څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US

اعوذ بالله من الشیطان رجیم


اعوذ بالله من الشیطان رجیم
تقدیم به خلیفه روغن یا ن.ا.ر
مصطفی «عمرزی»

در فرصتی که گذشت و ناگزیر شدیم از نقشی بنویسیم که در انداز ترسیم ثبوت کرد ذات خطا خطاست، تورم جنس سگ زاده که بخشی در عقده ی تاریخی او از خایه مالی اجدادش در دربار هاست، در بقای این سلسله ی نحس، به اولاده ای می رسد که به گواه تاریخ، گُه خورده اند و گُه می کنند. در این نشست، دهن گنده، بارز ترین فرهنگ فارس، پارس، فارسی و پارسی است.
آن شرم باخته ی فرار کرده از وجدان، با دوره گردی مفعولانه، واقعیت ها را دوره می زند که گویا اگر اوغان گفت، عزت آنی که در برابرش با عزت است، همانی می شود که در وزن تاریخ، تا خود بوده اند و خواهند ماند، دختر داده اند، گه می خورند و خراب شده از پس، فعل شان به مفعولی می ماند که اگر صاحب سواد می شوند، مانند این ریخت نجس، فکر می کند صدای سگ خوش است. به درستی که گفته اند: صدای سگ، کجا آرد طرب!
انتقاد بر ما، در تولید گُه فارسی که از دهنی به گندیده گی آن متمنی برای رفع درد عقب اش صورت می گیرد، از شان مردان و زنانی نمی کاهد که وقتی در برابر حیوان فارسی بایستند، معروف است: با پارس (عوعو) سگ، دریا مردار نمی شود!
خطاب ما به آن بی وجدان و ذات خطا، این است که ما می پذیریم در انسان جایز الخطا، بی تقصیر نیستیم، اما کسانی که خیال کرده اند آریایی عاریایی نیست، فارس و پارس، نوع سگ بودن نیستند و خراسانی، به آسانی خر شدن نیست، بدانند در جراحت توهین به آن چه نخواستند بدانند، سالیان دیگر می باید بر حالی سگ شوند (پارسی)، خر شوند (خراسانی) و آری بگردند (عاریایی) که در یک دهه ی نحس روزگار شوم، یاد گرفته و آموخته ایم که به مصداق دیگر: اهل خراسانی و فارس، هرچه باشند، مرا دشمن اند.
ما در مستقبلی تقابل خواهیم کرد که در زمینه اش فرهنگ دهن گنده گی (فارسی و خراسانی) به خجلت مردمانی بشود که فکر کردند وقتی گُه می خورند، دهن شان منزه می ماند.
تراژیدی چند دهه مصیبت، منوط به پشتون ها نیست تا فراموش کنیم در حاکمیت ملای خاین (ربانی)، اهل سقا، به ناموس مردم تجاوز کردند و یاد غم های زنده شده که آن پلشت دیگر (کلکانی) در کمود، گُه می خورد و اما خیال کرده بود در آن هرج و مرج تجاوز و هتک حرمت مردم، خادم دین رسول الله شده است.
نمی خواهم پوزش بخواهند، اما در فرصتی که پیش از «دیر نشد» می آید، کمی از کسان و فرهنگی دهن را پاک کنند که اگر در جلد خراسانی و فارسی می سازند، هرگز فراموش نمی کنیم در آن «9 ماه مرداری» و «چهار سال گنده گی» که «ذات خطا کم نیامد»، گُه زده اند و گُه خورده اند.
آن ساییده سر در شکمی انباشته از آله های بازیگران سیاسی، اگر دهن گنده می کند، به قول دوستی: کله ی طاس اش زیر دنبه های قوماندانان و رهبران، از خوردن گُه فارسی و خراسانی، کچل شده است. او با شکمی به پندیده گی شکم زنی که فرزند حرام دارد، به موزیم آله هایی می ماند که اگر در محاکمه ی «گیرش« ما آمد، با لکد کردن آن، برایش تفهیم می کنیم چند سال عمر را «مفعول» بوده است.
به مصداق دیگر، نزن به در کسی به مشت، تا نکنند کونت به انگشت! این را داشته باش تا در فرصت های دیگر، اصلیت آن «تبار نوکر» را بیشتر کنیم.
سنت ماست: هر چه کنیم، ولو در مشرب کس خوش نباشد، اهل اخلاقیم و در تقدیم ادعا، آن را فراموش نخواهیم کرد؛ اما پاسخ توهین، توهین است. به توهین، بدتر می گوییم.
در برابر آریایی، خراسانی و فارسی بگوییم: اعوذ بالله من الشیطان رجیم!
مصطفی عمرزی

از کتابخانۀ:

مصطفی عمرزی

نویسنده:

مصطفی «عمرزی»











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us