څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

تئوری تکامل ۱


بزرگترين معجزه قرن:باور به نيرنگ تکامل

مليونها نوع از موجودات مختلف در روی کره زمين با تمام خصوصياتی که دارند خيلی متفاوت از يکديگر هستند،تک تک اين موجودات با خصوصيات مخصوص خود خلق شده اند،اين از حيوانات،گياهان گرفته تا خود انسان يک خيلی از خواص مختلف را دارا ميباشند که وقتی دانشمندان از نزديک تک تک اين اجزاء را بررسی می کنند دانش و عقلی که در آن بکار رفته است را از نزديک شاهد می شوند و اين دانشمندان کسانی هستند که به تئوری تکامل اعتقاد دارند طبق نظريّه آنها تمام جانداران که از پروتئينها،سلّولها و عضوها تشکيل شده اند بر حسب تصادف پديدار شده اند اين انسانها که ساليان سال تعليم ديده اند بر اين اعتقاد هستند که بر حسب تصادف تمام اينها بوجود آمده و واقعاً حيرت آور ميباشد.اين سلسله تصادفات آنقدر غيرقابل باور ميباشد که واقعاً حيرت آور است.

_____________________________30_________________________

اين سلسله وقايع که بر حسب تصادف بوجود آمده ابتدا موادّ ساده شيميايی را بوجود آورده و بعئا پروتئينها شکل گرفته است.اين زنجير تصادفات نتنها پروتئينها را بوجود آورده بلکه مولکولهای د.ن.آ. ور.ن.آ. انزيمها،هورمونها و يک خيلی از اين کمپلکسها را نيز بوجود آورده است. و در نتيجه مليونها تصادف اوّلين سلّول بوجود آمده است حتّی برای تشکيل يک چشم ملطونها حادثه تصادفی بايستی بوجود آيد باز اينجاهم سلسله تصادفات به ميان می آيد.اين دانشمندان که از طرف مردم حرمت می بينند آنقدر ميتوانند بطور نامفهوم به اين عقايد پايبند باشند و هنوز با يک عناد بچّگانه اسرار می کنند که از ميان اين افراد اشخاصی که مسلمان شده اند و به خدا ايمان آورده اند نيز وجود دارد اين انسانها اين حقيقت را که تمام جانداران را خداوند خلق کرده است علمی نمی شمارند.

___________________________31__________________________

و اينکه تمام اينها بر حسب تصادف بوجود آمده است را می توانند باور کنند. به اين انسانها اگر گفته شود که يک بُت تمام ديگر اجسام را خلق کرده است را بسيار غيرمنطقی و احمقانه می شمارند.ولی اينکه اين دنيا و حقايق آن بر حسب تصادف بوجود آمده است را بعنوان بزرگترين دليل علمی ميشمارند.بطور خلاصه اين افراد تصادفات را بعنوان يک الاه ميشمارند و بر اين ادّعا هستند که تصادفات ميتواند تمام اين حوادث را شکل دهد.البتّه اين بايستی معجزه قرن ما باشد که اين افراد تحصيل کرده ميتوانند يک چنين مسائلی را بپذيرند خداوند چطور يک سلّول را ميتواند خلق کند انسانها را نيز بدينطريق خلق می کند.

_________________________26____________________________

ورود چرا تئوری تکامل؟

بعضی از مفهومهايی از قبيل تئوری تکامل و داروينيزم که انسانها می شنوند فکر می کنند که اين مفهومها فقط علوم زيست شناسی را مربوط می سازدو از نظر آنها اهميّتی ندارد.در حاليکه تئوری تکامل فراتر از يک مفهوم زيست شناسی،مبدا يک فلسفه غلط که توده انبوهی از مردم جهان را تحت تاثير خود قرار داده است ميباشد.اين فلسفه فقط وجود مادّه را می پذيرد و انسان را بچشم توده ای از مادّه ديده و انسان را بعنوان يک حيوان پيشرفت کرده در نظر گرفته و تنها قانون موجود در آنرا قانون زدوخورد شمرده است ميباشد اسمش ماترياليزم ميباشد و هر چقدر در چارچوب علم بخواهد باشد يک مسند علمی ندارد و يک فرضيّه ميباشد.اين فرضيّه که از يونان قديم آغاز گرديده است مجدداً در قرن 18 توسّط برخی از متفکّرين اروپايی از زباله دان تاريخ بيرون آورده شد.از طرف تئوريسينهايی مثل مارکس،داروين،فرويد در قرن 19دهم سعی در مونتاژ فلاسفه گوناگون کرده اند.قرن 19 و 20 ام يک صحنه آزمايش خونين برای ماترياليزم شده است،ايدئولوژيها و ديد جهانی که از اين فلسفه منشا می گيرد،به دنيا بی رحمی،زدوخورد،جنگ و آشوب آورده اند.در قرن 20ام کمونيزم که منجر به مرگ بيش از 120 مليون انسان شد چيزی جز عملکرد سياسی فلسفه ماترياليست نميباشد.فاشيزم که با ادّعای ردّ فلسفه ماترياليست که در واقع ريشه زدوخورد اين مسئله را برای خود الگو قرار داده بود منجر به دو جنگ جهانی،نسل زدايی،قتلعام و ظلم شده است.در کنار اين دو ايدئولوژی خونين،اخلاق عمومی و فردی نيز از طرف ماترياليزم تخريب شده است.انسانها،تحت تاثير فلسفه ماترياليست که تو يک حيوان پيشرفته هستی که بر حسب تصادف بوجود آمده ای و نسبت بهيچ کسی مسئوليّت نداری و با تلقين و اعتقاد به اين عقايد ارزشهای اخلاقی خود را تدريجاً از دست داده اند.در نتيجه اين در خيلی از جوامع،دوست داشتن،مرحمت،فداکاری،درستی،عدالت و يک خيلی از اين مفاهيم مفهوم خود را از دست داده اند.انسانهايی که فريب فرضيّه ماترياليزم که قانون طبيعت زدوخورد ميباشد،اين انسانها تمام زندگيشان را بر روی مادّيات بنيانگذاری کرده و در ظاهر مُدرن و پيشرفته بنظر می آيند ولی در واقع قوانين جنگل حاکم ميباشدبطور خلاصه در دويست سال گذشته تمام بلايايی که بر سر انسانها آمده ناشی از همين فلسفه ماترياليست ميباشد.هر نوع انديشه ای که در آن فرق ميان انسانها را بعنوان زدوخورد مطرح کرده اند حتماً به آثار ماترياليست می توان رسيد.حتّی در ريشه تروريزم که تحت نام دين آشکار می شوند و با قصد کردن به جان انسانهای معصوم بزرگترين گناهان کبيره را مرتکب ميشوند نيز وضع بر همين منوال ميباشد.تئوری تکامل در اين نقطه خيلی مهم ميباشد.زيرا مهمترين عنصر که باعث می شود انسانها به فلسفه ماترياليزم روی آورند و آنرا بعنوان يک حقيقت علمی بپندارند همين تئوری تکامل ميباشد.از نظر کارل مارکس که بنيانگذار کمونيزم ميباشد تئوری داروين ريشه علوم طبيعی ماترياليزم ميباشد.در حاليکه اين ريشه سست ميباشد و بشر با باور به ماترياليزم به فريب بزرگی می افتند.چه بسا اين پديده توسّط علوم نوين آشکار می شود.از طرف علم تئوری تکامل داروين مردود گرديده و حقايق علمی نشان می دهد که حيات ما بر روی کره زمين بر مبنای خلق شدن بوده است.اين کتاب برای اطّلاع دادن اين حقيقت نوشته شده است.و از روز اوّلی که اين کتاب نوشته شد در ترکيّه و بعداً در سرتاسر دنيا بدست مليونها خواننده رسيد.

توضيح عکس27:کارل مارکس،تئوری داروين را برای فلاسفه کمونيزم و ماترياليزم يک اصل تشکيل داده است آشکارا بيان کرده در ضمن مارکس با علاقه ای که نسبت به داروين داشت در اثر داس کاپيتال بنام داروين عطف کرده است.در چاپ بزبا ن آلمانی با دست خط خودش از طرف کارل مارکس يکی از طرفداران آتشين چارلز داروين

______________________________28________________________

بزبانهای انگليسی،آلمانی،ايتاليايی،اسپانيولی،روسی،عربی،بوسنی،اندونزی و غيره ترجمه شده و خيلی از خوانندگان اين کتاب را در نقاط مختلف جهان خوانده اند.اين کتاب در جناح پشتيبان اين فلسفه نيز اثر بمب ايجاد کرد.در مجلّه ريپورت که از طرف موسسه انستيتوی علوم کشوری آمريکا بچاپ می رسد،در شماره چاپ 1999 در سربرگش عکس کتاب تئوری تکامل قرار داشت و حدوداً 30 صفحه برای آن در نظر گرفته بودند.همچنين در مجلّه نيو ساينتيست چاپ سال 2000 در مقاله ای با سرمشق «بورنينگ داروين»اينکه در زندگی روزمرّه آثار هارون يحيی نقش بسزايی در مبارزه با اين فلسفه دارد اشاره شده است.نيو ساينتيست چنين نوشته بود:هارون يحيی يک قهرمان بين المللی ميباشد.کتابهايش در سرتاسر دنيای اسلام پخش شده است.همچنين در مجلّه ساينس که صدراوّل مجلاّت علمی ميباشد در مقاله ای با سرمشق خلق شدن جايی که آسيا به اروپا می پيوندد ريشه می دهد چنين نوشته بود که کتابهای هارون يحيی از يک خيلی کتابهای درسی بهتر و تاثير گذارتر بوده را مطرح می سازد.

شايان ذکر است که اين همه مجلاّت که از اين کتاب سخن به ميان آورده اند هيچ کدامشان نتوانسته اند اين حقايق و دلايل علمی را جوابی بدهند.يک چنين چيزی امکان ناپذير است،زيرا تئوری تکامل دريک فروريختگی قرار دارد.اين سوّمين چاپ اين کتاب ميباشد و در اين چاپ آخر مسائل بهتر مطرح گرديده و پاسخ داده شده است و همچنين در بخشهای آينده خواهيد ديد چطور اين تئوری نقض خواهد شد.

نجات از پيش قضاوتی

البتّه امکان بيان يک چنين رفتاری را تحت پوشش علم ممکن نيست.زيرا از نظر علمی،اگر يک موضوع دارای دو احتمال باشد بر روی هردو احتمال بايد انديشيد.اگر از اين دو احتمال يکی از ديگری خيلی کوچکتر باشد بعنوان مثال يک درصد در يک چنين حالتی بطور منطقی بر روی نودونه درصد بايد متمرکز شد.با در نظر گرفتن اين معيار علمی بينديشيم.دو نظريه درباره اينکه موجودات در اين دنيا چطور بوجود آمده اند وجود دارد.نظريّه اوّل تمام موجودات با صاحب بودن مکانيزمهای پيچيده مخلوق پروردگار هستند.نظريّه دوّم ،موجوديّت هستی بدون شعور بر حسب تصادف بوجود آمده است.اين نظريّه دوّم،ادّعای تئوری هستی ميباشد.گذارشات علمی،بعنوان مثال نگاهی به مولکول زيست شناسی،تنها يک سلّول زنده،حتّی ذرّه ای از مليونها ذرّه تشکيل دهنده سلّول پروتئينها،آنطور که تئوری هستی ادّعا می کند احتمال تشکيل بر حسب تصادفات را ندارد.در بخشهای آينده حساب احتمالات اين واقعيّت را بطور آشکار و روشن نشان خواهد داد.در اين صورت،احتمال درستی تئوری هستی که بيان گرديده صفر ميباشد.بنابر اين درستی نظريّه اوّل صددرصد ميباشد.يعنی زندگانی بطور آگاهانه بوجود آمده است.به بيان ديگر«خلق شده است».تمام موجودات زنده،با نيروی برتر،علم و صاحب عقل بودن پروردگار بوجود آمده است.اين حقيقت،فقط يک شکل اعتقاد نيست بلکه نتيجه مشترک عقل و علم می باشد.البتّه در برابر اين حقيقت دانشمند مدّعی تئوری هستی بايستی بطور کلّی از اين ادّعای خود صرفنظر کرده و در برابر روشنی و حقيقت اثبات شده خود را تسليم کند.رفتاری غيراز اين،نشانگر اينکه غيراز يک مرد دانشمند بلعکس دانش خود را آلت وبازيچه فلسفه،ايدئولوژی و نظريّه خود کرده است.

در حاليکه با تمام اينها دانشمند پيرو تئوری هستی با روبرويی با حقيقت،نفرت و عناد و پيش قضاوتی اش افزايش می يابد.چنين رفتاری با يک کلمه می توان شرح داد:«اعتقاد»امّا يک اعتقاد خُرافه.زيرا در حاليکه با حقيقت روبرو می شود چشمهای خود را بسته و تمام يک عمر با آنچه که در عقل خود مُجسّم کرده اند ميتوان توضيح داد.

__________________________34____________________________

کورکورانه مادّه گرايی(ماترياليزم)

از اين دانشمندان از صاحب مسندان سير سعودی تئوری«طرّاحی آگاهانه»در دنيای علم بيوکيمياگر آمريکايی بنام پروفسور مايکل ژبهه در خطاب به دانشمندانی که طرّاحی در موجودات،يعنی مخلوقيّت را قبول ندارند چنين می گويد:در طی چهل سال بيوکيميای مُدرن،بخش مهمّی از اسرار سلّول را برملا کرد.دهها هزار تن از اين انسانها برای پيدا کردن اين اسرار زندگی خود را در آزمايشگاهها با ساعات کاری طولانی گذراندند.تمام کوششهای لازم برای تحقيقات سلّول بطور خيلی آشکار بيک نتيجه می رساند:طرّاحی!اين نتيجه آنچنان آشکار بود که ميبايستی در تاريخ علم بعنوان بزرگترين کشف شناخته می شد...امّا برعکس،يک سکوت محجوبانه در برابر کشفی که سلّول ساختار پيچيده ای دارد حاکم شد خوب چرا؟چرا دنيای علم عهده دار يک چنين کشفی نمی شود؟زير قبولی يک چنين طرّاحی آگاهانه،خواه ناخواه در ذهن آنها قبولی پروردگار را آشکار خواهد کرد.بنابراين وضع آتئيستهای تکامل گرا که در تلويزيون مشاهده می کنيم،شايد کتابهايشان را مطالعه می کنيم چنين ميباشد.در تمام تحقيقات علمی که اين انسانها انجام می دهند آفريننده ای را جلوچشم آنها می گذارد.فقط آنها با آموزش فلسفه ماترياليست آنقدر کور شده اند که با تمام اين هنوز اين حقيقت را قبول ندارند.اين انسانها با دلايل روشن،وجود پروردگار را مُدام چشم پوشی کرده بنابراين کلاً بی تفاوت شده اند.غيرازاين بيک نيروی اعتماد بنفس جاهلانه ناشی از اين بی تفاوتتی دست ميابند.حتّی در خطاب به مسيحيان «اگر يک هيکل مريم به شما دست تکان دهد خيال اينکه با يک معجزه روبرو شده ايد نکنيد احتمال کوچکی است شايد هم تمام اتمهای دست راست هيکل تصادفی در آن واحد در يک جهت تمايل به حرکت داشته باشند»صاحب اين سخن يک تکامل گرای معروف بنام چارلز داوکينز،حمايت از پرت وپلا را بعنوان يک اردم شروع به خيال می کنند.در قرآن روانشناسی مشترک افراد انکار کننده خيلی خوب تعريف می شود:حقيقت اينست که اگر ما برای آنها ملائک را احضار می کرديم،مُردگان به حرف می آمدند و هر چيزی را در مقابل آنها جمع می کرديم خارج از آنچه که پروردگار از آنها می خواست بازآنها باور نخواهند کرد.فقط خيلی از آنها جهالت می کنند(سوره انعام،111)

علاوه بر اين مکانيزمهايی که دانشمندان را بزور راضی به تکامل گرا و ماترياليست می کنند نيز وجود دارد.در کشورهای غربی برای اينکه يک دانشمند بتواند به مراتب والای آکادميک دست يابد ميبايستی برخی از استاندارتها را مراعات کند بدون هيچ ترديدی قبولی تئوری تکامل استاندارت درجه يک را تشکيل می دهد.اين سيستم،دانشمندان مورد بحث را تمام شغل کاری به خاطر يک فرضيّه و اعتماد پوچ تاحدّ نابودی می کشاند.يک زيست شناس مولکولی آمريکايی بنام جاناتان ولس در کتابش بنام ايکونس آف اولوشن که در سال 2000 منتشر گرديده در مورد مکانيزمهای فشاری چنين می گويد:داروين گرايان در يک محدوده باريک با افزودن اظهارات خود شروع بکار می کنند و اين را تنها راه علم ميشمارند.کسانی که به انتقاد آنها می پردازند را با بی عقلی متّهم ساخته و بخاطر حاکميّت تکامل گرايان در بخش مجلات علمی از نظر هيات مديران اينطور انتقادات در اين مجلات منعکس نمی گردد.پروژه های علمی که به بخشهای مختلف ارکان دولتی می آيد برای پيش قضاوتی به تکامل گرايان فرستاده می شود و کسانی که تئوری تکامل را مورد انتقاد قرار می دهند از خدمات مالی دولت محروم می گردند و در نتيجه تئوری تکامل را انتقاد کردن منجر به طرد از جامعه علم می گردد.در اين مدّت دلايل عليه داروينيست از ميان برداشته می شودمانند از ميان برداشتن شاهدان در برابر نيرومندان و يا دلايل در يک مجلّه اختصاصی علمی قالب می شوند و از آنجا در آوردن نياز به يک متجسسّ با اراده ميباشد.با سرکوبی انتقاد کنندگان و با سرپوشی دلايل عليه اين تئوری،بعد از اين تکامل گرايان درباره اين تئوری اعلان اينکه عليه آنها دليلی وجود ندارد می کنند.حقيقت اصلی اين داستان که عليه تکامل در دنيا مورد قبول واقع ميشود و چنين ادامه پيدا می کند.تکامل بخاطر ارزش علمی اش نه بلکه بخاطر يک ضرورت ايدئولوژيک برپا مانده است و فقط بخشی از اين دانشمندان جرعت به افشای اين راز می کنند.در بخشهای آينده اين کتاب،با بررسی اين مسئله که چطور تکامل گرايان علم نوين را انکار کرده و يا در کتابهای فنّی گم و گور کرده اند و دلايل خلق شدن را جلو چشم خواهيم گذاشت.خواننده به ذات خودش،نيرنگ و فريب تئوری تکامل را که در هر مرحله توسّط علم تکذيب می شود و با پنهان کردن حقيقت مخلوقيّت سرپا می ماند پی خواهند برد.انتظار از خواننده اينست که از اين سحر که استعداد قضاوت انسانها و خواب کرده و عقلشان را کور کرده رها پيدا کرده وآنچه که در اين کتاب مطرح گرديده را با تمام صميميّت بينديشند.انسان اگر خود را از اين سحر نجات داده،بطور واضح،بدون پيش قضاوتی وآزاد تفکّر کند حقيقت را بطور آشکار خواهد ديد.
حاجی محمد راحت

از کتابخانۀ:

حاجی محمد راحت

نویسنده:

حاجی محمد راحت











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us