څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
Montréal, February 20, 2017 کابل, دوشنبه، ۲ حوت ۱۳۹۵ ۰۸:۴۴
facebook



صوفی عشقری


[107]

آ

ا

  1. از چه آهوان تست نشهٔ رميدنها   (غزل٬ از دیوان)
  2. از چه خار از ما خوری ای جامه خارای بيا   (غزل٬ از دیوان)
  3. اين بود خواهش يگانهٔ ما   (غزل٬ از دیوان)
  4. به تار عاشقی بندم خدايا   (غزل٬ از دیوان)
  5. بی گفتگو به کلبه ام ای آشنا بيا   (غزل٬ از دیوان)
  6. بی نکورويی گلستان خوش نمی آيد مرا   (غزل٬ از دیوان)
  7. تا تار کاکلت دارد به عاشق تارها   (غزل٬ از دیوان)
  8. تابکی گردم از آن دلبر خودکام جدا   (غزل٬ از دیوان)
  9. چشم مستت به عين جنگ مرا   (غزل٬ از دیوان)
  10. چشم مستت گر ببيند چهرۀ زرد مرا   (غزل٬ از دیوان)
  11. در دبستان بهر تحصيليم ما   (غزل٬ از دیوان)
  12. ديده ام ديد و دل کشيد ترا   (غزل٬ از دیوان)
  13. ز خامی عشق ناميدم هوس را   (غزل٬ از دیوان)
  14. شکر بی اندازه گويم کردگار خويش را   (غزل٬ از دیوان)
  15. صرف کردم عمر خود را در غزلسراييها   (غزل٬ از دیوان)
  16. عمری خيال بستم يار آشناييت را   (غزل٬ از دیوان)
  17. کباب کردی و بريان نمودی جان مرا   (غزل٬ از دیوان)
  18. کو شراب کهنی تا برد از هوش مرا   (غزل٬ از دیوان)
  19. مرا با خاطر رويت ببخشا   (غزل٬ از دیوان)
  20. من نمی گويم چنين کن يا چنان کار مرا   (غزل٬ از دیوان)
  21. نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا   (غزل٬ از دیوان)

ب

  1. ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب   (غزل٬ از دیوان)
  2. گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب   (غزل٬ از دیوان)
  3. گشته از فيض کدامين رو منور ماهتاب   (غزل٬ از دیوان)
  4. نها نگفته ام رخ زيبا گل گلاب   (غزل٬ از دیوان)
  5. یک دست شوند جمله مسلمان چقدر خوب   (غزل٬ از دیوان)

ت

  1. آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت   (غزل٬ از دیوان)
  2. الحذر ای دل که برق روی خوبان آتش است   (غزل٬ از دیوان)
  3. انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است   (غزل٬ از دیوان)
  4. ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست   (غزل٬ از دیوان)
  5. ای دلربا چرا دلت از ما گرفته است   (غزل٬ از دیوان)
  6. اين عکس شوخ و شنگ قشنگ از نگار ماست   (غزل٬ از دیوان)
  7. بسيار کنج و کاو مکن اختيار نيست   (غزل٬ از دیوان)
  8. به عالم رونق و رنگ بهار است   (غزل٬ از دیوان)
  9. تا دل به چين کاکل يار آشيانه ساخت   (غزل٬ از دیوان)
  10. تا نازبوی خط ز لبت سر کشيده است   (غزل٬ از دیوان)
  11. جز خموشی هر که دل برناله و فریاد داشت   (غزل٬ از دیوان)
  12. چه نويسم که حال من چون است   (غزل٬ از دیوان)
  13. حسن فرنگ و جرمن پامال دلبر ماست   (غزل٬ از دیوان)
  14. خال سيه که در بر رخسار دلبرست   (غزل٬ از دیوان)
  15. داری خبر که از دل و جان میپرستمت   (غزل٬ از دیوان)
  16. داغ های سينه ام از سنگ طفلان بوده است   (غزل٬ از دیوان)
  17. در لعل لبت گرچه حيات دو جهانست   (غزل٬ از دیوان)
  18. دلم از شيوه های يار تنگ است   (غزل٬ از دیوان)
  19. رنگ حنا بدست تو ای نوجوان خوشست   (غزل٬ از دیوان)
  20. سازهای سينهٔ ما کمتر از سنتور نيست   (غزل٬ از دیوان)
  21. شام شد روزم خدايا سرپناه من کجاست   (غزل٬ از دیوان)
  22. قامت من اندکی خم گشته است   (غزل٬ از دیوان)
  23. گر بهشتم می سزد ديدار جانانم بس است   (غزل٬ از دیوان)
  24. مست خوابی و نرگست باز است   (غزل٬ از دیوان)
  25. من نمی گويم که تنها ساغر و پيمانه سوخت   (غزل٬ از دیوان)
  26. ناز و ادا و جلوۀ خوبان غنيمت است   (غزل٬ از دیوان)
  27. يک عمر در پی تو دويدم دگر بس است   (غزل٬ از دیوان)

ة

ث

ج

چ

ح

خ

څ

ځ

د

  1. احوال کوهکن را از بيستون بياريد   (غزل٬ از دیوان)
  2. امشب چه باعث است که خوابم نمی برد   (غزل٬ از دیوان)
  3. ای دوستان برای خدا ياد ما کنيد   (غزل٬ از دیوان)
  4. به این تمکین که ساقی باده در پیمانه میریزد   (غزل٬ از دیوان)
  5. تا ديدۀ من بر رخت ای سيمبر افتاد   (غزل٬ از دیوان)
  6. دلم از سير گلشن وا نگردد   (غزل٬ از دیوان)
  7. ﺩﻧﻴﺎﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﻭﺩﻧﻴﺎ ﻟﻴﻜﻦ ﺑﻘﺎ ﻧﺪﺍﺭد   (غزل٬ از دیوان)
  8. رويت اگر ز پيش نظر دور نمیشد   (غزل٬ از دیوان)
  9. همسر سرو قدت نی در نيستان نشکند   (غزل٬ از دیوان)
  10. ياد باد آن شب که گيس محفلم روی تو بود   (غزل٬ از دیوان)

ذ

ر

  1. به افسوس و به حرمان گشته يی يار   (غزل٬ از دیوان)

ړ

ز

  1. می نمايی اگر جدايی باز   (غزل٬ از دیوان)

ژ

ږ

س

ش

ښ

ص

ض

ط

ظ

ع

غ

ف

ق

  1. بی اتاقم ز‌یر این نیلی رواق   (غزل٬ از دیوان)

ک

ګ

گ

ل

م

  1. ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم   (غزل٬ از دیوان)
  2. ای لاله رو بوصف تو دیوان نوشته ام   (غزل٬ از دیوان)
  3. با همه بیگانگی ها آشنای کیستم   (غزل٬ از دیوان)
  4. باز امشب ای رقیبان ساز می خواهد دلم   (غزل٬ از دیوان)
  5. باز امشب دوستان خواب پریشان دیده ام   (غزل٬ از دیوان)
  6. به آن لبهای خندان کار دارم   (غزل٬ از دیوان)
  7. به رسیدن وصالت بخدا تلاش دارم   (غزل٬ از دیوان)
  8. به نظر وصل دلبری دارم   (غزل٬ از دیوان)
  9. تا بر رخ تو نظاره کردم   (غزل٬ از دیوان)
  10. جان به لب آمده و نیست بسر هیچ کسم   (غزل٬ از دیوان)
  11. چندیست در هوای بتان پر نمی زنم   (غزل٬ از دیوان)
  12. چه عیدست اینکه قربانت نگشتم   (غزل٬ از دیوان)
  13. داری خبر كه هرقدر اشعار ساختم   (غزل٬ از دیوان)
  14. در طریق عشق خام افتاده ام   (غزل٬ از دیوان)
  15. دل بیمار و خسته ای دارم   (غزل٬ از دیوان)
  16. دمي كه از سر كويت روانه ميگردم   (غزل٬ از دیوان)
  17. سینه ی کنده کنده یی دارم   (غزل٬ از دیوان)
  18. شد روزها که باز جمالت ندیده ام   (غزل٬ از دیوان)
  19. عاشق دربار شاهم من زکابل میروم   (غزل٬ از دیوان)
  20. کاشکی من هم به دنیا خانه ای می داشتم   (غزل٬ از دیوان)
  21. می پرستم، جان سر پیمانه سودا می کنم   (غزل٬ از دیوان)
  22. می پرستم، جان سر پیمانه سودا میکنم   (غزل٬ از دیوان)
  23. می نوشتم بیت رنگین رنگ اگر می داشتم   (غزل٬ از دیوان)
  24. میروم هر لحظه از خود روبروی کیستم   (غزل٬ از دیوان)
  25. نگویی بهر دنیا گریه کردم   (غزل٬ از دیوان)
  26. نه نشاط و نه ماتمی دارم   (غزل٬ از دیوان)
  27. نيم گلباز و نی گل ميفروشم   (غزل٬ از دیوان)
  28. هرچند که در هستی خود خاک ندارم   (غزل٬ از دیوان)
  29. هردم که یاد آن بت می نوش می کنم   (غزل٬ از دیوان)
  30. یاد ایامی که در این کوچه یاری داشتم   (غزل٬ از دیوان)

ن

ڼ

و

ه

  1. زیارت آمدم در روضه ات مشکل گشا گفته   (غزل٬ از دیوان)
  2. زين پرسيدنم نباشد گناهٔ من کو خطای من چه   (قطعه٬ از دیوان)
  3. فلک از بسکه غم رالیږی ده   (غزل٬ از دیوان)

ی

  1. ای که اورنگ به قوسین و اودنی داری   (غزل٬ از دیوان)
  2. چهار بیتی   (رباعی٬ از دیوان)
  3. رسیده باز، ایام بهاری   (غزل٬ از دیوان)

ئ

ې

ي

ۍ

ء



| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us