څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
Montréal, February 20, 2017 کابل, دوشنبه، ۲ حوت ۱۳۹۵ ۰۸:۴۴
facebook



سنائی


[1067]

آ

ا

  1. آتش عشق بتی برد آبروی دین ما   (ترکیب بند٬ از دیوان)
  2. آراست جهاندار دگرباره جهان را   (قصیده٬ از دیوان)
  3. ابلهی دید اشتری به چرا   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  4. احسنت و زه ای نگار زیبا   (غزل٬ از دیوان)
  5. از من و از تو کارسازی را   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  6. انعم الله صباح ای پسرا   (غزل٬ از دیوان)
  7. ای از بنفشه ساخته بر گل مثالها   (غزل٬ از دیوان)
  8. ای بنام و خوی خوش میراث دار مصطفا   (قصیده٬ از دیوان)
  9. ای به بر کرده بی وفایی را   (غزل٬ از دیوان)
  10. ای چو نعمان بن ثابت در شریعت مقتدا   (قصیده٬ از دیوان)
  11. ای در دل مشتاقان از عشق تو بستانها   (قصیده٬ از دیوان)
  12. ای ز عشقت روح را آزارها   (غزل٬ از دیوان)
  13. ای سنایی گر همی جویی ز لطف حق سنا   (قصیده٬ از دیوان)
  14. ای عمیدی که باز غزنین را   (قطعه٬ از دیوان)
  15. ای نهاده پای همت بر سر اوج سما   (قصیده٬ از دیوان)
  16. ای همه خوبی در آغوش شما   (غزل٬ از دیوان)
  17. باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را   (غزل٬ از دیوان)
  18. باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را   (غزل٬ از دیوان)
  19. بنده یک دل منم بند قبای ترا   (غزل٬ از دیوان)
  20. بود وقتی منجمی کانا   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  21. تا ز سر شادی برون ننهند مردان صفا   (قصیده٬ از دیوان)
  22. تا کی ز هر کسی ز پی سیم بیم ما   (قصیده٬ از دیوان)
  23. جاودان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را   (غزل٬ از دیوان)
  24. جمالت کرد جانا هست ما را   (غزل٬ از دیوان)
  25. چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را   (غزل٬ از دیوان)
  26. چون ستودی بسی عدولان را   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  27. حسب حال آنکه دیو آز مرا   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  28. حمل و ثور و پیکر جوزا   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  29. داده از حکم تو تمنی را   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  30. در ده پسرا می مروق را   (غزل٬ از دیوان)
  31. در ستایش امام حسن و امام حسین رضی الله عنهما   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  32. دل خریدار نیست جز غم را   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  33. دیده نبیند همی، نقش نهان ترا   (قصیده٬ از دیوان)
  34. ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را   (قصیده٬ از دیوان)
  35. ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را   (غزل٬ از دیوان)
  36. ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را   (غزل٬ از دیوان)
  37. ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را   (غزل٬ از دیوان)
  38. سر احرار سیدالوزرا   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  39. شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را   (قصیده٬ از دیوان)
  40. عشقست مرا بهینه تر کیش بتا   (رباعی٬ از دیوان)
  41. فاقه منمای بیش از این جان را   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  42. کاف و نون نیست جز نبشته ما   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  43. کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا   (قصیده٬ از دیوان)
  44. ما باز دگر باره برستیم ز غمها   (غزل٬ از دیوان)
  45. مرحبا مرحبا برای هلالا   (غزل٬ از دیوان)
  46. مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل را   (غزل٬ از دیوان)
  47. مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا   (قصیده٬ از دیوان)
  48. من کیم کاندیشه تو هم نفس باشد مرا   (غزل٬ از دیوان)
  49. منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا   (قصیده٬ از دیوان)
  50. می ده ای ساقی که می به درد عشق آمیز را   (غزل٬ از دیوان)
  51. نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا   (غزل٬ از دیوان)

ب

  1. آن شنیدی که عمر خطاب   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  2. از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب   (غزل٬ از دیوان)
  3. از همه انبیا چو بخشش رب   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  4. او کیست مرا یارب او کیست مرا یارب   (قصیده٬ از دیوان)
  5. ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لب   (مسمط٬ از دیوان)
  6. بتی که گر فکند یک نظر بر آتش و آب   (قصیده٬ از دیوان)
  7. بود فرزند بد بود به دو باب   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  8. دیدن آفتاب را در خواب   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  9. زهی سزای محامد محمدبن خطیب   (قطعه٬ از دیوان)
  10. عربی وار دلم برد یکی ماه عرب   (قصیده٬ از دیوان)
  11. فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب   (غزل٬ از دیوان)
  12. وین اطبا که خالی اند از طب   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)

ت

  1. آدم و آنکه شمت جان داشت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  2. آدمی چون بداشت دست از صیت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  3. آدمی گرچه بر زمانه مهست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  4. آز را از درون خود پیوست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  5. آن شنیدی که ابلهی برخاست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  6. آن شنیدی که تا خلیل چه گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  7. آن شنیدی که در حد مرداشت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  8. آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست   (قصیده٬ از دیوان)
  9. آنچه ارکانی و آنچه گردونیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  10. ابلقی را که رخ به خانه اوست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  11. از تو زاری نکوست زور بدست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  12. از خدای آمده بر جانت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  13. از در تن که صاحب کلهست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  14. از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست   (غزل٬ از دیوان)
  15. اندر دل من عشق تو نور یقینست   (غزل٬ از دیوان)
  16. ای بنده ره شوق ملک بی خطری نیست   (قصیده٬ از دیوان)
  17. ای پر در گوش من ز چنگت   (غزل٬ از دیوان)
  18. ای پسر عشق را شکایت نیست   (غزل٬ از دیوان)
  19. ای پیشرو هر چه نکوییست جمالت   (ترجیع بند٬ از دیوان)
  20. ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست   (غزل٬ از دیوان)
  21. ای جان جهان کبر تو هر روز فزونست   (غزل٬ از دیوان)
  22. ای جمال معاشران چونست   (قطعه٬ از دیوان)
  23. ای ساقی می بیار پیوست   (غزل٬ از دیوان)
  24. ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست   (غزل٬ از دیوان)
  25. ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تراست   (غزل٬ از دیوان)
  26. ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات   (غزل٬ از دیوان)
  27. ای مستان خیزید که هنگام صبوحست   (غزل٬ از دیوان)
  28. ای مسلمانان مرا در عشق آب بت غیر تست   (غزل٬ از دیوان)
  29. ای منیری نمود مهتابت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  30. ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت   (قصیده٬ از دیوان)
  31. این چه جمالست و ناز کز تو در ایام تست   (غزل٬ از دیوان)
  32. این رنگ نگر که زلفش آمیخت   (غزل٬ از دیوان)
  33. اینک اقلیم بیم و امیدست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  34. اینهمه علم جسم مختصر است   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  35. بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست   (غزل٬ از دیوان)
  36. بر سه نوع از ستور و دیو و ددست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  37. بشنو تا ابوحنیفه چه گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  38. بندگان را که از قدر حذر است   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  39. به پسر شیخ گورکانی گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  40. به خودش کس شناخت نتوانست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  41. پای برنه بر آسمان سرمست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  42. تا بدیدم بتکده بی بت دلم آتشکدست   (غزل٬ از دیوان)
  43. تا خیال آن بت قصاب در چشم منست   (غزل٬ از دیوان)
  44. تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات   (غزل٬ از دیوان)
  45. تا گل لعل روی بنمودست   (غزل٬ از دیوان)
  46. تا نقش خیال دوست با ماست   (غزل٬ از دیوان)
  47. تا هلاک عاشقان از طره شبرنگ تست   (غزل٬ از دیوان)
  48. تازه اندر بهار حق صوفیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  49. توبه من جزع و لعل و زلف و رخسارت شکست   (غزل٬ از دیوان)
  50. جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست   (غزل٬ از دیوان)
  51. جامه از بهر عورت عامه است   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  52. جامه کهنه رنج و اندوه است   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  53. جانا بجز از عشق تو دیگر هوسم نیست   (غزل٬ از دیوان)
  54. جون تو از بود خویش گشتی نیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  55. جوهر آتش است بعد ازهفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  56. چار طبعش مرید و او پیرست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  57. چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست   (غزل٬ از دیوان)
  58. چه خواهی کرد قرایی و طامات   (غزل٬ از دیوان)
  59. خاک را از باد بوی مهربانی آمدست   (قصیده٬ از دیوان)
  60. خواجه ای را به مردمی دربست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  61. دارم سر خاک پایت ای دوست   (غزل٬ از دیوان)
  62. دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت   (غزل٬ از دیوان)
  63. در جمل چون معاویه بگریخت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  64. در جهان یک زیان چو سود تو نیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  65. در جهانی که عقل و ایمانست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  66. در دل آن را که روشنایی نیست   (غزل٬ از دیوان)
  67. در طریقی که شرط جان سپریست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  68. در عبارت کتاب مسطورست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  69. در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست   (غزل٬ از دیوان)
  70. در مناجات پیر شبلی گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  71. دعوی عشق و عقل گفتارست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  72. دنیی ار چه ز حرص دلبر تست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  73. دوست چنان باید کان منست   (غزل٬ از دیوان)
  74. دوش رفتم به سر کوی به نظاره دوست   (غزل٬ از دیوان)
  75. دوش مرا عشق تو از جامه برانگیخت   (غزل٬ از دیوان)
  76. دولت اکنون ز امن و عدل جداست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  77. رازی ز ازل در دل عشاق نهانست   (غزل٬ از دیوان)
  78. راه دور از دل درنگی تست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  79. راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست   (غزل٬ از دیوان)
  80. راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست   (غزل٬ از دیوان)
  81. روبهی پیر روبهی را گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  82. روز صفین چو حرب در پیوست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  83. روی تو ای دلفروز گر نه چو ماهست   (غزل٬ از دیوان)
  84. زالکی کرد سر برون ز نهفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  85. زان چشم پر از خمار سرمست   (غزل٬ از دیوان)
  86. زاهدی از میان قوم بتاخت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  87. زینهار این یادگار از دست رفت   (غزل٬ از دیوان)
  88. ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست   (غزل٬ از دیوان)
  89. سال قحطی یکی به کسری گفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  90. سبب خشم و شهوت از لقمه ست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  91. سبب عاشقان نه نیکوییست   (غزل٬ از دیوان)
  92. سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت   (غزل٬ از دیوان)
  93. سنایی سنای خرد را سزاست   (قصیده٬ از دیوان)
  94. سنایی کنون با ضیا و سناست   (قصیده٬ از دیوان)
  95. سینه او گشاد روح نخست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  96. شب معراج چون به حضرت رفت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  97. شحنه ای در دهی شبی سرمست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  98. شرف آفتاب در حملست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  99. شور در شهر فگند آن بت زنارپرست   (غزل٬ از دیوان)
  100. صحبت ابلهان چو دیگ تهیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  101. صورت عشق و عقل گفتارست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  102. عاشقان سوی حضرتش سرمست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  103. عزمت از حضرت نبی و علیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  104. عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت   (غزل٬ از دیوان)
  105. عشق بازیچه و حکایت نیست   (غزل٬ از دیوان)
  106. عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست   (غزل٬ از دیوان)
  107. عقل چشم و پیمبری نورست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  108. عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست   (قصیده٬ از دیوان)
  109. عقل سلطان قادر خوش خوست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  110. فضل دین در ره مسلمانیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  111. قال الله تعالی قل لئن اجتمعت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  112. کار تو پیوسته آزارست گویی نیست هست   (غزل٬ از دیوان)
  113. کار دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت   (غزل٬ از دیوان)
  114. کفر و ایمان دو طریقیست که آن پنهان نیست   (قصیده٬ از دیوان)
  115. گر تو پنداری ترا لطف خدایی نیست هست   (غزل٬ از دیوان)
  116. گر تو پنداری که جز تو غمگسارم نیست هست   (غزل٬ از دیوان)
  117. گل به باغ آمده تقصیر چراست   (غزل٬ از دیوان)
  118. مال بر کف چو پیل بر کشتیست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  119. ماه رویا گرد آن رخ زلف چون زنجیر چیست   (غزل٬ از دیوان)
  120. ماه شب گمرهان عارض زیبای تست   (غزل٬ از دیوان)
  121. ماهرویا در جهان آوازه تست   (غزل٬ از دیوان)
  122. مثلث همچو مرد در کشتی است   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  123. مرد هشیار در این عهد کمست   (قصیده٬ از دیوان)
  124. مردی و جوانمردی آئین و ره ماست   (قصیده٬ از دیوان)
  125. مرغ و حور از بهشت ابدانست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  126. معرفت را شرف پناه شماست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  127. معشوقه از آن ظریفتر نیست   (غزل٬ از دیوان)
  128. نخواهم من طریق و راه طامات   (غزل٬ از دیوان)
  129. نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست   (غزل٬ از دیوان)
  130. نفس کو مر ترا چو جان دارست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  131. نقش بند برون گلها اوست   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  132. ور بود خود نعوذبالله دخت   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  133. هر آن روزی که باشم در خرابات   (غزل٬ از دیوان)
  134. هر زمان از عشق جانانم وفایی دیگرست   (غزل٬ از دیوان)
  135. هر کرا درد بی نهایت نیست   (غزل٬ از دیوان)
  136. هر که در راه عشق صادق نیست   (غزل٬ از دیوان)
  137. یگ خواجه ز گوشت دوشیزه ست   (قطعه٬ از دیوان)

ة

ث

ج

چ

ح

خ

  1. آن شنیدی که مرغکی در شخ   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  2. خوب را از برای دست فراخ   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  3. زان ملوک عجم که در تاریخ   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  4. کرد خصمان برو جهان فراخ   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)

څ

ځ

د

  1. آدمی سوی حق همی پوید   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  2. آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود   (غزل٬ از دیوان)
  3. آن جوانی به درد می نالید   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  4. آن زمان کاین حجاب برگیرند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  5. آن شنودی که بود چون در خورد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  6. آن شنیدی که با سکندر راد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  7. آن شنیدی که زاهدی آزاد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  8. آن کسانی که راه دین رفتند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  9. آن نبینی که پیشتر ز وجود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  10. آن یکی خیره ز اشتری پرسید   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  11. آن یکی رجل گفته آن یک ید   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  12. آنچه بر تن قبول بر جان رد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  13. آنرا که خدا از قلم لطف نگارد   (غزل٬ از دیوان)
  14. آنکس که ز عاشقی خبر دارد   (غزل٬ از دیوان)
  15. آنکه با نقشهای زیبااند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  16. آنکه دربند مال و اسبابند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  17. آنکه عم تو و آنکه خال تواند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  18. آنی که چو تو گردش ایام ندارد   (غزل٬ از دیوان)
  19. اختراعی چنین هرآنکه نهاد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  20. از برای تناهی اندر کرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  21. از پس این براق شوق بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  22. از درونش چو بوی جان یابند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  23. از دوست به هر جوری بیزار نباید شد   (غزل٬ از دیوان)
  24. از زره بود پشت حیدر فرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  25. از غلام آنکه زی عیال آمد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  26. از هر چه گمان بر دلم یار نه آن بود   (غزل٬ از دیوان)
  27. اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد   (غزل٬ از دیوان)
  28. اگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد   (قصیده٬ از دیوان)
  29. انبیا راستان دین بودند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  30. انبیا ز آسمان پیاده شدند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  31. اندرین عصر بوالفضولی چند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  32. ای برادر زکی بمرد و بشد   (قطعه٬ از دیوان)
  33. ای خدایی که رهیت افسر دو جهان نشود   (قصیده٬ از دیوان)
  34. ای رفیقان دوش ما را در سرایی سور بود   (قصیده٬ از دیوان)
  35. ای سنایی ز جسم و جان تا چند   (قصیده٬ از دیوان)
  36. ای قوم ازین سرای حوادث گذر کنید   (ترجیع بند٬ از دیوان)
  37. ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد   (غزل٬ از دیوان)
  38. ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده اند   (قصیده٬ از دیوان)
  39. ای یار بی تکلف ما را نبید باید   (غزل٬ از دیوان)
  40. ایام چو من عاشق جانباز نیابد   (غزل٬ از دیوان)
  41. این ابلهان که بی سبب دشمن منند   (قصیده٬ از دیوان)
  42. این خطاب آن به مردی فرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  43. این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد   (غزل٬ از دیوان)
  44. با او دلم به مهر و مودت یگانه بود   (غزل٬ از دیوان)
  45. با سیه باش چونت نگزیرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  46. با من بت من تیغ جفا آخته دارد   (غزل٬ از دیوان)
  47. باز اینها که مرد احکامند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  48. باز جانها شکار خواهد کرد   (قصیده٬ از دیوان)
  49. باز را چون ز بیشه صید کنند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  50. باز متواری روان عشق صحرایی شدند   (قصیده٬ از دیوان)
  51. باز مردی که وی طبیب بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  52. باش تا حسن نگارم خیمه بر صحرا زند   (قصیده٬ از دیوان)
  53. بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند   (غزل٬ از دیوان)
  54. بعد ازان سالکان چو بشتابند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  55. بود پیری به بصره در زاهد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  56. بود عمر نشسته روزی فرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  57. بوشعیب الابی امامی بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  58. بیهوده چه شینید اگر مرد مصافید   (غزل٬ از دیوان)
  59. پس از آدم هر آنچ ز آدم زاد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  60. پسری احوال از پدر پرسید   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  61. تا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد   (قصیده٬ از دیوان)
  62. تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشود   (قصیده٬ از دیوان)
  63. تا توانی به گرد عامه مگرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  64. تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید   (غزل٬ از دیوان)
  65. تا کی کنم از طره تو فریاد   (غزل٬ از دیوان)
  66. تا لب تو آنچه بهتر آن برد   (غزل٬ از دیوان)
  67. تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد   (غزل٬ از دیوان)
  68. ترا باری چو من گر یار باید   (غزل٬ از دیوان)
  69. جانور را چو خوانش پیش نهاد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  70. جمع خراباتیان سوز نفس کم کنید   (غزل٬ از دیوان)
  71. چند پرسی که بندگی چه بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  72. چندگویی رسیدگی چه بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  73. چون دو زلفین تو کمند بود   (غزل٬ از دیوان)
  74. چون همی از باغ بوی زلف یار ما زند   (قصیده٬ از دیوان)
  75. چونکه بهرامشاه شه باشد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  76. چه رنگهاست که آن شوخ دیده نامیزد   (غزل٬ از دیوان)
  77. خال کآزار تو گزیده بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  78. خطر من گهر پریشان کرد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  79. خلق از این خانه برحذر باشد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  80. خلق تا در جهان اسبابند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  81. خلق جز مکر و بند و پیچ نیند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  82. خنده هرزه کار غمر بود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  83. خوبت آراست ای غلام ایزد   (غزل٬ از دیوان)
  84. خورشید چو از حوت به برج حمل آمد   (قصیده٬ از دیوان)
  85. داعیانی که زاده زمنند   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  86. در جهان دردی طلب کان عشق سوز جان بود   (قصیده٬ از دیوان)
  87. در حق حق غضب روا نبود   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)
  88. در دهان هر زبان که گویا شد   (مثنوی٬ از حديقة الحقيقة و شريعة الطريقة)