څوچه پاتي یو افغان وي - تل بدا افغانستان وي   |    تا زنده یک افغان است - جاوید افغانستان است
خبرنامه
NEWSLETTER
ابزار
UTILITIES
ورود به کارگاه
MEMBERS LOGIN
تماس با ما
CONTACT US
facebook



داکترببرک ارغند یکی از چهره های سرشناش و نام آور کشور در گستره یی داستان نویسی به ویژه رُمان است . در سال هزارونهصد چهل و نه میلادی در شهر کابل در یک خانواده ی روشنفکر به دنیا آمده است. مادرش خورشید و پدرش غلام محی الدین نام داشت. به ترتیب در ولایات بلخ ، کابل و قندهار در لیسه های باختر ، حبیبیه و میرویس هوتکی درس خوانده است. دانشکده ی ادبیات و علوم بشری وقت را در کابل تمام نموده و دکتورا در رشته ی روزنامه نگاری را از یونوورستی صوفیه- بلغارستان به دست آورده است. داکتر ببرک ارغند از سی سال به این سو می نویسد. زادگاه پدری ببرک ارغند قریه ی ارغندهِ ولسوالی پغمان ِ ولایت کابل است. این قریه در بیست کیلومتری شهر کابل موقعیت دارد. خانواده ی پدری اش از ریشه ی سلیمانخیل، از شاخه ی ستانکزایی تترخیل می باشد که همان ارغند یوال های امروزی باشند. و تخلص موصوف نیز از همین واژه ریشه دارد. ملا عبدالحق ارغند یوال در جنبش مشرو طیت اول ، نظام الدین خان ارغند یوال در جنبش مشروطیت دوم ، پروفیسور محمد انور ارغند یوال و چند تن شایسته ی دیگر، از پرورده گان همین قریه ی کوچک اند. اجداد مادری موصو ف با پنجصد فامیل از اقارب و خویشاوندان خویش ، در زمان زمامداری احمدشاه بابا، بنابر دلایل سیاسی، از سمرقند و بخارا به افغانستان کوچیده اند و پس از توافق شاه مذکور در منطقه ی کوهدامن شمالی به خاطر مطبوع بودن آب و هوای آن - سکونت اختیار نموده اند. احمد شاه بابا به رییس این خانواده لقب « نواب » را اعطا نموده است. و به همین دلیل خانوادهء مادری وی نوابی تخلص می کند. دکتور ببرک ارغند عضوشورای مرکزی اتحادیه ی نویسنده گان جمهوری افغانستان و عضو هیات رییسه ی اتحادیه ی ژورنالستان جمهوری افغانستان بوده و در سال ( ۱۳۶۹) لقب کارمند شایسته ی فرهنگ جمهوری افغانستان را دریافت کرده است. وی افزون بر سایر وظایف رشته یی ، اولین مدیر مسوول و بنیانگذار هفته نامه ی درفش جوانان و اولین مدیر مسوول و بیانگذار مجله ی فرهنگی وطن و مدیر مسوول مجله ی زراعت ( دهقان ) بوده است. ببرک ارغند گرچه از دیر زمانی دست اندرکار نویسنده گی بوده است؛ ولی رمانهای پر آوازه ی « پهلوان مراد و اسپی که اصیل نبود » ، « کفتربازان » و « سفر ِ پرنده گانِ بی بال » اوج کار آفرینشی وی به شمار رفته و این سه رمان توجه کسانی را هم که پیشتر از آن به دلایل سیاسی و اندیشه یی حاضر نبودند وی را در جرگه ی نویسنده گان سرشناس افغانستان بپذیرند، جلب کرد و با واکنش های تحسین آمیز آنان مواجه گردید. رمان« پهلوان مراد و اسپی که اصیل نبود » در سال روان خورشیدی (۱۳۸۶) اقبال تجدید چاپ یافت. آثار داستانی موصوف را به صورت کل می شود به دو بخش جدا کرد : آثار قبل از مهاجرت و آثار بعد از مهاجرت. آثار قبل از مهاجرت (به اروپا) عبارت اند از : ۱- دشت الوان ، مجموعه ی داستانهای کوتاه ؛ ۲- د فترچهء سرخ ، مجموعه ی داستانهای کوتاه ؛ ۳- مرجان ، مجموعه ی داستانهای کوتاه ؛ ۴- شوراب ، داستان دراز ؛ ۵ - حق خدا حق همسایه، داستان دراز ؛ ۶ - اندوه ، داستان دراز که اقبال چاپ ِ مستقل و جداگانه را نیافت و در پاورقیهای روز نامه ی انیس آن زمان باقی ماند ؛ ۷- راه سرخ، داستان دراز( در سه کتاب ) ؛ ۸- مردانِ مسلح ، نمایشنامه ( در ستیژ کابل ننداری به نمایش درآمد. ) ۹- آدمها، نمایشنامه. داستانهای کوتاه « مردی که حامله بود» ،« صبحگاه در خانه ی قناد» ،« کوچه های آتش گرفته» و عده ی دیگراز نوشته های وی در مطبوعات کشور به صورت پراگنده به چاپ رسیده اند. عده یی از داستانهای کوتاهش به گونهء مثال :« میرزا و دوستش حمزه» ،« حافظ ،من و زمزمه» ،« خواستم پشک داشته باشم» ،« فیروزه بانو» و داستان میانه « جذامی » در گیرو دار حوادث و جنگهای داخلی کشور از میان رفته اند. آثاری که در هجرت نوشته است عبارت اند از: ۱۰- داستانهای کوتاه « شهر شکسته» ، « و سوم این که» ، « سایه» ، « آیینه و خنجر» ،« کلید هفتم» ، « یلدا » ، « شراره » ،« مرغ آمین»و« ساز ها و آوازها » که عده یی از این نوشته ها به شیوهء ریالیسم جادویی نگارش یافته اند. ۱۱- « پهلوان مراد واسپی که اصیل نبود» ، رمان در چهار صد و بیست و هفت صفحه که در سال ۲۰۰۸ میلادی تجدید چاپ شد . ۱۲-« کفتربازان »، رمان در چهار صد و پنجاه صفحه ؛ ۱۳-« سفر ِ پرنده گانِ بی بال » رمان در چهار صد وشصت وپنج صفحه. فلم هنری لحظه ها به اساس داستان همین نویسنده روی نوار آمده است. به عقیده ی صاحبنظران اهمیت نوشته ها به ویژه رُمانهای این نویسنده ، بيش از هر جهت ديگر ی در ثبت هنرمندانه ی شيوه ی زنده گی و برخی جنبه های فرهنگ و فلکلور مردم برای نسل های آينده است، فرهنگ و فلکلوری که ممکن است باد جاری گلوباليزم، آن را از برخی جهات به کلی دگرگون سازد و احتمالاً هم از بيخ و بن برچيند و شيوه ی زنده گی مردم هم خواهی نخواهی در تداوم و قوام روندهای جاری در افغانستان ناگزير از بيخ و بن دگرگون خواهد شد. از برکت همين ويژه گی ، رمان های ببرک ارغند در آينده ها نيز به تاق نسيان نخواهد رفت . مطبوعات بیرون مرزی رمانهای اخیر این نویسنده را ژرف ، پرمایه و در خور ستایش دانسته اند و به ویژه ( سفر پرگنده گانِ بی بال ) وی را در شماریِ آثاری چون « خوشه های خشم » ( ازاشتاین بک، برنده ی جایزی نوبل ) چون « پلی بر رود خانه ی درینا» (ازا یواندریج ، برنده جایزه ی نوبل) ،«رود بارِ آهن » ( از سیرافیموویچ ) یا « زنگها برای کی به صدا در می آیند » ( از ارنست همینکوی ) اثری تکاندهنده ، غافلگیرکننده، بسیار گیرا و ماندگار به حساب آورده اند .

English:

پښتو :

Français:

ببرک ارغند

Babrak Arghand

ببرک ارغند

رده بندی ( ادبیات )

شغل : Profession :
روزنامه نگاری
Journalism
متولد : Born :
29-July-1949
افغانستان، کابل
دین : Religion :
اسلام، سنی
Islam، Sunni
زبان مادری : Mother tongue :
دری
Dari
قوم و قبیله : Tribe & Clan :
پشتون، ستانکزایی
Pashtun، Estanikzai
کارهای مهم : Major works :
  • ☼- در سال ( ۱۳۶۹) لقب کارمند شایسته ی فرهنگ جمهوری افغانستان را دریافت کرد
  • ☼-  اولین مدیر مسوول و بنیانگذار هفته نامه ی درفش جوانان و اولین مدیر مسوول و بیانگذار مجله ی فرهنگی وطن و مدیر مسوول مجله ی زراعت ( دهقان ) بوده است
  • ☼-  کتاب : پهلوان مراد و اسپی که اصیل نبود
  • ☼-  کتاب: کفتربازان
  • ☼-  کتاب: سفر ِ پرنده گانِ بی بال
  • ☼-  کتاب: دشت الوان ؛ مجموعه ی داستانهای کوتاه
  • ☼-  کتاب: د فترچهء سرخ ؛ مجموعه ی داستانهای کوتاه
  • ☼-  کتاب: مرجان ؛ مجموعه ی داستانهای کوتاه
  • ☼-  کتاب: شوراب ؛ داستان دراز
  • ☼-  تکاب: حق خدا حق همسایه ؛ داستان دراز
  • ☼-  کتاب: اندوه ؛ داستان دراز
  • ☼-  کتاب: راه سرخ ؛ داستان دراز
  • ☼-  نمایشنامه: مردانِ مسلح
  • ☼-  نمایشنامه: آدمها
  • ☼-  داستان کوتاه: مردی که حامله بود
  • ☼-  داستان کوتاه: صبحگاه در خانهٔ قناد
  • ☼-  داستان کوتاه: کوچه های آتش گرفته
  • ☼-  داستان کوتاه: میرزا و دوستش حمزه
  • ☼-  داستان کوتاه: حافظ ،من و زمزمه
  • ☼-  داستان کوتاه: خواستم پشک داشته باشم
  • ☼-  داستان کوتاه: فیروزه بانو
  • ☼-  داستان کوتاه: جذامی
  • ☼-  داستان کوتاه: شهر شکسته
  • ☼-  داستان کوتاه: سایه
  • ☼-  داستان کوتاه: آیینه و خنجر
  • ☼-  داستان کوتاه: کلید هفتم
  • ☼-  داستان کوتاه: یلدا
  • ☼-  داستان کوتاه: شراره
  • ☼-  داستان کوتاه: مرغ آمین
  • ☼-  داستان کوتاه: ساز ها و آوازها
مواد مرتبط
ببرک ارغند

Last Update: 2014-10-29 13:12:50.0


 
اثبات‌پذیری کامل این پژوه٬ نیازمند به منابع و تحقيقات بیشتر است. ازینرو٬ هرگونه تغيير و تحول و یا حتی٬ حذف مطالب را انتظار داشته باشید.


This section may requires more references or sources. The research in this section, may vary, change or even could be removed from the page.
Please be advised.


| حفظ اطلاعات شخصی| | ما کی استیم؟ | | آرایشگر وبسایت | | شرایط استفاده | | تماس با ما |
Privacy Policy About us WebMaster Terms of Use Contact us