څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

شب چله يا يلدا


شب چله يا شب يلدا ؟؟؟
شب جشن وخوشي يا شب دعا وتسبيح ؟؟؟

در سرزمين ما مناسبت هاي زياد : اعتقادي ، مذهبي و فرهنگي كه از دوره هاي دور تاريخ مانده است و با باور هاي مردم نفس ماندگاري خودرا ميكشد ، كه از خوشي هاي پيوند وازدواج انسانها گرفته تا آخرين روز عزاداري و نيز تقسيم زمان ومناسبت هاي اعتقادي كه در گذر زمان با فرهنگ هاي غالب معاني و نوع برگزاري و مفهوم چگونه برگزاري آن نيز متغير بوده است . لغت " چله " نيز مورد برجسته اي است كه در حساب زمان و گذر فصلها و شناخت ميزان گرمي وسردي فصلهاي بكار رفته است و مراسم( شب چله ) وبرداشتهاي متفاوت اسمي آن گاهي متغير شده است ، اما آنچه را نبايد از نظر دور داشت اين است كه ما در عصري زندگي ميكنيم كه همه منابع و امكانات تحقيق موجود ودر دسترس همگاني قرار دارد و جدا كردن دروغ از راست و بدِل ها از حقيقت ها سهل وآسان و وقتي مدعي و برگزار كننده يك مناسبت و بزرگداشت از يك واقعه ومقطع از زمان و مناسبت هستيم بخوبي بدانيم كم چرا ؟؟؟وبه چه دليل ؟؟؟
(شب چله ) اسمي است آشنا كه سينه به سينه با بار معني درست خود و إطلاق آن بر يك مناسبت زماني مفهوم كلي وجزيي خودرا به تمام معني ميرساند ، و نيز در گذر زمان واژه پر مفهوم و نام روشن از يك مقطع زماني است كه امروز واژه " يلدا " جاي آنرا گرفته است ، اگر به دقت نگاه كنيم واژه " چله " بار معني ومفهوم بيشتر را نسبت به واژه " يلدا " ميرساند .
چله : يعني آغاز فصل سردي زمستان كه از اول ماه "شب اول شروع ماه جدي "يا " ديماه ايراني - دسمبر مسحيي " شروع وتا دهم ماه " دلو " ادامه مي يابد وبنام " چله بزرگ يا كلان " چه در زبان عامه وچه در آثار نوشتاري إطلاق ميشود و به مدت چهل شبانه روز سردي زمستان را ميگويند . كه پس از ان " چله خورد يا چله كوچك " شروع ميشود كه به مدت بيست شبانه روز از دهم "ماه دلو " شروع و تا اول "ماه حوت " ادامه مي يابد . و تقسيم زماني ميزان وتغيرات آب وهواي اين فصل را ميرساند .كه هم واژه پارسي است وهم إطلاق آن كاملا بار معني ومفهوم خودرا ميرساند .
و واژه "يلدا " نه تنها معني ومفهوم چنين مناسبت را نمي رساند بلكه واژه سُرياني است كه با وجود بيگانه بودن به زبان ما پيروان مسحيت انرا إطلاق به تولد مسيح ميدانند كه ربطي به زمان ندارد و إطلاق آن كاملا يك اشتباه بزرگ به تقسيم زماني و فصل و ماه وروز وشب است . هرچند ايراني ها اين شب را رسما بنام ( شب يلدا ) برگزار ميكند كه هر تعريف آن نميتواند بار و مفهوم آنرا برساند چه در مهرگان ومهر پرستي و تولد مهر و چه ربط دادن ان به پيامبري ( مثره ) دوباره باز ميگردد وساعات روز را طولاني و قدرت خورشيد را أرج ميگذارد" بحث طولاني است وتعاريف هركدام داستاني است گنگ و بي مفهوم .
همانگونه كه چله زمستاني داريم چله تابستاني نيز داريم كه گرمترين روز تابستان را بنام چله تابستاني ميگويم كه از اول ( ماه سنبله شروع وتا دهم ماه اسد ) ادامه دارد و طولاني ترين روز تابستان است كه عبور كره زمين در حداكثر نور آفتاب قرار ميدهد و نيم كره شمالي وجنوبي آن هم در معرض نور آفتاب قرار ميگيرد .
چرا چله ؟؟
چله طولاني شب زمستان است كه از لحاظ نجوم شناسي اين شب يك دقيقه نسبت به شبهاي ديگر طولاني تَر است . وتقسيمات كاملا درست وعلمي از نظر علم نجوم و تغيرات گردش زمين به دور خورشيد و مردم ما در دوران گذشته " شب چله " جشن ميگرفتند كه بخوشي وسلامتي كه شدت سردي زمستان را پشت سر بگذرانند و در ايام زمستان بتوانند اين خوشي خودرا و قدرت وامادگي خودرا براي مقابله با زمستان سرد حفظ كنند ، و ميوه هاي تَر ( خربوزه شمال را كه نه طبع سرد دارد ونه گرم به نماد طبع معتدل واعتدال زمان و إنار جنوب به نماد پيوند محكم اعضاي خانواده در سخت شرايط روزگار و خشم سردي هاي زمستان وگل نرگس را به نماد شادابي و حلوا سرخ را به نماد سپاس از بذر گندم و ساير خوراكي ها مثل برنج و ماهي و جبلي و ميوه هاي خشك چون چهارمغز به نماد تفكر و تدبير در روز هاي سخت زمستان و ساير ميوه ها كه هركدام به نشانه وعلايم خاص خود( دسترخوان -سفره ) شب چله را مزين ميكرد .در اين شب اعضاي خانواده ويا جمع از گروه هاي انساني دور هم جمع ميشدند و با سرود وآواز وبزم شعر وترانه وقصه گويي خودشانرا براي سپري زمستان اماده ميكردند و پس از اسلام كه اين مناسبت رنگ وبوي مذهبي پيدا كرد در چنين شب ترانه و اواز وپايكوبي وبزم مردم تبديل به خواندن كتب إسلامي و شاهنامه و پنج كتاب وتسبيح ودعا همراه شد و بزم خوشي ازاين شب پُر بزم رخت بر بست وپي از طَي شدن ( چله بزرگ ) نوبت به (چله خورد )ميرسيد كه به معني كم شدن وشكستن فصل سردي زمستان است كه بعد ازان سر سبزي بهار كم كم از زير برفها در دشت ودمن ارمغان آمدن فصل بهار را مژده ميدهد .

وز همه عیش و خوشی‌ها و مزه ---------------------- او نبیند غیر قشر خربزه
مولوی

چرا تخت (شاهي خربزه ) به هندوانه رسيد ؟؟؟
از انجايكه اين ميوه شيرين را بزرگان بر تخت شاهي سفره ومجلس بزم شان برگزيده اند خالي از دليل ولطف نبوده است . نخست اينكه از جمله ميوه هاي معتدل است كه طبق تحقيقات علمي با طعم شيرين خود سرشار از وبتأمين A-B,C كامل است و با خواص درمان سيل ريه و ضد سكته قلب ، ترميم سلولهاي مرده ، درمان ناراحتي ( گرده - كليه ) نشاط پوست كه از عواملي است با شروع فصل زمستان علايم ان شروع و شيوع پيدا ميكند اين ميوه بعنوان ( دوا -داروي ) پيشگيرانه به مصرف ميرسيده است و انتخاب شايسته وعاقلانه بزرگان بوده است ، كه اين ميوه وافر و خودروي شمال كشور را با طرز خردمندانه كه درميان ( كاه ها ) در ( كادوي علف ) براي همچو شب نهگميداشتند واينكه چرا اين ميوه از شب چله به مرور زمان حذف شد دلايل متعدد است و (سرزمين چله شناس وچله گير )با تمام دلايل علمي ومنطقي اش كمرنگ منطقه شد ، جدال هميشه مردمان جغرافياي نوتشكيل تاريخ است كه بحث طولاني دارد و به همان ميزان كه واژه ( هندوانه ) بعنوان يك ميوه هندي غريب اما نمادي براي ( شب يلدا ؟؟؟) برگزيده شده است ، ( شب چله) هم در مسخ باور ها و تلقين هاي قرارگرفته است كه بايد اول نشانه هاي بارز ان حذف ميگرديد ، زيرا ( خربزه ) از جمله ميوه بومي سرزمين ماست كه به قرائن ( خرمن و بز )گرفته شده است ، از خرمن ميوه اي كه مغز ان براي انسانها و پوست ان براي گله بزها از جمله خوردني هاي شيرين و دلپذير است . ودر فرصت مناسب ديگر قرائن موجود ( خربزه - بزكشي ) وهم زماني برداشت محصول خربزه و بزكشي را واينكه اين نام ( خربزه ) همچنان طَي ادوار تاريخ توانسته بعنوان يك واژه پارسي و بومي با استحكام جايگاه خودرا حفظ كند ، نظري خواهيم داشت .

پس ( شب چله - شب يلدا ) تان به خوشي و وسپري كردن فصل زمستان به سلامتي

رضا

از کتابخانۀ:

رضا

نویسنده:

رضا علوي











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us