څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

ماندگار هاي روزگار


ماندگار هاي روزگار

با شروع تراژيدي سقوط سلطنت امان الله خان كه ميتوان گفت سرآغاز تراژيدي تاريخ افغاتستان است ، قاري دوست محمد پدر ضيا قاريزاده كه يكي از چهره هاي صاحب نظر وروشنفكر و از حاميان اصلي نهضت فرهنگي دوره امان الله خان بود بجرم همياري و همدلي با امان الله خان با دستور حبيب الله خان درسال"١٣٣٠خورشيدي " "تير باران شد و براي دوران طفوليت و معصوميت ضيا قاريزاده كه هشت سال بهار زندگي را تجربه ميكرد ،اولين تجربه تلخ روزگار و اوضاع حاكم بر مملكت بود ، كه رويا هايش را ديگرگون كرد و اورا به مبارزه حوادث تلخ روزگارش كشاند و قاريزاده در تكاپوي گذر از اين پيكار از خود چهره اي ماندگار ساخت كه نه تنها در زمانش بلكه در فردا هاي روزگار نيز از او به نيكي و ستايش تا انسوي مرز هاي فارسي زبان "ايران" به نيكي و ستايش ياد كنند .
در تاريخ شعر وموسيقي به پختگي و فريختگي امثال او گهواره روزگار كمتر كسي را پرورانيده است و قاريزاده اولين كسي بوده كه شعر نو را در فضاي ادبيات افغاتستان مطرح ساخته و راه را براي عبور از اوزان و قالب شعركلاسيك باز كرده است بطوريكه اديبان و شاعران مطرح روزگار او را پيشگام نخست در اين راه ميدانند . پرتو نادري شاعر معرف و مطرح كشور چنين گفته است : ( قاريزاده يكي از نخستين شاعران كشور است كه دست كم در دهها سي خورشيدي به ساختار شكني در شعر پرداخته و نمونه هاي در اوزان نيمائي سروده است ) "پرواز كبوتر - پرتوي نادري "
و يا در منتخب اشعار قاريزاده كه بنام "پيام باختر و زبان طبيعت " چاپ شده است در آغاز نظر هاي شاعران و شخصيت هاي بزرگ را اينگونه ميخوانيم .
استاد هاشم شائق واستاد سخن "أفندي " چنين مينويسد : ( ازين آتشپاره كوچك كانون نهفته ء بزرگي زبانه ميزند كه نه تنها حوزه كابل بل وادي سغد ،دشت خوارزم ، بيضه پارس " منظور فارس ديروز ايران است " و دريابار سند را شور خواهد آورد )
استاد خليل الله خليلي : در همان مجموعه
( پيام باختر سروده هاي قاريزاده ...شعر نو است . مرا پندار اين است كه در اين عصر هرقدر سخن بدين اُسلوب نزديگتر باشد به حال ما نافع است )
استاد سعيد نفيسي پزوهشگر ، شاعر ونويسنده ايران در مقدمه همان اثر ميگويد : ( به جرّأت ميتوان گفت كه امروز در افغانستان سخن سراياني هستند كه سود بخش جهان أدب و مايه افرادي عالم فكر و دوق اند . نه تنها در سرزمين مادري شان از گفتار آنها بهره مي بزند ، بلكه فارسي ديانات كشور هاي ديگر - هندوستان و ايران از خَوَّان فضل هنر شان كاسه كاسه و قدح قدح زُلال جانفزايي توانند برداشت . يكي از برگزيدگان اين قوم ، شاعر مفلق و سخن سراي محقق ، ضيا قاريزاده است كه در انجام لفظ و شيوايي مغني و نغزي مضمون و قدرت نمايي در بيان مطلب امروز و از گويندگان تواناي عصر است )
ويا نويسنده مطرح كشور صديقي محمد عثمان در كتاب " سير ادب در افغانستان ،كابل ) مي نويسد :( تغير وضع و زمان ، ذايقه و سنويتين تغير ميكند . و دسته از ديگر شعراي كشور ظهور كردند كه طبع شان از أصول و عنعنه يي سر پيچيده و خواستند سخن را به طرز ديگر ادا و بر موضوعات از عينك ديگر تماشا كند در اين رشته طبع آرائي كردند كه از ان ميان شعراي ذيل قابل ذكر است ، ضيا ، رسول ، پژواك أمني و مژده وغيره ...)
ضيا قاريزاده نه تنها شاعر زبردست و نو گرايي بي باك بود بلكه آواز خوان وآهنگ ساز چيره دست نيز بود و در اوانيكه راديو كابل از چمن وزيري به پل باغ عمومي نقل مكان كرد و امكانات ثبت و پخش در دهه "٤٠-٥" كه فصل شگوفايي هنر موسيقي وستاره باران اسمان موسيقي كشور بود ،ناب ترين و محبوب ترين آهنگ هاي ماندگار از خود به يادگار گذاشت كه به گفته خودش ٢٥-٣٠ قطعه آهنگ در آرشيف راديو افغانسان دارد ، و اين آهنگ ها فضاي گرم و صميمانه را در شهر كابل پديد اورد وزمزمه لبها و نوازشگر دلها بوده است كه اوازخوان ها و استادان موسيقي كماكان كپي انرا خوانده اند ، واين آهنگ ها از شعر خودش و موسيقي انرا هم خودش ساخته است تا جايكه امكان پيدا كردن انها را داشتم مينويسم : قاريزاده در مسلك آواز خواني "كبوتر " تخلص ميكرده است .
آهنگ هاي مشهورمثل :

مُشك تازه ميبارد ابر وبهمن كابل
موج سبزه ميكارد كُوي و برزن كابل
---------
بيا شب مهتاب است اي ماه يگانه
مكن ديگر بهانه
بر آئي از خانه سوي باغ با چنگ و چغانه
مكن ديگر بهانه
------------
شمالي لاله زار باشد بما چي ؟
زمستانش بهار باش بما چي ؟
-----------
ابر چشم تر دارد ، سبزه بال وپر دارد
نگهت ديگر دارد ، يرو وسوسن كابل
----------
گشتيم آخر برباد ازين دل
فرياد ازين دل
باشد كه گرديم آزاد ازين دل
فرياد ازين دل
----------" البته آهنگ ها موجود دارم "

از تصنيف هاي بكر و ادبي و دلنواز او استادان و ستارگان موسيقي افغانستان نيز آهنگ هاي ماندگار ساخته اند :

استاد سرآهنگ " آهسته برو
--------------
استاد زلاند:
اي زهره
اي ستاره زيباي آسمان
رقاص نوريان
مرغان شب به ساز تو آزاد ميكنند
ارواح پاك سوي تو پرواز ميكنند
------------
استاد رحيم بخش:
شانه دو دسته ، ميزند طرهء تابدار را
ماه دو هفته ، مي دٓرٓدٓ پرده ء شام تاررا
------------
استاد بيلتون:
تا به كي ساز سفر ميكني
با كي ديگر زمزمه سر ميكني
-----------
هر شب ميكشم از دل ناشاد خدايا
فرياد خدايا
تا رخنه كنم در دل صياد خدا يا
فرياد خدايا
----------

احمد ظاهر با اهنگهاي زيبايش

اي غمت اي نازنين عزم سفر ميكنم
قبله ء خود بعد ازين سوي ديگر ميكنم
-----------
آخر اي دريا
توهم چومن دل ديوانه داري
موج بر كف
شور در سينه
ناله مستانه داري
-------
بطور حتم ميتوان گفت كه تصنيف "اي دريا " يكي از نخستين آهنگ هاي افغانستان است كه انرا احمد ظاهر از قالب شعر نو سروده است و ثابت ميكند كه زنده ياد ضيا قاريزاده استادانه به شعر نو تسلط داشته است .
واما برايم و شايد خيلي از دوستان جاي سوْال بس بزرگ باشد كه : چرا آهنگ هاي قاريزاده با وجوديكه در آرشيف موسيقي افغانستان است بيشتر پخش نشده است ؟
و دوم آهنگ هاي زيباي او مثل" مُشك تازه ..."
" شمالي گل لاله زاري..."و "بيا شب مهتاب لست " كه ستارگان بزرگ موسيقي ما را همچو استاد ساربان ، استاد ناشناس و غيره را به شهرت مضاعف رساند ، چرا اصل اين آهنگ ها همچنان در پرده ابهام و در پستوي ارشيف همچنان باقيماند ؟
جاي تعجب دارد كه ما شاعر چيره دست و نو اور و آواز خوان دلنواز چون او داريم ، اما از او چهره اي كم تعريف شده در فضاي ادبي و فرهنگي و موسيقي كشور داريم ، آيا پشت همه اين سوْال ها دست ويا دستهاي است كه اين پرسش را بوجود اورده است ؟
و بقول داكتر ظاهر عزيز سفير وقت افغانستان در يونسكو در مصاحبه اي كه "با بي بي سي سال 2008" گفته است : ( زماني اجبارأ وبا مشكلات زياد "قاريزاده " وطنش را ترك گفت كه خانه اورا به راكت بستند و كتب و نوشته هايش را آتش زدند وهرچه در زندگي داشت دزديدند. ) و اضافه ميكند :( وقتي من اورا در پاريس استقبال كردم قاريزاده نهايت ضعيف و مريض بود و يك بكس كهنه چرمه با خود داشت . بكس را برداشتم فهميدم كه چيزي در ان ندارد ، فقط يك پيراهن كهنه و سه جلد كتاب است .
يادداشت : ضيا قاريزاده در سال ١٣٠٠يا١٣٠١ خورشيدي بدنيا امد و در ٢٣جدي ١٣٨٦ خورشيدي مطابق ١٣ژانويه ٢٠٠٨ م در كانادا چشم از جهان بست و طبق وصيت اش به افغانستان انتقال يافت ودر ارامگاه شهداي صالحين بخاك سپرده شده است .
آثار او كه در داخل چاپ شده است
١-پيام باختر وزبان طبيعت سال ١٣٣٠ خ
٢-نينواز يا ارمغان كهسار. سال ١٣٣٢خ
٣-خزان زندگي سال ١٣٣٤خ
٤- اشعار نو سال ١٣٣٦ خ
٥- هدف. سال ١٣٣٧ خ
٦- منتخب اشعار. سال ١٣٤٦ خ

رضا

از کتابخانۀ:

رضا

نویسنده:

رضا علوي











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us