څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook



جامی


[195]

آ

ا

  1. به حکم آنکه امت پروری را   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. بود در عهد بوعلی سینا   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. حاتم آن بحر جود و کان عطا   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. شحنه ای گفت که عیاری را   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. چو دولت گیر شد دام زلیخا   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. چون سلامان شد حریف ابسال را   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ب

  1. باشد اندر دار و گیر روز و شب   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. سه روز آن ماه در چه بود تا شب   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. شبی یوسف به پیش چشم یعقوب   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. معتمر نام، مهتری ز عرب   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. چون رسیدم شب بدین جا زین خطاب   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ت

  1. «ای پسر ملک جهان جاوید نیست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. «دیدهٔ اقبال من روشن به توست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. الهی! کمال الهی تو راست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. بعد شش سال، معتمر، یا هفت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. به نام آنکه نامش حرز جان هاست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. خارکش پیری با دلق درشت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. دل فارغ ز درد عشق، دل نیست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. زلیخا چون ز یوسف کام دل یافت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. سحر چون زاغ شب پرواز برداشت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. سخن دیباچهٔ دیوان عشق است   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. سخن ز آسمان ها فرود آمده ست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  12. سکندر چو نامه به مادر نوشت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  13. سکندر که صیتش جهان را گرفت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  14. سیاح حدود این ولایت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  15. شاهد خلوتگه غیب از نخست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  16. شیوهٔ واعظ آن بود که نخست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  17. صادقی را غم شبگیر گرفت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  18. ضعف پیری قوت طبعم شکست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  19. مسکین پدرش خبر چو ز آن یافت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  20. نسازد عشق را کنج سلامت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  21. هر کجا از عشق جانی در هم است   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  22. ولی اول جمال خود بیاراست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  23. چمن پیرای باغ این حکایت   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  24. چون شد این اعتقادنامه درست   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ة

ث

ج

  1. چنین گفت آن سخن دان سخن سنج   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

چ

ح

خ

  1. زنگی ای روی چون در دوزخ   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

څ

ځ

د

  1. خرسی از حرص طعمه بر لب رود   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. خسرو صبح چو علم برزد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. دبیر خامه ز استاد کهن زاد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. دلی کز دلبری ناشاد باشد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. ز مادر هر که دولتمند زاید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. زاغی از آنجا که فراغی گزید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. زهی گنج حکمت که سقراط بود   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. سکندر چو بر هند لشکر کشید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. سکندر که گنجینهٔ راز بود   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. صانع بیچون چو عالم آفرید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. عنوان کش این صحیفهٔ درد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  12. فلاطون که فر الهی ش بود   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  13. قافیه سنجان چو در دل زنند   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  14. چو از مصر آمد آن مرد خردمند   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  15. چو دل با دلبری آرام گیرد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  16. چو فرمان یافت یوسف از خداوند   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  17. چو پا بر دامن صحرا نهادند   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  18. چون سلامان مایل ابسال شد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  19. چون سلامان هفته ای محمل براند   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  20. چون عیسی صبح، دم برآورد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  21. چون پدر روی سلامان را بدید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  22. چون یک چندی بر این برآمد   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  23. یوسف کنعان چو به مصر آرمید   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ذ

ر

  1. آن بود اختیار در هر کار   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. آن عرابی به شتر قانع و شیر   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. به بقراط شد علم طب آشکار   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. بود در دل چنان، که این دفتر   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. در رهی می گذشت پیغمبر   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. عجب اژدهائی ست کلک دو سر   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. پور عمران به دلی غرقهٔ نور   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. چو یوسف شد به خوبی گرم بازار   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. چون به تدبیر حکیم نامدار   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. چون سلامان با همه حلم و وقار   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. گوهر کش این علاقهٔ در   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ړ

ز

  1. سخن پرداز این کاشانهٔ راز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. شبانگه کز سواد شعر گلریز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. مجنون چو به حکم آن دل افروز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. مشاطهٔ این عروس طناز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. نیرنگ زن بیاض این راز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. هست یکی نیمهٔ عمر تو روز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. کی پردهٔ عاشقی شود ساز   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ژ

ږ

س

  1. سکندر چو زد از وصیت نفس   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. چنین گفت دانشور روم و روس   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ش

  1. ای که از طبع فرومایهٔ خویش   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. رامشگر این ترانهٔ خوش   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. زلیخا گرچه عشق آشفت حالش   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. زلیخا یک شبی نی صبر و نی هوش   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ښ

ص

ض

ط

  1. بسته به صد مهر بر اطراف شط   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ظ

ع

غ

  1. زلیخا داشت از دل بر جگر داغ   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ف

  1. بوتراب آن گهر بحر شرف   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. چو با آن کشتهٔ سودای یوسف   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ق

  1. ای دلت شاه سراپردهٔ عشق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. خوش آن دل کاندر او منزل کند عشق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. روز بهان فارس میدان عشق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. رونق ایام جوانی ست عشق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. سر فتنهٔ نیکوان آفاق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. صبحدم چون شاه این نیلی تتق   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ک

  1. سکندر چو ز آلایش جهل پاک   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ګ

گ

  1. چو یوسف را گرفت آن مرد سرهنگ   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ل

  1. ای درین دامگه وهم و خیال   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. ای کشیده به کلک وهم و خیال   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. بود مردانه زنی در موصل   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. بود یکی شاه که در ملک و مال   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. زلیخا بود ازین صورت، تهی دل   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. شب که زد تیرگی مهرهٔ گل   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. پیش سودائیان تخت جلال   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. چون سلامان را شد اسباب جمال   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

م

  1. بسم الله الرحمن الرحیم   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. لله الحمد قبل کل کلام   (قصیده٬ از )
  3. لله الحمد قبل کل کلام   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. چنین است در سفرهای قدیم   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. چون سلامان گشت تسلیم حکیم   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ن

  1. از کمانداران خاص اندر زمان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. تاریخ نویس عشقبازان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. حسدورزان یوسف بامدادان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. خوش است از بخردان این نکته گفتن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. داشت غوکی به لب بحر وطن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. درین دیر کهن رسمی ست دیرین   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. زنده دلی از صف افسردگان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. سکندر ز اقصای یونان زمین   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. شناسای تاریخ های کهن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. شهریاری بود در یونان زمین   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. قطره چون آب شد به تابستان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  12. لیلی چو ز باغ مرگ مجنون   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  13. نقش سراپردهٔ شاهی ست حسن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  14. نقش شفانامهٔ عیسی ست این   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  15. والی مصر ولایت، ذوالنون   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  16. پیشترین نغمهٔ باغ سخن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  17. چنین داد داننده، داد سخن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  18. چو از دستان آن ببریده دستان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  19. چون سلامان ماند ز ابسال اینچنین   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  20. چون سنائی شه اقلیم سخن   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  21. چون مانع دل رمیده مجنون   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  22. گهرسنج این گنج گوهرفشان   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ڼ

و

  1. ای قوی ربقهٔ اخلاص به تو   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ه

  1. بحمدالله که بر رغم زمانه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. ترک آزار کردن خواجه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. دبیر خردمند دانش پژوه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. زلیخا بود یوسف را ندیده   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. سخن پرداز این شیرین فسانه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. شه چو شد آگاه بعد از چند گاه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. طغراکش این فراق نامه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. عزیز مصر چون افگند سایه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. می شد اندر حشم حشمت و جاه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. پیری از نور هدا بیگانه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. چنین زد خامه نقش این فسانه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  12. کرد چون دانا حکیم نیک خواه   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ی

  1. آن بانوی حجلهٔ نکوئی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  2. ای حیات دل هر زنده دلی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  3. ای درین کارگه هوش ربای   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  4. باشد اندر صورت هر قصه ای   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  5. بود در جود و سخا دریا کفی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  6. بود در مرو شاه جان زالی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  7. خوش نغمه مغنی حجازی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  8. در نواحی مصر شیرزنی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  9. درین نوبتگه صورت پرستی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  10. دلا تا کی درین کاخ مجازی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  11. زلیخا کرد بعد از ره نشینی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  12. شبی خوش همچو صبح زندگانی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  13. شیر خدا شاه ولایت علی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  14. طبال سرای این عروسی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  15. عزیز آمد به فر شهریاری   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  16. قصهٔ عاشقان خوش است بسی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)
  17. مجنون به هزار نامرادی   (مثنوی٬ از هفت اورنگ)

ئ

ې

ي

ۍ

ء



| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us