څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook

عبارت


یادآوری: پیش ازاین هم چند نکته یی از عبارت نوشته بودم که ناتمام ماند. اکنون این گفتاررا به گونة دیگر از آغازتا فرجام ، این جا می نویسم تا نیازمندان را بهره یی بسنده از آن فراهم آید .
عبارت درزبان دری دو معنا دارد:
نخست ـ گونه یی نگارش یک نکته . به دیگر عبارت ، یعنی به بیان دیگر . به دیگرجمله بندی .
ددیگرـ عبارت در دستور زبان پیوستگی نحوی چند کلمه را می نامند که معنای تام نداشته باشد. عبارت چند گونه است ، به این شرح :
۱ـ عبارت بدلی وبیانی که واژة دومین وصف کننده یا بدل واژة نخستین است ، مانند: قلم خود کار، درخت بی ثمر ، رستم جهان پهلوان ، شاهنامه شاهکار فردوسی ودیگر.
۲ـ عبارت شماره وشمرده( عددومعدود) ، یک دالر، دو کشتی، ده اسپ.
۳ـ عبارت توصیفی ، مانند موی سیاه ، گل سرخ ، روز روشن وآسمان آبی. گاهی از واژگون شدن عبارت توصیفی ترکیب به دست می آید، مانند : سیاه موی از موی سیاه ، ابروی کمان که کمان ابرو می شود و موی سپید که سپید مو می شود. مرد پیر که پیرمرد میشود .
۴ـ عبارت اضافی ، مانند : کتاب رفیقم ، دریای کابل، خانة مامایم. وطن ما .
اضافت ، پيوستگی دو اسم يايک اسم و يک صفت با يک کسره را می گويند ، که واژۀ نخستين مضاف و واژۀ دومين مضاف اليه ناميده می شود.
هرگاه اسم نخستين به الف و واو ختم شود ، بين مضاف اليه و مضاف حرف يا نوشته می شود ، مانند: دريای خروشان واشکهای مظلوم آلوی بخارا وآرزوی مادر.
اگر مضاف اليه به هی غير ملفوظ پايان يابد ، بالای هی همزه گونه که در واقع سر يا است ، نوشته می شود ، مانند : مجسمۀ مرمرين و شاهنامۀ فردوسی.
اگر مضاف اليه به کانسو ننت بينجامد ، کسرۀ اضافت نشانۀ نوشتاری ندارد ، چون اين مثالها : گلستان سعدی و شير نيستان .هی ملفوظی یعنی هیی که درتلفظ می آید دراین جا حکم کانسونانت را دارد، مانند : گناه بزرگ وراه راست .
عبارت اضافی هشت گونه است ، ازاين قرار :
یکم ، عبارت اضافی ملکی : درعبارت اضافی ملکی ، کلمۀ اول( مضاف ) دارايِیِ کلمۀ دوم ( مضاف الیه ) است ، مانند : دست من، دامن تو ، مال مردم، دختر همسایه ، گرز رستم ، کافی ملنگ ،کباب فروشی داد خدا ، هر کارۀ خلیفه نظام .
دوم ، عبارت اضافی اختصاصی : درعبارت اضافی اختصاصی ، کلمۀ نخستین ( مضاف) پیوسته به دومین (مضاف الیه ) است ، مانند کنار دریا ، بند ساعت ، ورق کتاب ، سرپوش قلم ، دستۀ چاقو .
سوم ،عبارت اضافی بیانی : درعبارت اضافی بيانی یا در اضافت بیانی واژه دوم ( مضاف الیه ) نوع و مادۀ واژه نخستین ( مضاف ) را بیان می دارد ، چون: جراب نخی ، دستبند نقره ، نگین الماس ، گوشوارۀ پلاتین ، موتر تیز رفتار ، سگ شکاری ، گیلاس چای خوری .
چهارم ،عبارت اضافی تشبیهی : درعبارت اضافی تشبيهی ، واژه نخستین به دومین تشبیه می شود ، مانند : لب یاقوت ، موی سنبل ، ابروی کمان که اکثر به صورت سرچپه کاربرد دارد . یعنی واژۀ دومین به نخستین تشبیه می شود، چون:خرگاه آسمان ، عروس بهار، کاتب تقدیر ، دیو شب ، تیر نگاه .
پنجم ، عبارت اضافی استعاری : در چنين عبارت اضافی ، مضاف اليه به چيزی يا کسی تشبيه می شود ، خود آن چيز يا کس پديدار نمی گردد ، بل که يکی از لوازم آن در جای مضاف می نشيند ، مانند : دست زور= زور به شخص تشبيه شده است ، که پديدار نيست و لازم آن که دست است به جای مضاف قرار گرفته است .
شهپر خیا ل = خيا ل به پرنده يی تشبيه شده ، که دربيان نيامده است ، مگر شهپرآن درجای مضاف نشسته است .
عنان خشم = خشم به اسپ تشبيه شده است . خود اسپ پنهان مانده ، مگر عنانش مضاف قرار گرفته است .
ششم ، عبارت اضافی ایجادی : در اين نوع اضافت ، واژه نخستین ( مضاف ) ایجاد شده و یا
ساخته شده توسط واژه دومین ( مضاف الیه ) است ، مانند : شاهنامۀ فردوسی ، تاریخ غبار، دیوان حافظ ، مثنوی مولانا ، سلامان و ابسال جامی ، قمار باز داستایفسکی ، مونالیزای میکلانج ، اتللوی شکسپیر ، بینوایان هوگو، دیوان شرقی غربی گویته .
هفتم ، عبارت اضافت نامید نی : دراضافت نا ميدنی ، مضاف به نام مضاف الیه نامیده شده است ، مانند مسجد خواجه پارسا ، سینمای پامیر، پل محمود خان، گذر عاشقان و عارفان ، مسجد حاجی یعقوب ، کوچه علی رضاخان ، پارک زرنگار و زبان دری.
هشتم ، عبارت اضافت توصيفی :این گونه عبارت از صفت و موصوف ساخته می شود . شاید موصوف با یک صفت بیاید یا با چندین صفت و شدت دهنده ها ، مانند : کودک هوشیار و باغ بزرگ سر سبز خوش آب و هوای پر گل لاله .
۵ـ عبارت اسمی که از دو کلمه صورت می بندد ، یکی اسم ودیگری یا نشانه است یا معین کننده ، مانند:
هرخردمند، هیچ عاقل ( پشت بگذشته نگشت) ، همه عمر ( با تو قدح زدیم ونرفت رنج خمار ما )و مانند : این خانه ، این کوچه ، آن مکتب ، آن باغچه ، همان دوستم ، همین راه و کتابی ، خانه یی ، مغازه یی ، گیتاری ، نوازنده یی ، آواز خوان خوش آوازی .
۶ـ عبارت مصدری ، مانند : شعرگفتن ، نامه نوشتن ، پول پیداکردن ، درس خواندن.
۷ـ عبارت مفعولی : از دو کلمه يکی مستقل ودیگری نشانة مفعول مستقیم شکل می گیرد، مانند: ناله را ( هرچند می خواهم که پنهان برکشم.) ، بهاررا ( چی می کنم ، بتابهارمن تو ای .) ، با سخن ( گر نخواهدش که فریفت + بهرآن گل سخنوری چی کند) .
۸ـ عبارت پیشینه یی ، که ازدوکلمة مستقل ونامستقل ساخته می شود ، مانند: ازکوزه ( همان تراود که در اوست.) ، درخانه ( کتابخانه کی دارد سود .) ، ازدل ( برود هر آن که از دیده برفت .)
۹ـ عبارت فعلی که یک جزو آن فعل و جزو دیگر اسم ، صفت یاقید است ، مانند: خوانده توانستم گفته نتوانست ، نوشته بودند ،‌ شنیده ایم. دیروزآمد ، شتابناک راه می رود، بلند خندیدم.
همچنان صفت همراه فعلهای مانند است ، بود ، شد ، می شود ، گشت می گردد عبارتهای فعلی می سازند ، مانند: سرخ شد ، گرم می شود ، کبود گشت ، پیر می گردد ، خوش می شوم ، هوشیار است .

داکتر اسدالله حبیب

از کتابخانۀ:

داکتر اسدالله حبیب

نویسنده:

داکتر اسدالله حبیب











| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us