څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US





����������





				
					
کرد خصمان برو جهان فراخ تنگ همچون درونگه درواخ بی سبب خصم قصد جانش کرد او بدانست و زان امانش کرد بار دیگر به قصد او برخاست بی گناهی ورا بکشتن خواست پس سیم بار عزم کرد درست شربت زهر همچو بار نخست راست کرد و بداد آن ناپاک که جهان باد از چنان زن پاک صد و هفتاد و اند پاره جگر به در انداخت زان لب چو شکر جان بداد اندر آن غم و حسرت باد بر جان خصم او لعنت گفت با او ستوده میرحسین آن مر اشراف را چو زینت و زین زهر جان مر ترا که داد بگوی گفت غمز از حسن بود نه نکو جد من مصطفی امان زمان پدرم مرتضی امین جهان جده من خدیجه زین زمان مادرم فاطمه چراغ جنان جمله بودند از خیانت و غمز پاک و پاکیزه خاطر و دل و مغز من هم از بطن و ظهر ایشانم گرچه جمع از غم پریشانم نه کنم غمز و نه بوم غماز خود خدا داند آخر و آغاز هست دانا به باطن و ظاهر چون توانا به اول و آخر آنکه فرمود و آنکه داد رضا خود جزا یابد او به روز جزا ور مرا روز حشر ایزد بار بدهد در جوار جنت بار نروم در بهشت جز آنگاه که نهد در کفم کف بدخواه از چه گویم به رمز وصف الحال کاندرین شرح نیست جای مقال حق بگویم من از که اندیشم آنچه باشد یقین شده پیشم جعده بنت اشعث آن بد زن که ورا جام زهر داد به فن که فرستاد مر ورا بر گوی بر زمین زن سبوی بر لب جوی آن که بودش که یافت این فرصت که برو باد تا ابد لعنت که پذیرفت ازو درم به الوف زر و گوهر که نیست جای وقوف لؤلؤ هند و عقد مروارید که ز میراثهای هند رسید کین نکو عقد مرا ترا دادم به تو بخشیدم و فرستادم گر تو این شغل را تمام کنی خویشتن را تو نیک نام کنی به پسر مر ترا دهم به زنی مر مرا دختری و جان و تنی تا بکرد آنچه کردنی بودش لیک زان فعل بد نبد سودش آنچه پذرفته بود هیچ نداد مر ورا در دهان نار نهاد چون پدر گفت با پسر که زنت جعده باید که هست رای زنت گفت، آن زن که با حسن ده بار نخورد بر روان او زنهار به دروغی دهد سرش بر باد از خدا و رسول نارد یاد من برو دل بگو چگونه نهم به زنی اش رضا چگونه دهم با چو او کس چو کژ هوا باشد با منش راستی کجا باشد جان بیهوده کرد در سر کار تا ابد ماند در جهنم و نار رفت و با خود ببرد بدنامی چه بتر در جهان ز خود کامی صد هزار آفرین بار خدا بر حسن باد تا به روز جزا خبر آن دل پر آذر او نشنوی جز که از برادر او



Last Update: 2014-02-19 21:49:31.0


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us