنان طرفدار ادامه جهاد و الحاق مناطق صوبه سرحد به افغانستان بودند. امان الله خان با مجاهدین و سران قبایل به سردی برخورد نموده و آنها را برای یک ملاقات تعارفی هم نپذیرفت. نماینده گان اقوام خیلی مأیوس و عقده مند دوباره برگشتند. انگلیس ها با استفاده از موقعیت اقوام، نیرو های ضربتی خودرا بالای اقوام مسعود و افریدی فرستاد و حملات خودرا برمردم آزادیخواه از سر گرفتند که تعداد زیاد از آنان به شهادت رسیده و به هزاران تن ایشان به ولایت لوگر پناهنده شدند. دولت امانی با درک چنین موقعیت حساس مردم، از خود عکس العملی در برابر اعمال غیر انسانی انگلیس نشان نداده و سکوت اختیار نمود.
محمود طرزی که این حرکت سرد دولت و مظلومیت اقوام را دید، سخت نگران و متاثر گردیدو از طریق نشرات از حقوق مردم سرحدات افغانستان به دفاع برخاست و شاه را تحت فشار اذهان عامه قرار داد تا مجبور به تشکیل جرگه ءعمومی گردد.
امان الله در سال ۱۳۰۱ش / 1923 م به جلال آباد رفت و طی سخنرانی از حقوق برادران افغان در آنطرف مرز های جنوبی دفاع کرد. انگلیس ها در برابر این موضعگیری سیاسی شاه اعتراض نشان داده، ادامه روابط و علایق سیاسی طرفین را منوط به قطع روابط افغانستان با قبایل صوبه سرحد عنوان نمودند.
۳- روابط دوستانه با روس ها
امان الله خان در ایجاد روابط دوستانه با روس ها صریحاً قدم برداشت و در مرحله ی اول مکاتبات خودرا با ولادیمیر ایلچ لنین (رهبرکمونست های شوروی) که درآن زمان جدیداً به قدرت سیاسی دست یافته بود آغاز نمود .
بتاریخ ۹ حوت ۱۲۹۷ /28 فبروری 1919 م امان الله خان دولت کمونیستی روسیه را تحت زعامت لنین به رسمیت شناخت . متعاقباً به تاریخ ۷ حمل ۱۲۹۸ /27 مارچ 1919م روس ها، استقلال افغانستان را به رسمیت شناختند . امان الله خان طی نامه ی به لنین پیشنهاد دوستی بین افغان و روس را نمود و پیوست با این نامه، هیأتی را فرستاد که از جانب روی ها استقبال گردیدند این هیأت بتاریخ ۷جوزا ۱۲۹۸ / 28 می 1919 م مذاکرات خودرا در تاشکند آغاز کردند .
در ماه سنبله ۱۲۹۸ش/ سپتمبر 1919م میخائیل باروین Michael Barvin نماینده و سفیر رژیم بولشویک روسیه به کابل آمد و طی ملاقاتی با امان الله خان به دو موضوع موافقه نمودند.
۱ - اشغال پنجده که روسها از استرداد دوباره آن به افغانستان ابأ می ورزیدند شاه تائید نمود که پنجده منبعد جز خاک روسیه خواهد بود.
۲ - افغانستان ملزم است تا قیام های مردمی ومبارزات آزادیخواهانه را در آسیای مرکزی جانبداری ننموده و در سرکوبی این قیام ها که علیه رژیم بلشویک روسیه در جریان است با ماسکو همکاری عملی نماید .
از جانب روسها، باروین ضمانت کرد که افغانستان را در برابر مداخلات انگلیس کمک خواهند نمود . بتاریخ ۲۲ میزان ۱۲۹۸ ش / 14 اکتوبر 1919 م محمد ولی خان نماینده ی خاص امان الله خان به ماسکو سفر نموده و با لنین مذاکره کرد." هیأت موقف دولت و استقلال جدید افغانستان را به مقاومت وزارت خارجه روسیه نیز الزاماً تشریح نمودند ." (۴)
بتاریخ ۶ قوس ۱۲۹۸ / 21 نوامبر 1919م لنین نامه ی را عنوانی امان الله خان مبنی بر قرار داد دوستی دو جانبه بین افغانستان و روس فرستاد . دولت کابل بر توافقات ماسکو در تضاد با گرایش های ضد انگلیس تمایل نشان داد ه و در مسایل و تحولات آسیا ی میانه بی تفاوتی اختیار نمودند و روس ها را از همکاری با مبارزان آسیا ی مرکزی مطمئن نمودند. روس ها در ماه اسد ۱۲۹۹ / اگست 1920 م به بخارا حمله نظامی کرده و آنرا اشغال نمودند .
در ۲۸ میزان ۱۲۹۹ش (20 اکتوبر1920 م) هیأت افغانستان به ریاست غلام صدیق چرخی و عبدالهادی داوی به بخارا رفتند و با روس ها در قضیه ی اشغال نظامی بخارا به مذاکره پرداختند و موضعگیری افغانستان رسماً در اشغال بخارا، اظهار بیطرفی کامل و دوستی متقابل روس و افغان بود و این مقطع آخرین شکست مبارزین بخارایی ها شمرده می شد.
بتاریخ ۹ حوت ۱۲۹۹ش/28 فبروری 1921م. بین افغانستان و روسیه معاهده دوستی به امضأ رسیدکه به اساس این معاهده مناطق (پنجده) و (مرو) افغانستان را که اشغال شده بود ، جز خاک روسیه تائید گردیده و روس ها در سرکوبی مبارزان مجاهد در آسیا مرکزی آغاز به فعالیت های نظامی نمودند.
بتاریخ اول سنبله ۱۳۰۴ش/ 21 اگست 1925م. معاهدهء بین محمود طرزی و لیونید ستارک سفیر مختار شوروری در پغمان کابل به امضأ رسید که به موجب آن روسها از جزیره(درقد) که جز خاک افغانستان بشمار می رفت بیرون گردند. همچنان قوای نظامی افغانستان در جهت دفاع جزیره درقد سوقیات نظامی را به شمال افغانستان انجام دادند .
بتاریخ ۶ قوس ۱۳۰۴ ش/26 نوامبر 1926م. بین افغانستان و روسیه معاهده عدم تعرض و بیطرفی کامل بین همدیگر به امضأ رسید. و یکسال بعد آن بین طرفین قرار داد راه مواصلاتی و تجارت بین کابل و تاشکند عقد شد.
زمانیکه امان الله خان بعد از سفر ماسکو در سرطان ۱۳۰۶ ش/جولای 1927 م. به کابل آمد با عجله یی که در تغییرات اجتماعی و ساختار اقتصادی و پیشرفت افغانستان داشت سعی می نمود با تطبیق برنامه های اقتصادی و عقد قرار داد ها افغانستان را مانند دیگر کشور های که در اروپا دیده بود در اوج ترقی و صنعت به پیش ببرد .
"آنچه که امان الله خان را بسوی شوروی متمایل کرد ، افکار سوسیالیستی یا اشتیاق او به سمت شوروی نبود، بلکه از یکسو فشار های انگلیس واز سوی دیگر عدم کمک های این کشور (انگلیس ) به افغانستان بود . امان الله خان در اوایل سلطنت چندین نامه به لنین نوشت و خواهان روابط دوستانه و خوب شد . لنین تقاضا نمود که برای سوسیالیستی نمودن کشور ش تلاش نمایید .. هدف امان الله خان رهایی از سلطه و نفوذ انگلستان بود ولی لنین چنان راه سختی را در مقابل او گذاشت که پذیرش آن دشوار بود .. با این حال شوروی در امرارسال اسلحه به افغانستان وپرداخت کمک ها اقداماتی انجام داد " (۵)
عده ی از مؤرخین و مفسران چنین برداشتی از او دارند ، باز هم وضاحت این امر بکلی مشهود است ،نظامی را که امان الله خان می خواست که تحکیم کند که دین در آن بی اثر بوده وگرایش های غربی گرایانه وآزاد داشته باشد.امان ا لله خان، کمال اتاترک و رضا شاه در کشور های افغانستان، ترکیه و ایران بعنوان سه مهره بشمار می روند که اولی آن نسبت حساسیت های مردم مسلمان افغانستان زود از صحنه سیاسی بدور رفت ، دومی تا هنوز با افکارش که دنباله روانی دارند، باعث تحکیم رژیم لائیک در ترکیه بوده و ساختار اجتماعی – اقتصادی وابسته این رژیم شاهد بدبختی های آنکشور است و سومی تا زمان بر پایی انقلاب اسلامی در ایران ( ۱۳۵۷ ش / 1978 م ) بعنوان رژیم پاسدار غرب با اندیشه های بی بند و باری کوله بار سیاسی امریکا را بدوش کشید .
شاه در توسعه ی روابط خود با روسها سعی می نمود. یکی از مؤرخان نوشته است :
"تمایل امان الله خان به روسها و آرزوی دوستی با این کشور نه بدان جهت بود که روسها از داعیه ی آزادی خواهی مردم افغانستان حمایت کنند ... بلکه عکس العمل و تظاهری بود که می خواست در برابر انگلیس از خود نشان دهد .... " (۶)
یکتن از مؤرخان انگلیس در کتابش بنام ( افغانستان ) در مورد روابط امان الله خان با روس می نگارد :
" شاهان افغان یا بخاطر عشق زیاد به آزادی و یا نسبت تجاوز بیگانگان خارج از کشور شان در طول تاریخ ، دست نشانده ها ( گدی های ) اجانب بوده اند . حتی شاه امان الله خان که از طرف مبارزین افغان (مجاهدین) تا اکنون بنام ( نخستین نمونه ی کمونیسم ) شناسایی شده و یاد می گردد. امان الله خان ، مهندسان و کارشناسان تخنیکی روسی را در اردوی نظامی افغانستان بکار گماشت تا منحیث پیلوت و تخنیک کار در قوای هوایی افغانستان کار نمایند ، روس ها بمنظور سپاس سیزده فروند هوا پیما به امان الله خان هدیه دادند . وی همچنان به انجنیران روسی زمینه را مساعد نمود تا در امور مواصلات و مخابراتی دست باز داشته باشند و سر انجام راه هوایی کابل – تا شکند بازگردید . علاوه برهمه این شواهد اولین معاهده ی دوستی متقبل و بیطرف را با روسیه امضأ کرد . ..." (۷)
(ادامه این بحث را در کتاب تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان) مطالعه کنید
داکتر محمد علی ابدالی

از کتابخانۀ:

داکتر محمد علی ابدالی

نویسنده:

داکتر حلیم تنویر











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us