څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

ازديده ها رفتي ولي در قلب ها ماندگار شدي


از ديده ها رفتي و در قلبها ماندگار شدي

در ايام تلخ و شكننده اوضاع كشورم و انبوه بحرانهاي پي هم كه بحرانها وفاجعه هاي تازه تري را در دامان فتنه و آشوب خود پرورش ميدهد تا بار ديگر از كشورم ، تحته شطرنج همسايگان در برد وباخت منافع ملي شان قرار دهد و كشورم را به قرباني ديگري فراخواند ، از نابغه اي هميشه جاويدان و نماد فخر و زندگي هنرمندي بايد گفت كه در عالم موسيقي چنان درخشيد كه با حنجره طلائي اش چنان درخشيد و در تارو پود مردم رخنه كرد كه ، در هر بزم و غم مردم من صداي ارامبخش اوست كه دل تنگيها را نوازش و گرفتاريهاي خوب وبد و زيبا و نارواي روزگار كه تحمل پذير ميسازد . و او جز الماس موسيقي شرق و شهيد راه عشق و نفرت قرباني آزادگي و اسارت دوران خود بود كه در چنين اوضاع شوم حاكميت كشور چنان نفسگير و اختناق آور و سايه ديكتاتوري حفيظالله أمين ها سايه افتگنده بود و هر خلاقيت كه به مذاق خلق حاكم سازگار نبود يا جايش در درون ديوار هاي ضخيم پلچرخي بود ويا دسته دسته شبانه در گودالهاي مرگ ونفرت ساخته انها در زير خاك سنگين ، زنده ، زنده با آخرين نفسهاي شان دل سرد خاك را آتشين ميساختند . و درخشش الماس بي مانند ماندگار روزگار ، ( احمد ظاهر شهيد ) نيز درچنين اوضاع مرگ و نفرت و خشم و ديكتاتوريست قبيله هاي نو كيسه خلق حاكم ، حضور پر درخشش خود را به بلوغ سرشار از نو آوري و خلاقيت و شگفتي بي مانند به تجربه گرفته بود و در اندك زمان شهرت او از مرز هاي كشور پا به جهان موسيقي شرق وغرب باز كرد و از بلبل آواز خواندن ليسه حبييه تبديل به بلبل آواز خوان بي نمونه منطقه شد و بالندگي و خلاقيت او پيوند عميق موسيقي غرب را با شرق بخصوص كشور ما با موفقيت پيوند زد و هرچند خودش رسما هنر آموز هيج استادي موسيقي نشده بود اما حيرت و ناباوري همه پيشگامان موسيقي كشور را بخود جلب كرد و با نو آوري در دنياي موسيقي قالب هاي سنتي موسيقي كشور را متحول ساخت و با تلفيق ساز برقي و موسيقي پاپ ، موسيقي ناب كشور را جهاني و نفس جديد به پذيرش آن داد بطوريكه درذايقه پير و جوان و در غم وشادي مردم زمزمه لبها و سخنگوي دل مردم گشت ، احمد ظاهر تنها موسيقي را براي موسيقي بسط و رونق نداد بلكه با موسيقي پيامهاى پنهان و درد هاي روح سركوب شده جامعه را در دوران اختناق واستبداد اوضاع حاكم زنده نگهداشت و با ترانه ها و سروده هاي چون :
* زندگي آخر سرآيد بندگي در كار نيست
بنده گي گر شرط باشد دندگي در كار نيست

*اگر بهار بيائيد ترانه هاي خوشي خواهم خواند

*تنبذه ياد تو درتاروپودم ميهن اي ميهن
بود لبريز از عشقت وجودم ميهن اي ميهن

*بسكه جفا زخارو گل ديده ، دل رميده ام
همچو نسيم ازين چمن ، پاي بيرون كشيده ام

*كاش بودم لاله تا جويند در صحرا مرا
كاش داغ دا هويدا بود از سيما مرا

*زهمراهان جداي مصلحت نيست
سفر بي روشنايي مصلحت نيست

*زچه جوهر آفريدي ، دل داغدار مارا ؟
كه هزار لاله پوشد ، پس ازين مزار مارا

*من بار سنگينم مرا بگذار و بگذر
نيكم ، بدم ، اينم ، مرا بگذار و بگذر

*از ناز چه ميخندي بر ديده كه مي گريد ؟
اين ديده زماني نيز خنديده است

* زحادثات جهانم همين خوش آمد و بس
كه زشت و بد روزگار در گذر است
* از براي غم ما سينه ٰ دنيا تنگست
بهر اين موج خروشان دل دريا تنگست

*مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
دربهاري روشن از امواج نور
در زمستان غبار آلود و دور
يا خزان خالي از فرياد و شور

* اگر بهار بيائيد ترانه ها خواهم خــوانــــد
ترانه های خوش شعر عاشقانه خواهم خواند
بـــــه گهــــواره آغـــوش مــن چو آیی تـــــو
بگوش خــاطر تو من فسانه ها خواهم خــواند
گشــوده لانه عشق و فشانــده دانهء مهــــــــر
تــرا پــرنــدهء غمگین به آشیانه خواهم خوان

امروز نميدانم براي تولد ستاره درخشان كشورم بنويسم ويا در سوگ مرگ او و فاجعه وكشتن هنر در سال چنين تاريخي بنويسم ، چون ستاره كه در سرزمينم تولد يافت و شعاع درخشش او هيج مرزي نشاخت و براي همه مردم كشورم محبوب قلبها بود درست دستگاه فاشيستي حاكم حفيظالله امين در روز تولداش با تيغ استبداداش سرو بوستان گلستان هنر كشورم را شهيد كرد يعني فقط ٣٣ سال از بهار زندگي اش نگذشته بود ، تاريخ انتخاب چنين تاريخ از سوي رژيم سفاك براي شهادت او حساب شده بود و به خيال واهي شان پلان كرده بودند تا جشن تولد اورا در سوگ شهادتش يكي كنند و احمد ظاهر را كه ١٤ ژوئن ١٩٤٦ م بدنيا آمده بود دقيقا در تاريخ ١٤ ژوئن ١٩٧٩ م به شهادت رساندن و اعلام كردند كه در سانحه ترافيكي از دنيا رفته است و تولد و شهادت او در يك روز تاريخ ، سند انكار ناپذير است و از سوي ديگر تا آخر سال ١٩٧٩ يعني تا مرگ امين غدار و تجاوز شوروي ترانه هاي احمد ظاهر از راديو و تلويزيون حق پخش داده نشد .
واين نفرت كور انديشان تاريخ تا آنجا تسلسل در افكار وحشيگري شان ريشه دارد كه پس از ١٧ سال هنوز در اعماق وجود پست فطرت بازماندگانش زنده است كه وقتي طالبان كابل را تصرف كردند در سال ١٩٩٦ قبراحمد ظاهر را منفجر ساختند . وانچه را كه هيجگاه نتوانستند كمرنگ كنند درخشش اين ستاره روشن موسيقي و محبوب قلبها در قلوب مردم است كه تا امروز آواز او زنده و جاويداني است وخواهد بود ، هرچند خودش رقابت در دنياي موسيقي را نداشت اما رقيبي هم تا هنوز جايگاه اورا نتوانسته است بيگيرد .
و او دربهار زندگي زندگي اش انتظار بهاري را داشت براي نسل فرداي مردمش كه ترانه هاي شاد وعاشقانه بخواند و نواي زندگي را دربهاران ديگر زندگي مردمش دلنواز تر و رنگين تر وزيباتر از گذشته بيارآيد و بنوازد و بخواند و كودكان كشورش را به بهاران ديگري شادتر وشاداب تر نوازش بدهد و با ترانه هايش پايكوبي نسل فرداي كشورش را در خوشي و بالندگي تماشا كند ، اما افسوس و صد افسوس كه تا هنوز ٣٧ بهار زندگي سرد تر و دردآلودتر از ديگري بر اين سرزمين آمد وخاك فروشان و خائينان وطن و مردم تا هنوز در پي اجاره و فروش وخيانت به اين خاك ومردم هستند و بيگانه اي نمانده است كه پا به اين سرزمين نگذاشته باشد و بدنبال خائنان وطن به قصد غارت وچپاول داشته هاي ديروز وامروز وفرداي اين سرزمين پلان نكرده باشند و افسوس كه تا هنوز دراين خاك بجاي تولد احمد ظاهر، حامد ومحمود واحمد خاين هاي بيشمار آهنگ جنگ و غارت اين اين كشور را سر ميدهند

رضا

از کتابخانۀ:

رضا

نویسنده:

رضا علوي











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us