څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

سخن آخر


سخن آخر
البته در كتاب زنان افغان زير شلاق خشونت
مؤلف صالحه محك :
سال به پایان و روز به ختام بود. شب آمدن گرفته بود. شبی تیره تر از شب یلدا، آسمان میگریست و پرده های سیاه شب ، برکوی و برزن کابل گستردن گرفته بود که مشت خسی ، غرق در جهالت تا گلو ، در قلب کابل بر فرخنده مظلوم ، تاخت و تاز گرفتند و از دشمنان خلق ، امتیاز گرفتند تا باز دارند جنبش فرخنده را.
فرخنده پروانه شد ؛
فرخنده که بلبل بود
چون شیران پرُدل بود
نعره میزد ، داد میزد ،
از خدا میگفت ؛
من چه جرمی کرده ام ؟
آن بینوا میگفت ؛
لیک ، قاضیان بازاری
چون تازیان شکاری
با چوب و سنگ و خشت
فرخنده را بکُشت
شکستند او را
دست و پای و سر و گردان و کمر
بعدآ جسد او را
کردند زیر موتر
این بشکسته جسد را
به آتش بکشیدند
لیکن این جانیان
به آرمان نرسیدند
زیرا ؛
فرخنده رفت و
رسم و راهش در جهان ما ند
در زمین و آسمان ماند
پنجمین پروانه با سوختن بال
بیفزود بر خواهران میرابل .
صالحه محک يادگار

از کتابخانۀ:

صالحه محک يادگار

نویسنده:

صالحه محك ياد گار











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us